بلاگ

  • درام پیش از انتشار رِنگِیدز در دستینی ۲: شایعات دستینی ۳ و اتهامات هوش مصنوعی

    رنگیدز ۲
    دستینی ۲

    بونگی اخیراً زمان زیادی را صرف صحبت درباره‌ی بسته‌ی الحاقی رِنگِیدز برای دستینی ۲ کرده که هفته‌ی آینده، در ۲ دسامبر، منتشر می‌شود. یک استریم، یک ویدیو مستند و یک تریلر وجود داشت و جو کلی برای این بسته‌ی الحاقی که به شدت تحت تأثیر جنگ ستارگان است و با همکاری خود لوکاس‌فیلم ساخته شده، مثبت بوده. اما حالا، دو خبر جداگانه جامعه را به هم ریخته.

    اولین مورد، گزارشی از چند نفوذگر بونگی است که می‌گوید دستینی ۳ در «مرحله‌ی ابتدایی بسیار اولیه» در حال توسعه است. این برای جامعه خبر تازه‌ای است، چون به نظر نمی‌رسید چنین چیزی در برنامه باشد و اگر هم باشد، سال‌ها طول می‌کشد تا به دست ما برسد.

    دومین مورد، اتهامی است عمدتاً از سوی @MGecko117 که بونگی از هوش مصنوعی برای خلق هنر مفهومی استفاده کرده که تازه از شرور اصلی بسته‌ی رِنگِیدز، درِدگِن بِیل، به اشتراک گذاشته. گِکو حدود دوازده قطعه از این هنر را بررسی می‌کند که به طور قاطع معتقد است با هوش مصنوعی ساخته شده، و پست‌های او به تنهایی نیم میلیون بازدید در توییتر گرفته، با بازدیدهای بیشتری از طریق نقل‌قول‌های توییت‌ها در این موضوع.

    هنر مفهومی دستینی
    هنر مفهومی دستینی

    پس، نظرات من:

    دستینی ۳ – کمی تعجب‌آور خواهد بود اگر بونگی حداقل در حال بحث درباره‌ی آن نباشد، چون «مرحله‌ی ابتدایی بسیار اولیه» می‌تواند به معنای همین باشد. اما سؤال اینجاست که آیا بازی‌های فعلی بونگی عملکرد خوبی خواهند داشت تا این اتفاق ممکن شود.

    انتشار قریب‌الوقوع ماراتن برای بونگی کاملاً حیاتی است، چون اگر فاجعه‌بار باشد، سرنوشت کل استودیو ممکن است در خطر بیفتد. اگر نه، خب، فضای بسیار بیشتری برای آینده باز می‌شود.

    خود دستینی ۲، چه با بسته‌ی الحاقی جنگ ستارگان‌وار محکم یا نه، نشانه‌های کمی از توانایی برگرداندن تعداد بازیکنانش نشان می‌دهد و جامعه عمدتاً موافق است که تنها چیزی که می‌تواند سری را احیا کند، یک دنباله است. اما بله، ساختن یک دنباله‌ی واقعی برای بازی‌ای مثل دستینی احتمالاً بیش از پنج سال طول می‌کشد و فکر کردن به چنین چیزی برای بونگی در حال حاضر، در بهترین حالت، نظری است. انتظار نداشته باشید بونگی در این باره نظری بدهد.

    بِیل
    دستینی ۲

    اتهامات هوش مصنوعی – راستش، من باور نمی‌کنم. این هنر مفهومی اولیه است و اگر یک دهه دستینی را دنبال کرده باشید، هنر مفهومی زیادی در این سبک خواهید دید. فقط آن زمان، مردم اتهامات هوش مصنوعی را با سرعت هزار مایل در ساعت پرتاب نمی‌کردند، همان‌طور که حالا هر روز هنرمندان بااستعداد، حتی مشهورها، متهم به استفاده از هوش مصنوعی می‌شوند.

    برای چیزی مثل هنر مفهومی، هیچ‌کدام از این جزئیات «هوش مصنوعی‌وار» چندان عجیب به نظر نمی‌رسد. مثلاً، یک شمشیر نوری بدون دسته از دست بِیل بیرون می‌آید. منظورم این است که این کاملاً مثل یک اثبات مفهوم به نظر می‌رسد که کسی یک PNG از تیغه‌ی شمشیر نوری را روی آن زده تا ببیند چطور به نظر می‌رسد. منظورم این است که هوش مصنوعی می‌تواند در این مرحله کسی را که شمشیر نوری در دست دارد، متقاعدکننده نشان دهد. توضیحات متعددی وجود دارد، از روش‌های قدیمی مثل فوتوبَشینگ تا، در بدترین حالت، نوعی ارتقای هوش مصنوعی که همان ژنراتور هوش مصنوعی نیست.

    با این حال، کمک نمی‌کند که بونگی در طول سال‌ها با نیم دوجین رسوایی سرقت ادبی روبرو شده، اخیراً با ماراتن، پس بخش هنری‌شان در حال حاضر کاملاً مورد اعتماد نیست. با این وجود، سرقت ادبی و ژنراتور هوش مصنوعی انواع متفاوتی از رسوایی هستند. من فقط… فکر نمی‌کنم این اتفاق افتاده باشد، اما یک بیانیه‌ی قطعی از بونگی مطمئناً کمک می‌کند. تصور نمی‌کنم بخواهند درست روزی که ویدیوها و مقالات سازندگان درباره‌ی رِنگِیدز منتشر می‌شود، این کار را بکنند، اما حالا وقتش است و خب، بهتر است همین حالا برخورد کنند.

    آیا امروز بدون رسوایی‌های بیشتر جان سالم به در خواهیم برد؟ خب، ساعت ۹ صبح است، پس فکر کنم خواهیم دید.

    من را در توییتر، یوتیوب، بلوسکی و اینستاگرام دنبال کنید.

    رمان‌های علمی-تخیلی من، سری هیروکیلر و سه‌گانه ارث‌بورن را تهیه کنید.

  • زباله‌های هوش مصنوعی ردیت را برای همه نابود می‌کند

    تصویر ممکن است شامل صورت و سر شخص باشد

    عکس-تصویرسازی: کارکنان WIRED؛ Getty Images

    پستی در ردیت درباره عروس‌ای که از یک مهمان عروسی می‌خواهد رنگ خاصی بپوشد که به او نمی‌آید، مطمئناً خشم زیادی برمی‌انگیزد، چه برسد به پستی درباره ساقدوش یا مادر داماد که می‌خواهد لباس سفید بپوشد. سناریویی که در آن والدینی از کسی در هواپیما می‌خواهند صندلی‌اش را عوض کند تا بتوانند کنار کودک کوچک‌شان بنشینند، احتمالاً همان موج خشم را ایجاد می‌کند. اما این پست‌ها ممکن است moderator ردیت را به دلیلی متفاوت عصبانی کنند—این‌ها تم‌های رایجی در ژانر رو به رشدی از پست‌های جعلی تولیدشده توسط هوش مصنوعی هستند.

    این‌ها مثال‌هایی هستند که برای کِسی، یکی از ده‌ها moderator subreddit r/AmItheAsshole به ذهن می‌رسد. با بیش از ۲۴ میلیون عضو، این یکی از بزرگ‌ترین subredditها است و صراحتاً محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و داستان‌های ساختگی دیگر را ممنوع می‌کند. از اواخر ۲۰۲۲، زمانی که ChatGPT برای عموم راه‌اندازی شد، کِسی (که خواست فقط با نام کوچکش ذکر شود) و دیگر داوطلبانی که زمان‌شان را برای moderation پست‌های ردیت صرف می‌کنند، با هجوم محتوای هوش مصنوعی دست و پنجه نرم کرده‌اند. برخی از این محتواها کاملاً توسط هوش مصنوعی تولید شده‌اند، در حالی که کاربران دیگر پست‌ها و کامنت‌های‌شان را با برنامه‌های هوش مصنوعی مانند Grammarly ویرایش می‌کنند.

    «احتمالاً بیشتر از آنچه کسی بخواهد واقعاً اعتراف کند شایع است، چون فقط خیلی آسان است که پست‌تان را در ChatGPT بریزید و بگویید ‘هی، این را هیجان‌انگیزتر کن’»، می‌گوید کِسی، که فکر می‌کند ممکن است نیمی از تمام محتوایی که در ردیت پست می‌شود، به نوعی با هوش مصنوعی ایجاد یا بازنویسی شده باشد.

    r/AmItheAsshole ستونی از فرهنگ ردیت است، فرمت‌ای که ده‌ها اگر نه صدها مشتق مانند r/AmIOverreacting، r/AmITheDevil و r/AmItheKameena را الهام بخشیده است—subredditی با بیش از ۱۰۰ هزار عضو که توصیف شده به عنوان «آیا من احمقم، اما نسخه هندی‌اش». پست‌ها معمولاً داستان‌هایی درباره درگیری‌های بین‌فردی هستند، جایی که ردیتورها می‌توانند نظر دهند که چه کسی اشتباه کرده («YTA» یعنی «تو احمقی»، در حالی که «ESH» یعنی «همه افتضاح‌اند»)، چه کسی درست می‌گوید، و بهترین اقدام پیش رو چیست. کاربران و moderatorها در این واریانت‌های r/AmItheAsshole گزارش داده‌اند که محتوای مشکوک به تولید توسط هوش مصنوعی بیشتری می‌بینند، و دیگران می‌گویند این یک مسئله سایت‌محور است که در انواع subredditها رخ می‌دهد.

    «اگر subreddit عمومی عروسی یا AITA، روابط، یا چیزی شبیه به آن داشته باشید، به شدت ضربه خواهید خورد»، می‌گوید moderator subreddit r/AITAH، واریانتی از r/AmItheAsshole با تقریباً ۷ میلیون عضو. این moderator، بازنشسته‌ای که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد، ۱۸ سال در ردیت فعال بوده—بیشتر عمر آن—و همچنین دهه‌ها تجربه در کسب‌وکار وب قبل از آن داشته است. او هوش مصنوعی را تهدیدی وجودی بالقوه برای پلتفرم می‌بیند.

    «خود ردیت یا باید کاری کند، یا مار دم خودش را می‌بلعد»، می‌گوید او. «به جایی رسیده که هوش مصنوعی هوش مصنوعی را تغذیه می‌کند.»

    در پاسخ به درخواست نظر، سخنگوی ردیت گفت: «ردیت انسانی‌ترین مکان در اینترنت است و ما می‌خواهیم این‌طور بماند. ما محتوای دستکاری‌شده و رفتارهای غیراصیل را ممنوع می‌کنیم، از جمله حساب‌های ربات هوش مصنوعی misleading که خود را به جای افراد جا می‌زنند و کمپین‌های تأثیر خارجی. محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی که به وضوح برچسب‌گذاری شده، معمولاً مجاز است به شرطی که در چارچوب قوانین جامعه و قوانین سایت‌محور ما باشد.» سخنگو افزود که بیش از ۴۰ میلیون «حذف اسپم و محتوای دستکاری‌شده» در نیمه اول ۲۰۲۵ وجود داشته است.

