دسته: دیجیتال مارکتینگ

  • استند بازاریابی عجیب تیمتوش چالامِت برای «Marty Supreme» به سرعت در فضای‌مجازی ویروسی شد

    بازیگر تیمتوش چالامِت ویدیوی تبلیغاتی عجیبی برای فیلم آینده‌اش به اشتراک گذاشت. این کلیپ ۱۸‑دقیقه‌ای شامل جلسه‌ای خیالی از تیم بازاریابی است. این ویدیو صبح زود روز شنبه در شبکه‌های اجتماعی او منتشر شد.

    استند بازاریابی Marty Supreme تیمتوش چالامِت

    این ویدیو فیلم A24 به نام «Marty Supreme» را که برای روز کریسمس برنامه‌ریزی شده است، تبلیغ می‌کند. چالامِت با جدیّت، ایده‌های بازاریابی غیرمنطقی را ارائه می‌دهد. این اقدام باعث ایجاد هیاهوی قابل‌توجهی در فضای آنلاین برای این پروژه شد.

    چالامِت ایده‌های تبلیغاتی عجیبی را ارائه می‌کند

    در ویدیو، چالامِت پیشنهاد می‌کند که نمادهای جهانی را به رنگ نارنجی رنگ‌آمیزی کنیم. او نقاشی‌ای کودکانه از مجسمه آزادی را نشان می‌دهد. تیم خیالی او با جدیت حرفه‌ای به این ایده‌ها گوش می‌دهد.

    سپس او پیشنهاد می‌کند که یک بالون تبلیغاتی بر فراز یک جشنواره موسیقی پرواز کند. این بالون توپ‌های پینگ‌پنگی برنددار را بر سر جمعیت می‌باراند. یکی از اعضای تیم با احتیاط به نگرانی‌های ایمنی اشاره می‌کند.

    چالامِت با جدیّت خطر احتمالی را می‌پذیرد. او استدلال می‌کند که سود فکری ناشی از تماشای فیلم، خطر فیزیکی را توجیه می‌کند. به گفته رویترز، این نوع بازاریابی غیرسنتی برای انتشارهای A24 به‌تدریج رایج‌تر می‌شود.

    بازاریابی غیرسنتی انعکاسی از لحن منحصربه‌فرد فیلم

    این استند با محتوای خاص و خنده‌دار فیلم هم‌راستاست. «Marty Supreme» به‌طور آزاد بر پایه افسانه پینگ‌پنگی مارتِی ریسمن ساخته شده است. چالامِت نقش نسخه تخیلی‌ای به نام مارتِی ماوزر را به عهده دارد.

    این رویکرد بازاریابی بدون استفاده از تبلیغات سنتی، انتظار را تقویت می‌کند. از طریق شبکه‌های اجتماعی، مستقیماً طرفداران را درگیر می‌کند. ویدیو حس اصالت و عدم صیقل دارد که در تضاد با تبلیغات استاندارد استودیویی است.

    تحلیل‌گران صنعت بر این نکته تأکید دارند که این استراتژی به‌طور مؤثری به مخاطبان جوان دست می‌یابد. این ویدیو به‌صورت ارگانیک به اشتراک‌گذاری و پوشش رسانه‌ای منجر می‌شود. موفقیت این ویدیو نشان‌دهنده قدرت کمپین‌های دیجیتالی خلاقانه است.

    استند بازاریابی «Marty Supreme» نشانگر دوران جدیدی در تبلیغات فیلم است. ویدیوی ویروسی تیمتوش چالامِت ثابت می‌کند که خلاقیت اغلب بر بودجه‌های بزرگ پیشی می‌گیرد. این رویکرد منحصربه‌فرد معیار بالایی برای کمپین‌های فیلم‌های تعطیلات تعیین می‌کند.

    یک نکته کلیدی برای شما

    فیلم «Marty Supreme» درباره چه موضوعی است؟

    این فیلم به‌طور آزاد بر زندگی افسانه پینگ‌پنگی مارتِی ریسمن ساخته شده است. تیمتوش چالامِت نقش شخصیتی تخیلی به نام مارتِی ماوزر را ایفا می‌کند. کارگردان این اثر جاش سفدی بوده و تهیه‌کننده آن A24 است.

    «Marty Supreme» چه زمانی اکران می‌شود؟

    این فیلم برای تاریخ ۲۵ دسامبر برنامه‌ریزی شده است. این تاریخ آن را در فصل رقابتی فیلم‌های تعطیلات قرار می‌دهد. کمپین بازاریابی در حال تقویت انتظارات برای این تاریخ اکران است.

    چه بازیگران دیگری در کنار چالامِت در این فیلم حضور دارند؟

    تایلر، خالق (Tyler, the Creator) با نام واقعی‌اش تایلر اوکونما در این فیلم حضور دارد. فهرست بازیگران شامل چندین هنرپیشه برجسته دیگر است. هنوز فهرست کامل بازیگران به‌صورت رسمی منتشر نشده است.

    چالامِت چرا این ویدیو بازاریابی غیرعادی را تولید کرد؟

    به‌نظر می‌رسد این ویدیو بخشی از یک استراتژی تبلیغاتی غیرسنتی باشد. این ویدیو با به‌کارگیری شوخ‌طبعی و خلاقیت، هیاهوی زیادی ایجاد می‌کند. این رویکرد با هویت برند متمایز A24 هماهنگ است.

    آیا تیم بازاریابی موجود در ویدیو واقعی بود؟

    هنوز مشخص نیست که شرکت‌کنندگان بازیگر یا بازاریاب واقعی بوده‌اند. هیچ‌کسی در طول ارائه‌های غیرمنطقی چالامِت نقش خود را ترک نکرد. این ویدیو به‌عنوان یک جلسه واقعی ارائه شد.

  • ما برای «Erewhon نیویورک» در صف ایستادیم و از نزدیک قدرت بازاریابی TikTok را مشاهده کردیم

    نویسندگان جلوی Meadow Lane ایستاده‌اند
    ما جمعیت نیویورکی‌ها را در صف ساعتی برای Meadow Lane جمعه پیوستیم. جردن هارت/بیزینس اینسایدر
    • فروشگاه گورمت Meadow Lane در نیویورک با صفی از مشتریان منتظر باز شد.
    • برخی بیش از ۲۵۰ دلار هزینه کردند، عمدتاً برای غذاهای آماده، و فروشگاه را در TikTok دنبال می‌کردند.
    • ما دیدیم که شبکه‌های اجتماعی چقدر می‌توانند تصمیمات خریدمان را تحت تأثیر قرار دهند — و قدرت بی‌پایان اختصاصی بودن.

    TikTok می‌تواند مردم را متقاعد کند تقریباً هر کاری انجام دهند — حتی ساعت‌ها در باد بایستند تا ناغت‌های مرغ بدون گلوتن به‌قیمت ۱۷ دلار خریداری کنند.

    Meadow Lane، فروشگاهی گورمت در محلهٔ Tribeca شهر نیویورک، جمعه ساعت ۱۱ صبح بازگشایی شد و صفی پر از خریداران مشتاق و گرسنه جذب کرد.

    این فروشگاه که ایدهٔ سرمایه‌گذار خطرپذیر سابق سامی نوسدورف است، پیش از داشتن فضای فیزیکی، پیروان وفاداری داشت. او از ژوئن ۲۰۲۴ دربارهٔ این فروشگاه پست می‌نویسد و برخی از ویدیوهای تست طعم منوهایش به‌سرعت ویروسی شدند.

    «هیچ‌کس به‌جز من به بازاریابی دست نزده است و این تجربه عالی بود. TikTok اصلی‌ترین کانال بازاریابی من است»، نوسدورف در ماه ژوئیه به بیزینس اینسایدر گفت.

    به‌نظر می‌رسد من تبدیل به گزارشگر صف‌ها شده‌ام… @JordanHart99 بررسی کرد افتتاح Meadow Lane، فروشگاه گورمت‌ای که دائماً به‌تاخیر افتاده و به‌خاطر ناغت‌های مرغ ۱۷ دلاری‌اش شناخته می‌شود. او گفت: «اولین کسی که چیزی را امتحان می‌کند یا درباره‌اش پست می‌گذارد، همیشه مهم است» pic.twitter.com/LiE1o81x9x

    — آلیس تکوتزکی (@ATecotzky) ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵

    به‌نظر می‌رسد استراتژی او مؤثر است. قدرت ستاره‌ای نوسدورف که بیش از ۱۳۰٬۰۰۰ دنبال‌کننده در TikTok دارد، در اولین روز کسب‌وکار صفی عظیم را به وجود آورد. او در دنیای تجارت و مالی کاملاً تازه‌کار نیست — بر اساس فوربس، دارایی خانوادگی‌اش در سال ۲۰۱۴ برابر ۱٫۶ میلیارد دلار بود و نام Meadow Lane به یک خیابان بسیار شیک در همپتونز اشاره دارد.

    نوسدورف پیش از این اشاره کرد که فرآیند صدور مجوز و «بیوروکراسی» باعث تأخیر در افتتاح شد. اگرچه برخی در شبکه‌های اجتماعی پرسیدند که آیا فروشگاه هرگز باز خواهد شد، جمعیتی که بیرون از Meadow Lane جمع شد دو نکته را نشان داد: برخی معتقدان تا انتها وفادار ماندند، یا نیویورکی‌ها برای هر چیزی صف می‌کشند.

    «من چندین صاحب‌کار در نیویورک را ندیده‌ام که به‌واسطه افتتاح کسب‌وکار خود دنبال‌کننده‌ای این‌چنین بسازند، و ما فقط برای تجربه اینجا هستیم»، ۲۱‑ساله‌ای که جای خود را در صف از ساعت ۸ صبح رزرو کرده بود، به بیزینس اینسایدر گفت.

    مانند او و ده‌ها نفر دیگر، ما در هوای پاییزی بادآلود برای ایستادن در صفی که تا انتهای بلوک کشیده بود، شجاعت کردیم.

    محله برای سر و صدای Meadow Lane آماده بود

    نشان
    چند نفر از صف‌کشندگان ساکن محله بودند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    ما پیش از قدم گذاشتن روی بلوک، شواهدی از فروشگاه ۲۳۲۰ فوت مربعی را مشاهده کردیم؛ یک فروشگاه لباس نزدیک سعی می‌کرد از هجوم خریداران که خیابان گریتویچ را به خود اختصاص داده‌اند، بهره‌برداری کند. چندین خریدار گفتند که در این منطقه ساکن‌اند، اما ساکنان دیگر ترایبه‌کا نمی‌دانستند چرا این‌قدر افراد ۲۰‑ و ۳۰‑ساله مدرن در اطراف جمع شده‌اند.

    جکی که گفت ۴۵ سال در این محله زندگی می‌کند، از ما پرسید چرا همه در صف هستند.

    «فکر می‌کنم فقط یک فروشگاه خواهد شد»، او پس از توضیح ما گفت، که به‌نظر کمی سردرگم بود. او نسخه‌های متعددی از این نوع فروشگاه را که در محله ظاهر شد، و همچنین نمونه‌های شکست‌خوردهٔ آن‌ها را دیده است، اما گفت که این سطح از هیجان منحصر به‌فرد است.

    سازندگان محتوا، دانشجویانی که از زمان استراحت میان کلاس‌ها استفاده می‌کردند، و افرادی که به‌روش آزادانه به کار از راه دور می‌پرداختند، در صف حضور داشتند.

    «من عاشق این‌ام که با همه در این صف نقش بیکاری را بازی کنم. همه می‌گویند: «ما نمی‌دانیم شغل چیست»»، ریبکا شیدر، ۲۸ ساله که جمعه از خانه کار می‌کند، گفت.

    اما دیگران، مانند یک مشتری ۲۶ ساله که با ما مصاحبه کرد، حتی سعی نداشتند افتتاح Meadow Lane را در برنامهٔ کاری خود جای دهند: «اینکه مجبور شوم به رئیسم ۵۰ ساله توضیح دهم که برای رفتن به یک فروشگاه مواد غذایی کارم را مرخص می‌شوم، واقعا چیز دیگری بود.»

    صف ساعت‌ها پیش از زمان افتتاح شکل می‌گرفت

    آدم‌های نگهبان در ورودی
    کارکنان تعداد افراد حاضر در فروشگاه را در هر لحظه محدود می‌کردند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    نگهبانان امنیتی گفتند که در ابتدا تنها ۱۵ نفر را همزمان به داخل فروشگاه می‌پذیرند، اما این عدد را حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح به ۱۷ نفر افزایش دادند و انتظار داشتند تعداد به‌تدریج در طول روز رشد کند. نوسدورف در یک ویدئوی تقریباً شش دقیقه‌ای در TikTok که روز چهارشنبه منتشر کرد، گفت تعداد اقلام خرید هر شخص محدود شده است و نگهبانان اعلام کردند که خریداران می‌توانند یک سبد حصیری پر کنند.

    Meadow Lane شبیه یک فروشگاه موقت یا تخفیف ویژه نیست — انتظار می‌رود به‌طور مستمر باز بماند و هر روز بسیاری از همان محصولات را ارائه دهد. با این حال مردم هنوز زمان گرانبهای خود را برای قدم زدن در قفسه‌ها در روز افتتاح صرف کردند.

    «اینکه اولین نفری باشید که چیزی را امتحان می‌کند یا دربارهٔ آن پست می‌گذارد همیشه مهم است، چون به‌گونه‌ای نظرات و جنبهٔ بصری آن را شکل می‌دهید»، شنویدر گفت.

    یک مشتری ۲۹ ساله گفت که او به‌سختی احساس می‌کند که یک روز دیگر صبر کند تا بفهمد آیا فروشگاه واقعاً شایستهٔ این سر و صدا است یا نه.

    به‌نظر می‌رسید بسیاری از خریداران از طریق ویدئوهای نوسدورف احساس ارتباط می‌کردند

    زن با کلاهی از Meadow Lane
    مردم با کالاهای تجاری و غذاهای آماده از فروشگاه بیرون رفتند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    بسیاری از صف‌کشندگان ماه‌ها نوسدورف را در TikTok دنبال می‌کردند و گفتند مهارت او در شبکه‌های اجتماعی کلید محبوبیت عمدهٔ فروشگاه پیش از این‌که کسی حتی قدمی به داخل بگذارد، بوده است.

    «او کار فوق‌العاده‌ای در انتقال مسیر خود برای افتتاح این فروشگاه در TikTok انجام داد»، یک کارمند ۴۱ ساله گوگل گفت. «این باعث می‌شود احساس کنید بخشی از این فرایند هستید. فکر می‌کنم این نکته مهمی است. او همچنین در تمام چالش‌های مختلفی که همراه با افتتاح این فروشگاه بود، بسیار شفاف بود.»

    ساکن لس‌آنجلس گفت مردم در آنجا نیز دربارهٔ افتتاح این فروشگاه صحبت می‌کردند و آن را با Erewhon مقایسه می‌کردند، زنجیره فروشگاه‌های لوکس که اسموتی‌های ویروسی‌اش در کل کالیفرنیا رواج یافته‌اند.

    «فکر می‌کنم این Erewhon جدید نیویورک است»، یک مشتری گفت.

    نمونه‌های ناغت‌های مرغ ویروسی برای صف طولانی تهیه شد

    ناغت‌های مرغ روی سینی
    کارکنان نمونه‌های ناغت‌های مرغ بدون گلوتن که بحث‌برانگیز بود را توزیع کردند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    صف با گفتگو دربارهٔ تردی، قیمت و موجودی ناغت‌های مرغ بدون گلوتن سر و صدا می‌کرد. بسیاری از افرادی که با ما صحبت کردیم گفتند این اولین محصولی بود که قصد خرید آن را داشتند.

    خوشبختانه نیازی نبود تا برای تست طعم خودمان منتظر بمانیم. پس از مدتی، کارمندان سینی‌های نقره‌ای حاوی ناغت‌های مرغ را که با سس خردل عسل و سس باربیکیو سرو می‌شد، از صف انداختند. (به‌نظر می‌رسید کارمندان حتی یک تکه یا خردهٔ نان‌بری بدون گلوتن بر روی کت‌دوخطی خود ندارند.)

    خریداران همچنین دربارهٔ ترکیبات پاک‌سازی شدهٔ غذاها بسیار صحبت می‌کردند. به‌نظر می‌رسد نوسدورف مخاطبان خود را به‌خوبی می‌شناسد؛ تقریباً برای هر محصول فهرست ترکیبات ساده‌ای دارد. برای ناغت‌ها، او از یک الهام‌بخش کلاسیک بهره‌برد: مک‌دونالد. او توضیح داد که گوشتی تاریک را خرد کرده و ناغت‌ها را با پوشش خشکی بدون گلوتن می‌پوشاند که طعم بدون گلوتن ندارد.

    «من به‌ مدت ۱۶ سال رژیم بدون گلوتن را دنبال می‌کنم و هشت ماه پیش او را در ویدئویی دیدم که با مری‌دیت از Wishbone Kitchen ناغت‌های مرغ بدون گلوتن را امتحان می‌کرد»، الکسیس دکر، ۲۶ ساله گفت، ارجاع به یک خالق محتوای غذایی دیگر. «از آن زمان من مشترک‌ام و منتظر این افتتاح بودم.»

    به‌نظر نمی‌رسید کسی نسبت به قیمت ۱۷ دلاری نگرانی خاصی داشته باشد.

    ناغت‌ها نظرات متنوعی دریافت کردند. یک نفر گفت «لذیذ» بود، اما یک جوان ۱۸ و ۱۹ ساله که لباس‌های میو میو و کانادا گوز پوشیده بود، به‌نظر نمی‌رسید که تحت‌تاثیر باشد.

    «همه چیز خوب بود، همه چیز مرتب بود»، ۱۹‑ساله‌ای که این محصولات خوشمزه را بر سر سفره‌اش داشت، به ما گفت.

    چند نفر بودجهٔ سفت‌وکشتی داشتند

    زنی که در Meadow Lane خرید می‌کند
    ما به‌قدری طولانی صبر نکردیم که داخل شویم، اما از طریق پنجره‌ها به‌ طور کمی ترسناک نگاهی به داخل داشتیم. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    هم‌زمان با خروج خریداران با سبدهای بزرگ حصیری، مجموع هزینه‌ها به‌سرعت افزایش یافت. افراد در صف به‌وضوح دربارهٔ بودجهٔ خود صحبت کردند: برای بسیاری، این مفهوم وجود نداشت.

    چند نفر به ما گفتند که محدودیت‌های مالی دارند، مانند ایو سُرکین که نمی‌خواست بیش از ۷۰ دلار هزینه کند، و یک زوج که گفتند نمی‌خواهند مجموعاً بیش از ۲۰۰ دلار خرج کنند.

    نیمهٔ اول این زوج ابتدا گفت که حاضر است «هر هزینه‌ای» بپردازد، تا اینکه دوستش به او یادآوری کرد که این برای افتتاح یک فروشگاه مواد غذایی غیرواقعی است.

    «سالاد مرغ THE» نیز گزینهٔ محبوبی بود

    سالاد مرغ Meadow Lane
    سالاد مرغ THE. جردن هارت/بیزینس اینسایدر

    تقریباً هیچ‌کس جز چند عدد انبه و آناناس برش‌خوردهٔ ارگانیک از فروشگاه خارج نشد. بسیاری با «سالاد مرغ THE» که به‌نظر می‌رسید همانند سایر سالادهای مرغ خوشمزه باشد، بیرون رفتند. سایر آیتم‌های پرطرفدار شامل سالاد تخم‌مرغ، کاسۀ سوشی میسو سالمون، و یک آب‌میوه صورتی به‌قیمت ۱۵ دلار ساخته‌شده از هندوانه، نارگیل، آب، توت‌فرنگی، آب لیمو و نمک هیمالیا بود.

    نوزده‑ساله‌ای که کتبۀ کانادا گوز بر تن داشت گفت این آب‌میوه «خوب» بود، اما چیزی که او دوباره برای صف کشیدن منتظر می‌ماند نبود.

    محصولات خریداری‌شده بزرگ بودند و فاکتورهای خرید طولانی شدند

    کیسه‌ای از اقلام Meadow Lane
    برخی خریداران صدها دلار برای غذاهای آماده خرج کردند. جردن هارت/بیزینس اینسایدر

    خریداران یکی‌یکی از فروشگاه بیرون می‌آمدند، کیف‌های آبی و سفید شطرنجی در دست داشتند. برخی از آن‌ها با اشتیاق به دیگران در صف نشان می‌دادند چه خریدی داشته‌اند، همان‌طور که صندلی‌های بیرونی محدود به‌سرعت پر می‌شدند.

    یکی از اولین خریداران که بیرون رفت، مردی ۳۴‑ساله، ۲۰۱٫۴۲ دلار صرف یک دسته بزرگ از کالاهای بسته‌بندی‌شده کرد. او صابون ظرف‌شویی، یک سالاد، ناغت‌ها و موارد دیگر خرید. اگرچه از اقلام خود راضی بود، مایکل گفت پرداخت این مبلغ بیش از انتظارات او برای خرید مواد غذایی بود.

    خریدار ۲۱‑ساله‌ای که از ساعت ۸ صبح صبر کرده بود، گفت مجموع کل خریدش کمی بیش از ۱۰۰ دلار بود؛ او در حین باز کردن ناغت‌های مرغ، یک لقمه چشید و صدای تردی آن را ضبط کرد.

    یک خریدار دیگر فاکتور طولانی‌ای نشان داد که شامل بیش از یک دوجین کالا بود و مجموعاً ۲۶۲ دلار شد؛ شامل یک خوراک بوقلمون ۱۲ دلاری، دیپ پیاز کاراملیزه ۲۱ دلاری، و چیپس تورتیلا ۱۴ دلاری.

    آیا Meadow Lane «ارزشش را دارد» یا نه، بطور قطع سؤال ذهنی است. اما آنچه برای ما واضح شد این است که یک تیک‌توک مؤثر می‌تواند مردم را متقاعد کند که می‌خواهند، حتی نیاز دارند، تقریباً هرچیزی را بخواهند و خریداری کنند.

    و جذابیت اولین بودن — و این که دیگران بدانند شما اولین بوده‌اید — همچنان به همان اندازه قدرتمند است.

  • چه درسی می‌توانند برندها از تبلیغ کریسمسی ناکام هوش مصنوعی کوکا کولا بگیرند

    کارشناسان (و خوانندگان) به پر سر و صداترین تبلیغ سال ۲۰۲۵ واکنش می‌دهند.

    آجیل‌ها را فراموش کنید؛ این کریسمس مردم به تبلیغ هوش مصنوعی کوکا کولا به شدت انتقاد می‌نمایند. واکنش‌ها حتی شدیدتر از سال گذشته است؛ چیزی که احتمالاً برند انتظار نداشت. کوکا کولا خود را با ادعای بهتر بودن این تبلیغ نسبت به سال پیش تمجید می‌کرد، ظاهراً می‌خواست پس از تلاش ناتوان سال پیش خود را ثابت کند… اما به‌جای آن، نقدهای شدیدی دریافت کرد.

    نظرات در شبکه‌های اجتماعی کوکا کولا تقریباً کاملاً منفی است، و نظراتی که در حساب‌های ما پس از به اشتراک‌گذاری این تبلیغ ثبت شد، چندان تعریفی نیز نبودند. یک نفر گفت: «اگر کوکا کولا نمی‌تواند «هزینه» استفاده از هنرمندان واقعی را بپردازد، چه کسی می‌تواند؟!»؛ در حالی که دیگران ادعا کردند پپسی اکنون «نوشیدنی هنرمند» شده است. حتی فردی گرافیکی مخرب ساخت تا برخی از تناقض‌های آشکار در تبلیغ کریسمسی هوش مصنوعی کوکا‑کولا را به نمایش بگذارد.

    کوکا کولا | تعطیلات در راه - یوتیوب
    کوکا کولا | تعطیلات در راه – یوتیوب

    یک دسته کوچک‌تر سؤال کرد که آیا عموم مردم واقعاً به این موضوع اهمیت می‌دهند یا حتی متوجه شده‌اند که این تبلیغ توسط هوش مصنوعی تولید شده است. یک نفر نوشت: «گویی مصرف‌کننده نهایی به جزئیاتی که ما می‌پردازیم، توجه می‌کند.»

    آیا این واقعاً به برند کوکا کولا آسیب می‌رساند؟ یا فقط یک اقلیت سر و صدا دار است که استفاده از هوش مصنوعی را نفرت دارد؟ آیا راهی وجود دارد که برندهای دیگر بتوانند از هوش مصنوعی استفاده کنند و از انتقادات گسترده جلوگیری کنند؟ ما از دو کارشناس برند درخواست نظراتشان کردیم.

    دستین بلک، مدیر خلاق اجرایی در پریستون اسپایر می‌گوید: «فکر می‌کنم مسئله بیشتر به تعداد نیست بلکه به اینکه چه کسی واکنش نشان می‌دهد مهم است. افرادی که بیش‌ترین نارضایتی را دارند، عموماً کسانی هستند که عمیقاً به آنچه کوکا کولا همیشه نمایانگر آن بوده است — اصالت، لحظات واقعی، ارتباط انسانی — اهمیتی می‌دهند. آنها صرفاً تماشاگران عادی نیستند؛ آنها اغلب پرشورترین حامیان شما هستند. وقتی این گروه احساس ناامیدی می‌کند، اهمیت دارد، حتی اگر بخش عمده‌ای از مخاطبان نباشند.»

    جف شِرمن، کارشناس بازاریابی دیجیتال از آژانس Top Marketing موافقت می‌کند. او می‌گوید: «ممکن است برخی استدلال کنند که هوش مصنوعی به برندها این امکان را می‌دهد که نوآوری کنند و هزینه‌های تولید را کاهش دهند، و مخاطبان جوان و بومی دیجیتال‌اموز نسبتاً بخشنده‌تر هستند. اگرچه این تا حدی درست است، خطر اصلی، اعتبار است.» سپس هشدار می‌دهد: «وقتی هوش مصنوعی شبیه‌ساز یا مزاحم به‌نظر می‌آید، می‌تواند دهه‌ها اعتماد و سرمایه عاطفی که برند ساخته است را تضعیف کند. نوآوری بدون استراتژی می‌تواند به سادگی به‌عکس عمل کند، صرف‌نظر از مهارت فنی مخاطبان.»

    اهمیت ثبات برند در دوران هوش مصنوعی

    زمینه مهم است. پرستون اشاره می‌کند که حوزه‌هایی مانند زیبایی و مد از دیرباز به سمت فراتر از واقعیت تمایل داشته‌اند، بنابراین هوش مصنوعی ممکن است در این حوزه‌ها طبیعی‌تر به‌نظر برسد. اما کوکا کولا بیش از یک قرن زمان صرف کرده تا برند خود را بر این ایده بنا کند که «واقعی» بهتر است.

    از شعار «این چیز واقعی است» در دههٔ ۷۰ تا بازگشت‌های متعدد آن به «نمی‌توان واقعی را شکست»، «واقعی‌سازی کنید» و «جادوی واقعی»، تکیه بیش از حد بر هوش مصنوعی مولد به‌نظر می‌رسد که این اصل را زیر سؤال می‌برد. پرستون گمان می‌کند این شاید تلاشی باشد برای حفظ جذابیت کوک در میان مخاطبان جدید و جلوگیری از دیده شدن به‌عنوان «نوشیدنی قدیمی». اما آیا این به‌دست آوردن تغییر پیام کل برند ارزش دارد؟

    او می‌گوید: «فکر می‌کنم ابتدا باید به‌خوبی بفهمید برند شما چه چیزی را نمایان می‌کند. اگر اصالت و ارتباط انسانی ستون‌های هویت شما باشد، باید با دقت دربارهٔ مکان و نحوه به‌کارگیری هوش مصنوعی فکر کنید. این به این معنی نیست که نمی‌توانید از آن استفاده کنید – اما شاید برای برخی از عناصر تولیدی مناسب‌تر باشد تا اینکه داستان انسانی را به‌طور کامل جایگزین کند.»

    آیا کوکا کولا پس از واکنش سال گذشته نباید متوجه می‌شد؟ واکنش به اولین تبلیغ هوش مصنوعی «تعطیلات در راه» پیش از این نشان داد که این حوزه حساس است.

    شفافیت و زمان‌بندی

    کوکا کولا | تعطیلات در راه، پشت صحنه، کلاسیک ۲:۴۲ - یوتیوب
    کوکا کولا | تعطیلات در راه، پشت صحنه، کلاسیک ۲:۴۲ – یوتیوب

    حداقل کوکا کولا سعی نکرد استفاده از هوش مصنوعی را پنهان کند. برعکس، حتی با یک ویدئوی ساخت پشت صحنه با صدای عجیب هوش مصنوعی آن را جشن گرفت. این ممکن است واکنش را حتی شدیدتر کرده باشد، به‌ویژه با توجه به زمان‌بندی.

    «تفاوتی بین افشا و جشن گرفتن وجود دارد»، پرستون می‌گوید. «با توجه به وضعیت فعلی – افراد نگران از دست رفتن شغل‌ها، نگرانی دربارهٔ واقعی و تولیدی – ارتقاء استفاده از هوش مصنوعی ممکن است گامی بیش از حد باشد.»

    «صادق بودن دربارهٔ استفاده از این ابزارها خوب است. اما توضیح طولانی درباره این‌که هوش مصنوعی چگونه به ما امکان می‌دهد سریع‌تر و ارزان‌تر کار کنیم و در عین حال معیارها و نتایج تجاری را تقویت کند، زمانی که مردم احساس آسیب‌پذیری می‌کنند، کاری دشوار است. شفافیت زمانی مؤثر است که همراه با حساسیت نسبت به تحولات فرهنگی وسیع باشد.»

    او بر این باور است که مکان مناسب‌تری برای هوش مصنوعی می‌توانست در یک فعال‌سازی خاص‌تر، مثلاً در رویدادی مثل SXSW یا حتی جشن سال نو به‌جای کریسمس باشد. پرستون می‌گوید: «زمان تعطیلات دربارهٔ نوستالژی، خانواده و انسانیت است.» او افزون بر این می‌گوید: «علاوه بر این، این تبلیغ درست زمانی منتشر شد که گزارش مهمی از اخراج‌ها در اکتبر منتشر شد که نشان داد کاهش گسترده نیروی کار عمدتاً به‌دلیل هوش مصنوعی بود. زمان‌بندی مناسبی نبود.»

    چگونه از هوش مصنوعی مولد استفاده کنیم و برند را در این فرآیند نابود نکنیم

    آیا جایی برای هوش مصنوعی مولد در دارایی‌های برندینگ و تبلیغات وجود دارد؟

    پرستون پیشنهاد می‌کند: «نقطهٔ مطلوب این است که هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزاری به‌کار ببریم که خلاقیت انسانی را تقویت می‌کند، نه این‌که جایگزین آن شود. از آن برای کشف گزینه‌های بیشتر به‌سرعت، برای انجام کارهای تکراری، برای کمک به بینش‌ها و کارایی استفاده کنید. اما انسان‌ها را در مرکز روایت‌گری نگه دارید، به‌ویژه برای برندهایی که بر پایهٔ ارتباط عاطفی ساخته شده‌اند.»

    او افزوده است: «بهترین استفاده از هوش مصنوعی باید تقریباً نامرئی باشد. باید به ما کمک کند هوشمندانه‌تر کار کنیم تا بتوانیم عمیق‌تر در بینش‌ها و روایت‌گری انسانی سرمایه‌گذاری کنیم که واقعاً با مردم ارتباط برقرار می‌کند. وقتی فناوری به‌جای خدمت‌گزاری به داستان، خود داستان می‌شود، به‌سرعت به مشکلات می‌خورید.»

    جف پیشنهاد می‌کند که برندهایی که در حال آزمایش هوش مصنوعی هستند، باید همیشه اطمینان حاصل کنند که از این فناوری به‌عنوان ابزار استفاده می‌کنند، نه به‌عنوان جایگزین. او همچنین توصیه می‌کند پیش از اجرای کامل واکنش مخاطبان را ارزیابی کنند. جف می‌گوید: «اجازه دهید هوش مصنوعی به بهبود تصویرها، آزمایش مفاهیم خلاقانه یا بهینه‌سازی جریان‌های کاری کمک کند، اما هرگز نباید جای داستان، احساس یا هویت برند را بگیرد. پیش‌آزمون با گروه‌های متمرکز و حفظ لمس‌های انسانی اطمینان می‌دهد که هوش مصنوعی به خلاقیت خدمت می‌کند نه اینکه آن را کاهش دهد.»

    خطای کوکا کولا به تمام بازاریابان یادآور می‌شود که در حالی که هوش مصنوعی می‌تواند تحول‌آفرین باشد، هستهٔ ارتباط برند همچنان انسانی است. ارتباط عاطفی، نوستالژی و اصالتی که مخاطبان می‌خواهند، نمی‌تواند به فناوری واگذار شود؛ بلکه باید به‌دقت در هر کمپین بافت شود.

