
بسیاری از شرکتها بهطور فزایندهای دسترسی به ChatGPT و ابزارهای مشابه هوش مصنوعی را مسدود میکنند، عمدتاً به دلیل نگرانی از نشت احتمالی دادهها.
سازمانها نگراناند که مدلهای هوش مصنوعی حاوی اطلاعات محرمانهای باشند، که میتواند منجر به آسیبپذیریهای امنیتی شود وقتی کاربران در سراسر جهان با درخواستهای خود سعی میکنند از این مدلها استخراج کنند.
در نتیجه، شرکتها سیاستهای دیجیتالی سختگیرانهتری را اعمال کرده و دسترسی به پلتفرمهای خارجی هوش مصنوعی را محدود میسازند، حتی اگر این ابزارها میتوانند بهرهوری و نوآوری را ارتقا دهند.
دانشگاهها و مؤسسات آموزشی نیز کنترلها را سختتر میکنند و از سامانههای تشخیص برای شناسایی محتواهای تولید شده توسط هوش مصنوعی در تکالیف استفاده مینمایند.
آموزگاران بر این باورند که استفادهٔ نامحدود از هوش مصنوعی میتواند رشد تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارتهای بنیادی را مختل کند.
این موضع باعث بروز بحثهایی شده است که آیا چنین محدودیتهایی بهواقع محافظت از فرآیند یادگیری را تضمین میکند یا صرفاً مانع از ارتقای سواد فناورانهٔ دانشآموزان میشود؛ سواد فناورانهای که آیندهٔ آنان را شکل خواهد داد.
بهطور کلی، محدودیتهای افزایشی اعمالشده بر هوش مصنوعی سؤالات مهمی را دربارهٔ پیامدهای طولانیمدت برای خود مدلهای هوش مصنوعی و رابطهٔ جامعه با هوش مصنوعی نوظهور برانگیخته میکند.
محدود کردن استفاده میتواند آشنایی عمومی با هوش مصنوعی را کندتر کند و تنوع بهکارگیری آن را کاهش دهد.
در مسیر پیشرفت، یافتن تعادل میان امنیت، اخلاق و نوآوری برای اطمینان از اینکه هوش مصنوعی بهگونهای تکامل یابد که هم امنیت سازمانی و هم رشد شناختی انسان را پشتیبانی کند، امری اساسی خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید