بلاگ

  • «ما می‌توانستیم از ChatGPT بپرسیم»: دانشجویان در برابر دوره‌ای که توسط هوش مصنوعی تدریس می‌شد، به‌جنگ می‌آیند

    دانشجویان استافوردشای می‌گویند نشانه‌های نشان‌دهندهٔ تولید هوش مصنوعی شامل نام‌های فایل مشکوک و لهجهٔ صدای راوی نامنطبق بود

    دانشجویان دانشگاه استافوردشای اظهار کردند پس از اینکه دوره‌ای که امید داشتند شانسشان را برای آغاز حرفهٔ دیجیتال‌شان فراهم می‌کرد، به‌طور عمده توسط هوش مصنوعی تدریس شد، احساس «دزدیده شدن دانش و لذت» می‌کنند.

    جیمز و اوون از میان ۴۱ دانشجویی بودند که سال گذشته در استافوردشای یک ماژول برنامه‌نویسی را گذراندند و امید داشتند از طریق یک برنامهٔ کارآموزی دولتی که برای تبدیل‌شان به متخصصان امنیت سایبری یا مهندسان نرم‌افزار طراحی شده بود، مسیر شغلی‌شان را عوض کنند.

    اما پس از یک ترم که اسلایدهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی توسط یک صدای مصنوعی نیز خوانده می‌شد، جیمز گفت که اعتماد خود به برنامه و افراد مسئول را از دست داده و نگران است که «دو سال» از عمرش را صرف دوره‌ای کرده باشد که «به ارزان‌ترین شکل ممکن» ارائه شده بود.

    «اگر ما کارهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را تحویل می‌دادیم، از دانشگاه اخراج می‌شدیم، اما ما توسط هوش مصنوعی تدریس می‌شویم»، جیمز در مواجهه‌ای با استاد خود گفت که در اکتبر ۲۰۲۴ ضبط شد و بخشی از دوره محسوب می‌شود.

    جیمز و سایر دانشجویان بارها با مسئولان دانشگاه دربارهٔ مواد تولیدشده توسط هوش مصنوعی مواجه شدند. اما به‌نظر می‌رسد دانشگاه همچنان از این مواد برای تدریس دوره استفاده می‌کند. امسال، دانشگاه بیانیه‌ای سیاستی را در وب‌سایت دوره بارگذاری کرد که به‌نظر می‌رسد استفاده از هوش مصنوعی را توجیه می‌کند و «چارچوبی برای متخصصان علمی جهت بهره‌برداری از خودکارسازی هوش مصنوعی» را در کارهای پژوهشی و تدریس ارائه می‌دهد.

    سیاست‌های عمومی دانشگاه استفادهٔ دانشجویان از هوش مصنوعی را محدود می‌کند و می‌گوید دانشجویانی که کارهای خود را به هوش مصنوعی واگذار می‌کنند یا آثار تولیدشده توسط هوش مصنوعی را به‌عنوان کار خود ادعا می‌نمایند، نقض سیاست صداقت دانشگاه هستند و ممکن است به‌خاطر تخلف علمی مورد پیگرد قرار گیرند.

    «من در میانهٔ زندگی و حرفه‌ام هستم»، جیمز گفت. «حس نمی‌کنم بتوانم همین الآن رها شوم و مسیر شغلی جدیدی را شروع کنم. من در این دوره گیر کرده‌ام.»

    پروندهٔ استافوردشای همزمان با این است که دانشگاه‌های بیشتری از ابزارهای هوش مصنوعی برای تدریس دانشجویان، تولید مواد دوره‌ای و ارائه بازخورد شخصی‌سازی‌شده استفاده می‌کنند. یک مقالهٔ سیاست‌گذاری وزارت آموزش و پرورش که در ماه اوت منتشر شد، این پیشرفت را تحسین کرد و اعلام کرد هوش مصنوعی مولد «توانایی تحول در آموزش را دارد». یک نظرسنجی سال گذشته (pdf) از ۳۲۸۷ نفر از کارکنان آموزشی دانشگاهی توسط شرکت فناوری آموزشی Jisc نشان داد که نزدیک به یک‌چهارم آن‌ها از ابزارهای هوش مصنوعی در تدریس خود بهره می‌برند.