  • محصولات بیشتر، فشار کمتر: چگونه بازاریابی «Wicked: For Good» همچنان مرتبط ماند در حالی که مقیاس‌اش کاهش یافت

    آریانا گرانده نقش گلیندا را در «WICKED FOR GOOD» ایفا می‌کند؛ کارگردان: جان ام. چو
    گیلز کیت/یونیورسال پیکچرز

    یک‌سال پیش که «Wicked» برای اولین بار بر پرده بزرگ ظاهر شد، یونیورسال به صاحبین سینما هدف ساده‌ای را برای تبلیغ این موزیکال فیلم اعلام کرد. بر اساس گفته افسر ارشد بازاریابی مایکل موس، هدف این بود که «تقریباً به حد مزاحمت برسیم، اما نه بیش از آن».

    بدیهی است که استودیویی که پشت دستگاه تبلیغاتی صورتی‑سبز قرار داشت، تمام موارد مرتبط با سرزمین اوز را به صورت یک حمله فوق‌العاده عرضه کرد: تبلیغی به ارزش ۷ میلیون دلار در سوپربول، نوشیدنی‌های ویژه استارباکس و همکاری با ۴۰۰ برند دیگر، حضور چشم‌نوازی در المپیک تابستانی پاریس، صدها جلد مجله و یک کمپین مطبوعاتی برای سال‌ها (حدود دوازده ماه پس از اکران، هنوز هم برای «متن آهنگ Defying Gravity» فضایی نگه می‌داریم).

    «از آن‌ها می‌خواستند مستقیماً به سر مردم بزنند»، می‌گوید یک مدیر در یک استودیوی رقیب.

    چون یونیورسال در حال ایجاد «Wicked» بر پایهٔ موفقیت برادوی بود؛ نه به‌عنوان یک موزیکال ساده برای مادران و دختران، بلکه به‌عنوان یک جشنوارهٔ چهار‑قطبی در مقیاس «باربی». این تلاش‌ها به ثمر نشست: «Wicked» با ۱۱۲ میلیون دلار آغاز شد و رکورد فروش جهانی برای اقتباس‌های صحنه‑به‑سکرین را با ۷۵۶ میلیون دلار ثبت کرد. این فیلم در بسترهای دیجیتال به یک نیروی برجسته تبدیل شد و ۱۰ نامزدی اسکار کسب کرد. گسترش فرهنگی آن به دست آمد.

    با فیلم کمی «Wicked: For Good» که در ۲۱ نوامبر در سینماها به نمایش می‌رسد، یونیورسال به دنبال رویکردی ملایم‌تر است. البته این نسبی است: هنوز در همه‌جا حضور دارد. کمتر «آزاردهنده». اگرچه تلاش‌های بازاریابی هرگز به‌طور کامل کم‌رنگ نشدند — سینتیا ایریوا و آریانا گرانده در مراسم اسکار در مارس اجرا کردند — اما استودیو تا تابستان صبر کرد تا به‌صورت رسمی جریان تبلیغاتی فیلم دوم را روشن کند. («اگر هرگز ناپدید نشویم، نمی‌توانید ما را از دست بدهید»، مایکل موس در مصاحبه‌ای برای Variety در نوامبر گذشته گفت.) در مقایسه، فیلم اول در سوپربول شروع به تبلیغ کرد، هشت ماه پیش از اکران.

    «یکی از واژگانی که می‌توان برای توصیف بازاریابی این انتشار جدید به کار برد، «احتیاط» است. استودیو کمی عقب‌نشینی کرده است»، می‌گوید جیسون اسکوار، استاد بازنشستهٔ مدرسهٔ هنرهای سینمایی USC. «ما دیگر مانند فیلم اول غرق نشده‌ایم.»

    یونیورسال دلایل خوبی برای انجام این تنظیمات دارد. در پایان، «Wicked» این بار یک موجودیت شناخته‌شده است. خطر خستگی مصرف‌کننده به‌وجود می‌آید اگر بخواهیم دو سال این برند را در ذهن عمومی نگه داریم. با این چشم‌انداز، یونیورسال نظرسنجی‌های خروجی گسترده‌ای انجام داد تا تحمل مخاطبان نسبت به تمام این رنگ‌های صورتی‑سبز را ارزیابی کند. تحقیق نشان داد که هواداران از این توفان بی‌توجه نبودند؛ چرا که کمپین فرارناپذیر حس می‌کرد «Wicked» به‌عنوان رویدادی شایستهٔ خروج از خانه تصور می‌شد.

    اگرچه این یک ریسک تجاری بود، برنامه‌ریزی یک وقفهٔ یک‌ساله مزایای صرفه‌جویی در هزینه داشت. معمولاً مدیران بازاریابی برای بازآوری یک پروژه پس از دوره‌های طولانی مبلغ‌های زیادی هزینه می‌کنند. اینجا نیازی نبود چون «Wicked» هرگز از آگاهی عمومی نرفت. استودیو حدود ۹۰ میلیون دلار برای تلاش‌های تبلیغی جهانی صرف کرد، در حالی که بودجه بازاریابی فیلم اولیه نزدیک به ۱۵۰ میلیون دلار بود.

    «با فاصله یک‌ساله بین فیلم‌ها، می‌توانید از حسن‌نیت باقی‌مانده و هزینه‌های بازاریابی عمیق فیلم اول برای فیلم دوم بهره ببرید»، اسکوار می‌گوید.

    عناصر اصلی کمپین «For Good» شامل برنامهٔ دو ساعتهٔ موسیقیایی NBC با عنوان «Wicked: One Wonderful Night»، تصاحب یک قسمت از برنامهٔ «Dancing With the Stars» و پادکست پشت‌صحنه‌ای که توسط کریس مرفی از Vanity Fair میزبانی می‌شود، می‌شود. طبیعتاً، مشارکت‌های برند به وفور وجود دارد: شرکت Dunkin’ ماتچا سبز «Wicked»، نوشیدنی تازهٔ صورتی و مچ‌کینز (بدیهی) را ارائه می‌دهد، American Girl عروسک‌های گلیندا و الفبا دارد، در حالی که Procter & Gamble مجموعه‌ای از محصولات خانگی جذاب با Swiffer، دئودرنت Secret و Cascade تولید کرده است. در مجموع، یونیورسال با ۴۰۰ برند همکاری کرده است که تنها ۱۶۵ مورد از آن‌ها در کمپین اصلی تکرار شده‌اند.

    همانند فیلم اول، «For Good» توسط پیشبرد بازاریابی Symphony از NBCUniversal پشتیبانی می‌شود، که در آن بخش‌های مختلف این شرکت بزرگ رسانه‌ای برای ترویج پروژه‌ای با هم هماهنگ می‌شوند. این تلاش‌های عظیم شامل تصاحب «هفته Wicked» در برنامه‌های «Today» و «The Tonight Show»، و همچنین تبلیغ سفارشی در سریال‌های NBC و Peacock مانند «The Traitors» و «Real Housewives» است که از بودجه بازاریابی فیلم جدا هستند.

    یونیورسال از برگزاری یک کمپین مطبوعاتی صرف‌نظر می‌کند و اعضای ستاره‌ای — شامل گرانده، ایریوا، جاناتان بیلی، جف گلدبام، میشل یو، بوئِن یونگ و کارگردان جان ام. چو — را برای مصاحبه‌های کمتر در دسترس می‌گذارد. در عوض، این ستارگان برای برگزاری رویدادهای متمرکز بر طرفداران در شهرهایی مانند سائوپائولو، پاریس و لندن قبل از نمایش آمریکای شمالی در نیویورک جمع می‌شوند.

    هنوز برای جشن گرفتن زود است، اما «Wicked: For Good» پیش‌بینی می‌کند که افتتاحیه بزرگ‌تری نسبت به پیشرو داشته باشد. سؤال این است که آیا این ورژن همان توانمندی ماندگاری فیلم اولیه را خواهد داشت یا خیر. نگرانی تجاری وجود دارد چون نیمه دوم «Wicked» بسیار تاریک‌تر از بخش شاد و پرانرژی اولیهٔ صحنه‌نمایی است.

    با این حال، تحلیل‌گران فروش بلیط پیش‌بینی می‌کنند که این موزیکال فانتزی در سینماها ادامه خواهد یافت، زیرا برای بقیهٔ سال گزینه‌های دیگری که به‌طور خاص برای زنان هدف‌گذاری شده‌اند (که جمعیت مخاطب اصلی برای بازدیدهای تکراری هستند) وجود ندارد. علاوه بر این، این فیلم دنباله نیست؛ بنابراین وجود آن صرفاً به‌منظور کسب درآمد سریع از موفقیت نسخهٔ اصلی نیست. مخاطبان برای کشف پایان داستان و آشنایی با این‌که سفر الفبا و گلیندا در مسیر آجری زرد چگونه به «جادوگر اوز» مرتبط می‌شود، باز می‌گردند.

