دسته: دیجیتال مارکتینگ

  • چرا ۲۰۲۶ می‌تواند سال بازاریابی ضد هوش مصنوعی باشد

    یک واکنش مخالف نسبت به هوش مصنوعی در حال ریشه‌دار شدن است.
    miniseries/E+/Getty Images

    دور زدن از آشغال، محتوای بی‌کیفیت تولیدشده توسط هوش مصنوعی که به اسلایدهای همکاران، فیدهای رسانه‌های اجتماعی، رسانه‌های خبری و حتی آگهی‌های املاک نفوذ کرده، سخت‌تر شده است.

    «آشغال به همه‌جا می‌ریزد»، نوشت ویراستاران Merriam-Webster که واژه «آشغال» را به‌عنوان واژهٔ سال ۲۰۲۵ انتخاب کردند. «مانند لجن، گل‌گل و آلای خاکی، آشغال صدایی مرطوب دارد که نشانگر چیزی است که نمی‌خواهید لمس کنید.»

    به همین دلیل است که لحظه‌ای به کرهٔ بلورین خود نگاهی می‌اندازم و یکی از پیش‌بینی‌های ناخوشایند انتهای سال را می‌گویم: سال ۲۰۲۶ سال بازاریابی «صددرصد انسانی» خواهد شد.

    به حرف من گوش کنید.

    آشغال هوش مصنوعی معمولاً تصاویری بی‌ضرر مثل «عیسی میگو» یا سریال‌های گربه‌ای با چشم‌های بزرگ را به یاد می‌آورد. اما این تصاویر به‌تدریج پیچیده‌تر می‌شوند و برای حتی کسانی که با اینترنت بزرگ شده‌اند و خود را کارشناس یا حداقل شکارچی مناسبی از محتوای تقلبی می‌دانند، بحران اعتمادی ایجاد می‌کند. نشانه‌های معمول — نورپردازی غیرطبیعی، دست‌های ناهماهنگ، پس‌زمینه‌های نامتناسب — به‌طور قابل‌توجهی صاف شده‌اند.

    یک اسکرول ساده در TikTok اکنون حس یک آزمون دارد: آیا تقلب را شناسایی کردید یا به‌صورت بی‌توجهی دوبار روی ویدئوی خرگوش‌های پرش‌کننده روی طناب‌پر کلیک کردید؟ (می‌دانید که فریب خورده‌اید! همهٔ ما همین‌طور شدیم!)

    احساس ناخوشایندی است که فریب خوردیم. و نشانه‌ای از واکنش مخالف هم‌اکنون آغاز شده است.

    ماه گذشته، غول رادیو و پادکست iHeartMedia شعاری با عنوان «انسانی تضمین‌شده» را معرفی کرد و به کاربران وعده داد که از «شخصیت‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی» یا پخش موسیقی تولیدشده توسط هوش مصنوعی استفاده نخواهد کرد.

    تحقیقات داخلی این شرکت صوتی مستقر در سان‌آنتونیو نشان داد که ۹۰٪ از شنوندگان — حتی کسانی که خود از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده می‌کنند — می‌خواهند محتواهایشان توسط انسان ساخته شود.

    «مهم است که به‌عنوان بازاریابان به یاد داشته باشیم که در موقعیتی بسیار نازک در دوران پرنوسان، چه در آمریکا و چه در سراسر جهان، قرار داریم»، گفت باب پیتمن، مدیرعامل iHeartMedia، در بیانیه‌ای که این پاییز منتشر کرد. «مصرف‌کنندگان تنها به دنبال راحتی نیستند — آن‌ها به دنبال معنا هستند.»

    iHeartMedia تنها نیست. اوایل این ماه، ویراستاران The Tyee، یک سایت خبری مستقل در کانادا، تصمیم خود برای اتخاذ سیاست عدم استفاده از هوش مصنوعی را اعلام کردند و گفتند که «خبرنگاری که توسط هوش مصنوعی نوشته یا تولید شده است» را منتشر نخواهند کرد. (البته این یک خبرگزاری کوچک است و به‌ندرت یا به‌هیچ‌یک از رسانه‌های بزرگ تعهد مشابهی داشته‌اند. اما چندین روزنامهٔ مشهور که به‌سرعت هوش مصنوعی را پذیرفته‌اند، اکنون با پیامدهای آن مواجه هستند؛ به‌ویژه واشنگتن پست که اخیراً یک ربات پادکست پر از خطا منتشر کرده که به‌طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفته است.)

    در هالیوود، جایی که هوش مصنوعی اغلب به‌عنوان تهدیدی وجودی دیده می‌شود، برخی خالقان این پیام را به‌وضوح به مخاطبان منتقل می‌کنند. «این برنامه توسط انسان‌ها ساخته شده است» در بخش اعتبارات سریال «Pluribus»، مجموعهٔ موفق Apple TV که توسط خالق «Breaking Bad» وینس گیلیگان ساخته شده، دیده می‌شود. دیگران به‌صورت فعال علیه «تیلی نورود»، «بازیگری» تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مبارزه می‌کنند؛ سازندگان او سوگند می‌خورند که تیلی بیشتر یک آزمایش دیجیتال است و نه تلاشی برای جایگزینی بازیگران انسانی.

    در Pinterest، سایتی که برای تخته‌های مد و الهام‌گیری از عروسی‌ها مرجع است، پذیرش هوش مصنوعی توسط این شرکت کاربران وفادار خود را دچار فاصله‌گذاری می‌کند، همان‌طور که همکارم Ramishah Maruf ماه گذشته گزارش داد. همچنین در سراسر نیویورک، تبلیغات متروی دستگاه ضبط هوش مصنوعی قابل‌پوشیدن به نام «Friend» هدف خرابکاری‌های مستمر شده‌اند و عابران را ترغیب می‌کنند تا پیام‌هایی مانند «هوش مصنوعی دوست شما نیست» و «با همسایه‌تان صحبت کنید» بنویسند.

    یک هنرمند به‌حدی از زوال اینترنت خسته شد که افزونهٔ مرورگری به نام Slop Evader را ایجاد کرد؛ این افزونه جستجوهای وب را طوری فیلتر می‌کند که تنها نتایج پیش از نوامبر ۲۰۲۲ — پیش از انتشار ChatGPT — را نشان دهد.

    نتیجه‌گیری: ممکن است اشتباه کنم! تا کنون، واکنش مخالف به هوش مصنوعی نسبت به بخش گسترده‌ای از شرکت‌های آمریکایی که معتقدند هوش مصنوعی آیندهٔ کل اقتصاد است، بسیار کم‌رنگ است. در نهایت باید ببینیم آیا آزمایش‌های بازاریابی ضد هوش مصنوعی می‌توانند بازده واقعی داشته باشند یا نه.

    با این حال، گمان می‌کنم هرچه وال استریت و مدیران عالی‌رتبه دربارهٔ درخشش هوش مصنوعی و پتانسیل بی‌پایان آن برای افزایش بهره‌وری و حتی خلاقیت اظهار نظر کنند، مردم بیشتری آن را به‌عنوان دام می‌بینند.

    تا به‌حال تجربهٔ زندگی‌مان با چت‌بات‌ها و مولدهای تصویر ترکیبی از مثبت و منفی بوده است. مطمئناً گفتن به سُورا برای ساختن ویدئویی از سگم که با سانتا‌کلوز در آسمان پاریس پرواز می‌کند، می‌تواند سرگرم‌کننده باشد. و بله، گاهی یک چت‌بات بهتر از جستجوی معمولی وب برای دریافت توصیه‌های سفر است. اما در عین حال یک تولیدکنندهٔ دیپ‌فیک است که می‌تواند به‌سرعت اطلاعات نادرست را گسترش دهد (همان‌طور که Grok از xAI در تیرۀ حادثهٔ تیراندازی در ساحل بوندی یک‌شنبه انجام داد) و افراد را به‌سوی توهمات، گاهی مرگبار، سوق دهد.

    ممکن است مصرف‌کنندگان و خلاقان تازه تصمیم به گفتن «کافی شد» گرفته باشند. یا حداقل، ترجیح دهند برخی چیزها هنوز به‌دست انسان‌ها ساخته شوند.

  • تبلیغ «سانتا مخفی» فیس‌بوک به عنوان بهترین تبلیغ سال ۲۰۲۵ توسط خوانندگان Ad Age انتخاب شد

    یک مرد جوان داخل خانه، زیر نورهای گرم و چشمک‌زن تعطیلات، با نگاه متمرکز به سمت کنار، ظاهری متفکر و کمی مضطرب دارد.
    تبلیغ «سانتا مخفی» فیس‌بوک توجه خوانندگان Ad Age را جلب کرد. (فیس‌بوك)

    توسط تیم ناد

  • آشنایی با برندگان جایزه آژانس سال 2025 ADWEEK

    آژانس‌های پیشرو در شکل‌دادن به فرهنگ، در یک فضای فرهنگی و فناوری که همواره در حال تغییر است.

    نوشته: آلین ویزبروت، بریتانی کیفِر، آدری کمپ، رابرت کلارا، ربکا استوارت

    آژانس سال 2025 ADWEEK

    در میان خرید و ادغام‌ها، تغییرات رهبری و ظهور هوش مصنوعی، سالی پر از نوسانات ناگهانی برای آژانس‌ها با پایان پرآشوب به‌وجود آمد. اما برندگان جایزه آژانس سال 2025 ADWEEK نه تنها بر این فراز و نشیب‌ها غلبه کردند، بلکه تمام توان خود را به کار گرفتند و خلاقیت پیشگام، استراتژی تحول‌ساز تجاری و آثار شکل‌دهنده به فرهنگ را برای مشتریان خود ارائه دادند.

    در همان زمان، این گروه از رهبران صنعت — به‌ویژه هشت نفر از یازده نفرشان مستقل هستند — کسب‌وکارهای خود را گسترش دادند، در حالی که بهترین استعدادها را جذب و حفظ کردند و شرکت‌هایشان را به مکان‌های عالی برای کار تبدیل کردند.

    تیم اجرایی Mischief

    آژانس سال 2025 ایالات متحده: Mischief @ No Fixed Address

    در پنج سالگی خود، Mischief @ No Fixed Address می‌توانست سال 2025 را با رشد، فروش یا فروپاشی به پایان برساند. اما به‌عنوان آژانس سال ایالات متحده ADWEEK برای دومین بار، Mischief مسیر خود را خلق کرد. این آژانس مستقل از روزهای زیرپایانه‌اش پیشرفت کرده و اکنون به‌عنوان شریک برای ساختن برندهای بلندمدت شناخته می‌شود. متن کامل را بخوانید.

    منبع: Billion Dollar Boy

    آژانس سال 2025 شبکه‌های اجتماعی/اینفلوئنسر: Billion Dollar Boy

    همان‌طور که خالقان محتوا و رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان کانال‌های اصلی بازاریابی تثبیت شدند، Billion Dollar Boy به‌دستاوردهای خود دست یافت. با امکاناتی از ساختن برند تا بازاریابی عملکردی، BDB از شبکه‌ای شامل بیش از ۲٬۵۰۰ خالق در ۴۲ بازار برای مشتریان خود بهره می‌برد. در مسیر صعود به صدر هرم بازاریابی خالقان، BDB توانسته تعادل دشواری را برقرار کند: گسترش جهانی بدون از دست رفتن ارتباط با فرهنگ. متن کامل را بخوانید.

    آژانس نوآور سال 2025: Special US

    Special US در ابتدای سال 2025 با مواجهه با اختلالات عمده آغاز کرد. همان‌طور که آتش‌سوزی‌های وحشی در لس‌آنجلس – خانه دفتر اصلی ایالات متحده این آژانس – رخ داد، تیم به‌سرعت دو کمپین برجستهٔ سوپر بول را تکمیل کرد. این آشفتگی محدودیت‌های Special را آزمون کرد، اما نیروی خلاقانه‌اش در سالی که تاکنون موفق‌ترین سالش بوده، نشان داد. متن کامل را بخوانید.

    منبع: Wieden + Kennedy

    آژانس جهانی سال 2025: Wieden + Kennedy

    در اوائل سال 2025، پس از ۲۷ سال توقف، نایک تصمیم گرفت به‌عنوان تبلیغ‌کننده سوپر بول بازگردد. این انتخاب باعث شد آژانس قدیمی‌اش Wieden+Kennedy در موقعیتی حساس قرار گیرد. به سبک معمول خود، W+K همه را با رویکردش شگفت‌زده کرد — اما این همان چیزی است که W+K شناخته می‌شود: کارهایی که با طنین فرهنگی جهانی هم‌پوشانی دارند. متن کامل را بخوانید.

    منبع: IW Group

    آژانس چندفرهنگی سال 2025: IW Group

    در میانهٔ کاهش شدید پیشرفت‌های تنوع، برابری و شمول در این سال، آژانس چندفرهنگی IW Group بیش از این که فقط طوفان را پشت سر بگذارد، دستاوردهایی به‌دست آورد. اگرچه درآمدها به‌تنهایی تنها کمی افزایش یافت، از ۲۳ میلیون دلار به ۲۴ میلیون دلار سالی به‌سالی، نیتا سونگ، رئیس و مسئول شتاب، آژانس را «قوی‌تر از هر زمان دیگری» توصیف کرد. متن کامل را بخوانید.

    آژانس کوچک سال 2025: Mirimar

    Mirimar در حال رشد و نشان دادن جایگاه خود است. پس از دریافت جایزه آژانس نوآور ADWEEK در سال 2024، این شرکت مستقر در ونيس، کالیفرنیای آمریکا در سال 2025 ثابت کرد که شتاب به‌دست آمده یک تصادف نیست. این آژانس در سال 2025 پنج شریک برند جدید، از جمله Poppi، Netflix و BJ’s Restaurant را به‌عنوان AOR اضافه کرد و رابطه خود را با برندهای Mammoth Brands شامل Mando، Flamingo و Lume گسترش داد. متن کامل را بخوانید.

    تیم آژانس Known

    آژانس متوسط سال 2025: Known

    در صنعتی که با معیارهای سطحی و اقتصادهای مبهم دست و پنجه نرم می‌کند، Known ثابت می‌کند که شفافیت و سودآوری می‌توانند هم‌پوشانی داشته باشند. پیام اصلی به مشتریان این است: «ما دروغ نمی‌گوییم»، گفت کرن شایرسون، رئیس و مدیر عامل. Known فقط برای خدمات و نرم‌افزارهایی که در پیشنهادهایش می‌گذارد هزینه می‌گیرد — بدون تخفیف، بدون حاشیه پنهان — و بین ۱۰٪ تا ۲۵٪ از هزینه‌های خود را به نتایج تجاری مشتریان پیوند می‌دهد. در سال 2025، این مدل ارزش خود را نشان داد. متن کامل را بخوانید.

    منبع: Code + Theory

    آژانس نوآوری سال 2025: Code and Theory

    هنگامی که توجه مصرف‌کنندگان جابه‌جا می‌شود، Code and Theory خود را برای پاسخ به این آشفتگی تغییر می‌دهد. سپس، با تیمی ترکیبی از نیمی خلاق و نیمی مهندسان، به مشتریان خود کمک می‌کند تا همین کار را انجام دهند. آژانس نوآوری سال 2025 ADWEEK که در سال 2001 با این فرض که ترکیب خلاقیت با فناوری برای حل مشکلات یک پیوند گمشده است، تاسیس شد. این آژانس می‌گوید DNA خلاقانه و مهندسی‌اش دلیل این است که بیش از ۳۵ شرکت فورچون ۵۰۰ به Code and Theory مراجعه کرده‌اند تا دکمهٔ بازنشانی را فشار دهند. متن کامل را بخوانید.

    منبع: FCB

    شبکه آژانس سال 2025: FCB

    در این سال FCB موارد زیادی برای افتخار دارد، اما این جشن ترکیبی از خوشحالی و تلخی است. شاید عجیب باشد که جایزه‌ای برده شود، وقتی که شرکت Omnicom در نوامبر تکمیل خرید IPG را انجام داد و FCB به BBDO ادغام شد — و از این رو دیگر وجود ندارد. اما منطق صفحات گسترده شرکت‌های هلدینگ متفاوت است از این حقیقت که FCB تمام توان خود را به کار گرفت، در دوره‌ای که خود آگاهی نداشت که این دور نهایی دوران ۱۵۱‑ساله‌اش است. متن کامل را بخوانید.

    تیم اجرایی Rethink به‌صورت عروسکی

    آژانس مستقل سال 2025: Rethink

    در سال بیست و پنجم فعالیت‌اش، آژانس مستقر در تورنتو Rethink از تکیه بر میراث خود امتناع کرد. این ابرقدرت مستقل در شهر خود، همچنین در نیویورک، مونترئال و ونکوور گسترش یافت، در حالی که لبهٔ خلاقیتی که نام آن را ساخته بود، تیزتر شد. «از نظر هر معیار — مالی، انسانی، کار خلاقانه — ما بهتر از هر زمان دیگری هستیم»، گفت شون مک‌دونالد، مسئول استراتژی جهانی و شریک. متن کامل را بخوانید.

    آژانس بین‌المللی سال 2025: VCCP

    از تمام کارهایی که VCCP در ۱۲ ماه گذشته تولید کرده است، هیچ‌کدام به اندازه «دیزی در برابر کلاهبرداران» نشان‌دهندهٔ فناوری، استراتژی و خلاقیتی که فصل جدید آن را تأمین می‌کند، نیست. بر پایهٔ این بینش که یک نفر از هر پنج بریتانیایی در هر هفته با تلاش کلاهبرداری مواجه می‌شود، این آژانس مستقل با استفاده از هوش مصنوعی یک «مادربزرگ» ساخت که تماس‌های مزاحم را پاسخ می‌داد و زمان کلاهبرداران را با گفت‌وگو درباره گربه‌اش، فلافی، هدر می‌داد. این کمپین سرنوشت‌ساز در سرتاسر جهان سرسنجی شد و ۴۵ میلیون دلار درآمد رسانه‌ای به‌دست آورد. همچنین به‌صورت تخمینی ۳ میلیون دلار برای مصرف‌کنندگان بریتانیا صرفه‌جویی کرد و در سال 2025، ۴۸ جایزه از جمله پنج جایزه Cannes Lions به‌دست آورد. متن کامل را بخوانید.

  • از سئو بپرسید: روابط عمومی دیجیتال یا ساخت لینک سنتی، کدام بهتر است؟

    این پرسش سئو، تغییر تمرکز از تعداد لینک‌ها به پوشش معنادار روابط عمومی را نشان می‌دهد که مشتریان واقعی و تقاضای برند را به‌وجود می‌آورد.

    از سئو بپرسید: روابط عمومی دیجیتال یا ساخت لینک سنتی، کدام بهتر است؟

    سوال این هفته در قالب پرسش سئو این است:

    آیا سئوها باید بیشتر بر روابط عمومی دیجیتال تمرکز کنند تا بر ساخت لینک سنتی؟

    در حال حاضر روابط عمومی دیجیتال معادل ساخت لینک محسوب می‌شود، چرا که سئوها به روشی جدید برای بسته‌بندی و بازفروش همان سرویس نیاز داشتند. کار واقعی روابط عمومی همیشه ارزشمندتر از ساخت لینک است، چرا که روابط عمومی، چه دیجیتال باشد چه سنتی، بر مخاطبان اصلی مشتریان و دسترسی به جمعیت‌های خاص تمرکز دارد. این امر به کسب‌وکار ارزش می‌افزاید و درآمد را افزایش می‌دهد.

    در این راستا، اگر مشتریی بخواهد تفاوت بین روابط عمومی دیجیتال و ساخت لینک را بپرسد، این‌گونه تعریف می‌کنم:

    • روابط عمومی دیجیتال: به‌دست آوردن پوشش برند و ارجاع‌ها در رسانه‌ها، نشریات تخصصی، ژورنال‌های تجاری، وبلاگ‌های تخصصی و وب‌سایت‌هایی که اجازه پست مهمان، لینک‌های پولی یا مشارکت‌کنندگان غیرمستند را ندارند، با هدف ارتقاء شناخت برند و جذب ترافیک از محتوا.
    • ساخت لینک: دریافت لینک‌ها از وب‌سایت‌ها به‌عنوان روشی برای تلاش در ارتقاء رتبه در نتایج جستجو (SERP). ترافیک یا فروش حاصل از این لینک‌ها ردیابی نمی‌شود و کیفیت وب‌سایت ممکن است زیر سؤال برود.

    روابط عمومی دیجیتال همیشه نسبت به ساخت لینک برتری دارد، زیرا این تکنیک را به‌عنوان یک کسب‌وکار می‌بینید نه یک دورهمی برای بازی با رتبه‌بندی‌ها. ساخت لینک سال‌ها پیش به یک عمل بد تبدیل شد، چون لینک‌ها کمتر مرتبط شدند، اما همچنان مهم هستند؛ بنابراین می‌خواهم تأکید کنم که این نکته به‌طور نادرست برداشت نشود که ساخت لینک را به‌طور کامل متوقف کنیم. محتوای باکیفیت به‌صورت طبیعی لینک‌ها را جذب می‌کند، از جمله ارجاع‌های رسانه‌ای. وقتی این به‌صورت طبیعی رخ دهد، سایت رشد می‌کند چون ارزش بالایی برای کاربران دارد و موتورهای جستجو می‌توانند کیفیت سایت را تشخیص دهند.

    اگر بدون ارزیابی تأثیر لینک‌ها بر ترافیک و فروش آن‌ها، به‌سازندگی لینک می‌پردازید، احتمالاً سایت خود را برای شکست آماده می‌کنید. جمع‌آوری انبوه لینک‌ها، همانند تولید محتوای انبوه با هوش مصنوعی/مدل‌های زبانی بزرگ یا ابزارهای چرخش مقاله، می‌تواند سایت را به سرعت گسترش دهد؛ اما همان‌طور که به سرعت رشد می‌کند، می‌تواند به همان سرعت هم فروبیند.

    به همین دلیل، وقتی یک لینک می‌خرم، یک تبلیغ‌نوشته (advertorial) می‌خریم یا در یک مشارکت شرکت می‌کنیم، همیشه پرسش‌های زیر را از خود می‌پرسیم:

    • آیا مخاطبان فعالی در این وب‌سایت وجود دارند که از طریق جستجوی برند برای اطلاعات به این سایت بازمی‌گردند؟
    • آیا مخاطبان این وب‌سایت بخشی از پایگاه مشتریان ما هستند؟
    • آیا مقاله‌ای که ما ارائه می‌دهیم یا در آن حضور می‌یابیم، برای کاربر مفید است و محصول یا سرویس ما به‌طور طبیعی در آن گنجانده شده است یا به‌طرز اجباری؟
    • آیا در صورتی که برای درج لینک هزینه پرداخت می‌کنیم، با وضعیت nofollow یا sponsored بودن لینک مشکلی نداریم؟

    اگر به این چهار سؤال پاسخ بله دادید، می‌توانیم لینک را بپذیریم. وجود مخاطبان فعال در وب‌سایت و بازگشت افراد به‌وسیله نام برند نشان می‌دهد که مخاطبی اعتماد به این منبع برای دریافت اطلاعات دارد. اگر خوانندگان، بازدیدکنندگان یا مشتریان با جمعیت‌شناسی مشابه یا همانند پایگاه کاربری ما باشند، منطقی است که بخواهیم در مقابل آن‌ها حضور داشته باشیم که به‌دنبال اطلاعات می‌گردند.

    ممکن است دانش مفیدی داشته باشیم که برای کاربر مفید باشد، اما اگر در زمینه مطلب مرتبط نباشد، دلیلی برای مراجعه آنها به وب‌سایت ما، استفاده از خدماتمان، خرید محصولات یا اشتراک در خبرنامه‌های ما وجود ندارد. بنابراین تا زمانی که تطبیق مناسب پیدا شود صبر می‌کنیم تا ارتباط مستقیم بین محتوایی که ارائه می‌دهیم یا تخصص‌مان در آن است و وب‌سایت ما ایجاد شود.

    برای سؤال آخر، هدف همواره ترافیک و جذب مشتری است، نه فقط به‌دست آوردن یک لینک. مالک وب‌سایت این امر را کنترل می‌کند و اگر مایل باشد به بهترین شیوه‌های گوگل (که قطعاً توصیه می‌کنیم) پایبند باشد، خوشحال خواهیم شد حتی اگر لینک را به‌عنوان sponsored یا nofollow علامت‌گذاری کند. این مهم‌ترین سؤال است. ساخت لینک برای تقلب در نتایج جستجو ایده بدی است؛ ایجاد یک برند که مردم به‌نام آن جستجو می‌کنند، هر روزی از هر لینکی پیشی می‌گیرد. این همواره هدف ما در روابط عمومی دیجیتال و ساخت لینک است: تقویت جستجوی برند.

    پس سؤال پیش می‌آید: از کجا می‌توانیم روابط عمومی دیجیتال را آغاز کنیم؟

    منابع برای دریافت ارجاع‌ها و لینک‌های روابط عمومی دیجیتال

    وقتی می‌خواهیم یک کمپین روابط عمومی دیجیتال آغاز کنیم، فهرستی از اهداف زیر را برای ارتباط تهیه می‌کنیم.

    • رسانه‌های عمومی: نام‌های شناخته‌شده‌ای مانند مجله‌ها، وب‌سایت‌های خبری و رسانه‌های محلی که در شهر، کشور یا جهان به‌صورت گسترده شناخته می‌شوند. شرط تنها این است که آن‌ها دسته‌بندی فعال داشته باشند نه فقط چند مقاله پراکنده. دسته‌بندی فعال یعنی موضوعی جذاب برای مخاطبانشان که به‌صورت مستمر در آن سرمایه‌گذاری می‌شود و احتمال حضور مشتریان ما نیز بالا است.
    • نشریات تخصصی: کنفرانس‌ها، انجمن‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی و همچنین افراد داخلی صنعت دارند وب‌سایت‌ها و نشریات چاپی که به‌عضویت‌کنندگان توزیع می‌شود. نشریه‌ای مانند Search Engine Journal می‌تواند به‌عنوان یک نشریه تخصصی برای صنعت سئو و تبلیغات کلیکی (PPC) محسوب شود، همانند SEO Roundtable یا برخی از جامعه‌های مانند Webmaster World. آن‌ها محتواهای مستقیم مرتبط با بازاریابان موتور جستجو منتشر می‌کنند و کاربران فعالی دارند؛ بنابراین اگر من یک ارائه‌دهنده خدمات سئو یا ابزار بودم، اینجا جایی است که می‌خواهم در آن به‌عنوان مهمان ظاهر شوم و لینک دریافت کنم.
    • سایت‌ها و وبلاگ‌های تخصصی: کمبود سایت‌های تخصصی و تولیدکنندگان محتوا وجود ندارد. نکته این است که سایت‌هایی را پیدا کنیم که به‌صورت عمومی اجازه پست مهمان یا تبلیغ‌نوشته نمی‌دهند و لینک به وب‌سایت‌های غیرتخصصی ندارند. این شامل سایت‌هایی می‌شود که هک شده و لینک‌های تزریقی در آن‌ها وجود دارد. حتی اگر «اعتبار» آن‌ها صفر باشد، اگر کنترل کیفی داشته باشند و تمام لینک‌ها و ارجاع‌ها به‌دست آمده باشند، ارزش دارند.
    • تأثیرگذاران: چه در یوتیوب، چه در گروه‌های فیس‌بوک، یا لینکداین که قابلیت کرال شدن دارد و یا سایر کانال‌ها، دریافت پوشش از افرادی که دنبال‌کنندگان و مخاطبان فعالی دارند، می‌تواند لینک را به‌وب‌سایت شما برساند. این ممکن است رتبه‌ها را بالا نبرد، اما مشتریان را جذب می‌کند و به کشف صفحات کمک می‌کند اگر لینک کرال شود. مدل‌های زبانی بزرگ هم محتوای خود را به‌عنوان منبع ذکر می‌کنند، پس ممکن است برای AIO نیز ارزش داشته باشد.

    ساخت لینک به هیچ‌وجه منقضی نشده است؛ لینک‌ها همچنان مهم هستند. تنها نیازی به ساخت مداوم آنها نیست. تمرکز بر کیفیت در جاهایی باشد که مخاطبان فعال وجود دارند و فرصتی برای دریافت ترافیک و درآمد وجود دارد. این همان است که در درازمدت پیشرفت می‌کند و به شما کمک می‌کند در نتایج جستجویی که اهمیت دارند، رشد کنید.

    منابع بیشتر:

    • استراتژی‌های پیشرفته ساخت لینک برای ملی، بین‌المللی و محلی
    • پیوندهای برگشت (Backlinks) بد و سمی که باید از آن‌ها اجتناب کنید
    • ۴ نوع کمپین داده‌ای در روابط عمومی دیجیتال برای سئو

    تصویر ویژه: Paulo Bobita/Search Engine Journal

  • آخرین اقدام اوبر برای جذب درآمدهای تبلیغاتی: تبدیل داده‌های سفرها و سفارش‌های تحویل به بینش‌های بازاریابان

    اوبر
    اوبر تبلیغات را در برنامه‌اش، بر روی صفحه‌نمایش‌های داخل خودرو و روی وسایل نقلیه ارائه می‌دهد. Artur Widak/NurPhoto از طریق Getty Images
    • تبلیغات اوبر پلتفرم بینش‌سازی برای بازاریابان به نام Uber Intelligence را راه‌اندازی می‌کند.
    • اوبر با LiveRamp برای تجمیع داده‌های کاربران بدون آشکار کردن هویتشان همکاری کرده است.
    • اوبر اعلام کرده است که کسب‌وکار تبلیغاتی‌اش در مسیر تولید ۱٫۵ میلیارد دلار درآمد در سال جاری است.

    اوبر می‌خواهد تبلیغ‌کنندگان با دسترسی به داده‌های میلیون‌ها سفر و تحویل سفارش‌شده توسط کاربران روزانه، بازاریابی خود را به سطح بالاتری ببرند.

    دپارتمان تبلیغاتی غول خدمات درخواست‌سفر، در روز دوشنبه، راه‌اندازی یک پلتفرم جدید به نام Uber Intelligence را اعلام کرد؛ این خبر به‌صورت انحصاری به Business Insider گزارش شد.

    Uber Intelligence که با همکاری پلتفرم اتصال داده‌ها LiveRamp به راه‌اندازی رسید، به تبلیغ‌کنندگان امکان می‌دهد تا با اطمینان داده‌های مشتریان خود را با داده‌های اوبر ترکیب کنند و بینش‌هایی درباره مخاطبانشان بر پایهٔ آنچه می‌خورند و به کجا سفر می‌کنند، استخراج نمایند.

    این پلتفرم از فناوری «clean room» شرکت LiveRamp بهره می‌برد که به شرکت‌ها امکان می‌دهد داده‌های خود را در محیطی ایمن از نظر حریم خصوصی تجمیع کنند، بدون به‌اشتراک‌گذاری یا مشاهده اطلاعات خام یا شناسایی‌پذیر مشتریان یکدیگر.

    به‌عنوان مثال، یک برند هتل می‌تواند از Uber Intelligence برای شناسایی رستوران‌ها یا مکان‌های تفریحی که می‌خواهد برای برنامهٔ وفاداری خود با آن‌ها همکاری کند، بهره‌برداری کند.