    برای دانشجویان، آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی کمتر به‌عنوان تحول‌گرایانه و بیشتر به‌عنوان عاملی که روحیه را تضعیف می‌کند، به‌نظر می‌رسد. در ایالات متحده، دانشجویان نقدهای منفی آنلاین دربارهٔ استادانی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، منتشر می‌سازند. در بریتانیا، دانشجویان مقطع کارشناسی در رِدیت به‌شکایت از استادانی می‌پردازند که بازخوردها را از ChatGPT کپی‑پیست می‌کنند یا از تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی در دوره‌ها استفاده می‌نمایند.

    «من فشارهایی که در حال حاضر بر استادان وارد است و شاید آن‌ها را وادار به استفاده از هوش مصنوعی کند، می‌فهمم؛ اما این وضعیت احساس ناامیدی می‌آورد»، یک دانشجو نوشت.

    جیمز و اوون گفتند که استفاده از هوش مصنوعی در دورهٔ استافوردشای خود را «تقریباً بلافاصله» سال گذشته متوجه شدند؛ زمانی که در اولین کلاس، استاد یک ارائهٔ پاورپوینت را اجرا کرد که شامل نسخهٔ صوتی هوش مصنوعی برای خواندن اسلایدها بود.

    پس از آن، آنها گفتند که نشانه‌های دیگری از تولید هوش مصنوعی در برخی از مواد دوره را مشاهده کردند؛ از جمله استفاده ناهماهنگ از انگلیسی آمریکایی که به انگلیسی بریتانیایی تبدیل شده بود، نام‌های فایل مشکوک، و همچنین «اطلاعات کلی و سطحی» که گاه به قوانین ایالات متحده اشاره داشت.

    نشانه‌های مواد تولیدشده توسط هوش مصنوعی در این سال نیز ادامه یافت. در یکی از ویدئوهای دوره که در وب‌سایت بارگذاری شده بود، صدای راوی که مطالب را ارائه می‌داد، ناگهان حدود ۳۰ ثانیه به لهجهٔ اسپانیایی تبدیل شد و سپس دوباره به لهجهٔ بریتانیایی برگشت.

    تغییر لهجهٔ صدای راوی در میانهٔ درس در دوره‌ای که به‌نظر می‌رسد توسط هوش مصنوعی تولید شده – ویدیو

    گاردین مواد دورهٔ استافوردشای را مرور کرد و از دو ابزار تشخیص هوش مصنوعی متفاوت – Winston AI و Originality AI – برای اسکن مواد استفاده کرد. هر دو ابزار دریافتند که تعداد قابل‌توجهی از تکالیف و ارائه‌ها «احتمال بسیار بالایی برای تولید توسط هوش مصنوعی» داشتند.

    در اوایل دوره، جیمز گفت که نگرانی‌های خود را در یک جلسهٔ ماهانه به نمایندهٔ دانشجویی ارائه کرد. سپس، در اواخر نوامبر، این نگرانی‌ها را در یک جلسهٔ درس بیان کرد که به‌عنوان بخشی از مواد دوره ضبط شد. در آن ضبط، او از استاد می‌خواهد که به اسلایدها اهمیت ندهد.

    «من می‌دانم این اسلایدها توسط هوش مصنوعی تولید شده‌اند، می‌دانم همهٔ حاضرین در این جلسه می‌دانند این اسلایدها هوش مصنوعی هستند؛ ترجیح می‌دهم این اسلایدها را حذف کنید»، او می‌گوید. «من نمی‌خواهم توسط GPT تدریس شوم.»

    به‌سرعت پس از آن، نمایندهٔ دانشجویان در این دوره اظهار کرد: «ما این موضوع را به شما اطلاع دادیم، جیمز، و پاسخ این بود که به استادان اجازه استفاده از ابزارهای مختلف داده می‌شود. ما از این پاسخ بسیار ناامید شدیم.»

    دانشجوی دیگری می‌گوید: «در ارائه مواردی مفید وجود دارد. اما تقریباً ۵٪ فقط نکات ارزشمند است و بقیه بیشتر تکرار است. کمی طلای ارزشمند در ته این قابلمه وجود دارد. اما به‌نظر می‌رسد می‌توانیم خودمان این طلا را با پرسیدن از ChatGPT به‌دست آوریم.»