    «فیلم اول دربارهٔ آماده‌سازی اولیه بود»، می‌گوید یک مدیر در استودیوی رقیب دیگر. «حالا آن‌ها نمی‌خواهند هوای لاستیک را بیرون دهند.»

  • آی‌اب تک‌لاب چارچوب اولیه خود برای استانداردهای خرید تبلیغاتی مبتنی بر عامل را منتشر کرد

    Joanna Gerber نوشته جوآنا گرابر

    آماده باشید برای موج بعدی واژگان فناوری تبلیغاتی، چرا که اصطلاحاتی مانند «کانتینری‌سازی» و «چندعامله» به کلمات کلیدی روز تبدیل می‌شوند.

    آی‌اب تک‌لاب پیشتاز این مسیر است. این آزمایشگاه که مسئول استانداردهای فنی آی‌اب است، چارچوب خرید تبلیغاتی زمان واقعی مبتنی بر عامل (ARTF) نسخه ۱.۰ خود را برای دریافت نظرات عمومی در روز پنج‌شنبه معرفی کرد.

    هدف چارچوب جدید، راه‌اندازی بازارهای خرید رسانه‌ای مبتنی بر عامل، جامع‌تر و کارآمدتر در آینده‌ای نزدیک است، زمانی که تقاضا و فناوری‌های سمت فروش از طریق انواع جدیدی از «لوله‌ها» یکپارچه می‌شوند. این، حداقل، چشم‌انداز است.

    شرکت‌ها باید «تقویت، اطلاع‌رسانی و تحلیل تجارت برنامه‌محور، یا خود جریان پیشنهادها» را بهتر انجام دهند، تونی کاتسور، مدیرعامل آی‌اب تک‌لاب، به اد‌اکس‌چنجر گفت.

    «ما نیاز داشتیم معماری را کانتینری‌سازی کنیم»، او گفت، «به‌جای این‌که نقاط خرید نظیر DSPها و SSPها بین مراکز دادهٔ مستقل خود پیام‌فرست (پینگ) کنند».

    تفکر خارج از چارچوب

    یکی از مزایای کانتینری‌سازی، مبارزه‌اش با تاخیر است.

    کاتسور گفت که نسخهٔ فعلی درخواست‌های پیشنهاد OpenRTB کارایی کافی را ندارد. زمان پاسخ‌دهی معمول سرویس‌دهی تبلیغات بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلی‌ثانیه است. او افزود: «برای یک فرد عادی، این زمان بسیار سریع به نظر می‌رسد»، اما خریداران و فروشندگان برنامه‌محور «در برابر فشار زمانی» هستند.

    چارچوب ARTF باید با وارد کردن عوامل به بازار از طریق کانتینری‌سازی، این زمان پاسخ‌دهی را کاهش دهد.

    کانتینری‌سازی، به‌سادگی، فرایند بسته‌بندی مجموعه‌ای از کدها است که به سادگی می‌توان آن را در زیرساخت فیزیکی شرکت دیگری قرار داد. به‌جای اینکه یک DSP و SSP در سرورهای جداگانه عمل کنند و از طریق API با هم در ارتباط باشند — که معمول در فناوری تبلیغاتی است — یک سرور می‌تواند فناوری هر دو شرکت را میزبانی کند.

    جوشوا پرزمون، معمار ارشد در SSP Index Exchange، گفت که Index مدل کانتینری‌سازی را دوست دارد زیرا به شرکت‌ها اجازه می‌دهد «جعبه‌سیاهی را که شخص دیگری به‌خوبی اجرا می‌کند»، مانند تجزیه و تحلیل انحراف مدل یا فعال‌سازی معامله، به زیرساخت خود ادغام کنند.

    در اصل، کد یک شرکت تبدیل به «عامل سیستمی» می‌شود، پرزمون گفت؛ که می‌توان آن را هرجا که بیشترین نیاز باشد، به‌کار گرفت.

    به عنوان مثال، تقلب غالباً پس از پیشنهاد، در زمان پرداخت شناسایی می‌شود، کاتسور گفت. در این مرحله فروشندگان تقلبی آدرس‌های URL را بررسی کرده و بازیگران مخرب محتمل را علامت‌گذاری می‌کنند. اما در چارچوب ARTF، این فروشندگان می‌توانند به‌عنوان عاملی کانتینری‌سازی‌شده درون یک DSP عمل کنند و به‌آسانی امپرشن‌های تقلبی را پیش از اینکه پیشنهاد شوند، شناسایی نمایند.

    و از آنجا که «کانتینری‌سازی به‌طور ذاتی ایمن است»، کاتسور گفت، DSP به کد یا نرم‌افزار شرکت اندازه‌گیری دسترسی نخواهد داشت — کانال ارتباطی باز است، اما جعبه‌سیاه بسته می‌ماند.

    عاملان تغییر

    این سطح از کارایی «قابلاً فقط در بستان‌های محصور و سایر نهادهای شبکه تک‌سرور» وجود داشته است، آدم هیم‌لیچ، مدیرعامل Chalice، استارتاپی که الگوریتم‌های سفارشی برای خریداران تبلیغاتی ارائه می‌دهد، گفت.

    امروزه، بازاریابانی که در صنایعی مانند مالی یا داروسازی فعالیت می‌کنند — که دارای حجم بالایی از داده‌های حساس هستند — یا فروشندگان CTV که ممکن است نسبت به افشای داده‌های سطح برنامه در جریان باز پیشنهادها محتاط باشند، محیطی قابل اطمینان دارند که می‌توانند این داده‌ها را برای مقاصد تبلیغاتی ذخیره و استفاده کنند، اما بدون همان خطرات حریم خصوصی یا امنیت داده‌های مصرف‌کننده، هیم‌لیچ افزود.

    چالیس صرفاً به گفتار بسنده نکرد؛ بلکه با استقرار مدل کامل خود در داخل Index Exchange، خود کانتینری‌سازی را آزمایش کرده است.

    با میزبانی مدل Chalice، Index نیازی به تحمل هزینه‌ها، تأخیر و شناسه‌های نامطابقتی که هنگام پینگ متقابل فروشندگان بین سرورهایشان رخ می‌دهد، ندارد. همچنین Chalice می‌تواند جریان موجودی داخل سیستم Index را رصد کرده و به‌صورت مستقیم به درخواست‌های پیشنهاد پاسخ دهد، به‌جای ارسال دستورات به یک DSP.

    «همه بر اساس بهترین کاری که می‌توانند انجام دهند، به هدف مشترکی می‌رسند»، پرزمون گفت، «و ما این عوامل را به‌هم می‌پیوندیم».

    پرزمون پیش‌بینی می‌کند که همان‌طور که RTB حتی سریع‌تر و خودمختارتر می‌شود، ARTF «ارزش خود را در درون اکوسیستم می‌سازد». او برای DSPها، SSPها و شرکای داده‌ای گفت که این «مسیر بسیار پایدارتر» نسبت به تلاش برای استانداردسازی خرید تبلیغاتی مبتنی بر عامل با تکیه بر یک شرکت هوش مصنوعی است.

    کاتسور موافقت کرد. او گفت چارچوب زمان واقعی مبتنی بر عامل، گام بعدی به سمت رویکرد کاملاً عامل برای خرید و فروش رسانه است.

    کاتسور گفت این کارایی جدید، «جریان صعودی برای صنعت» ایجاد می‌کند.

  • گوگل تبلیغات جستجوی تصویر را با قالب کاروسل موبایلی گسترش می‌دهد

    گوگل مکان‌های تبلیغاتی را به جستجوی تصویری موبایلی گسترش می‌دهد و به برندها روشی جدید، بصری و جذاب برای جلب توجه کاربران ارائه می‌کند.

    گوگل کاروسل‌های تبلیغاتی مبتنی بر هوش مصنوعی را در برگهٔ تصاویر موبایل راه‌اندازی کرد؛ این کاروسل‌ها هم‌اکنون در تمام دسته‌ها ظاهر می‌شوند، نه فقط در دسته‌های مرتبط با خرید.