    اوبر همچنین امیدوار است که این پلتفرم به‌عنوان یک موتور رشد برای کسب‌وکار تبلیغاتی گسترده‌تر خود عمل کند. بازاریابان می‌توانند از clean room داده‌ها برای بخش‌بندی استفاده کنند؛ برای مثال، شناسایی مشتریانی که مسافران تجاری سنگین هستند و سپس هدف‌گیری آن‌ها با تبلیغات در سفر بعدی به فرودگاه از طریق برنامهٔ اوبر یا بر روی صفحه‌نمایش‌های داخل خودروهای اوبر.

    “این یکپارچگی دلیل هیجان‌مان است”، ادیون وانگ، سرپرست جهانی اندازه‌گیری در Uber Advertising، به Business Insider در یک مصاحبه گفت. او افزود هدف این است که بازاریابان بگویند: “‘اوه، من فقط اوبر را نمی‌فهمم، بلکه اوبر را در زمینهٔ بازاریابی خود می‌فهمم.’”

    راه دیگر اوبر برای کسب درآمد

    Uber Intelligence آخرین گام در تحول کسب‌وکار تبلیغاتی اوبر است. اوبر رسماً در سال ۲۰۲۲ بخش اختصاصی تبلیغات خود را راه‌اندازی کرد. این بخش مجموعه‌ای از فرمت‌های تبلیغاتی را در برنامه‌های Uber و Uber Eats، بر روی تبلت‌های داخل خودرو، در ایمیل‌های ارسالی به کاربران، و روی سقف خودروها ارائه می‌دهد.

    شرکت در ماه مه اعلام کرد که کسب‌وکار تبلیغاتی‌اش به نرخ درآمد ۱٫۵ میلیارد دلار رسیده است — عددی که انتظار دارد تا پایان ۲۰۲۵ به آن دست یابد — که نمایانگر افزایش ۶۰٪ نسبت به سال پیش است. شرکت جزئیات دقیق‌تری دربارهٔ درآمد تبلیغاتی ارائه نکرده و از زمان مه به‌روزرسانی دربارهٔ این نرخ ارائه نداده است.

    Uber Intelligence بخشی از مجموعه‌ای از خدمات سفارشی است که اوبر به بزرگ‌ترین تبلیغ‌کنندگان خود ارائه می‌دهد. اوایل امسال، یک استودیوی خلاقیت راه‌اندازی کرد که برندها می‌توانند با اوبر برای ارائهٔ کمپین‌های سفارشی همکاری کنند؛ برای مثال، ارائهٔ سواری به شرکت‌کنندگان مسابقه گرندپری فرمول یک میامی در یک خودروی لوکس با حمایت La Mer و پر از محصولات رایگان مراقبت از پوست.

    آندرو فرانک، تحلیلگر در شرکت پژوهشی Gartner، گفت که راه‌اندازی Uber Intelligence سیگنال دیگری است که نشان می‌دهد کسب‌وکار تبلیغاتی اوبر در حال بلوغ است.

    «کسب‌وکارهای تبلیغاتی در مرحله اولیه تمایل دارند تمرکز خود را صرف فروش موجودی کنند، در حالی که کسب‌وکارهای بالغ‌تر بیشتر بر ارائه ارزش متمایز از طریق هدف‌گیری و راه‌حل‌های اندازه‌گیری که به برندها کمک می‌کند تأثیر هزینه‌هایشان را درک و بهینه‌سازی کنند»، فرانک در گفت‌وگو با Business Insider بیان کرد.

    منبع منحصر به‌فرد اوبر از «داده‌های زمینی» موقعیت او را در برابر رقبایی نظیر آمازون، گوگل و سایر شبکه‌های رسانه‌ تجارت الکترونیکی که بر ارزش بینش‌های مبتنی بر داده‌های خود تأکید دارند، تقویت می‌کند، فرانک افزود. با این حال، او گفت که اوبر ممکن است نیاز داشته باشد تا به نگرانی‌های حریم‌خصوصی مرتبط با تجمیع داده‌های بسیار حساس بپردازد تا اعتماد مصرف‌کنندگان حفظ شود و با مقررات جهانی در حال تحول به‌عنوان جمع‌آورندهٔ داده‌های دست‌اول سازگار باشد.

    ویهان شارما، رئیس درآمد LiveRamp، گفت پلتفرم این شرکت تضمین‌های فنی برای اطمینان از «صفر انتقال داده» فراهم می‌کند.

    «هدف کلی فناوری clean room این است که اعتماد بین مالکین داده‌ها، مصرف‌کنندگان و اکوسیستم تبلیغاتی را ایجاد کند»، شارما گفت.

  • آیا این بازگشت فناوری تبلیغاتی مخابراتی است؟

    آلیسون شیف توسط آلیسون شیف

    کاردست: فعال‌سازی توان‌های تبلیغاتی دوگانه!

    در حدود سال ۲۰۱۵ تا اوایل ۲۰۱۸، شرکت‌های مخابراتی به شدت درباره فناوری تبلیغاتی هیجان‌زده بودند.

    آن‌ها میلیاردها دلار صرف کردند تا شرط‌بندی کنند می‌توانند داده‌های غنی مشترکان خود را به‌منظور کسب درآمد به کار ببرند و با خرید دارایی‌های فناوری تبلیغاتی، رقیبی برای پلتفرم‌های بسته (walled gardens) شوند.

    معاملات یکی پس از دیگری اضافه می‌شدند.

    • Verizon با هزینهٔ مجموعاً 9 میلیارد دلار، AOL و سپس Yahoo را خریداری کرد و آن‌ها را در یک شرکت فرعی رسانه دیجیتال به نام Oath ادغام کرد.
    • AT&T، AppNexus را به‌قیمت ۱٫۶ میلیارد دلار خریداری کرد و با ادغام واحدهای فروش تبلیغاتی، تلویزیون هدفمند و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، Xandr را تشکیل داد تا یک پلتفرم کامل فناوری تبلیغاتی ایجاد کند.
    • اپراتور سنگاپوری Singtel به سرعت پنج شرکت فناوری تبلیغاتی را در کمتر از پنج سال خرید: پلتفرم تبلیغاتی موبایل‑محور Amobee و سپس (از طریق Amobee) شبکه تبلیغات دیجیتال Adconion، استارتاپ تبلیغات بومی Kontera، DSP Turn و پلتفرم ویدئویی Videology.
    • شرکت مخابراتی اسپانیایی Telefonica صرافی تبلیغات موبایل خود را راه‌اندازی کرد.
    • شرکت مخابراتی نروژی Telenor ارائه‌دهندهٔ چنددستگاهی Tapad را خریداری کرد.
    • اپراتور کابل Altice پلتفرم تبلیغات ویدئویی Teads را خریداری کرد.
    • و T‑Mobile شبکه تبلیغات ویدئویی/دیجیتال OOH برای سرویس‌های اشتراک‌سفر Octopus Interactive را خرید، سپس پلتفرم داده‌های مکانی Blis و پلتفرم برنامه‌ریزی DOOH Vistar Media را به‌دست آورد.

    این یک جست‌وجوی طلا کوچکی بود.

    رونق، سقوط، تجدید

    اما این شور و شوق مدت کوتاهی دوام داشت. بیشتر اپراتورهای مخابراتی – به‌جز T‑Mobile – به‌سرعت اشتیاق خود را نسبت به فناوری تبلیغاتی از دست دادند.

    همسامی‌های مورد انتظار هرگز به حقیقت نپیوستند، و مدیران ارشد اپراتورها تعجب می‌کردند که چرا خود را در معرض خطرات احتمالی حریم‌خصوصی قرار می‌دهند، در حالی که تبلیغات برایشان به‌عنوان بخشی ناچیز نسبت به صدها میلیارد دلار درآمد سالانه از خدمات ارتباطی و اشتراکی شناخته می‌شود.