    تغییر جو به سمت بدتر

    آلی، ۲۶ ساله که در کالج جامعه‌ای در فلوریدا تدریس خصوصی می‌کند و برای حفظ حریم خصوصی فقط با نام کوچکش صحبت کرد، متوجه شده که ردیت در سال گذشته «واقعاً رو به وخامت رفته» به خاطر هوش مصنوعی. احساسات او توسط کاربران دیگر در subredditهایی مانند r/EntitledPeople، r/simpleliving و r/self به اشتراک گذاشته می‌شود، جایی که پست‌ها در سال گذشته از افزایش محتوای مشکوک به هوش مصنوعی شکایت کرده‌اند. صرف احتمال اینکه چیزی توسط هوش مصنوعی تولید شده باشد، اعتماد بین کاربران را فرسوده است. «هوش مصنوعی ردیت را به توده‌ای آشغال تبدیل می‌کند»، یک حساب در r/AmITheJerk نوشت. «حتی اگر پستی مشکوک به هوش مصنوعی نباشد، وجود هوش مصنوعی مثل داشتن جاسوس در اتاق است. خود شک، دشمن است.» آلی قبلاً از خواندن subredditهایی مانند r/AmIOverreacting لذت می‌برد. اما حالا نمی‌داند تعاملاتش واقعی هستند یا نه، و زمان کمتری نسبت به سال‌های گذشته در پلتفرم صرف می‌کند.

    «هوش مصنوعی همه را خسته می‌کند»، می‌گوید moderator r/AITAH. «می‌بینم مردم تلاش عظیمی برای یافتن منابع برای دیگران می‌کنند، فقط برای اینکه با ‘ها، گول خوردی، این همه دروغ است’ پاسخ داده شوند.»

    تشخیص هوش مصنوعی

    راه‌های مطمئن کمی برای اثبات اینکه چیزی هوش مصنوعی است یا نه وجود دارد، و بیشتر مردم عادی به شهود خودشان تکیه می‌کنند. متن حتی سخت‌تر از عکس‌ها و ویدیوها ارزیابی می‌شود، که اغلب نشانه‌های قطعی دارند. پنج ردیتوری که با WIRED صحبت کردند، استراتژی‌های متفاوتی برای شناسایی متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی داشتند. کِسی متوجه می‌شود وقتی پست‌ها عنوان‌شان را کلمه به کلمه در بدنه تکرار می‌کنند یا از خط تیره بلند استفاده می‌کنند، و همچنین وقتی پست‌کننده در تاریخچه کامنت‌هایش املا و نقطه‌گذاری افتضاحی دارد اما چیزی با دستور زبان کامل پست می‌کند. آلی از حساب‌های تازه‌تأسیس ردیت و پست‌هایی با ایموجی در عنوان جا می‌خورد. moderator r/AITAH از پست‌های خاصی حس «دره ناآشنا» می‌گیرد. اما این «نشانه‌ها» ممکن است در پستی که اصلاً از هوش مصنوعی استفاده نمی‌کند هم وجود داشته باشد.

    «در این مرحله، کمی حس ‘وقتی می‌بینی می‌دونی’ است»، می‌گوید تراویس لوید، دانشجوی دکترا در Cornell Tech که تحقیقاتی درباره چالش‌های جدید مبتنی بر هوش مصنوعی که moderatorهای ردیت با آن روبرو هستند، منتشر کرده است. «در حال حاضر، ابزارهای قابل اعتمادی برای تشخیص ۱۰۰ درصدی آن وجود ندارد. پس مردم استراتژی‌های خودشان را دارند، اما لزوماً ضدگلوله نیستند.»

    علاوه بر این، با ظاهر شدن متن‌های هوش مصنوعی بیشتر در دنیای واقعی، مردم شروع به تقلید از ویژگی‌های رایج زبان تولیدشده توسط هوش مصنوعی می‌کنند، چه از هوش مصنوعی استفاده کنند یا نه. در ردیت، حلقه بازخورد هوش مصنوعی ممکن است حتی incestuousتر باشد، زیرا پلتفرم شرکت‌های هوش مصنوعی مانند Anthropic و Perplexity را به خاطر allegedly scraping محتوای ردیت بدون اجازه برای آموزش چت‌بات‌ها، شکایت کرده است. نتایج خلاصه هوش مصنوعی گوگل به طور infamous از کامنت‌های ردیت که در واقع جوک‌های sarcastic هستند، کشیده شده، مانند کاربری که پیشنهاد داد از چسب برای چسباندن بهتر پنیر به خمیر پیتزا استفاده شود.

    «هوش مصنوعی از مردم آموزش می‌بیند، و مردم آنچه دیگران را می‌بینند کپی می‌کنند»، می‌گوید کِسی. «مردم بیشتر شبیه هوش مصنوعی می‌شوند، و هوش مصنوعی بیشتر شبیه مردم.»

    طعمه خشم علیه اقلیت‌ها

    هر دو moderator AITA می‌گویند که روند پست‌های طعمه خشم را مشاهده کرده‌اند که ممکن است با هوش مصنوعی نوشته شده باشند و به نظر می‌رسد فقط برای بدنام کردن افراد ترنس و دیگر جمعیت‌های آسیب‌پذیر وجود دارند. moderator r/AITAH می‌گوید subreddit در ماه پراید با هجوم محتوای ضدترنس روبرو شد، در حالی که کِسی می‌گوید به طور متناوب در صف moderation ظاهر می‌شود.

    «چیزهایی مثل ‘والدینم از نام انتخابی‌ام استفاده نکردند و من ترنس هستم و به خاطرش منفجر شدم چون چطور جرأت کردند’ یا ‘کسی جنسیت من را فرض کرد و من سیس هستم اما چطور جرأت کردند جنسیت من را فرض کنند’»، می‌گوید کِسی. «این‌ها فقط برای عصبانی کردن از افراد ترنس، افراد گی، افراد سیاه‌پوست، زنان طراحی شده‌اند.»

    در subredditهایی که حول اخبار و سیاست می‌چرخند، هوش مصنوعی راه‌های جدیدی برای انتشار disinformation فراهم کرده است. این چیزی است که تام، ردیتوری که سه سال به moderation r/Ukraine کمک کرد و برای حفظ حریم خصوصی فقط با نام کوچکش صحبت کرد، همراه با تکنیک‌های دستکاری اجتماعی مانند astroturfing که قبل از برنامه‌هایی مانند ChatGPT وجود داشتند، تجربه کرد. اما حالا، هوش مصنوعی می‌تواند این تاکتیک‌ها را اتوماتیک کند، و نگه داشتن آن برای moderatorهای انسانی را حتی سخت‌تر می‌کند.

    «مثل یک نفر ایستاده در مزرعه در برابر موج جزر و مدی بود»، می‌گوید تام. «می‌توانید با تلاش بسیار کم، نویز زیادی ایجاد کنید.»

    در r/Ukraine، که نزدیک به یک میلیون عضو دارد، تام به یاد می‌آورد که از دیگر modها آموزش گرفته تا گسترش پروپاگاندای روسی را کاهش دهد و حتی حمایت تخصصی از ادمین‌های ردیت دریافت کرده، که یک قدم بالاتر از داوطلبان هستند و واقعاً برای ردیت کار می‌کنند و حقوق می‌گیرند.

    پول‌سازی از کارما

    علاوه بر انگیزه‌های ایدئولوژیک، راه‌های کمتر شناخته‌شده‌ای برای پول‌سازی از محتوای ردیت هم وجود دارد. برخی واضح‌تر هستند، مانند برنامه Reddit Contributor، که به پست‌کننده‌ها اجازه می‌دهد از گرفتن upvotes (که به عنوان «کارما» شناخته می‌شود) و جوایزی که کاربران دیگر می‌توانند برای‌شان بخرند، پول دربیاورند. hustlerهای ردیت theoretically می‌توانند از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی برای جمع کردن کارما، سود بردن از آن، و حتی فروش حساب‌های‌شان استفاده کنند.

    «حساب ردیت من ارزش پولی زیادی دارد، و می‌دانم چون مردم مدام سعی می‌کنند بخرندش»، می‌گوید تام. «می‌تواند برای اهداف شیطانی هم استفاده شود، اما مشکوکم که بیشترش افراد بی‌حوصله‌ای هستند که زمان دارند، مثل ‘خب، می‌توانم در یک ماه صد دلار کنار دربیاورم با تقریباً هیچ کاری’.»

    حساب‌های دیگر به کارما نیاز دارند تا به subredditهای NSFW با الزامات کارما دسترسی پیدا کنند، جایی که سپس می‌توانند چیزهایی مانند لینک‌های OnlyFans را تبلیغ کنند. هر دو کِسی و moderator r/AITAH متوجه حساب‌هایی شده‌اند که در subredditهای بزرگ‌تر پست می‌کنند تا کارما جمع کنند قبل از رفتن به پست محتوای بزرگسالانه. برخی از آن‌ها کلاهبردار هستند. دیگران ممکن است فقط سعی در امرار معاش داشته باشند.

    «گاهی واقعی است، گاهی درگیری واقعی‌ای است که واقعاً داشته‌اند، گاهی جعلی، گاهی هر طور که باشد توسط هوش مصنوعی تولید شده»، می‌گوید کِسی. «تقریباً می‌خواهم اسمش را gamification بگذارم، جایی که فقط سعی می‌کنند سیستم را همان‌طور که تنظیم شده استفاده کنند.»

    زمان اضافی که moderatorهای ردیت برای غربال کردن مواد مشکوک به هوش مصنوعی صرف می‌کنند، بازتابی از این است که محتوای هوش مصنوعی به طور کلی موانع جدیدی ایجاد کرده، که فراتر از حوزه moderation رسانه‌های اجتماعی گسترش می‌یابد.

    «آنچه moderatorهای ردیت با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، همان چیزی است که مردم همه جا الان با آن روبرو هستند، یعنی سازگاری با دنیایی که ایجاد محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی که plausible به نظر می‌رسد، تلاش بسیار کمی می‌برد، و ارزیابی آن تلاش بسیار بیشتری می‌برد»، می‌گوید لوید. «این بار واقعی‌ای روی دوش‌شان است، مثل معلمان و هر کس دیگر.»

  • موشک لانگ مارچ-۸ای چین گروه جدیدی از ماهواره‌های اینترنتی را پرتاب کرد

    موشک حامل لانگ مارچ-۸ای که حامل گروه چهاردهم ماهواره‌های اینترنتی مدار پایین است، از سایت پرتاب فضاپیمای تجاری هاینان در استان جنوبی هاینان چین، ۶ دسامبر ۲۰۲۵، پرتاب شد. موشک ساعت ۳:۵۳ بعدازظهر شنبه به فضا رفت. این موشک با موفقیت محموله‌ها را به مدار از پیش تعیین‌شده رساند. (شینهوا/گو چنگ)

    ون‌چانگ، هاینان، ۶ دسامبر (شینهوا) — چین روز شنبه در استان جزیره‌ای جنوبی هاینان، موشک حامل لانگ مارچ-۸ای را پرتاب کرد و گروهی از ماهواره‌های اینترنتی را به فضا فرستاد.