    جستجوی تصویر گسترش یافته

    چرا مهم است. تبلیغات اکنون مستقیماً در نتایج جستجوی تصویر نمایش داده می‌شوند و به برندها مکان جدیدی بصری و فوق‌العاده جذاب برای جلب توجه فراهم می‌کنند، در جایی که کاربران به‌طور فعال به مرور و مقایسهٔ تصاویر می‌پردازند. از آنجایی که کاربران اغلب برای کشف ایده‌ها یا مقایسه گزینه‌ها به مرور تصاویر می‌پردازند، این کاروسل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی به برندها فرصتی می‌دهند تا در مراحل اولیهٔ مسیر کشف، تأثیرگذار باشند.

    جزئیات:

    • قالب جدید شامل کاروسل‌های افقی قابل اسکرول با تصاویر، سرفصل‌ها و لینک‌ها است.
    • این کاروسل‌ها توسط تطبیق تبلیغات مبتنی بر هوش مصنوعی پشتیبانی می‌شوند و تصاویری مرتبط با پرس‌وجوی کاربر را ارائه می‌دهند — حتی در دسته‌های غیرتجاری مانند قانون یا بیمه.
    • این ویژگی برای اولین بار توسط مؤسس ADSQUIRE، Anthony Higman، شناسایی شد؛ او اسکرین‌شات‌های طرح جدید را در X منتشر کرد.

    نگاه کلی. با یکپارچه‌سازی تبلیغات به‌صورت یک‌پارچه‌تر در جستجوی تصویری، گوگل مرز بین کشف ارگانیک و پرداختی را محو می‌کند؛ این حرکت ادامه‌دار به سمت تجربه‌های تبلیغاتی غوطه‌ور و مبتنی بر تصویر است که فراتر از فهرست‌های متنی و محصولی سنتی می‌روند.

  • بیت‌کوین پس از افت به محدوده بازار نزولی، بهبود یافت. آیا خریداران به سمت ارزهای دیجیتال بازمی‌گردند؟

    شکست توکن به زیر ۱۰۰٬۰۰۰ دلار اوایل این هفته می‌تواند هشداری برای زیان‌های بیشتر در پیش رو باشد، به گفته یک تحلیلگر

    دستی از یک فرد، توکن طلایی و نقره‌ای بیت‌کوین را در مقابل نمایشگر دیجیتال نشان‌دهنده نمودار نوسانی سهام نگه داشته است.
    بیت‌کوین در بعدازظهر جمعه اندکی افزایش یافت، در حالی که سهام فناوری از پایین‌ترین سطوح روزانه خود عقب‌نشینی کردند اما همچنان کاهش‌های هفتگی را ثبت کردند. عکس: آژانس فرانسه-پرس/گتی ایمیجز

    بیت‌کوین در بعدازظهر جمعه افزایش یافت، پس از اینکه بزرگ‌ترین ارز دیجیتال جهان چندین بار اوایل این هفته به محدوده بازار نزولی سقوط کرده بود.

    توکن بنچمارک BTCUSD با ۲٫۹ درصد افزایش، در حدود ۱۰۳٬۷۸۱ دلار معامله شد؛ حدود ۱۸ درصد پایین‌تر از رکورد بالای خود به مبلغ ۱۲۶٬۲۷۲٫۷۶ دلار که در ۶ اکتبر به دست آمده بود. بیت‌کوین چندین بار این هفته محدوده بازار نزولی را آزمایش کرد، پس از آنکه در روز سه‌شنبه به زیر سطح ۱۰۰٬۰۰۰ دلار سقوط کرد، بر اساس داده‌های داوجونز مارکت دیتا.

    بازار نزولی معمولاً به عنوان افت حداقل ۲۰ درصدی یک دارایی یا شاخص از قله قبلی، بر اساس سطوح بسته‌شدن، تعریف می‌شود. بیت‌کوین ۲۴ ساعته و هفتگی معامله می‌شود، اما برخی تحلیلگران از ساعت ۴ بعدازظهر برای پایان یک روز معاملاتی استفاده می‌کنند. بر این اساس، بیت‌کوین این هفته ۵٫۶ درصد افت کرده است، بر اساس داده‌های فکت‌ست.

    ضعف بیت‌کوین، همراه با فروش گسترده در سهام پرشتاب و پرریسک بازار سهام، نگرانی‌هایی را در مورد کاهش اشتهای سرمایه‌گذاران برای این معاملات برانگیخته است.

    این ضعف در بیت‌کوین، برخی افراد در وال‌استریت را نگران کرده است، با توجه به شهرت آن به عنوان یک شاخص پیشرو برای بخش‌های پرریسک‌تر بازار سهام.

    «نمی‌خواهم این تصور را ایجاد کنم که ما در حالت وحشت هستیم، اما آنچه می‌بینیم این است که برخی از مناطق بسیار پایدار بازار برای خرید در زمان افت، امروز متفاوت از آنچه در دیگر بخش‌های سال دیده‌ایم عمل می‌کنند، و این قابل توجه است»، مارک هکت، استراتژیست ارشد بازار در نیشن‌واید، در مصاحبه تلفنی روز جمعه گفت.

    «تا دو هفته گذشته، هرگونه عقب‌نشینی معقول در بیت‌کوین یا این گروه [از سهام فناوری محبوب مانند متا پلتفرمز META و انویدیا NVDA] به شدت خریداری می‌شد، اما حالا این اتفاق نمی‌افتد»، هکت گفت.

    هکت گفت که همچنان به سهام خوش‌بین است — و به عوامل فصلی مساعد، درآمدهای قوی و احتمال دیگری کاهش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در دسامبر به عنوان بادهای پشتیبان تا پایان سال اشاره کرد. اما او به دقت نظارت می‌کند که آیا احساسات سرمایه‌گذاران تغییر کرده است. فعلاً، «زود است بگوییم که تغییری پارادایمی در رفتار سرمایه‌گذاران رخ داده است»، او افزود.

    بخوانید: گام بعدی سهام فناوری‌های بزرگ کجاست؟ به بیت‌کوین توجه کنید، می‌گوید سیتی.

    سهام ایالات متحده در روز جمعه کاهش‌های هفتگی شدیدی ثبت کردند، هرچند از پایین‌ترین سطوح جلسه پایان یافتند. میانگین صنعتی داوجونز DJIA هفته را ۱٫۲ درصد پایین‌تر به پایان رساند و شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ SPX حدود ۱٫۶ درصد افت کرد. شاخص کامپوزیت ناسداک COMP هفته را با ۳ درصد کاهش بست و بزرگ‌ترین افت هفتگی خود از زمان اعلام تعرفه‌های «روز آزادی» ترامپ در آوریل را ثبت کرد.

    شک و تردیدهای افزایش‌یافته در مورد توسعه هوش مصنوعی و ارزش‌گذاری‌های فناوری، بر دارایی‌های پرریسک از جمله سهام و بیت‌کوین فشار وارد کرده است، هکت اشاره کرد.

    عدم قطعیت‌های دیگر در محیط اقتصاد کلان نیز تأثیرگذار بوده‌اند، جری اوشی، رئیس بینش‌های بازار جهانی در شرکت مدیریت دارایی هاش‌دکس، در مصاحبه تلفنی گفت. به ویژه، برخی سرمایه‌گذاران نگران بازخورد اقتصادی ناشی از تعطیلی دولت ایالات متحده بوده‌اند که از ۱ اکتبر آغاز شده و روز چهارشنبه به طولانی‌ترین تعطیلی تاریخ تبدیل شد.

    بیت‌کوین در ادامه به کجا می‌رود؟

    بیت‌کوین بسیار نوسانی‌تر از دارایی‌های سنتی مانند سهام است، بنابراین عقب‌نشینی‌های ۲۰ درصدی یا بیشتر باید انتظار داشت که بیشتر رخ دهند، استراتژیست‌ها اشاره کردند.

    از سال ۲۰۱۴، بیت‌کوین ۳۶ بار وارد بازار نزولی شده است، در حالی که شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ تنها دو بار وارد بازار نزولی شده، بر اساس داده‌های داوجونز مارکت دیتا. در عین حال، بیت‌کوین اغلب در بازارهای نزولی قبلی خود عقب‌نشینی‌های بیش از ۵۰ درصدی دیده، با بزرگ‌ترین افت از قله به دره بیش از ۶۲ درصد در بازار نزولی ۲۰۲۲. در مقایسه، از سال ۲۰۰۰، شاخص اس‌اند‌پی ۵۰۰ تنها یک بازار نزولی بیش از ۵۰ درصدی داشته، زیرا در بحران مالی ۲۰۰۸ به میزان ۵۱٫۹ درصد افت کرد.