    در نتیجه Oath تغییر نام یافت و به‌تدریج به قطعات مختلف فروخته شد. AT&T پس از شکست‌های یکپارچه‌سازی، مسائل حریم‌خصوصی و عملکرد ضعیف، Xandr را به مایکروسافت فروخت. Telenor Tapad را با ضرر به Experian فروشند. Altice Teads را به Outbrain واگذار کرد. Singtel Amobee و ترکیبی از دارایی‌های فناوری تبلیغاتی دیگر را به Tremor International با قیمتی برابر با کسری از قیمت اولیه واگذار کرد. Axonix هرگز جذب یا مقیاس قابل توجهی پیدا نکرد و Telefónica پس از سال‌ها زیان، سهم خود را به Blackstone فروخت.

    با این حال، تقریباً یک دهه پس از آن، این ایده از بین نرفته است. در حقیقت، دوباره به‌ظهور آمده؛ این بار در بازارهای جدید، تحت چارچوب‌های حریم‌خصوصی سخت‌گیرانه‌تر و با استفاده از یک راهبرد متفاوت.

    یک مثال از این رویکرد جدید از Novatiq (که پیش‌تر با نام Smartpipe شناخته می‌شد) می‌آید؛ این پلتفرم فناوری مستقر در بریتانیا به اپراتورهای مخابراتی کمک می‌کند تا با استفاده از سیگنال‌های موافقت‌نامه‌ای از سوی اپراتورها، داده‌های مشترکان خود را به شناسه‌های دیجیتالی ایمن برای حریم‌خصوصی تبدیل کنند و بدون ارسال اطلاعات شخصی به خارج از شبکه، تبلیغات هدفمند را انجام دهند.

    اکثر مشتریان Novatiq در خاورمیانه، آفریقا و اروپای شرقی مستقر هستند، جایی که اپراتورها نسبت به بازار آمریکا که در آن اپراتورها محتاط می‌مانند، تمایل بیشتری به اتخاذ روش‌های جدید برای کسب درآمد از داده‌ها نشان می‌دهند.

    تانی فیلد، هم‌بنیان‌گذار و مسئول محصول اصلی Novatiq، گفت: دو دلیل اصلی برای این اضطراب وجود دارد.

    اول اینکه، اپراتورهای آمریکایی «کمی از تجارب قبلی خسته شده‌اند»، به گفته فیلد. «آن‌ها مقدار زیادی پول صرف کردند اما نتوانستند به‌درستی این کار را انجام دهند.»

    همچنین می‌ترسند که درخواست از مردم برای به اشتراک‌گذاری داده‌هایشان ممکن است باعث نفرت آن‌ها شده یا حتی آن‌ها را از خود دور کند. اما این نگرانی عمدتاً بی‌اساس است، فیلد افزود.

    من شخصاً این احتیاط آن‌ها را نمی‌فهمم، چون فقط به تمام داده‌هایی که توسط ارائه‌دهندگان OTT جمع‌آوری می‌شود نگاهی بیندازید؛ و شرکت‌های مخابراتی رابطه‌ای اعتمادپذیرتر با مشترکان خود دارند، زیرا می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد، فیلد گفت. «اما من شروع به دیدن شواهدی کرده‌ام که ذهنیت در حال تغییر است.»

    شرکت‌های مخابراتی، بار دوم

    چندین عامل این تغییر نگرش را تحریک می‌کنند، از جمله قوانین حریم‌خصوصی سخت‌گیرانه‌تر که مشخص می‌سازند چه چیزی مجاز است و موفقیت‌های اولیه در بازارهای خارجی که نشان می‌دهد می‌توان تعادل بین اعتماد کاربر و جریان‌های درآمدی جدید را برقرار کرد.

    فن‌آوری Novatiq مستقیماً با سامانه‌های داخلی اپراتور یکپارچه شده و به‌طور کامل درون دیواره‌آتش آن عمل می‌کند. هر بار که یک مشترک به اینترنت متصل می‌شود، این پلتفرم یک کد موقت و ناشناس را داخل محیط امن همان اپراتور تولید می‌کند.

    اما این در عمل چگونه به‌نظر می‌رسد؟

    در همکاری با یک اپراتور در خاورمیانه، Novatiq کمپینی برای آمازون اجرا کرد که آگهی‌ها را بر أساس زبان کاربر و این‌که آیا برنامه Amazon Prime Video را پیش از این دانلود کرده‌اند یا نه، سفارشی‌سازی کرد. این کمپین نسبت به کمپین‌هایی که از این نوع هدف‌گیری استفاده نمی‌کردند، عملکردی ۳۰۰٪ بهتر داشته است.

    در همین حال، اپراتور دیگری در همان منطقه از فناوری Novatiq برای بهینه‌سازی بازاریابی خود استفاده کرد و هزینه‌های کمپین را ۶۸٪ کاهش داد در حالی که تعامل مشتریان را ۱۲٪ افزایش داد.

    این نتایج اولیه نشان می‌دهد چه چیزهایی ممکن است زمانی که اپراتورها جایگاه خود را در بستر تبلیغات دیجیتال بازنگری می‌کنند، فیلد گفت.

    فیلد گفت: «شرکت‌های مخابراتی به‌ طور گسترده‌ای کالایی‌سازی می‌شوند، همانند خدمات عمومی.» او افزود: «بنابراین آن‌ها باید فعال‌تر باشند و فرصت موجود را بپذیرند، به‌جای این‌که آن را به‌عنوان یک مشکل بالقوه ببینند.»

    🙏 از مطالعه‌تان سپاسگزارم! همچنین، زنگ، زنگ، این برای من. همان‌طور که همیشه، می‌توانید یک پیام برای من بگذارید به allison@adexchanger.com با هر نظر یا بازخوردی.

  • استراتژی بازاریابی ضد‑هوش مصنوعی هوش مصنوعی

    شرکت هوش مصنوعی Anthropic به‌تازگی یک پاپ‑آپ در وست ویلیج باز کرد که به‌عنوان «منطقه صفر لغزش» شناخته شد. برای بازدیدکنندگان کلاه‌های بیسبالی با کلمه «تفکر» روی آن‌ها، قهوه و نسخه‌های چاپی مقاله‌ای تقریباً ۱۵٬۰۰۰ کلمه‌ای از مدیرعامل شرکت با عنوان «ماشین‌های مهربان» عرضه شد. استفاده از گوشی‌ها و لپ‌تاپ‌ها نهی می‌شد، هرچند برای ورود از شما خواسته شد تا نشان دهید Claude، مدل زبان بزرگ Anthropic را دانلود کرده‌اید. در عوض، هدف این بود که انسان‌ها با دیگر انسان‌ها وقت بگذرانند.

    نمایش‌نامه بازاریابی Anthropic واضح‌ترین نمونه تا کنون از «استراتژی ضد‑هوش مصنوعی هوش مصنوعی» است که من این اصطلاح را برای آن می‌زنم — تلاشی آشکار برای رسیدگی به دیدگاه منفی عمومی نسبت به این فناوری. طبق نظرسنجی مرکز پژوهش‌های پو در بهار جاری، تنها ۱۷٪ از بزرگسالان آمریکایی معتقدند تأثیر هوش مصنوعی بر کشور در دو دهه آینده مثبت خواهد بود. کمتر از یک‌چهارم باور دارند که هوش مصنوعی برای خودشان منفعت‌آور خواهد بود. به‌نظر می‌رسد شرکت‌های هوش مصنوعی به‌طور ضمنی این تردید را پذیرفته‌اند و در نحوه ارائهٔ خود تغییر ایجاد می‌کنند. برخی از این شرکت‌ها که مستقیماً به مصرف‌کنندگان می‌پردازند، محصولات اصلی خود را به‌عنوان محرک‌های خلاقیت معرفی می‌کنند که ذاتاً انسانی‌اند و به ارزش‌های آنالوگ ارج می‌نهند — حتی اگر این ویژگی‌ها با ماهیت و عملکرد هوش مصنوعی در تضاد باشند.