    موشک ساعت ۳:۵۳ بعدازظهر از سایت پرتاب فضاپیمای تجاری هاینان به فضا رفت. این موشک با موفقیت محموله‌ها، یعنی گروه چهاردهم ماهواره‌های اینترنتی مدار پایین، را به مدار از پیش تعیین‌شده رساند.

    موشک لانگ مارچ-۸ای که توسط آکادمی فناوری موشک‌های حامل چین توسعه یافته، ۵۰.۵ متر طول دارد و وزن برخاست آن ۳۷۱ تن است. این موشک قادر است تا ۷ تن بار را به مدار آفتاب‌همگام در ارتفاع ۷۰۰ کیلومتری برساند.

    این موشک پرواز اولیه خود را در فوریه امسال انجام داد و از آن زمان وارد حالت پرتاب با تراکم بالا شده است.

    این مأموریت برای اولین بار است که موشک سری لانگ مارچ-۸ سوخت اصلی خود را از نفتال موشکی رایج مبتنی بر نفت به نفتال موشکی مبتنی بر زغال‌سنگ تغییر می‌دهد.

    این سوخت جدید دوستدار محیط زیست است، ذخیره و حمل آن آسان‌تر است و هزینه کمتری دارد. عملکرد آن همچنان پایدار و قابل اعتماد مانند نفتال موشکی مبتنی بر نفت باقی می‌ماند و می‌تواند پایه‌ای برای «نیروی سبز» در مأموریت‌های پرتاب با فرکانس بالا در آینده ایجاد کند.

    مأموریت روز شنبه، پنجمین پرواز موشک لانگ مارچ-۸ای و ششصد و دوازدهمین پرتاب از سری موشک‌های لانگ مارچ است.

    موشک حامل لانگ مارچ-۸ای که حامل گروه چهاردهم ماهواره‌های اینترنتی مدار پایین است، از سایت پرتاب فضاپیمای تجاری هاینان در استان جنوبی هاینان چین، ۶ دسامبر ۲۰۲۵، پرتاب شد. موشک ساعت ۳:۵۳ بعدازظهر شنبه به فضا رفت. این موشک با موفقیت محموله‌ها را به مدار از پیش تعیین‌شده رساند. (شینهوا/گو چنگ)

  • آیا هوش مصنوعی می‌تواند به پیش‌بینان‌ها کمک کند تا طوفان‌های ویرانگر را بهتر پیش‌بینی کنند؟

    مرکز ملی طوفان‌های گرمسیری قابلیت‌های گوگل دیپ‌مایند را آزمایش کرد.


    در این عکس آرشیوی از ۳۰ مه ۲۰۲۵، هواشناس تحلیل طوفان‌های گرمسیری، آیدان ماهونی، در ایستگاه خود در مرکز ملی طوفان‌های اداره ملی اقیانوسی و جوی (NOAA) در میامی مشغول به کار است.
    چنددان خانا/ای‌اف‌پی از طریق گتی ایمیجز، آرشیو

    چرا هیچ طوفانی در سال ۲۰۲۵ به خاک ایالات متحده نرسید

    طبق گزارش NOAA، پس از افزودن مدل دیپ‌مایند به جعبه ابزار گسترده پیش‌بینان‌ها، این مدل در برخی موارد عملکرد بهتری نسبت به همتایان سنتی و حجیم خود داشت.

    این سازمان پیش‌بینی طوفان ملیسا را به عنوان مثالی برجسته ذکر کرد.

    مدل دیپ‌مایند، و همچنین نسخه هوش مصنوعی مدل اروپایی، به پیش‌بینان‌های مرکز ملی طوفان‌ها (NHC) درجه‌ای غیرمعمول از اطمینان داد که طوفان ملیسا به سرعت به یک طوفان عمده دسته ۵ تبدیل خواهد شد و پیش از آن ضربه ویرانگری به جامائیکا وارد خواهد کرد.

    «من واقعاً از توانایی [مدل دیپ‌مایند] در مدیریت تشدید سریع تحت تأثیر قرار گرفتم، زیرا این موضوعی چالش‌برانگیز برای بسیاری از این نوع مدل‌ها بوده است»، گفت مت لانزا، ویراستار مدیر وبلاگ The Eyewall. «کاری که در طول ملیسا انجام داد، بدون شک در هشدار دادن درباره ریسک بسیار بالا نقش حیاتی ایفا کرد»، لانزا افزود.

    به طور کلی، NOAA گزارش می‌دهد که مدل دیپ‌مایند دقیق‌ترین مدل برای مسیر طوفان و شدت آن بود و تنها پیش‌بینی که از آن در دقت پیشی گرفت، پیش‌بینی‌های رسمی NHC بود.

    ساختمان‌ها و سازه‌های آسیب‌دیده در منطقه سنت الیزابت، جامائیکا، در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۵، پس از عبور طوفان ملیسا از جزیره دیده می‌شود.
    ای‌اف‌پی ویدئوگرافیک/ای‌اف‌پی از طریق گتی ایمیجز، آرشیو

    طوفان ملیسا یکی از قوی‌ترین طوفان‌های آتلانتیک ثبت‌شده در تاریخ است که به خشکی رسیده

    جیمز فرانکلین، رئیس سابق شاخه NHC، در شبکه‌های اجتماعی نتایج را تحلیل کرد و آن را «سال طلایی» برای مدل گوگل دیپ‌مایند نامید.

    سخنگوی تیم گوگل دیپ‌مایند گفت که اگرچه این عملکرد قوی برای قابلیت‌های پیش‌بینی آب و هوای مدل بود، اما توصیه می‌کنند عملکرد مدل را بر اساس یک طوفان یا معیار واحد توصیف نکنند.

    چگونه کار می‌کند؟

    مدل‌های سنتی آب و هوا – مانند مدل اروپایی و سیستم پیش‌بینی جهانی آمریکایی که NHC به طور منظم از آن استفاده می‌کند – بر شبیه‌سازی‌های پیچیده تکیه دارند که از معادلات جوی و فیزیکی استفاده می‌کنند و برای اجرا به زمان و قدرت محاسباتی قابل توجهی نیاز دارند.

    مدل‌های هوش مصنوعی آب و هوا، مانند مدل دیپ‌مایند، به قدرت محاسباتی کمتری نیاز دارند و سریع‌تر هستند. آن‌ها با بررسی داده‌های تاریخی آب و هوا، شناسایی الگوها و روابط از طوفان‌های گذشته، یاد می‌گیرند پیش‌بینی کنند و پیش‌بینی‌های خود را در ثانیه‌ها تکمیل می‌کنند.

    «مدل‌های هوش مصنوعی/یادگیری ماشین از اطلاعات میدان‌های آب و هوایی گذشته استفاده می‌کنند، معمولاً بیش از ۴۰ سال از وضعیت جو در فواصل ۶ ساعته، تا «یاد بگیرند» جو چگونه با گذشت زمان تکامل می‌یابد»، گفت رایان تورن، استاد و پژوهشگر در دانشگاه آلبانی که متخصص مدل‌سازی آب و هوا است.

    «پس از اینکه مدل هوش مصنوعی/یادگیری ماشین جو را یاد گرفت، می‌توانید اطلاعات وضعیت فعلی جو را به آن بدهید تا پیش‌بینی ایجاد کند»، تورن افزود.

    در مورد مدل هوش مصنوعی دیپ‌مایند، گوگل می‌گوید که صدها سناریوی مختلف آب و هوایی را از یک نقطه شروع واحد در عرض چند دقیقه تولید می‌کند، در حالی که مدل‌های سنتی ساعت‌ها طول می‌کشد تا همین کار را انجام دهند.

    طوفان ملیسا.
    NOAA

    با وجود مزایای استفاده از هوش مصنوعی در فصل طوفان‌های ۲۰۲۵، تحقیقات و آزمایش‌های بیشتری لازم است تا مدل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی بر پیش‌بینی مسلط شوند.

    لانزا گفت مدل‌هایی مانند دیپ‌مایند هنوز باید خود را با طوفان‌های خلیج ثابت کنند، زیرا فصل طوفان امسال به طور غیرعادی آرام بود.

    «وقتی به آب و هوای شدید و تغییرات آب و هوایی فکر می‌کنید، باید به این هم فکر کنید که رویدادهایی خارج از مرزهای انتظار رخ خواهند داد و مدل‌سازی هوش مصنوعی ممکن است آن ریسک را ثبت نکند»، گفت لانزا. «اینجاست که مدل‌سازی مبتنی بر فیزیک سنتی ممکن است همچنان ضروری بماند»، لانزا افزود.

    تورن نیز بر اهمیت مدل‌های سنتی تأکید کرد، در حالی که مدل‌های هوش مصنوعی سعی می‌کنند خطاهای ناشی از تغییرات ناگهانی آب و هوا یا شکاف‌های داده‌های آب و هوایی را با هموار کردن تفاوت‌ها کاهش دهند.

    «پخش کردن تفاوت‌ها در سطح وسیع‌تری فاقد معنای فیزیکی است و پیش‌بینی را بعداً تحت تأثیر قرار خواهد داد»، گفت تورن. «مدل‌های کاملاً فیزیکی ما در این زمینه عملکرد بهتری دارند زیرا قوانین فیزیکی را در مدل‌ها گنجانده‌ایم.»

    سخنگوی تیم گوگل دیپ‌مایند گفت که در حالی که مدل‌های هوش مصنوعی آب و هوا معادلات پیچیده فیزیکی و جوی را مانند همتایان سنتی خود پردازش نمی‌کنند، آن‌ها را با استفاده از مدل‌های سنتی برای آموزش و شرایط اولیه تکمیل می‌کنند – ترکیبی از سرعت و دقت برای بهبود پیش‌بینی‌ها.

  • رسانه‌های اجتماعی از SEO پیشی می‌گیرد به عنوان منبع اصلی ترافیک برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، نظرسنجی می‌گوید

    رسانه‌های اجتماعی اکنون از جستجو پیشی گرفته، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط از خلاصه‌های هوش مصنوعی خشمگین‌اند، و بیشتر دیده‌شدن هنوز به صفحه اصلی وابسته است.

    رسانه‌های اجتماعی اکنون ترافیک بیشتری برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط نسبت به جستجو ایجاد می‌کنند. بسیاری از این کسب‌وکارها هم شروع به ردیابی ارجاع‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی کرده‌اند. آن‌ها همچنین رقبا را که در خلاصه‌های هوش مصنوعی ظاهر می‌شوند، تهدیدی نوظهور می‌دانند. این یافته‌ها بر اساس داده‌های نظرسنجی جدیدی است که امروز توسط WordStream by LocaliQ منتشر شده.