    با این حال، شکست بیت‌کوین به زیر ۱۰۰٬۰۰۰ دلار اوایل این هفته ممکن است هشداری باشد مبنی بر اینکه فروش گسترده هنوز تمام نشده، لویی لاول، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری کریپتو فرانتیر اینوستمنتس، گفت.

    این آستانه سطح حمایت مهمی را نشان می‌داد که حالا شکسته شده است. این می‌تواند به معنای آن باشد که بیت‌کوین در آینده نه‌چندان دور به زیر ۷۰٬۰۰۰ دلار سقوط کند، لاول گفت.

  • یوتیوب نوار کناری تبلیغات موبایل را قفل کرد و گزینه بستن را حذف نمود

    یوتیوب گزینه بستن نوارهای کناری تبلیغات موبایل را برداشته و پنل‌های قابل خرید را در طول تبلیغات ویدیویی افقی ثابت نگه می‌دارد.

    یوتیوب دکمه «بستن» را از پنل‌های نوار کناری در برخی تبلیغات ویدیویی افقی موبایل حذف کرده است، که باعث می‌شود نوار کناری تبلیغ – که اغلب برای محصولات قابل خرید یا لینک‌های سایت استفاده می‌شود – در طول پخش به طور دائمی قابل مشاهده بماند.

    چرا این تغییر مهم است. این تغییر به معنای آن است که کاربران دیگر نمی‌توانند نوار کناری را کنار بزنند تا تبلیغ را تمام‌صفحه تماشا کنند، و بخشی از ویدیو توسط پنل ثابت مسدود می‌ماند. این موضوع می‌تواند بر تجربه تماشاگر و عملکرد خلاقانه تبلیغات تأثیرگذار باشد.

    تفاوت:

    • طرح قدیمی: کاربران می‌توانستند با ضربه بر «X» نوار کناری را ببندند و بر ویدیو اصلی تمرکز کنند.
    • طرح جدید: نوار کناری قفل می‌ماند و محتوای تبلیغاتی اضافی را در طول نمایش نشان می‌دهد.

    نوار کناری یوتیوب

    منبع. این به‌روزرسانی ابتدا توسط آنتونی هیگمن، بنیان‌گذار Adsquire، در X مشاهده و به اشتراک گذاشته شد، که به تغییر در نحوه ارائه تبلیغات موبایل اشاره کرد.

    خلاصه. این تغییر یوتیوب به تبلیغ‌کنندگان دید مداوم بیشتری می‌دهد – اما به قیمت تجربه تماشای موبایل کمتر غوطه‌ورکننده.

  • مقصر بازاریابی ضعیف است؟ داستانی قوی، بدون هیچ سر و صدایی

    عمران هاشمی و یامی گوتام در فیلم «حق»

    وقتی بازیگران بهترین عملکرد خود را در یک فیلم قوی به نمایش می‌گذارند، اما بازاریابی ضعیف مانع موفقیت آن می‌شود، این وضعیت نه تنها به سازندگان، بلکه به مخاطبان سینمای خوب نیز آسیب می‌زند. به نظر می‌رسد فیلم آینده «حق» (Haq) با بازی عمران هاشمی و یامی گوتام، دقیقاً با همین چالش مواجه است.

    این فیلم به موضوعی قدرتمند، یعنی «سه طلاقه»، می‌پردازد؛ مسئله‌ای که ریشه‌های عمیقی در تاریخ و جامعه هند دارد. «حق» با روایتی تأمل‌برانگیز و بازی‌های درخشان، این ظرفیت را داشت که گفتگوهای معناداری را در سطح ملی آغاز کند.

    با این حال، تبلیغات فیلم بسیار ضعیف بوده است. استودیوهای «جانگلی پیکچرز» و «باوجا» تقریباً هیچ اطلاع‌رسانی مؤثری، حتی در شبکه‌های اجتماعی، برای اکران آن انجام نداده‌اند و بسیاری از مردم هنوز بی‌خبرند که «حق» در تاریخ ۷ نوامبر روی پرده می‌رود.

    طرفداران معتقدند که یک کمپین تبلیغاتی قدرتمند می‌توانست به پیام فیلم جان ببخشد و آن را بر سر زبان‌ها بیندازد. در حال حاضر، تحلیلگران گیشه فروشی ناامیدکننده را برای روز اول اکران پیش‌بینی می‌کنند که چه بسا از فروش چند فیلم کم‌هزینه نیز کمتر باشد.

    یک فیلم خوب شایسته دیده شدن است. تبلیغات دهان‌به‌دهان کمک می‌کند، اما هرگز نمی‌تواند جایگزین یک بازاریابی حساب‌شده شود. بدون آن، حتی قدرتمندترین داستان‌ها نیز در معرض خطر فراموشی پیش از رسیدن به مخاطب هدف خود قرار می‌گیرند.

    موضوع فیلم به‌تنهایی می‌توانست الهام‌بخش بحث‌ها و گفتگوهای عمومی باشد. با این حال، به جز یک تریلر و چند آهنگ، «حق» نتوانسته است در فضای آنلاین یا آفلاین اثری از خود به جا بگذارد. این عدم وجود سر و صدای تبلیغاتی بسیار مشهود است.

    اکنون، همه نگاه‌ها به واکنش مخاطبان دوخته شده است. اگر «حق» بتواند از نظر احساسی با تماشاگران ارتباط برقرار کند، شاید تبلیغات دهان‌به‌دهان بتواند به فیلم کمک کند تا جایگاه خود را پیدا کند؛ نه از طریق هیاهو، بلکه با تکیه بر قدرت داستانش.

  • قربانی بازاریابی ضعیف؟ فیلمی با موضوعی قدرتمند و هیجانی در حد صفر

    عمران هاشمی و یامی گوتام در فیلم «حق»

    وقتی بازیگران تمام توان خود را برای یک فیلم قوی به کار می‌گیرند اما بازاریابی ضعیف جلوی موفقیت آن را می‌گیرد، این شکست تنها به سازندگان آسیب نمی‌زند، بلکه به مخاطبانی که تشنه‌ی سینمای خوب هستند نیز ضربه می‌زند. به نظر می‌رسد فیلم «حق» (Haq) با بازی عمران هاشمی و یامی گوتام، دقیقاً با همین چالش مواجه شده است.

    این فیلم به موضوعی قدرتمند می‌پردازد: «سه طلاقه»؛ مسئله‌ای که ریشه‌های عمیقی در تاریخ و جامعه هند دارد. «حق» با داستان‌پردازی سنجیده و بازی‌های صادقانه، این ظرفیت را داشت که گفتگوهای معناداری را در سطح ملی به جریان بیندازد.

    با این حال، تبلیغات فیلم بسیار ضعیف بوده است. استودیوهای «جانگلی پیکچرز» و «باوجا» تقریباً هیچ اطلاع‌رسانی مؤثری، حتی در شبکه‌های اجتماعی، درباره اکران آن انجام نداده‌اند. بسیاری از مردم هنوز نمی‌دانند که «حق» قرار است در ۷ نوامبر اکران شود.

    طرفداران معتقدند که یک کمپین بازاریابی قوی می‌توانست برای پیام فیلم، هیجان و زمینه لازم را ایجاد کند. اکنون تحلیلگران گیشه پیش‌بینی می‌کنند که فروش روز اول ناامیدکننده و احتمالاً کمتر از چندین فیلم کم‌هزینه دیگر خواهد بود.

    یک فیلم خوب شایسته دیده شدن است. تبلیغات دهان‌به‌دهان کمک‌کننده است، اما هرگز نمی‌تواند جایگزین یک بازاریابی حساب‌شده شود. بدون آن، حتی قدرتمندترین داستان‌ها نیز در خطر فراموشی پیش از رسیدن به مخاطب اصلی خود قرار می‌گیرند.

    موضوع اصلی فیلم به خودی خود می‌توانست الهام‌بخش بحث‌ها و گفتگوهای عمومی شود. با این حال، به جز یک تریلر و چند آهنگ، «حق» نه در فضای مجازی و نه در دنیای واقعی، اثری از خود به جا نگذاشته است. این نبود هیاهو کاملاً به چشم می‌آید.

    اکنون همه نگاه‌ها به واکنش تماشاگران دوخته شده است. اگر «حق» بتواند با مخاطب ارتباط عاطفی برقرار کند، شاید تبلیغات دهان‌به‌دهان مثبت هنوز هم بتواند به آن کمک کند تا جایگاه خود را پیدا کند؛ نه با هیاهو، بلکه با تکیه بر قدرت داستانش.