    هوش مصنوعی همچنان دور از انسان است. همان‌طور که شاعر کریستین ویمن می‌پرسد: «هوش مصنوعی چه چیزی جز تجلی این ایده است که مغز یک ماشین است؟» با این حال، تلاش برای بازتعریف عوامل هوش مصنوعی نظیر Claude و ChatGPT از OpenAI به‌ عنوان ابزارهایی برای ارتباط و اصالت، می‌تواند تعیین‌کننده این باشد که آیا برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های هوش مصنوعی می‌توانند به گسترش قابل‌توجه حضور خود در میان مصرف‌کنندگان محتاط ادامه دهند یا نه. اگر این استراتژی مؤثر باشد، ممکن است نشان دهد که عموم مردم — یا حداقل بسیاری از ۵۲٪ آمریکایی‌هایی که به‌طور فعال از مدل‌های زبانی بزرگ هوش مصنوعی استفاده می‌کنند — به‌ دو‌فکری دچار می‌شوند. در نهایت، چگونه می‌توان یک ماشین را انسانی دانست؟ چگونه می‌توان دیجیتال را آنالوگ کرد؟ چگونه می‌توان یک فضای بدون دستگاه را نمایانگر یک شرکت هوش مصنوعی ساخت؟

    Anthropic، Claude را به‌عنوان «هم‌پارتنر تفکری» معرفی می‌کند — تکمیلی برای خلاقیت نه جایگزین آن. OpenAI نیز مسیر مشابهی را اختیار کرده است. تبلیغات آن‌ها دیگر ادعا نمی‌کند که ChatGPT صرفاً یک فناوری پیشرفته و تاریخی مهم است، بلکه آن را به‌عنوان کمکی برای زیبایی‌شناسی آرام و آنالوگ می‌بیند که به‌نظر نمی‌رسد ارتباطی با هوش مصنوعی داشته باشد. شرکت‌های کوچک‌تری که در حوزه هوش مصنوعی فعالیت می‌کنند نیز به‌ همان شکل پیش رفته‌اند و محصولات خود را بر پایهٔ امکان‌پذیری‌های ادعایی انسانی این فناوری می‌سازند.

    OpenAI جدیدترین تبلیغات تلویزیونی خود را با فیلم گرم ۳۵ میلی‌متری ضبط کرد. در یک تبلیغ ۳۰ ثانیه‌ای که در خلال یک سفر جاده‌ای برگزار می‌شود، خواهر و برادر در دل مناظر ایده‌آل آمریکایی می‌خندند و با هم شوخی می‌کنند. حدود نیمی از زمان، یک درخواست هوش مصنوعی روی صفحه ظاهر می‌شود: «به من کمک کن یک سفر با خواهرم در تعطیلات برنامه‌ریزی کنم». وقتی این دو رانندگی می‌کنند، پاسخ احتمالی ChatGPT که به‌نظر می‌رسد در حال اسکرول است، به این شکل می‌آید: «باشه — یک سفر جاده‌ای به کوه‌های بلو ریدج ترکیب نهایی مناظر خیره‌کننده، ماجراجویی‌های خودجوش و غذاهای عالی است». آهنگی از نیل دیاموند پخش می‌شود. اسکرول به این سؤال پایان می‌دهد: «می‌خواهید برای سفر یک پلی‌لیست برایتان تنظیم کنم؟»

    در این تبلیغات، هیچ‌کسی را که خمیده بر روی تلفن یا لپ‌تاپ باشد یا حتی در تعامل با ChatGPT مشغول باشد، نشان نمی‌دهند. برای شرکت‌ها غیرعادی است که محصولی را تبلیغ کنند بدون اینکه خود محصول را به هیچ‌وجه نشان دهند. اگرچه استثناهایی وجود دارد، اما خودروها، تلفن‌ها، هتل‌ها، الکل، آب‌نبات‌ها، پوشاک، لوازم خانگی — تقریباً تمام این محصولات در تبلیغاتی که برای فروششان ساخته می‌شود، حضور دارند. حتی در تبلیغات مفهومی‌تری که هدفشان برانگیختن یک احساس یا تجربه است، همچنان محصولی را می‌بینیم: خواننده‌ای که با یک بطری کوک می‌خواند، پدری که با لمس یک کارت مسترکارد تجربه‌ای «بی‌قیمت» ایجاد می‌کند، ورزشکاری که در کفش‌های نایکی می‌دوَد.

  • رسانه‌های اجتماعی از SEO پیشی می‌گیرد به عنوان منبع اصلی ترافیک برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، نظرسنجی می‌گوید

    رسانه‌های اجتماعی اکنون از جستجو پیشی گرفته، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط از خلاصه‌های هوش مصنوعی خشمگین‌اند، و بیشتر دیده‌شدن هنوز به صفحه اصلی وابسته است.

    رسانه‌های اجتماعی اکنون ترافیک بیشتری برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط نسبت به جستجو ایجاد می‌کنند. بسیاری از این کسب‌وکارها هم شروع به ردیابی ارجاع‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی کرده‌اند. آن‌ها همچنین رقبا را که در خلاصه‌های هوش مصنوعی ظاهر می‌شوند، تهدیدی نوظهور می‌دانند. این یافته‌ها بر اساس داده‌های نظرسنجی جدیدی است که امروز توسط WordStream by LocaliQ منتشر شده.

    چرا این موضوع برای ما مهم است. کسب‌وکارهای کوچک اکنون خلاصه‌های هوش مصنوعی را کانالی نوظهور و حیاتی می‌بینند. این خلاصه‌ها بر تصمیم‌گیری‌های اولیه خریداران تأثیر می‌گذارند و می‌توانند آن‌ها را به سمت محصولات رقیب هدایت کنند. ارجاع‌های هوش مصنوعی هم حالا واضح و قابل ردیابی شده‌اند و کسب‌وکارها را متقاعد کرده که می‌توانند – و باید – برای آن‌ها بهینه‌سازی کنند.

    کاهش ترافیک گوگل افزایش یافته. چهل درصد از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می‌گویند ترافیک‌شان از به‌روزرسانی‌های گوگل و جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی کاهش یافته. شرکت‌های بزرگ‌تر ضربه سخت‌تری خورده‌اند و نزدیک به نیمی از آن‌ها کاهش گزارش داده‌اند. با این حال، بیشتر این کسب‌وکارها (۷۲ درصد) می‌گویند SEO آن‌ها «موثر» است.

    رسانه‌های اجتماعی از جستجو پیشی گرفته. شصت و چهار درصد رسانه‌های اجتماعی را به عنوان راننده اصلی ترافیک ذکر کرده‌اند که از جستجوی ارگانیک با ۵۲ درصد پیشی گرفته.

    • کارآفرینان انفرادی و کسب‌وکارهای خرد، رسانه‌های اجتماعی را در رتبه اول قرار داده‌اند.
    • ۳۵ درصد از کسب‌وکارهایی که وب‌سایت ندارند، می‌گویند رسانه‌های اجتماعی و بازارهای آنلاین سرنخ‌های کافی برای‌شان فراهم می‌کنند و نیازی به وب‌سایت ندارند.

    توجه به هوش مصنوعی در حال افزایش است. جستجوی هوش مصنوعی هنوز راننده اصلی نیست، اما در رادار کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قرار گرفته:

    • ۵۰ درصد ارجاع‌ها و ذکرهای هوش مصنوعی را نظارت می‌کنند.
    • ۷۰ درصد از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بزرگ‌تر همین کار را می‌کنند.
    • آگاهی از GEO در همه اندازه‌های کسب‌وکار در حال افزایش است.

    بزرگ‌ترین ناامیدی برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، دیدن رقبا در خلاصه‌های هوش مصنوعی به جای خودشان است. اما نکته مثبت این است که این مدل‌ها اغلب از سایت‌هایی فراتر از ده تای برتر گوگل اطلاعات می‌کشند و به برندهای کوچک شانس نادری برای دیده‌شدن می‌دهند که معمولاً به دست نمی‌آورند.