    چرا این موضوع برای ما مهم است. کسب‌وکارهای کوچک اکنون خلاصه‌های هوش مصنوعی را کانالی نوظهور و حیاتی می‌بینند. این خلاصه‌ها بر تصمیم‌گیری‌های اولیه خریداران تأثیر می‌گذارند و می‌توانند آن‌ها را به سمت محصولات رقیب هدایت کنند. ارجاع‌های هوش مصنوعی هم حالا واضح و قابل ردیابی شده‌اند و کسب‌وکارها را متقاعد کرده که می‌توانند – و باید – برای آن‌ها بهینه‌سازی کنند.

    کاهش ترافیک گوگل افزایش یافته. چهل درصد از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می‌گویند ترافیک‌شان از به‌روزرسانی‌های گوگل و جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی کاهش یافته. شرکت‌های بزرگ‌تر ضربه سخت‌تری خورده‌اند و نزدیک به نیمی از آن‌ها کاهش گزارش داده‌اند. با این حال، بیشتر این کسب‌وکارها (۷۲ درصد) می‌گویند SEO آن‌ها «موثر» است.

    رسانه‌های اجتماعی از جستجو پیشی گرفته. شصت و چهار درصد رسانه‌های اجتماعی را به عنوان راننده اصلی ترافیک ذکر کرده‌اند که از جستجوی ارگانیک با ۵۲ درصد پیشی گرفته.

    • کارآفرینان انفرادی و کسب‌وکارهای خرد، رسانه‌های اجتماعی را در رتبه اول قرار داده‌اند.
    • ۳۵ درصد از کسب‌وکارهایی که وب‌سایت ندارند، می‌گویند رسانه‌های اجتماعی و بازارهای آنلاین سرنخ‌های کافی برای‌شان فراهم می‌کنند و نیازی به وب‌سایت ندارند.

    توجه به هوش مصنوعی در حال افزایش است. جستجوی هوش مصنوعی هنوز راننده اصلی نیست، اما در رادار کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قرار گرفته:

    • ۵۰ درصد ارجاع‌ها و ذکرهای هوش مصنوعی را نظارت می‌کنند.
    • ۷۰ درصد از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بزرگ‌تر همین کار را می‌کنند.
    • آگاهی از GEO در همه اندازه‌های کسب‌وکار در حال افزایش است.

    بزرگ‌ترین ناامیدی برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، دیدن رقبا در خلاصه‌های هوش مصنوعی به جای خودشان است. اما نکته مثبت این است که این مدل‌ها اغلب از سایت‌هایی فراتر از ده تای برتر گوگل اطلاعات می‌کشند و به برندهای کوچک شانس نادری برای دیده‌شدن می‌دهند که معمولاً به دست نمی‌آورند.

    صفحات اصلی وب حیاتی هستند. در میان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که ترافیک هوش مصنوعی را ردیابی می‌کنند، صفحات پرارجاع عبارت‌اند از:

    • صفحات اصلی (۵۷ درصد)
    • صفحات محصول یا خدمات (۴۸ درصد)
    • صفحات تماس (۳۴ درصد)

    چگونگی سازگاری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط. اقدامات برتر برای افزایش دیده‌شدن در هوش مصنوعی، با اصول اساسی SEO هم‌پوشانی دارد:

    • استفاده از تیترهای واضح و توصیفی (۳۵ درصد)
    • بهبود خوانایی (۲۶ درصد)
    • رفع مسائل فنی پایه مانند سرعت و عملکرد موبایل (۲۴ درصد)
    • کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بزرگ‌تر، به ذکرهای خارجی برند (۳۳ درصد) و افزودن داده‌های ساخت‌یافته (۳۰ درصد) می‌پردازند

    درباره داده‌ها. WordStream by LocaliQ بیش از ۳۰۰ کسب‌وکار کوچک آمریکایی در ۲۴ صنعت را نظرسنجی کرده. پاسخ‌ها از شرکت‌هایی با و بدون وب‌سایت، از صاحبان انفرادی تا سازمان‌های ۱۰۰ نفره آمده است.

    گزارش. گزارش بزرگ روندهای وب‌سایت SMB: SEO، GEO، و آینده ترافیک

  • سریع، ارزان یا باکیفیت؟ تعادلی در سئو که نمی‌توانید نادیده بگیرید

    سئو شامل تعادل‌هایی است. ببینید چگونه زمان، هزینه و کیفیت بر نتایج تأثیر می‌گذارند – و چرا رویکرد با اولویت کیفیت، دستاوردهای سریع‌تر و پایدارتری به همراه دارد.

    احتمالاً این ضرب‌المثل را شنیده‌اید: سریع، ارزان یا خوب – دو تا را انتخاب کنید.

    مفهومش چیزی شبیه به این است:

    اگر بخواهید چیزی سریع و ارزان باشد، انتظار نداشته باشید که خوب هم باشد.

    اگر بخواهید خوب و سریع باشد، هزینه‌اش بیشتر خواهد شد.

    و اگر خوب و مقرون‌به‌صرفه بخواهید، باید زمان بیشتری به آن اختصاص دهید.

    این یک راه ساده برای توضیح چگونگی تعادل‌ها در پروژه‌هاست.

    در سئو، درک این تعادل‌ها به‌ویژه مهم است، زیرا اغلب مشکلاتی ایجاد می‌کنید که بعداً اصلاح‌شان هزینه بیشتری خواهد داشت.

    سئو - انتخاب دو تا؟

    این مقاله به بررسی تغییرات این مفهوم مدیریت پروژه و کاربرد آن در سئو می‌پردازد.

    سپس توضیح می‌دهم که چرا رویکرد با اولویت کیفیت، به نتایج بهتر و پایدارتری در بلندمدت منجر می‌شود.

    درک مفهوم سریع-ارزان-خوب

    مفهوم سریع-ارزان-خوب، یک نسخه مدرن از رویکرد کلاسیک مدیریت پروژه است که تعادل‌های درگیر در انجام کار را نشان می‌دهد.

    این رویکرد مدیریت پروژه اغلب به صورت یک مثلث تصور می‌شود. سه ضلع آن معمولاً عبارتند از:

    • زمان: سرعت تحویل کار.
    • هزینه: میزان هزینه کار.
    • کیفیت: درجه خوب یا کامل بودن کار.

    تفسیر رایج این است که می‌توانید دو مورد را اولویت‌بندی کنید، اما مورد سوم محدود خواهد شد.

    مثلث پروژه

    تعادل‌ها چیزی شبیه به این هستند:

    • کیفیت بالا + تحویل سریع = قیمت بالاتر.
    • کیفیت بالا + قیمت پایین = تحویل کندتر.
    • تحویل سریع + قیمت پایین = کیفیت پایین‌تر.

    شایان ذکر است که مدل اصلی معرفی‌شده توسط دکتر مارتین بارنز ادعا نمی‌کرد که می‌توانید «دو تا را انتخاب کنید» و مورد سوم را فدا کنید.

    بارنز زمان، هزینه و کیفیت را به عنوان عوامل وابسته به یکدیگر توصیف کرد. اگر یکی را محدود کنید، دیگران تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

    تفسیرهای بعدی، نسخه‌های جدیدی از این مثلث را ایجاد کردند.

    با این حال، در تئوری، استفاده از این چارچوب به تنظیم انتظارات واقع‌بینانه در نتایج پروژه کمک می‌کند.

    زمان، هزینه و کیفیت در سئو به چه معنایی هستند

    زمان، هزینه و کیفیت چگونه بر نتایج سئو تأثیر می‌گذارند؟

    زمان

    برای بسیاری، توانایی حرکت سریع‌تر از رقبا اغلب عامل تمایز در موفقیت است.

    با این حال، اکثر افراد می‌دانند که سئو یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت.

    در برخی موارد، برای دیدن حرکت واقعی ممکن است شش ماه تا یک سال طول بکشد.

    در بخش‌های رقابتی‌تر، دستیابی به رتبه‌های شماره یک برای پرس‌وجوهای بسیار رقابتی و درآمدزا ممکن است سال‌ها زمان ببرد.

    طبق مطالعه‌ای از Ahrefs، تنها ۲٪ از صفحات در عرض یک سال به top 10 می‌رسند، در حالی که حدود ۷۳٪ از صفحات برتر بیش از سه سال سن دارند.

    در مورد رتبه‌های شماره یک، صفحه متوسط در گوگل پنج سال سن دارد.

    با این حال، تحقیقات نشان می‌دهد که اگر صفحه قرار باشد برای یک «عبارت با حجم جستجوی بالاتر» رتبه بگیرد، احتمالاً این کار را در ماه اول انجام می‌دهد.

    بنابراین، میزان سرمایه‌گذاری که در سئو تصمیم می‌گیرید می‌تواند بر سرعت رقابت‌تان تأثیر بگذارد.

    اگر در یک niche رقابتی هستید یا به دنبال نتایج سریع‌تر می‌گردید، احتمالاً نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتر در منابع اولیه دارید.

    با این حال، اگر بتوانید چابک‌تر از رقبا عمل کنید، حتی بدون بودجه بزرگ‌تر، پتانسیل شکست دادن آن‌ها در نتایج جستجو را دارید.

    چابک بودن به معنای:

    • توانایی پیش‌بینی تغییرات احتمالی در جستجو و عمل کردن سریع‌تر به آن‌ها.
    • توانایی تصمیم‌گیری سریع‌تر از رقبا.
    • توانایی اجرای توصیه‌های سئو سریع‌تر از رقبا.

    هزینه

    هیچ متخصص واقعی سئویی را نمی‌شناسم که نرخ‌های بسیار پایین بگیرد.

    واقعیت کار باکیفیت این است که نیاز به مهارت دارد و پرداخت برای آن مهارت هزینه‌ای دارد.

    خرید سئوی ارزان که به نظر می‌رسد همه جعبه‌ها را تیک می‌زند، می‌تواند وسوسه‌انگیز باشد.

    اما آنچه واقعاً می‌خرید، یک توهم است.

    و وقتی همه چیز از هم می‌پاشد، نه تنها هزینه‌های اولیه خرید خدمات سئوی ارزان را از دست می‌دهید، بلکه باید برای بازیابی هم هزینه کنید.

    به این اضافه کنید که در حالی که visibility‌تان کاهش می‌یابد، درآمد هم از دست می‌دهید.

    در نهایت، بعداً هزینه بیشتری پرداخت خواهید کرد.

    عمیق‌تر کاوش کنید: بودجه سئوی خود را از بین نبرید، آن را جابه‌جا کنید

    کیفیت

    وقتی از سئوی باکیفیت حرف می‌زنیم، منظورمان این است:

    • سطح استراتژی پشت برنامه سئو.
    • درجه expertise در اجرای برنامه.
    • توانایی مدیران پروژه در اداره کارآمد برنامه.
    • سطح دانش سئو که تیم سئو را پشتیبانی می‌کند.
    • کیفیت محتوایی که هسته یک وب‌سایت مفید است.
    • اجرای دقیق سئوی فنی.

    احتمالاً موارد بیشتری هم هست، اما نکته را گرفته‌اید.

    کیفیت برای موفقیت سئو ضروری است، زیرا در محیطی بسیار رقابتی عمل می‌کند.

