رویکرد چندسرعتهای را بیاموزید که هویت موجودیت را تقویت میکند، اعتماد الگوریتمی را میسازد و نمایانی شما را در نتایج محرک هوش مصنوعی افزایش میدهد.
ما رزومه هوش مصنوعی را بهعنوان دارایی جدید در سطح C‑suite معرفی کردهایم که برند شما را در انتهای قیف تعریف میکند، و چشمانداز استراتژیک را ترسیم کردهایم که نشان میدهد این رزومه در حالتهای تحقیق صریح، ضمنی و محیطی چگونه عمل میکند.
پس، چگونه میتوانید این دارایی را بسازید تا در محیط سهبخشی بهخوبی رشد کند؟
پاسخ این است که از رتبهبندی در نتایج جستجو به سمت حوزه آموزش الگوریتمی متمرکز بر برند حرکت کنید – استراتژی چندسرعتهای که با سه فناوری اصلی محرک تمام موتورهای توصیهگر مدرن هماهنگ است.
اکوسیستم بازاریابی دیجیتال توسط موتورهای کمکی هوش مصنوعی بازآفرینی شده است – پلتفرمهایی مثل Google AI، ChatGPT و Microsoft Copilot که دیگر لینکهای ساده ارائه نمیدهند، بلکه پاسخهای ترکیبی و گفتوگویی میسازند.
درک چگونگی تأثیرگذاری بر این موتورها، مرز نوینی برای صنعت ماست.
گفتوگوهایی که در سال ۲۰۲۰ با گری ایلیس در گوگل و با فریدریک دوبوت، ناتان چالمرز و فابریس کانل در بینگ داشتم نشان داد که این موتورها – و بهطور گستردهتر هوش مصنوعی مدرن – همگی بر سه فناوری بنیادی یکسان تکیه دارند.
من این را تثلیث الگوریتمی مینامم. تسلط بر آن کلید موفقیت آینده شماست.
تثلیث الگوریتمی: سیستمعامل جدید برای جستجو
از این که گوگل یا ChatGPT را بهعنوان جعبههای سیاه تکقطبی در نظر بگیرید، دست بکشید.
بهجای این، آنها را ترکیبی پویا از سه فناوری مرتبط ببینید.
هر موتور کمکی هوش مصنوعی از ترکیبی منحصربهفرد از این اجزا ساخته شده است.
موتورهای جستجوی سنتی
این پایه – فهرست گسترده و زنده وب است.
این اطلاعات تازه و بهروز را که هوش مصنوعی برای پاسخ به سؤالهای درباره رویدادهای جاری یا موضوعات خاص نیاز دارد، فراهم میکند؛ بهعبارتدیگر، پنجره موتور به «این لحظه» است.
گرافهای دانش
این مغز هوش مصنوعی است – یک دانشنامه ماشینی که حقایق تأییدشده دربارهٔ دنیا را در اختیار دارد.
گراف دانش گوگل حداقل ۱۰,۰۰۰ برابر بزرگتر از ویکیپدیا است.
در همین مکان هویت اصلی برند شما ذخیره میشود. این اطلاعات قطعیت واقعی و زمینهای را که هوش مصنوعی برای جلوگیری از توهم نیاز دارد، فراهم میکند.
مدلهای بزرگ زبانی (LLMها)
این صدای هوش مصنوعی است – رابط گفتوگویی که متن شبیه به انسان تولید میکند.
LLM اطلاعات را از فهرست جستجو و گراف دانش ترکیب میکند تا پاسخ نهایی که به کاربر ارائه میشود را تولید کند.
استراتژی برند شما باید در سه بازهٔ زمانی عمل کند
هر بخش از تثلیث الگوریتمی به سرعت متفاوتی آموزش میبیند و بهروز میشود، که به این معناست که استراتژی بهینهسازی شما باید لایهبندی شود.
استراتژیهای کوتاهمدت و هدفهای بلندمدت باید با «سرعت هضم» فنی هر مؤلفه هماهنگ شوند.
کوتاهمدت (هفتهها): بر نتایج جستجو غلبه کنید
تأثیر بر نتایج جستجوی سنتی سریعترین مسیر شما به سمت نمایان شدن است.
با ایجاد محتواهای مفید و ارزشمند و بستهبندی آن برای گوگل با تکنیکهای ساده سئو، میتوانید در عرض چند هفته در نتایج جستجوهای مبتنی بر هوش مصنوعی ظاهر شوید.
اگرچه این کار اعتماد عمیق را نمیسازد، برند شما را در مجموعه تصمیمگیری زمان واقعی قرار میدهد؛ مجموعهای که موتورهای کمکی هوش مصنوعی برای ساختن پاسخها به پرسشهای خاص یا حساس به زمان از آن استفاده میکنند.
بهعنوان مثال، نکات گفتوگوی روزانه و پاسخهای فوقالخصوصی خود را به گفتوگو میآورید.
میانمدت (ماهها): ساخت پایهٔ واقعی
آموزش گراف دانش راهی برای ساختن رکورد دائمی و واقعی شماست، فرایندی که معمولاً سه تا شش ماه طول میکشد.
این کار مستلزم ایجاد خانهٔ موجودی شما – منبع نهایی حقیقت دربارهٔ شما – و تولید اطلاعات مستمر و تأییدی در تمام ردپای دیجیتالیتان است.
وقتی که درک بنیادی گوگل از من نادرست بود («صدای بووا، سگ آبی») باعث شد فرصتهای بیشماری از دست برود.
این همان کاری است که آن خطاها را اصلاح میکند.
دورهٔ بلندمدت (سالها): تبدیل شدن به دادهٔ اساسی
هدف نهایی گنجاندن در دادههای آموزشی اساسی یک LLM است.
این بازی طولانیمدت است، معمولاً نه ماه تا یک سال یا بیشتر.
به این معناست که روایت، تخصص و اقتدار برند شما بهقدر کافی بهصورت مداوم در سراسر وب حضور داشتهاند که در دورهٔ آموزشی بزرگ بعدی گنجانده میشوید.
بهمحض این که بخشی از آن دانش اساسی شوید، هوش مصنوعی نیازی به «جستجوی شما» ندارد؛ پیشاز این، او شما را میشناسد.
این قلهٔ مقدس اقتدار الگوریتمی است.
اصل یکپارچهسازی: موجودیت و اقتدار
چه هدف شما دستیابی به پیروزی کوتاهمدت در نتایج جستجو باشد و چه هدف ماندگار بلندمدت در یک LLM، نیاز اساسی یکسان است. الگوریتم همیشه سه سؤال میپرسد:
- این موجودیت کیست؟
- آیا میتوانم به او اعتماد کنم؟
- آیا او یک مرجع است؟
به همین دلیل استراتژی شما باید بر پایهٔ بنیاد SEO موجودیتی، N‑E‑E‑A‑T‑T – گسترش من از چارچوب E‑E‑A‑T گوگل که بهنویسیت و شفافیت میافزاید – و بر پایهٔ اقتدار موضوعی بنا شود.
هر سیگنالی که در سراسر اکوسیستم دیجیتال خود ایجاد میکنید باید برای پاسخ به این سه سؤال با وضوح و دلایل قاطع عمل کند.
مرزهای آینده: باغهای حصاردار هوش مصنوعی و عوامل کمکی هوش مصنوعی
بازی در حال تکامل است. هوش مصنوعی از صرفاً پاسخ دادن به پرسشها فراتر رفته و برای ما اقدام میکند.
من این را بهطور مستقیم تجربه کردم وقتی از ChatGPT برای خرید پدالهای گیتار استفاده کردم.
در عرض ۱۵ دقیقه، او مرا از شناخت به تصمیمی مطمئن و خرید نهایی رساند. او همچون دستیار شخصی خرید من عمل کرد.
این آیندهٔ عوامل کمکی هوش مصنوعی است.
بهزودی، عوامل بهصورت خودکار پروازها را رزرو، قرارهای ملاقات را زمانبندی و محصولات را خریداری خواهند کرد.
برای اینکه یک عامل بتواند کاری را بهنام شما انجام دهد، اطمینان الگوریتمیاش نسبت به برند نباید بهصورت احتمالی باشد – بلکه باید مطلق باشد.
برندی که عمیقترین پایهٔ فهم و اعتبار را در داخل تثلیث الگوریتمی ساخته باشد، همان برندی است که عامل انتخاب خواهد کرد.
نتیجهٔ کلیدی چیست؟
در این عصر نوین، همانطور که مربی افسانهای فوتبال پیتر رید میگفت: «بیتحرک ماندن همانند عقبرفتن است».
استراتژی دیجیتال شما باید تحول یابد. دنبال پیوندهای آبی نروید و کار آموزش الگوریتمی متمرکز بر برند را آغاز کنید.