    صفحات اصلی وب حیاتی هستند. در میان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که ترافیک هوش مصنوعی را ردیابی می‌کنند، صفحات پرارجاع عبارت‌اند از:

    • صفحات اصلی (۵۷ درصد)
    • صفحات محصول یا خدمات (۴۸ درصد)
    • صفحات تماس (۳۴ درصد)

    چگونگی سازگاری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط. اقدامات برتر برای افزایش دیده‌شدن در هوش مصنوعی، با اصول اساسی SEO هم‌پوشانی دارد:

    • استفاده از تیترهای واضح و توصیفی (۳۵ درصد)
    • بهبود خوانایی (۲۶ درصد)
    • رفع مسائل فنی پایه مانند سرعت و عملکرد موبایل (۲۴ درصد)
    • کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بزرگ‌تر، به ذکرهای خارجی برند (۳۳ درصد) و افزودن داده‌های ساخت‌یافته (۳۰ درصد) می‌پردازند

    درباره داده‌ها. WordStream by LocaliQ بیش از ۳۰۰ کسب‌وکار کوچک آمریکایی در ۲۴ صنعت را نظرسنجی کرده. پاسخ‌ها از شرکت‌هایی با و بدون وب‌سایت، از صاحبان انفرادی تا سازمان‌های ۱۰۰ نفره آمده است.

    گزارش. گزارش بزرگ روندهای وب‌سایت SMB: SEO، GEO، و آینده ترافیک

  • برند کیف‌سفر Béis به‌خاطر ایمیل بازاریابی تقلبی با عنوان «هشدار تقلب» تحت بررسی است

    ایمیل Beis با عنوان "نیاز به اقدام: هشدار تقلب"
    ایمیل تقلبی «هشدار تقلب» Béis واکنش‌های منفی را برانگیخته است. (جسیکا لوینسون، لینکدین)

    نوشتهٔ اریکا ویلِس

    مصرف‌کنندگان و اینفلوئنسرها خشم خود را در شبکه‌های اجتماعی ابراز می‌کنند.

  • رسانه‌های اجتماعی، پیشی سئو را به عنوان منبع اصلی ترافیک کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می‌گیرد؛ نظرسنجی می‌گوید

    اکنون رسانه‌های اجتماعی پیش از جستجو می‌آیند، کسب‌وکارهای کوچک از خلاصه‌های هوش مصنوعی خسته شده‌اند و بیشترین دیده شدن همچنان به صفحه اصلی وابسته است.

    در حال حاضر رسانه‌های اجتماعی بیش از جستجو ترافیک بیشتری به کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می‌رسانند و بسیاری از این کسب‌وکارها شروع به پیگیری ارجاعات تولیدشده توسط هوش مصنوعی کرده‌اند. آن‌ها همچنین رقبایی که در خلاصه‌های هوش مصنوعی ظاهر می‌شوند را به‌عنوان تهدیدی نوظهور می‌بینند، طبق داده‌های جدید نظرسنجی که امروز توسط WordStream توسط LocaliQ منتشر شد.

    چرا این موضوع مهم است. کسب‌وکارهای کوچک اکنون خلاصه‌های هوش مصنوعی را به‌عنوان کانالی نوظهور و مهم می‌بینند. این خلاصه‌ها تصمیم‌گیری اولیه خریداران را شکل می‌دهند و می‌توانند آن‌ها را به سمت محصولات رقیب سوق دهند. ارجاعات هوش مصنوعی نیز شفاف و قابل ردیابی شده‌اند و کسب‌وکارها را قانع می‌کنند که می‌توانند – و باید – برای آن‌ها بهینه‌سازی کنند.

    کاهش ترافیک گوگل در حال افزایش است. چهل درصد از کسب‌وکارهای کوچک می‌گویند که به‌دلیل به‌روزرسانی‌های گوگل و جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی ترافیک خود را از دست داده‌اند. شرکت‌های بزرگتر بیشترین ضربه را دریافت کرده‌اند؛ تقریباً نیمی از آن‌ها کاهش را گزارش کردند. با این حال، اکثر کسب‌وکارهای کوچک (۷۲٪) گفتند سئوی آن‌ها «موثر» است.

    رسانه‌های اجتماعی بر جستجو پیشی می‌گیرد. ۶۴ درصد، رسانه‌های اجتماعی را به‌عنوان اصلی‌ترین منبع ترافیک نام بردند که از جستجوی ارگانیک با ۵۲ درصد پیشی گرفتند.

    • کارآفرینان تک‌نفره و کسب‌وکارهای میکرو، رسانه‌های اجتماعی را در رده نخست برتری دادند.
    • ۳۵٪ از کسب‌وکارهایی که وب‌سایت ندارند گفتند رسانه‌های اجتماعی و بازارهای آنلاین به‌اندازه کافی سرنخ فراهم می‌کنند تا نیازی به وب‌سایت ندارند.

    توجه به هوش مصنوعی در حال افزایش است. جستجوی هوش مصنوعی هنوز به‌عنوان عامل اصلی ترافیک محسوب نمی‌شود، اما در دید کسب‌وکارهای کوچک قرار دارد:

    • ۵۰٪ ارجاعات و ذکرهای هوش مصنوعی را مانیتور می‌کنند.
    • ۷۰٪ از کسب‌وکارهای بزرگ‌تر نیز همین کار را انجام می‌دهند.
    • آگاهی جغرافیایی (GEO) در میان تمام اندازه‌های کسب‌وکار در حال رشد است.

    بزرگ‌ترین ناامیدی کسب‌وکارهای کوچک این است که رقبایشان به‌جای آن‌ها در خلاصه‌های هوش مصنوعی ظاهر می‌شوند؛ اما نکته مثبت این است که این مدل‌ها اغلب اطلاعاتی از سایت‌های بیش از ده‌تا برتر گوگل استخراج می‌کنند و به برندهای کوچک فرصتی نادر برای دیده شدن می‌دهند که معمولاً به‌دست نمی‌آورند.

    صفحات اصلی وب‌سایت حیاتی هستند. در میان کسب‌وکارهای کوچک که ترافیک هوش مصنوعی را ردیابی می‌کنند، پر بازدیدترین صفحات عبارتند از:

    • صفحات اصلی (۵۷٪)
    • صفحات محصول یا خدمات (۴۸٪)
    • صفحات تماس (۳۴٪)

    چگونگی سازگاری کسب‌وکارهای کوچک. برترین اقدامات برای افزایش دیده شدن در هوش مصنوعی، با اصول سئو هم‌پوشانی دارد:

    • استفاده از سرفصل‌های واضح و توصیفی (۳۵٪)
    • بهبود خوانایی (۲۶٪)
    • رفع موارد پایه فنی مانند سرعت و عملکرد موبایل (۲۴٪)
    • کسب‌وکارهای بزرگ‌تر به‌سوی ساخت اشاره‌های خارجی به برند (۳۳٪) و افزودن داده‌های ساختاریافته (۳۰٪) حرکت می‌کنند

    دربارهٔ داده‌ها. WordStream توسط LocaliQ بیش از ۳۰۰ کسب‌وکار کوچک در ایالات متحده را در ۲۴ حوزه‌ی صنعتی مورد نظرسنجی کرد. پاسخ‌ها از شرکت‌های دارای وب‌سایت و بدون وب‌سایت، از افراد خوداشتغال تا سازمان‌های با ۱۰۰ نفر پرسنل دریافت شد.

    گزارش. گزارش بزرگ روندهای وب‌سایت کسب‌وکارهای کوچک: سئو، GEO و آینده ترافیک

    Search Engine Land متعلق به Semrush است. ما همچنان متعهد به ارائه پوشش با کیفیت بالا از موضوعات بازاریابی هستیم. مگر در مواردی که به‌وضوح اعلام شده باشد، محتوای این صفحه توسط یک کارمند یا یک پیمانکار حقوق‌بگیر Semrush Inc. نوشته شده است.