    اگر تیم استخدامی خود را به درستی ارزیابی نکنید، ممکن است در نهایت از خدمات دریافتی ناراضی باشید.

    تعادل‌های خاص در پروژه‌های سئو به چه شکل هستند

    اینجا نحوه بروز تعادل‌های پروژه در سناریوهای واقعی سئو را می‌بینیم:

    سریع + ارزان = سئوی پرریسک و کم‌کیفیت

    این شاید خطرناک‌ترین مسیر باشد. وقتی سئو به عنوان سریع و مقرون‌به‌صرفه فروخته می‌شود، معمولاً به معنای:

    • تاکتیک‌های خودکار و کم‌تلاش.
    • روش‌هایی که ممکن است دستاوردهای کوتاه‌مدت ایجاد کنند اما جریمه‌های بلندمدت موتورهای جستجو را به همراه داشته باشند.
    • بدون استراتژی، فقط بهینه‌سازی سطحی.

    سریع + خوب = سرمایه‌گذاری بیشتر

    اگر سئوی سطح expert را سریع بخواهید، احتمالاً هزینه‌اش بیشتر خواهد بود.

    این به دلیل:

    • سئوی باکیفیت نیاز به استراتژیست‌های ماهر، توسعه‌دهندگان و تولیدکنندگان محتوا دارد.
    • سرعت به معنای منابع فوق‌تمرکز شده است، پس هیچ صفی پشت پروژه‌های دیگر مشتریان یا کش دادن کار در timeline طولانی وجود ندارد.
    • پیروزی‌های سریع همچنان نیاز به ریشه در استراتژی پایدار دارند که در نهایت زمان می‌برد.

    ارزان + خوب = آهسته و پیوسته

    اگر بودجه محدودی دارید اما همچنان سئوی باکیفیت می‌خواهید، با تعامل مناسب ممکن است.

    با این حال، باید انتظار پیشرفت کندتر داشته باشید:

    • بهبودهای تدریجی خواهید دید.
    • نتایج در طول زمان انباشته می‌شوند و اثر ترکیبی ایجاد می‌کنند.
    • این مسیر برای کسب‌وکارهایی ایده‌آل است که رشد بلندمدت و پایدار می‌خواهند و حاضرند منتظر بمانند.

    عمیق‌تر کاوش کنید: چرا سئو اغلب قبل از شروع شکست می‌خورد

    بازنگری محدودیت‌های پروژه برای سئو

    منتقدان استدلال کرده‌اند که محدودیت‌های کلاسیک پروژه که در این مقاله بحث شده، نحوه عملکرد واقعی پروژه‌ها را بیش از حد ساده‌سازی می‌کنند.

    و این ممکن است به‌ویژه برای کارهای خلاقانه و فنی مانند سئو صادق باشد.

    سؤال این است، آیا واقعاً باید فقط دو تا را انتخاب کنیم؟

    من چیزی متفاوت پیشنهاد می‌کنم. باید کیفیت را نقطه شروع غیرقابل مذاکره قرار دهیم.

    در سئو، جایی که کیفیت پتانسیل رتبه‌بندی و visibility بلندمدت در نتایج جستجو را تعیین می‌کند، منطقی‌تر است که کیفیت را به عنوان پایه‌ای در نظر بگیریم که زمان، هزینه و دامنه بر آن وابسته (و تنظیم) هستند.

    بازنگری محدودیت‌های پروژه برای سئو

    استراتژی با اولویت کیفیت به برنامه‌های سئو کمک می‌کند تا سریع‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر اجرا شوند، زیرا هدررفت کمتر و بازکاری کمتری وجود دارد.

    با اولویت کیفیت:

    • محتوا اقتدار واقعی می‌سازد.
    • وب‌سایت‌ها بیشتر توسط کاربران و موتورهای جستجو اعتماد می‌شوند.
    • ترافیک ارگانیک به طور پیوسته و پایدار رشد می‌کند.
    • زمان کمتری صرف از بین بردن کارهای کم‌کیفیت می‌شود.

    خلاصه اینکه سئوی باکیفیت تنها رویکردی است که در بلندمدت سود می‌دهد بدون اینکه بعداً همه چیز را از شما بگیرد.

    ابتدا کیفیت، سپس همه چیز دنبالش می‌آید

    محدودیت‌های سنتی پروژه در هر ابتکار سئو ظاهر می‌شوند.

    با این حال، سریع‌ترین مسیر به نتایج سئو، از طریق کار باکیفیت و مداوم توسط افرادی است که می‌دانند چه می‌کنند.

    پس اگر در حال ارزیابی گزینه‌هایتان هستید، به این فکر نکنید که کدام عنصر برنامه سئو را باید فدا کنید.

    در عوض، بپرسید چگونه می‌توانید کیفیت را حفظ کنید، و همه چیز سر جایش قرار خواهد گرفت.

  • سیستم هشدار اضطراری CodeRED پس از حمله باج‌افزار INC به‌نام CodeDEAD

    منطقه‌های مختلف در ایالات متحده تحت تأثیر قرار گرفتند و یکی از آن‌ها قرارداد خود را برای این محصول فسخ کرد

    کانر جونز

    شهرها و شهرک‌های سراسر ایالات متحده پس از یک حمله سایبری به فروشنده Crisis24، دسترسی به سیستم هشدار اضطراری CodeRED خود را از دست داده‌اند.

    شهرها و شهرستان‌های مختلف اعلامیه‌های تقریباً یکسانی دربارهٔ حمله به پلتفرم CodeRED از OnSolve که اکنون تحت مالکیت Crisis24 است، صادر کرده‌اند؛ این پلتفرم به ساکنان امکان دریافت هشدارهای لحظه‌ای برای اضطراری‌هایی همچون هشدارهای آب و هوایی، گمشده شدن کودکان، تهدیدات تروریستی و غیره را می‌دهد.

    در هشدار خود نسبت به این وضعیت برای ساکنان، دفتر کلانترای شهرستان داگلاس، کلرادو، این هفته اعلام کرد که قرارداد CodeRED خود را فسخ کرده و به‌طور فعال به‌دنبال جایگزینی می‌گردد.

    شکل‌گیری بیانیه‌های مشابه توسط سایر مناطق نشان می‌دهد که آن‌ها قصد دارند تا با Crisis24 ادامه دهند؛ این شرکت در حال راه‌اندازی یک پلتفرم کاملاً جدید CodeRED است که پیش از وقوع حمله در دست توسعه بوده.

    Crisis24 به مشتریان خود اعلام کرد که پلتفرم جدید «در محیطی جداگانه و بدون نقص قرار دارد»، که تحت «بازرسی جامع امنیتی» و «تست نفوذ و تقویت بیشتر» قرار گرفته است.

    «در حالی که حساب CodeRED شهر منسوخ شده است، پرسنل در حال کار با فروشنده برای مهاجرت به یک پلتفرم هشدار اضطراری جدید است»، شهر یونیورسیتی پارک، تگزاس، گفت.

    «لطفاً بدانید که حفاظت از اطلاعات شخصی شما بالاترین اولویت ماست و ما متعهد به ایمن‌سازی داده‌های شما از طریق همکاری با فروشندگانی هستیم که سیستم‌های امن و قابل‌اعتمادی ارائه می‌دهند».

    در حالی که منتظر راه‌اندازی پلتفرم جدید هستند، اکثر مناطق تحت تأثیر در سراسر کشور برای اطلاع‌رسانی اضطراری از طریق شبکه‌های اجتماعی یا در صورت لزوم ارتباط درب به درب، به‌کارگیری همان هشدارهای اضطراری را انتخاب کرده‌اند.

    به ساکنان آن‌ها نیز توصیه شده است تا رمزهای عبور CodeRED خود را تغییر دهند. بر اساس ارتباطات Crisis24 با مشتریان، داده‌های سرقت‌شده توسط گروه جنایتکار شامل نام‌ها، آدرس‌ها، ایمیل‌ها، شماره‌های تلفن و رمزهای عبوری است که برای ایجاد حساب‌های CodeRED استفاده می‌شده‌اند.

    شهر اوفالون، میسوری، گفت: «همهٔ دریافت‌کنندگان هشدارهای CodeRED پروفایل کامل ایجاد نکرده‌اند؛ اما اگر این گزینه انتخاب شده باشد و همان رمز عبور برای حساب‌های شخصی یا تجاری دیگر نیز استفاده شده باشد، به شدت توصیه می‌شود که آن رمزها تغییر یابند.»

    بر اساس اطلاعیه‌های آن‌ها، Crisis24 به مشتریان خود یک پرسش‌پاسخ (FAQ) ارائه کرد که اکثر آن‌ها به‌صورت کامل در انتهای اعلامیه‌های خود منتشر کرده‌اند.

    برگهٔ اطلاعات اعلام می‌کند که این حمله محدود به CodeRED بوده و سایر سیستم‌های مشتریان نباید به‌عنوان مخدوش‌شده در نظر گرفته شوند.

    در بخش «چرا این اتفاق افتاد؟» پرسش‌پاسخ، Crisis24 گفت: «متأسفانه، در اخیراً ریسک‌ها و نفوذهای سایبری در بسیاری از سازمان‌ها رو به افزایش بوده‌اند.»

    زمانی که شرکت به مشتریان خود دربارهٔ حمله اطلاع داد، همچنین اعلام کرد که نشانه‌ای از انتشار آنلاین داده‌های سرقت‌شده وجود ندارد، اما هشدار داد که این وضعیت ممکن است تغییر کند.

    گروه باج‌افزاری INC مسئولیت این حمله را پذیرفته و بخش کوچکی از داده‌های سرقت‌شده را در وبلاگ تاریک خود منتشر کرده است.

    به‌عنوان بخشی از کمپین فشار بر علیه Crisis24 برای پرداخت گروگان، به‌نظر می‌رسد INC بخشی از تاریخچه مذاکرات بین خود و فروشنده را افشا کرده است.

    اگر صحت داشته باشد، لاگ‌های گفت‌و‌گو نشان می‌دهند که درخواست اولیهٔ گروگان‌گیری INC در ابتدا 950,000 دلار بوده، اما سپس به 450,000 دلار کاهش یافته است. لاگ‌ها همچنین نشان می‌دهند که Crisis24 ابتدا مبلغ 100,000 دلاری پیشنهاد کرده و سپس آن را به 150,000 دلار افزایش داده که INC آن را رد کرده است.

    INC همچنین ادعا کرد که شعبهٔ وابستهٔ خود در تاریخ ۱ نوامبر به شبکهٔ Crisis24 دسترسی پیدا کرده و در تاریخ ۱۰ نوامبر فایل‌های آن را رمزنگاری کرده است.

    به‌جای پرداخت گروگان، این گروه سایبری اعلام کرد که به‌جای پرداخت، داده‌های سرقت‌شده را به فروش می‌رساند. بخشی از داده‌ها پیشاپیش منتشر شده‌اند تا خلافکاران ثابت کنند که این اطلاعات را در اختیار دارند.

