هوش مصنوعی جستجو را تغییر میدهد، اما سئوی سنتی همچنان اکثر ترافیک را هدایت میکند. دادههای واقعی نشان میدهند کدام تاکتیکها همچنان عملکرد دارند.
هوش مصنوعی مولد در حال حاضر همهجا حضور دارد. در برنامههای کنفرانسها حضور پر رنگی دارد، فیدهای لینکدین را پر میکند و طرز تفکر بسیاری از کسبوکارها درباره جستجوی ارگانیک را دگرگون میکند.
برندها برای بهینهسازی چکیدههای هوش مصنوعی، ساخت تعبیههای برداری، ترسیم خوشههای معنایی و بازطراحی مدلهای محتوا حول مدلهای زبانی بزرگ (LLM) تلاش میکنند.
حقیقت سادهای که کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که برای اکثر وبسایتها، پلتفرمهای هوش مصنوعی همچنان نقش کوچکی در ترافیک کلی دارند.
جستجوی هوش مصنوعی در حال رشد است، بدون شک.
اما در اکثر موارد، مجموع جلسات ارجاعی از تمام پلتفرمهای مدل زبانی بزرگ (LLM) بهتنهایی تنها حدود ۲ تا ۳ درصد از ترافیک ارگانیک که فقط گوگل ارائه میدهد، میرسد.

با وجود این فاصله، بسیاری از تیمها زمان بیشتری را صرف دنبال کردن استراتژیهای هوش مصنوعی میکنند تا اصلاح اصول سئوی ساده ولی تأثیرگذار که همچنان نتایج قابلقابلیتسنجی را به ارمغان میآورند.
بهجای بهبود آنچه امروز بیشترین اهمیت را دارد، آنها بیش از حد در آینده سرمایهگذاری میکنند و در حال حاضر عملکرد ضعیفی نشان میدهند.
این مقاله بررسی میکند که چگونه تمرکز محدود بر هوش مصنوعی میتواند تاکتیکهای سئو اثباتشده را پنهان کند و نمونههای عملی و دادههای واقعی را نشان میدهد که این اصول هنوز امروز تأثیرگذارند.
۱. بردهای سریع سئو هنوز نتایج چشمگیری میدهند
در زمانی که همهکس به مسائلی چون تعبیههای برداری و روابط معنایی وسواسی هستند، بهراحتی میتوان فراموش کرد که بهروزرسانیهای کوچک میتوانند تأثیر بزرگی داشته باشند.
به عنوان مثال، برچسبهای عنوان هنوز یکی از سادهترین و مؤثرترین ابزارهای سئو برای استفاده هستند.
و اغلب یکی از عنصرهای صفحهای هستند که بیشتر وبسایتها بهدرستی استفاده نمیکنند؛ یا بهکلیدواژههای نادرست هدف میگیرند، یا تنوعات را لحاظ نمیسازند، یا اصلاً هدفی ندارند.
چند هفته پیش، یک مشتری تنها با افزودن «& [کلیدواژه]» به برچسب عنوان موجود در صفحه اصلیاش، موفقیت چشمگیری بهدست آورد. هیچچیز دیگری تغییر نکرد.
رتبهبندی کلیدواژهها بهسرعت افزایش یافت و همچنین کلیکها و نمایشها برای پرسشهای شامل آن کلیدواژه رشد کردند.


همه اینها تنها با تغییر برچسب عنوان یک صفحه بهدست آمد.
اگر این را همراه با دیگر تاکتیکها، مانند ویرایش محتوای درون صفحه، لینکسازی داخلی و بکلینکسازی در چندین صفحه ترکیب کنید، رشد ادامه خواهد یافت.
ممکن است ساده بهنظر برسد، اما همچنان کار میکند.
و اگر فقط بر استراتژیهای پیشرفته جغرافیایی (GEO) تمرکز کنید، ممکن است تاکتیکهای سادهای که تأثیر فوری و قابلمشاهدهای دارند را نادیده بگیرید.
۲. تازگی محتوا و اعتبار هنوز برای کلیدواژههای رقابتی اهمیت دارند
یک تاکتیک دیگر که با ظهور هوش مصنوعی بهکمکم نادیده گرفته شده است، تکنیک «آسمانخراش» (skyscraper technique) نام دارد.
این روش شامل شناسایی مجموعهای از کلیدواژهها و صفحات موجودی است که پیشتر برای آنها رتبه دارند، سپس منتشر کردن نسخهای بهطور محسوسی قویتر که هدفش پیشی گرفتن از نتایج موجود است.
درست است که وب از محتواهای مشابه در موضوعات گوناگون پر شده است، بهویژه برای کلیدواژههایی که در اکثر ابزارهای تحقیق قابل مشاهده هستند.
اما هنگامی که یک سایت دارای اعتبار کافی، حق واضحی برای پیروزی و تازگی محتوا باشد، این رویکرد همچنان میتواند بسیار مؤثر باشد.
من این را بارها شاهد بودهام.
در ادامه، دادههای Google Search Console از یک مقاله اخیر که برای یک مشتری درباره یک موضوع محبوب و دیرینه، که صفحات متعددی در آن رقابت میکردند، منتشر کردیم را میبینید.
این پست تقریباً بلافاصله به رتبه دوم صعود کرد و شروع به تولید کلیکها و نمایشهای جدید خالص کرد.