    استاد با ناآرامی می‌خندد. «از صراحت افراد قدردانی می‌کنم…» او می‌گوید، سپس موضوع را به یک آموزش دیگر که با استفاده از ChatGPT ساخته بود، تغییر می‌دهد. «صادقانه بگویم، این را در کوتاه‌مدت انجام دادم»، او می‌گوید.

    در نهایت، سرپرست دوره به جیمز اطلاع داد که دو مدرس انسانی برای جلسهٔ نهایی مطالب را مرور خواهند کرد، «تا شما تجربهٔ هوش مصنوعی نداشته باشید».

    در پاسخ به سؤال گاردین، دانشگاه استافوردشای اعلام کرد که «استانداردهای علمی و نتایج یادگیری در این دوره حفظ شده‌اند».

    او گفت: «دانشگاه استافوردشای استفادهٔ مسئولانه و اخلاقی از فناوری‌های دیجیتال را مطابق با راهنمایی‌های خود حمایت می‌کند. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند در برخی مراحل آماده‌سازی کمکی باشند، اما جایگزین تخصص علمی نمی‌شوند و باید همواره به‌گونه‌ای استفاده شوند که صداقت علمی و استانداردهای بخش را حفظ کنند.»

    در حالی که دانشگاه یک مدرس غیر هوش مصنوعی را برای آخرین درس دوره دعوت کرد، جیمز و اوون گفتند این اقدام خیلی کم و خیلی دیر است، به‌ویژه چون به‌نظر می‌رسد دانشگاه نیز در مواد آموزشی امسال از هوش مصنوعی استفاده کرده است.

    «احساس می‌کنم بخشی از زندگی‌ام دزدیده شده است»، جیمز گفت.

    اوون که در میانهٔ تغییر شغل است، گفت که این دوره را برای کسب دانش اساسی انتخاب کرده بود، نه فقط برای دریافت مدرک – و احساس می‌کرد این زمان‌اش هدر رفته است.

    «اینکه در مقابل این مطالب بنشینید که واقعاً ارزش زمان هیچ‌کسی را ندارند، در حالی که می‌توانید آن زمان را صرف کاری ارزشمند کنید، واقعاً ناامیدکننده است»، او گفت.

  • آیا حیوانات و هوش مصنوعی دارای خودآگاهی هستند؟ نظریه‌های جدیدی برای آزمون این موضوع ارائه دادیم

    ممکن است فکر کنید زنبور عسل‌گاهی که در باغ‌تان به‌دنبال غذا می‌گردد و یک پنجره مرورگر که ChatGPT را اجرا می‌کند، هیچ ارتباطی با هم ندارند. اما پژوهش‌های علمی اخیر به‌طور جدی این امکان را بررسی می‌کنند که هر کدام یا هر دو دارای آگاهی باشند.

    روش‌های متعددی برای مطالعهٔ آگاهی وجود دارد. یکی از رایج‌ترین آن‌ها، اندازه‌گیری رفتار یک حیوان – یا هوش مصنوعی (AI) – است.

    اما دو مقالهٔ جدید دربارهٔ امکان آگاهی در حیوانات و هوش مصنوعی، نظریه‌های جدیدی برای آزمون این مسأله پیشنهاد می‌کنند – نظریه‌ای که میان تحریک‌گرایی و شک واکنشی سریع دربارهٔ اینکه آیا انسان‌ها تنها موجودات آگاه روی زمین هستند، تعادل برقرار می‌کند.

    مناظره‌ای سرسخت

    سوالات پیرامون آگاهی از دیرباز مناظره‌های سرسختی برانگیخته‌اند.

    این به‌خاطر این است که موجودات آگاه ممکن است از لحاظ اخلاقی به‌گونه‌ای مهم باشند که موجودات بی‌آگاهی نیستند. گسترش حوزهٔ آگاهی به معنای گسترش افق‌های اخلاقی ماست. حتی اگر نتوانیم مطمئن شویم چیزی آگاه است، می‌توانیم برای پیشگیری، فرض کنیم که چنین است – همان‌گونه که فیلسوف جاناتان برچ آن را «اصل احتیاط برای حس‌پذیری» می‌نامد.

    روند اخیر، تمایل به گسترش بوده است.