    «ما به‌طور کامل متعهد به حمایت از مشتریانمان و اطمینان از برآورده شدن نیازهای پایه‌ای هشداردهی و اطلاع‌رسانی عمومی آن‌ها بدون وقفه هستیم»، Crisis24 به The Register گفت. ®

  • چگونه اشکالات شناسایی جغرافیایی هوش مصنوعی، سئو بین‌المللی را بازنویسی می‌کنند

    مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) مرزهای جستجو را از میان می‌برند و محتوای منطقه‌ای نازک یا ناهماهنگ را به پیش‌فرض‌های جهانی تبدیل می‌کنند که وضوح بازارها را مخدوش می‌سازد.

    چگونه اشکالات شناسایی جغرافیائی هوش مصنوعی، سئو بین‌المللی را بازنویسی می‌کنند

    جستجوی هوش مصنوعی نه تنها چه محتوایی رتبه می‌گیرد را تغییر می‌دهد؛ بلکه به‌صورت آرام‌آرام کجا برند شما به‌نظر می‌رسد متعلق باشد را بازطراحی می‌کند. هنگامی که مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) نتایج را در میان زبان‌ها و بازارها ترکیب می‌کنند، مرزهایی که پیش‌تر محتوای محلی را جدا می‌کردند، محو می‌شوند. سیگنال‌های جغرافیایی سنتی همچون hreflang، دامنه‌های سطح‌کشوری (ccTLD) و اسکیماهای منطقه‌ای دور زده، به‌خطا تعبیر یا توسط پیش‌فرض‌های جهانی جایگزین می‌شوند. نتیجه این است که سایت انگلیسی شما به‌عنوان «حقیقت» برای تمام بازارها شناخته می‌شود، در حالی که تیم‌های محلی‌تان می‌پرسند چرا ترافیک و تبدیل‌هایشان به‌سرعت از بین می‌روند.

    این مقاله عمدتاً بر سامانه‌های هوش مصنوعی مبتنی بر جستجو، مانند نماهای هوش مصنوعی گوگل و جستجوی مولد بینگ، متمرکز است که در آن مشکل انحراف شناسایی جغرافیایی به‌وضوح دیده می‌شود. هوش مصنوعی صرفاً مکالمه‌ای ممکن است رفتار متفاوتی داشته باشد، اما مسألهٔ اصلی همان‌جا می‌ماند: هنگامی که سیگنال‌های اعتبار و داده‌های آموزشی به سمت زمینهٔ جهانی و جغرافیایی متمایل می‌شوند، ترکیب (سنتز) معمولاً این زمینه را از دست می‌دهد.

    جغرافیای جدید جستجو

    در جستجوی کلاسیک، مکان به‌صورت صریح مشخص می‌شد:

    • آی‌پی، زبان و دامنه‌های مخصوص بازار تعیین می‌کردند که کاربران چه چیزی می‌بینند.
    • hreflang به گوگل می‌گفت کدام صفحه را در کدام بازار ارائه دهد.
    • محتوای محلی در دامنه‌های کشوری (ccTLD) یا زیرشاخه‌های جداگانه قرار می‌گرفت و توسط بک‌لینک‌ها و متادیتاهای مخصوص هر منطقه تقویت می‌شد.

    جستجوی هوش مصنوعی این نظام قطعی را دچار اختلال می‌کند.

    در مقاله‌ای اخیر درباره «شکاف‌های ترجمه هوش مصنوعی»، سئو بین‌المللی بلاز گیفونی این مشکل را هنگامی که عبارت «proveedores de químicos industriales» را وارد کرد، نشان داد. به‌جای ارائه وب‌سایت بازار محلی با فهرستی از تأمین‌کنندگان شیمیایی صنعتی در مکزیک، لیستی ترجمه‌شده از ایالات متحده نشان داده شد؛ که برخی از آن‌ها یا در مکزیک تجارت نمی‌کردند یا معیارهای ایمنی یا تجاری محلی را برآورده نمی‌نمودند. یک موتور مولد صرفاً اسناد را بازیابی نمی‌کند؛ بلکه پاسخی را ترکیب می‌کند که بر پایهٔ زبانی یا منبعی است که به‌نظر کامل‌ترین می‌آید.

    اگر صفحات محلی شما نازک، به‌صورت نامنظم علامت‌گذاری شده یا توسط محتوای انگلیسی جهانی تحت‌ سایه قرار گرفته باشند، مدل به‌سادگی از مجموعه جهانی اطلاعات استخراج می‌کند و پاسخ را به اسپانیایی یا فرانسوی بازنویسی می‌نماید.

    به‌نظر سطحی، محلی به‌نظر می‌رسد؛ اما در عمق، داده‌های انگلیسی هستند که پرچم دیگری بر تن دارند.

    چرا شناسایی جغرافیایی دچار مشکل می‌شود

    1. زبان ≠ مکان

    سیستم‌های هوش مصنوعی زبان را به‌عنوان یک نمایندهٔ جغرافیایی می‌دانند. یک جستجوی اسپانیایی می‌تواند مربوط به مکزیک، کلمبیا یا اسپانیا باشد. اگر سیگنال‌های شما از طریق اسکیما، hreflang و ارجاعات محلی مشخص نکنند که چه بازارهایی را هدف قرار می‌دهید، مدل این موارد را به‌هم می‌آمیزد.

    در این‌صورت، قوی‌ترین نمونه پیروز می‌شود. و در نُه مورد از ده، این همان وب‌سایت اصلی انگلیسی شماست.

    2. تعصب تجمیع بازار

    در طول آموزش، LLMها از توزیع‌هایی یاد می‌گیرند که به‌طور شدیدی به محتوای انگلیسی تمایل دارند. وقتی موجودیت‌های مرتبط در بازارهای مختلف (مانند «GlobalChem Mexico»، «GlobalChem Japan») ظاهر می‌شوند، نمایه‌های مدل توسط نمونه‌ای مسلط می‌شود که بیشترین مثال‌های آموزشی را دارد؛ که معمولاً برند جهانی انگلیسی است. این امر باعث عدم تعادل در اعتبار می‌شود که در زمان استنتاج ادامه دارد و مدل را وادار می‌کند حتی برای پرس‌وجوهای خاص بازار، به‌طور پیش‌فرض به محتوای جهانی رجوع کند.

    3. تقویت Canonical

    موتورهای جستجو به‌طور طبیعی سعی می‌کنند صفحات تقریباً یکسان را ترکیب کنند و hreflang برای مقابله با این تعصب وجود دارد تا به آن‌ها بگوید نسخه‌های مشابه، گزینه‌های معتبر برای بازارهای مختلف هستند. هنگامی که سیستم‌های هوش مصنوعی از این فهرست‌های ترکیبی استخراج می‌کنند، این سلسله‌مراتب را به ارث می‌برند و نسخهٔ اصلی (Canonical) را به‌عنوان منبع اصلی حقیقت در نظر می‌گیرند. بدون سیگنال‌های جغرافیایی صریح در خود محتوا، صفحات منطقه‌ای برای لایهٔ ترکیب نامرئی می‌شوند، حتی اگر به‌طور کافی با hreflang برچسب‌گذاری شده باشند.

    این امر تعصب تجمیع بازار را تشدید می‌کند؛ صفحات منطقه‌ای شما نه تنها تحت‌ سایه قرار می‌گیرند، بلکه به‌صورت مفهومی درون موجودیت والد جذب می‌شوند.

    آیا این مشکل خودبه‌خودی اصلاح می‌شود؟

    با گنجاندن داده‌های آموزشی متنوع‌تر در LLMها، برخی از عدم تعادل‌های جغرافیایی ممکن است کاهش یابد. با این حال، مشکلات ساختاری همچون تجمیع Canonical و تأثیرات شبکه‌ای اعتبار زبان انگلیسی همچنان پابرجا خواهند بود. حتی با توزیع کامل داده‌های آموزشی، سلسله‌مراتب داخلی برند و تفاوت عمق محتوا در میان بازارها همچنان بر این که کدام نسخه در ترکیب برتری دارد، تأثیر می‌گذارد.

    اثر موجی بر جستجوی محلی

    پاسخ‌های جهانی، کاربران محلی

    تیم‌های خرید در مکزیک یا ژاپن پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی را دریافت می‌کنند که از صفحات انگلیسی استخراج شده‌اند. اطلاعات تماس، گواهینامه‌ها و سیاست‌های حمل‌ونقل نادرست هستند، حتی اگر صفحات محلی موجود باشند.

    اقتدار محلی، سایه‌روالی جهانی

    حتی رقبای محلی قدرتمند نیز جابجا می‌شوند، زیرا مدل‌ها وزن بیشتری به مجموعه داده‌های انگلیسی/جهانی می‌گذارند. نتیجه این است که اقتدار محلی ثبت نمی‌شود.

    تضعیف اعتماد به برند

    کاربران این وضعیت را به‌عنوان نادیده‌گیری می‌بینند:

    «آنها به بازار ما سرویس نمی‌دهند.»
    «اطلاعات آنها در اینجا مرتبط نیست.»

    در صنایع تنظیم‌شده یا B2B که تطابق، واحدها و استانداردها مهمند، این وضعیت به از دست رفتن درآمد و خطر شهرت منجر می‌شود.

    Hreflang در عصر هوش مصنوعی

    Hreflang یک ابزار دقیق در دنیای مبتنی بر قواعد بود. به گوگل می‌گفت کدام صفحه را در کدام بازار ارائه دهد. اما موتورهای هوش مصنوعی صفحات را «ارائه» نمی‌دهند – آن‌ها پاسخ‌ها را تولید می‌کنند پاسخ‌ها را تولید می‌کنند.

    به این معناست:

    • Hreflang به یک راهنمای مشورتی تبدیل می‌شود، نه یک دستورالعمل قطعی.
    • شواهد فعلی نشان می‌دهد که LLMها در طول ترکیب (سنتز) hreflang را به‌طور فعال تفسیر نمی‌کنند، زیرا این تگ در روابط سطح‑سند که برای استدلال استفاده می‌شود، کاربردی ندارد.
    • اگر ساختار Canonical شما به صفحات جهانی ارجاع دهد، مدل این سلسله‌مراتب را به‌ارث می‌برد، نه دستورالعمل‌های hreflang شما.

    به‌طور خلاصه، hreflang همچنان به فهرست‌بندی توسط گوگل کمک می‌کند، اما دیگر تفسیر محتوا را کنترل نمی‌کند.

    سیستم‌های هوش مصنوعی از الگوهای ارتباط، اعتبار و ارتباط‌پذیری می‌آموزند. اگر محتوای جهانی شما دارای پیوندهای داخلی غنی‌تر، تعامل بالاتر و استنادهای خارجی بیشتری باشد، همیشه بر لایهٔ ترکیب (سنتز) تسلط خواهد داشت – صرف‌نظر از hreflang.