کلید این است که درک کنیم فهرست وب سنتی همان سوختی است که بهصورت یکسان به سه مؤلفهٔ تثلیث الگوریتمی نیرو میدهد.
تمام ردپای دیجیتال شما باید بهگونهای سازماندهی شود که برای رباتها بدون اصطکاک قابل کشف، انتخاب، خزش و رندر باشد؛ بهصورت قابل هضم برای استخراج، ایندکسگذاری و حاشیهنویسی مطمئن؛ و برای الگوریتمهای پیرو، بهصورت خوشطعم و جذاب باشد.
- «بدون اصطکاک» استراتژی سئو فنی است: این زیرساخت است. اطمینان میدهد ربات میتواند محتوای شما را بدون موانع فنی کشف، انتخاب، خزش و رندر کند.
- «قابل هضم» استراتژی سئو معنایی است: این ساختار است. از HTML معنایی، زبان واضح و دادههای ساختاری استفاده میکند تا ربات بتواند محتوا را بهصورت قطعات قابلاعتماد استخراج، ایندکسگذاری و حاشیهنویسی با تقریباً قطعیت انجام دهد.
- «خوشطعم» استراتژی برند و اقتدار است: این کیفیت، عمق و زمینهٔ محتواست – بخشی که ثابت میکند چرا شما بهترین پاسخ هستید. این نشاندهندهٔ اقتدار موضوعی شما، تأیید مثبت طرفهای سوم و پژواک واضح برند دیجیتال شماست.
بهطور مهم، الگوریتم N‑E‑E‑A‑T‑T را در سه سطح ارزیابی میکند:
- محتوا: آیا این قطعه اطلاعات مفید، دقیق و بهخوبی پشتیبانی شده است؟
- نویسنده: آیا فردی که این مطلب را نوشته است یک کارشناس معتبر و قابلاثبات در این موضوع است؟
- منتشرکننده: آیا ناشر پلتفرم یک مرجع شناختهشده در این حوزه است؟
چرا لایهٔ حاشیهنویسی تعیینکننده برنده است
این ما را به مهمترین بخش فرایند میرساند.
باید هفت مرحله بنیادین ربات را درک کنید – کشف، انتخاب، خزش، رندر، استخراج، ایندکس و حاشیهنویسی – زیرا این تنها مسیر ورود به فهرست وب و تنها راه برای رسیدن به بالای پشتهٔ تثلیث الگوریتمی است.
همانطور که از گفتگوهایم با کانل از بینگ اطلاع یافتم، مرحلهٔ حاشیهنویسی اساسی است.
الگوریتمها محتوا را با بازخوانی دوباره خود محتوا انتخاب نمیکنند؛ آنها با خواندن حاشیهنویسیها – «یادداشتهای چسبان»یی که ربات ایجاد کرده – انتخاب میکنند.
آنها این حاشیهنویسیها را بر اساس دو عامل اولویت میدهند:
- ارتباط آنها با نیاز خاص (پر کردن گراف دانش، گنجاندن در دادههای آموزشی یا پاسخ به پرسش).
- امتیاز اطمینان اختصاص داده شده به آنها.
به همین دلیل بخشهای «قابل هضم» و «خوشطعم» استراتژی غیرقابل مذاکره هستند.
- کار «قابل هضم» (سئو معنایی) اطمینان میدهد که حاشیهنویسیها از نظر واقعی درست باشند.
- کار «خوشطعم» (برند و اقتدار) امتیاز اطمینی ایجاد میکند که تعیین میکند آیا الگوریتم شما را انتخاب میکند یا نه.
برای شکوفایی در فضای صریح، ضمنی و محیطی، باید این استراتژی جامع را اجرا کنید و تبدیل به پاسخ مورد اعتماد و برتر ذهن الگوریتمی شوید.
رزومهٔ هوش مصنوعی – بهویژه آنکه در یک «سوراخ خرگوشی» عمیق از تحقیق صریح ثابت بماند – هدف نیست. این یک محصول جانبی از انجام صحیح کار است.
برندهایی که موفق میشوند، آنهایی خواهند بود که الگوریتمها را بهعنوان موجودات قدرتمند میدانند که باید از طریق یک برنامهدرسی منظم به آنها آموزش داد.
امروز شروع به ساختن این برنامهدرسی کنید، زیرا عوامل کمکی هوش مصنوعی فردا در حال یادگیری هستند.
دیدگاهتان را بنویسید