    به‌عنوان مثال، در آوریل ۲۰۲۴ گروهی متشکل از ۴۰ دانشمند در کنفرانسی در نیویورک بیانیهٔ نیویورک دربارهٔ آگاهی حیوانات را پیشنهاد دادند. این بیانیه که بعداً توسط بیش از ۵۰۰ دانشمند و فیلسوف امضا شد، می‌گوید آگاهی به‌صورت واقعی در تمام مهره‌داران (از جمله خزندگان، دوزیستان و ماهی‌ها) و همچنین در بسیاری از بی‌مهرگان، از جمله سفیده‌پوست‌ها (اختاپوس و ماهی مرکب)، خرچنگ‌سانان (خرچنگ و لوبستر) و حشرات، ممکن است.

    به‌موازات این، رشد شگفت‌انگیز مدل‌های زبانی بزرگ، مانند ChatGPT، این امکان جدی را مطرح کرده است که ماشین‌ها ممکن است آگاهی داشته باشند.

    پنج سال پیش، آزمونی به‌نظر محکم برای تشخیص آگاهی یک موجود، این بود که آیا می‌توانید با آن مکالمه‌ای داشته باشید یا نه. فیلسوف سوزان اشنایدر پیشنهاد کرد اگر هوش مصنوعی‌ای داشته باشیم که به‌طور قانع‌کننده دربارهٔ متافیزیک آگاهی تأمل کند، احتمالاً خود آگاه است.

    با این معیارها، امروز ما در میان ماشین‌های آگاه غوطه‌ور خواهیم بود. بسیاری حتی به‌حدی رسیده‌اند که اصل احتیاط را اینجا هم به کار ببرند: حوزهٔ نوظهور رفاه هوش مصنوعی به بررسی این می‌پردازد که آیا و چه زمان باید به ماشین‌ها اهمیت بدهیم.

    با این حال، تمام این استدلال‌ها عمدتاً به رفتار سطحی وابسته‌اند. اما این رفتار می‌تواند فریبنده باشد. چیزی که برای آگاهی مهم است، نه آنچه انجام می‌دهید، بلکه نحوهٔ انجام آن است.

    نگاهی به سازوکار هوش مصنوعی

    یک مقالهٔ جدید در مجلهٔ Trends in Cognitive Sciences که یکی از ما (کلین کلین) به همراهی دیگران نوشت، با استناد به کارهای پیشین، به‌جای رفتار هوش مصنوعی، به سازوکار آن می‌نگرد.

    همچنین این مقاله از سنت علوم شناختی بهره می‌گیرد تا فهرستی قابل‌قبول از نشانه‌های آگاهی را بر پایهٔ ساختار پردازش اطلاعات شناسایی کند. این به این معناست که می‌توان فهرست مفیدی از نشانه‌های آگاهی تهیه کرد بدون این‌که بر این‌که کدام یک از نظریه‌های شناختی جاری دربارهٔ آگاهی صحیح است، توافق داشته باشیم.

    برخی از نشانه‌ها (مانند نیاز به حل تداخل‌های بین اهداف متقابل به‌طرز متناسب با زمینه) توسط بسیاری از نظریه‌ها به‌اشتراک گذاشته می‌شوند. اکثر نشانه‌های دیگر (مانند وجود بازخورد اطلاعاتی) فقط توسط یک نظریه ضروری هستند اما در سایر نظریه‌ها نیز نشانگر هستند.

    نکتهٔ مهم این است که تمام نشانه‌های مفید، ساختاری هستند. همهٔ آن‌ها مربوط به نحوهٔ پردازش و ترکیب اطلاعات توسط مغزها و کامپیوترها است.

    نتیجه‌گیری؟ هیچ سامانهٔ هوش مصنوعی موجود (از جمله ChatGPT) آگاه نیست. ظاهر آگاهی در مدل‌های زبانی بزرگ به‌گونه‌ای به‌دست نمی‌آید که به اندازهٔ کافی شبیه ما باشد تا بتوان حالت‌های آگاهانه را به آن نسبت داد.

    با این وجود، در عین حال هیچ مانعی برای این‌که سامانه‌های هوش مصنوعی – شاید سامانه‌هایی با معماری‌ای کاملاً متفاوت از سامانه‌های امروز – آگاه شوند، وجود ندارد.

    درس چیست؟ امکان دارد هوش مصنوعی طوری رفتار کند گویی آگاه است بدون این‌که واقعاً آگاه باشد.

    سنجش خودآگاهی در حشرات

    زیست‌شناسان نیز برای تشخیص آگاهی در حیوانات غیرانسانی، به سازوکارها – یعنی چگونگی عملکرد مغزها – روی می‌آورند.