    مطالعه بیشتر: پرس‌و‑پاسخ سئو: رایج‌ترین خطاهای hreflang چیست و چگونه می‌توان آن‌ها را ارزیابی کرد؟

    چگونه انحراف جغرافیایی رخ می‌دهد

    بیایید به یک الگؤ واقعی که در بازارهای مختلف مشاهده می‌شود، نگاهی بیندازیم:

    1. محتوای محلی ضعیف (متن کم، عدم وجود اسکیما، فهرست قدیمی).
    2. Canonical جهانی اعتبار را تحت دامنه .com متمرکز می‌کند.
    3. نمای کلی هوش مصنوعی یا چت‌سرچ. صفحه انگلیسی را به‌عنوان دادهٔ منبع استخراج می‌کند.
    4. مدل پاسخی به زبان کاربر تولید می‌کند، که از حقایق و زمینهٔ منبع انگلیسی بهره می‌گیرد، ضمن افزودن چند نام برند محلی برای ایجاد ظاهری بومی‌سازی شده، سپس یک پاسخ ترکیبی به زبان محلی ارائه می‌دهد.
    5. کاربر کلیک می‌کند تا به فرم تماس ایالات‌متحده برسد، به‌دلیل محدودیت‌های حمل‌ونقل مسدود می‌شود و با احساس ناراحتی صفحه را ترک می‌کند.

    هر یک از این گام‌ها به‌نظر جزئی می‌رسند، اما در مجموع یک مشکل حاکمیت دیجیتال ایجاد می‌کنند – داده‌های جهانی نمایندگی بازار محلی شما را تحت‌نوشتند.

    قابلیت شناسایی جغرافیایی: ضرورت جدید سئو

    در عصر جستجوی مولد، چالش فقط رتبه‌بندی در هر بازار نیست – بلکه باید حضور خود را قابل شناسایی جغرافیایی برای ماشین‌ها فراهم کنید.

    قابلیت شناسایی جغرافیایی بر اصول سئو بین‌المللی استوار است، اما به چالش جدیدی می‌پردازد: قابل‌تفسیر کردن مرزهای جغرافیایی در طول ترکیب هوش مصنوعی، نه صرفاً در مرحله بازیابی و رتبه‌بندی سنتی. در حالی که hreflang به گوگل می‌گوید کدام صفحه را برای کدام بازار فهرست‌بندی کند، قابلیت شناسایی جغرافیایی اطمینان می‌دهد که محتوا خود شامل سیگنال‌های صریح، قابل خواندن توسط ماشین باشد که پس از انتقال از ایندکس ساختاری به پاسخ مولد نیز باقی بمانند.

    به‌این معناست که جغرافیا، تطبیق و مرزهای بازار را به‌گونه‌ای رمزگذاری کنید که LLMها بتوانند هم در ایندکس‌سازی و هم در ترکیب (سنتز) آن‌ها را درک کنند.

    لایه‌های کلیدی قابلیت شناسایی جغرافیایی

    لایه اقدام نمونه چرا مهم است
    محتوا جای‌گذاری زمینهٔ صریح بازار (مثلاً «Distribuimos en México bajo norma NOM-018-STPS») ارتباط محتوا با جغرافیای تعریف‌شده را تقویت می‌کند.
    ساختار از اسکیما برای areaServed، priceCurrency و addressLocality استفاده کنید زمینهٔ جغرافیایی صریحی را فراهم می‌کند که ممکن است بر سیستم‌های بازیابی تأثیر بگذارد و به‌عنوان راهی برای آینده‌پایداری عمل می‌کند، زیرا سیستم‌های هوش مصنوعی به‌تدریج قادر به درک بهتر داده‌های ساختاری می‌شوند.
    لینک‌ها & اشاره‌ها دریافت بک‌لینک‌های معتبر از فهرست‌های محلی و انجمن‌های تجاری اعتبار محلی و خوشه‌بندی موجودیت‌ها را می‌سازد.
    یکپارچگی داده هماهنگ‌سازی آدرس، شماره تلفن و نام‌های سازمان در تمام منابع از ادغام ناخواستهٔ موجودیت‌ها و سردرگمی جلوگیری می‌کند.
    حاکمیت نظارت بر خروجی‌های هوش مصنوعی به‌منظور شناسایی اشتباه در تخصیص یا انحراف بین‌بازاری نشت اولیه را پیش از تثبیت شدن شناسایی می‌کند.

    تذکر: اگرچه شواهد فعلی دربارهٔ تأثیر مستقیم اسکیما بر ترکیب هوش مصنوعی محدود است، این ویژگی‌ها سیگنال‌های جستجوی سنتی را تقویت می‌کنند و محتوای شما را برای سیستم‌های هوش مصنوعی آینده آماده می‌سازند که ممکن است داده‌های ساختاری را به‌صورت سیستماتیک‌تری تجزیه و تحلیل کنند.

    گردش کار تشخیص: «بازار من کجا رفت؟»

    1. اجرای جستجوهای محلی در نمای کلی هوش مصنوعی یا چت‌سرچ. عبارت‌های کلیدی محصول و دسته‌بندی خود را به زبان محلی آزمایش کنید و ثبت کنید که هر نتیجه به چه زبان، دامنه و بازاری اشاره می‌کند.
    2. ثبت URLهای ارجاع شده و شاخص‌های بازار. اگر برای پرسش‌های غیر انگلیسی صفحات انگلیسی به‌عنوان منبع نشان داده شوند، این نشانگر این است که محتوای محلی شما فاقد اعتبار یا نمایانی‌پذیری کافی است.
    3. بازنگری پوشش Search Console. اطمینان حاصل کنید که URLهای محلی شما فهرست شده، قابل کشف و به‌درستی از طریق hreflang نقشه‌گذاری شده‌اند.
    4. بررسی سلسله‌مراتب Canonical. اطمینان حاصل کنید که URLهای منطقه‌ای شما به صفحات جهانی canonical نشده‌اند. سیستم‌های هوش مصنوعی معمولاً Canonical را به‌عنوان «حقیقت اصلی» در نظر می‌گیرند.
    5. آزمون جغرافیای ساختاری. برای گوگل و بینگ، اطمینان حاصل کنید که ویژگی‌های اسکیما مانند areaServed، address و priceCurrency را اضافه یا اعتبارسنجی کنید تا به موتورهای جستجو در توصیف ارتباط قضایی کمک شود.
    6. تکرار فصلی. جستجوی هوش مصنوعی به‌سرعت تکامل می‌یابد. آزمون‌های منظم اطمینان می‌دهند که مرزهای جغراف
  • آیا تست DNA انجام داده‌اید؟ این چت‌بات درباره نتایج شما صحبت خواهد کرد.

    الکس کوتلار، مؤسس Bystro AI، در دفترهای استارتاپ در بوستون.
    الکس کوتلار، مؤسس Bystro AI، در دفترهای استارتاپ در بوستون. دیوید ال. رایان/کارکنان گلوب

    آزمون‌های ژنتیکی ارسال‌شونده که میلیون‌ها نفر برای ردیابی پیشینهٔ خود از آن استفاده می‌کنند، می‌توانند به مردم در داشتن زندگی سالم‌تر نیز کمک کنند. این دقیقاً پیام Bystro AI است؛ استارتاپی بوستونی که با به‌کارگیری هوش مصنوعی، به افراد کمک می‌کند تا از DNA خود درس‌های کلیدی زندگی را بیاموزند.

    Bystro که در سال ۲۰۲۱ تأسیس شد، ثبت‌نام کاربران برای چت‌بات هوش مصنوعی جدید خود را آغاز کرده است. کاربران می‌توانند نتایج آزمون ژنتیکی خود را به آن وارد کنند و سپس سؤالاتی دربارهٔ بهینه‌سازی رژیم غذایی، بهترین نوع تمرینات یا احتمال ابتلا به بیماری‌های جدی مانند بیماری کلیه یا آلزایمر بپرسند.

    «من فکر می‌کنم در آدم‌ها تمایل پنهانی برای کنترل سلامت خود وجود دارد»، الکس کوتلار، بنیان‌گذار شرکت، گفت. «و تا جایی که می‌توانم، می‌خواهم به آن‌ها توانمندی این‌کار را اعطا کنم.»

    ویدئوی ویژه

    Bystro از سامانه‌ای هوش مصنوعی استفاده می‌کند که بر پایهٔ حجم عظیمی از پژوهش‌های مربوط به ژنتیک انسان و سلامت آموزش‌دیده است. این سامانه در نسخهٔ تجاری عرضه می‌شود تا به پزشکان و دانشمندان کمک کند داده‌های ژنتیکی مهم را به‌سرعت استخراج کرده و هم برای پژوهش و هم برای درمان بیماران به‌کار ببرند. شرکت انتظار دارد برای نسخهٔ حرفه‌ای، ماهانه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار هزینه دریافت کند و همچنین قصد دارد مجوزهایی برای کاربران دانشگاهی و شرکتی ارائه دهد.

    اما Bystro همچنین قصد دارد نسخه‌ای مصرف‌کننده‌محور به‌قیمت ۱۰ دلار در ماه ارائه دهد که برای افرادی است که اطلاعات ژنومیک خود را از سرویس‌های تحلیل ژنوم‌های انسانی که برای پیگیری تاریخچهٔ خانوادگی افراد ارائه می‌شود، مانند Ancestry یا 23andMe، خریداری کرده‌اند.

    برخی پژوهشگران متخصص در ژنتیک و بیماری‌ها، تردید خود را نسبت به این‌که چنین خدمتی به مصرف‌کنندگان سود می‌رساند، ابراز کردند. آن‌ها استدلال می‌کنند که ژنتیک نقش نسبتاً کمی در اکثر وضعیت‌های پزشکی ایفا می‌کند، در حالی که محیط و سبک زندگی اهمیت بیشتری دارند. لیندسی فارر، استادیورژیک در دانشگاه بوستون، گفت: «پروفایل‌های ژنتیکی اکثر افراد خطر ابتلا به بیماری‌های شایع دوران بزرگسالی و سالمندی را تنها تا کسری که معمولاً به‌مرّ کمتر از ۵۰ درصد است، افزایش می‌دهند. نه ۱۰۰ درصد.»

    یک نگرانی دیگر می‌تواند حریم شخصی باشد. کوتلار می‌داند که DNA یک فرد از جملهٔ خصوصی‌ترین اطلاعات است. او می‌گوید Bystro سامانهٔ هوش مصنوعی خود را بر پایهٔ پژوهش‌های علمی آموزش می‌دهد، نه بر روی اطلاعات ژنتیکی کاربران. «ما نیازی نداریم که از داده‌های افراد یاد بگیریم»، او افزود. «مجموعهٔ داده‌ها تا زمانی که کاربر بخواهد از آن استفاده کند، باقی می‌ماند، اما ما کاری با آن انجام نمی‌دهیم.»

    کوتلار بر این باور است که افرادی که نگران سلامت خود هستند، حق دسترسی به تمام اطلاعاتی که می‌توانند به‌دست آورند را دارند.