چرا این کار کرد؟
سایت دارای اعتبار قوی بود و بخش عمدهای از محتوای پیشرفتهتر آن، منسوخ و قدیمی بود.
اگر در انتشار هزارمین مقاله درباره یک موضوع تثبیتشده تردید دارید، این تردید قابلدرک است.
این رویکرد برای همه سایتها کار نخواهد کرد. اما نادیده گرفتن کامل آن میتواند به معنی از دست رفتن فرصتهای روشن و با اعتماد بالا باشد.
۳. تجربه کاربری همچنان یک عامل مهم برای تبدیل است
سر و صدای بیش از حد پیرامون تجربههای خرید مبتنی بر هوش مصنوعی باعث شده برخی تیمها بر این باور باشند که بهینهسازی سنتی وبسایت در حال منسوخ شدن است.
فرضیهای در حال رشد وجود دارد که دستیاران هوش مصنوعی بهزودی اکثر تعاملات را بر عهده بگیرند یا کاربران مستقیماً در پلتفرمهای هوش مصنوعی تبدیل شوند بدون اینکه به وبسایت مراجعه کنند.
بخشی از این آینده در حال شکلگیری است، بهویژه برای برندهای تجارت الکترونیک که در حال آزمایش ویژگیهایی مثل پرداخت لحظهای در ChatGPT هستند.
اما بسیاری از وبسایتها محصولی را نمیفروشند.
و حتی برای آنهایی که میفروشند، اکثر برندها هنوز حجم قابلملاحظهای ترافیک از جستجوی سنتی دریافت میکنند و همچنان برای تبدیلها به دکمههای فراخوانی (CTA) و سیگنالهای داخل صفحه متکی هستند.
همچنین مهم نیست کاربر از طریق چه مسیری وارد میشود – جستجوی ارگانیک، جستجوی پولی، ارجاعهای هوش مصنوعی یا بازدید مستقیم.
یک سایت سریع، تجربه کاربری قوی و قیف تبدیل واضح همچنان اساسی هستند.
بهبودهای واضحی در عملکرد وجود دارد که با بهینهسازی این عناصر حاصل میشود.
در ادامه نتایجی که بهتازگی برای یک مشتری پس از یک آزمون ساده CTR بهدست آوردیم، آورده شده است:

برندهایی که به سرمایهگذاری در تجربه کاربری و بهینهسازی نرخ تبدیل ادامه میدهند، نسبت به برندهایی که این کار را نمیکنند، عملکرد بهتری خواهند داشت.
این فاصله احتمالاً با طولانیتر شدن زمان انتظار تیمها برای آنکه هوش مصنوعی بهطور کامل قیف تبدیل را جایگزین کند، بیشتر خواهد شد.
هوش مصنوعی جستجو را دگرگون میکند، اما آنچه مؤثر است همچنان مهم است
هیچچالشی وجود ندارد که هوش مصنوعی در حال دگرگون کردن چشمانداز جستجو است.
این تکنولوژی رفتار کاربر را تغییر میدهد، نتایج صفحات جستجو (SERP) را تحت تأثیر قرار میدهد و مدلهای انتساب را پیچیده میکند.
اما خطر بزرگتر برای بسیاری از کسبوکارها، نه دستکمبودن هوش مصنوعی بلکه واکنش بیش از حد به آن است.
جستجوی ارگانیک سنتی همچنان اصلیترین منبع ترافیک برای اکثر وبسایتها است و اصول سئو در صورت اجرای درست، هنوز نتایج قابل توجهی میدهند.
- بردهای سریع واقعی هستند.
- محتوای با کیفیت بالاتر همچنان مورد تقدیر قرار میگیرد.
- بهینهسازی تجربه کاربری نشانهای از برچیده شدن نشان نمیدهد.
اینها تنها چند نمونه از تاکتیکهایی هستند که امروز همچنان مؤثرند.
بهطور مهم، این تلاشها بهصورت جداگانه عمل نمیکنند.
بهبود اصول پایه یک وبسایت میتواند دیدهبانی ارگانیک را تقویت کرده و در عین حال عملکرد جستجوی پولی و دیدهبانی مدلهای زبانی بزرگ (LLM) را نیز پشتیبانی کند.
آگاهی از تحولات هوش مصنوعی و برنامهریزی برای آینده ضروری است.
این نباید به هزینه استراتژیهایی باشد که در حال حاضر رشد قابل اندازهگیری را ایجاد میکنند.
دیدگاهتان را بنویسید