    یک تصویر صفحه‌ای از پاسخ چت‌بات AI Bystro به درخواست ارزیابی ریسک ابتلا به بیماری کلیوی یک شخص، با استفاده از DNA یک فرد ناشناس به‌عنوان آزمایش.
    یک تصویر صفحه‌ای از پاسخ چت‌بات AI Bystro به درخواست ارزیابی ریسک ابتلا به بیماری کلیوی یک شخص، با استفاده از DNA یک فرد ناشناس به‌عنوان آزمایش. Bystro

    او در مارس ۱۹۸۶ در اوکراین به‌دنیا آمد، زمانی که این کشور هنوز جزو اتحاد جماهیر شوروی بود؛ یک ماه پس از آن انفجار راکتور هسته‌ای در چرنوبیل رخ داد. کوتلار و خانواده‌اش از منطقهٔ رادیواکتیو فرار کردند، هرچند دولت مقیاس فاجعه را مخفی نگه داشت. «ما فقط به این دلیل می‌دانستیم که باید فرار کنیم که کودکان افراد ثروتمند شوروی در حال فرار بودند»، او گفت.

    پس از سال‌ها آزارهای ضد یهودی، کوتلار و مادرش در سال ۱۹۹۱ به آمریکا مهاجرت کردند؛ او در آن زمان پنج ساله بود. در همین دوران، خانواده با مشکلات سلامتی متعددی مواجه شدند — شامل لوسمی، سرطان ریه و مری و کم‌کاری تیروئید. خود کوتلار نیز برای ترمیم کارتیل‌های شکنندهٔ شانه‌هایش به چندین عمل جراحی نیاز داشت.

    کوتلار برنامهٔ مهندسی زیست‌پزشکی را در دانشگاه بوستون آغاز کرد، اما بعداً به رشتهٔ مدیریت بازرگانıی تغییر مسیر داد؛ با این حال علاقه‌اش به پزشکی هرگز کم‌رنگ نشد. «من به‌مدت ۱۲ ساعت در روز PubMed (پایگاه دادهٔ آنلاین پزشکی) مطالعه می‌کردم تا بفهمم چه مشکلی در من وجود دارد و چگونه می‌توانم خانواده‌ام را در برابر آن محافظت کنم.»

    در دانشگاه ایموری آتلانتا، کوتلار دکترای ژنتیک را دریافت کرد و تمرکز خود را بر توسعه ابزارهایی گذاشت که به افراد کمک می‌کند تا اطلاعات مفید را از حجم عظیم داده‌های ژنتیکی استخراج کنند. ظهور سیستم‌هایی نظیر ChatGPT گزینهٔ قدرتمند جدیدی فراهم کرد — هوش مصنوعی‌ای که می‌تواند گفتار عادی انسان را درک کرده و به زبانی پاسخ دهد که افراد غیرمتخصص به‌راحتی درک کنند.

    اموری در تأمین هدیهٔ یک میلیون دلاری از یک خیرکار ناشناس برای راه‌اندازی Bystro کمک کرد. نام این شرکت ربطی به رستوران‌های صمیمی ندارد؛ این واژهٔ روسی به معنای «سریع» است.

    کاربران Bystro می‌توانند بپرسند آیا ویژگی‌های ژنتیکی خاصی دارند که ممکن است در آینده منجر به مشکلات سلامتی شوند. برای مثال، بسیاری از افراد با سابقهٔ افریقایی ژنی دارند که در برابر بیماری‌های انگلی محافظت می‌کند، اما به‌طرز قابل‌توجهی احتمال ابتلا به بیماری کلیوی را افزایش می‌دهد.

    یا کاربری می‌تواند بپرسد آیا یک مشکل پزشکی موجود ممکن است ریشهٔ ژنتیکی داشته باشد. به‌عنوان مثال، فردی که به‌طور مکرر دچار سوءهاضمه است، می‌تواند دریابد که به‌صورت ژنتیکی مستعد عدم تحمل لاکتوز است.

    اما ساموئل اسکاپینو، مدیر هوش مصنوعی و علوم زندگی در مؤسسهٔ AI تجربی در دانشگاه نورث‌ایسترن، گفت عوامل محیطی برای اکثر افراد به‌مرّ بیش از ژنتیک اهمیت دارند. «حتی اگر سیگنالی از کد ژنتیک استخراج شود، احتمالاً توسط انتخاب‌های سبک زندگی شما یا مکانی که به‌دنیا آمده‌اید، کم‌رنگ می‌شود»، اسکاپینو اظهار کرد. «همهٔ این عوامل متنوع تأثیر بسیار بزرگ‌تری خواهند داشت.»

    با این حال، نظرسنجی‌ای توسط مرکز پزشکی دانشگاه تگزاس سوت‌وِست‌رن نشان می‌دهد که ۴۰ درصد از ساکنان ایالات متحده از نوعی آزمایش ژنتیکی استفاده کرده‌اند. کوتلار بر این باور است که بسیاری از آن‌ها خوش‌حالانه برای یک چت‌بات DNA ثبت‌نام خواهند کرد.

    «با Bystro، هر کسی که ژنوم و سؤال دارد می‌تواند گفت‌و‌گویی با زیست‌شناسی خود آغاز کند»، او گفت.

  • هوش مصنوعی می‌تواند تا ۲۰۲۶، یک‌سوم از فیلم‌ها و انیمیشن‌های بلند را به‌دست گیرد، بر اساس گفته تِنست چین

    سون ژونگ‌هوای
    HIIFF

    هوش مصنوعی مولد آماده است تا عرضه محتواهای برتر تصویری را متحول کند؛ نایب رئیس غول رسانه‌های آنلاین چینی تِنست و مدیرعامل تِنست ویدیو، سون ژونگ‌هوای، پیش‌بینی می‌کند که تا یک‌سوم از فیلم‌ها و انیمیشن‌های بلند می‌تواند «توسط هوش مصنوعی تسلط پیدا کند یا به‌طور عمیق درگیر هوش مصنوعی باشد» در طول دو سال آینده، اگرچه نگرانی‌های ماندگار دربارهٔ دقت عملکرد و انسجام بصری باقی‌مانده‌اند.

    در جلسه‌ای که در 7ام جشنواره بین‌المللی فیلم جزیره هینان (HIIFF) برگزار شد، سون پیش‌بینی کرد که در سال‌های آینده تحول چشمگیری در تولید محتوای تلویزیونی و فیلم‌های برتر رخ خواهد داد.

    «از منظر زمانی، با نگاه به یک یا دو سال آینده، دلایل کافی داریم تا انتظار داشته باشیم تغییرات مشهودی در ساختار عرضه محتواهای این پلتفرم رخ دهد،» سون اظهار کرد. «در دسته‌های اصلی مانند فیلم، تلویزیون و انیمیشن، آثار تحت تسلط یا به‌طور عمیق درگیر هوش مصنوعی می‌توانند به‌احتمال ۱۰ تا ۳۰ درصد از کل سهم برسند.»

    با اشاره به محتوای کوتاه‌مدت، سون نتیجه‌گیری کرد که مسابقه‌ توسط محصولات هوش مصنوعی مولد پیشاپیش به‌دست آمده است.

    سون گفت: «محتوای کوتاه شبیه کالاهای مصرفی پرسرعت (FMCG) است که بی‌رحمانه به دنبال کارایی می‌گردد.» او افزود: «در این زمینه، درام‌های کوتاه و انیمیشن‌های کوتاهی که می‌شناسیم پیشتاز شده‌اند و هزینه‌ها را به‌طرز چشمگیری کاهش داده‌اند. ما برآورد می‌کنیم که شرکت‌های بومی هوش مصنوعی در زمینه انیمیشن‌های کوتاه هم‌اکنون تقریباً ۳۰٪ از بازار را تشکیل می‌دهند.»

    علیرغم پیش‌بینی خوش‌بینانه، عوامل متعددی همچنان به‌عنوان موانع برای هوش مصنوعی مولد در محتوای بلندمدت باقی مانده‌اند، از جمله توانایی حفظ ثبات و عدم توانایی در تکرار عملکردهای انسانی.

    سون توضیح داد: «فناوری ویدئوی هوش مصنوعی هنوز نتوانسته است مسائلی چون ثبات بصری و قابلیت کنترل را حل کند.» او افزود: «با افزایش مدت زمان صحنه‌ها، تغییرات جزئیات در شخصیت‌ها به‌وضوح آشکار می‌شود.»

    سون همچنین اشاره کرد که بازی‌های انسانی شامل میکرو‑ابرازات و میکرو‑حرکات است که نسل فعلی هوش مصنوعی قادر به بازتولید آن‌ها نیست، که این امر در ایجاد تنش و ظرافت عاطفی خلأهایی به‌وجود می‌آورد.

    او همچنین ذکر کرد که اکثر محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی به‌صورت رزولوشن ۱۰۸۰p HD محدود است، که با استانداردهای ۴K یا انتشار در سالن‌های سینمایی DCI مطابقت ندارد.

    با این حال، سون تأکید کرد که این موانع موقت هستند و پیش‌بینی کرد که هوش مصنوعی به فیلمسازان امکان می‌دهد به ژانرهای بلندپروازانه‌ای بازگردند که پیشتر به‌دلیل ریسک مالی زیاد، برای استودیوها غیرقابل تأیید بودند.

    سون گفت: «ژانرهایی که پیش‌تر به‌دلیل ریسک‌های بازار نادیده گرفته می‌شدند، مانند علمی‑تخیلی بزرگ و روایت‌های عظیم «عصر کشفیات»، با کاهش هزینه‌ای که هوش مصنوعی فراهم می‌کند، احیا خواهند شد.»

    برای سازگاری با این آینده، سون فاش کرد که تِنست ویدیو به‌طور فعال ابزارهای هوش مصنوعی را در جریان کارهای سنتی خود می‌گنجاند؛ او گفت که در حال حاضر هوش مصنوعی در مراحل اولیه طراحی مفهوم، پیش‑نمایش (pre‑vis) و روت‌اسکاپینگ به‌کار گرفته می‌شود. در تولید مجازی با LED، هوش مصنوعی برای ساخت صحنه‌های دیجیتال پیچیده‌ای که به‌عنوان پس‌زمینه مورد نیاز است، استفاده می‌شود.

    سون به انتقادهایی که هوش مصنوعی سبب بیکاری در صنایع خلاق می‌شود پاسخ داد و بیان کرد که تِنست توسعه استعدادها را به‌عنوان اولویت اصلی در شرکت می‌داند.

    سون گفت: «مدل استعدادی برای تولید فیلم‌های آینده به افراد با توانایی‌های چندوجهی (پُلی‌مت) نیاز دارد؛ به زبان ساده‌تر، ما به مهندسان هنر یا هنرمندان فنی نیاز داریم و با برترین دانشگاه‌ها و مؤسسات برای پرورش این افراد همکاری می‌کنیم.»

    سون گفت: «ما واقعاً خوش‌شانسیم که می‌توانیم دورهٔ رنسانس واقعی را در صنعت فیلم تجربه کنیم. هیجان‌انگیزترین تجربه‌های انسانی هنگام عبور از حالت عدم‌اطمینان به سمت یقین رخ می‌دهد.»