    در یک مقالهٔ جدید در مجلهٔ Philosophical Transactions B، ما مدلی عصبی برای آگاهی حداقل در حشرات پیشنهاد می‌کنیم. این مدل جزئیات تشریحی را کنار می‌گذارد تا بر محاسبات اصلی که توسط مغزهای ساده انجام می‌شود، تمرکز کند.

    درک کلیدی ما این است که نوعی محاسبه‌ای را شناسایی کنیم که مغزهای ما انجام می‌دهند و منجر به تجربه می‌شود.

    این محاسبه مشکلات کهن تاریخچهٔ تکاملی ما را حل می‌کند؛ مسائلی که از داشتن بدنی متحرک، پیچیده، با حواس متعدد و نیازهای متضاد ناشی می‌شود.

    نکتهٔ مهم این است که ما خود محاسبه را شناسایی نمی‌کنیم – هنوز کاری علمی باقی مانده است. اما نشان می‌دهیم که اگر بتوانید شناسایی کنید، یک زمینهٔ برابر برای مقایسهٔ انسان‌ها، بی‌مهرگان و کامپیوترها خواهید داشت.

    درس یکسان

    مسئلهٔ آگاهی در حیوانات و در کامپیوترها به‌نظر می‌رسد به جهات متفاوتی کشیده می‌شود.

    برای حیوانات، سؤال اغلب این است که چگونه رفتار مبهم (مانند خرچنگی که به زخم‌های خود می‌پردازد) را تفسیر کنیم تا بفهمیم آیا نشان‌دهندهٔ آگاهی است یا نه.

    برای کامپیوترها، باید تصمیم بگیریم که آیا رفتار ظاهراً واضح (یک چت‌بات که با شما دربارهٔ هدف وجود بحث می‌کند) نشانگر واقعی آگاهی است یا صرفاً نقش‌آفرینی.

    اما همان‌طور که حوزه‌های عصب‌شناسی و هوش مصنوعی پیشرفت می‌کنند، هر دو به همان درس می‌رسند: هنگام قضاوت دربارهٔ این‌که آیا چیزی آگاه است یا نه، نحوهٔ عملکرد آن اطلاعاتی بیشتر از آنچه انجام می‌دهد، ارائه می‌دهد.

  • هوش مصنوعی توضیح‌پذیر و آشفتگی: نگاهی نو به یک مسئله حل‌نشده در فیزیک

    نوشته: پاتریشیا دی‌لیسی، دانشکده مهندسی دانشگاه میشیگان

    چکیده

    هوش مصنوعی برای مطالعه آشفتگی: نگاهی نو به یک مسئله حل‌نشده در فیزیک
    یک تکنیک هوش مصنوعی توضیح‌پذیر، به جای تلاش صرف برای پیش‌بینی آشفتگی، رویکردی جدید در پیش می‌گیرد و تأثیرگذارترین نواحی یک جریان آشفته را مشخص می‌کند. پژوهشگران می‌توانند از این نقاط داده تأثیرگذار برای دستکاری آشفتگی در کاربردهای صنعتی یا بهبود پیش‌بینی‌ها برای خلبانان بهره ببرند.

    گرچه آشفتگی جوی عامل آشنای پروازهای ناآرام است، حرکت آشفته جریان‌های متلاطم همچنان یک مسئله حل‌نشده در فیزیک باقی مانده است. بر اساس مطالعه‌ای در مجله Nature Communications که توسط دانشگاه میشیگان و دانشگاه پلی‌تکنیک والنسیا انجام شده، تیمی از پژوهشگران برای درک بهتر این سیستم، از هوش مصنوعی توضیح‌پذیر برای شناسایی مهم‌ترین نواحی در یک جریان آشفته استفاده کرده‌اند.

    درک روشن‌تر از آشفتگی می‌تواند پیش‌بینی‌ها را بهبود بخشد و به خلبانان کمک کند تا با دور زدن مناطق آشفته، از آسیب به مسافران یا خسارت به بدنه هواپیما جلوگیری کنند. این دانش همچنین به مهندسان کمک می‌کند تا آشفتگی را دستکاری کنند؛ مثلاً آن را برای بهبود فرآیندهای ترکیب صنعتی مانند تصفیه آب افزایش دهند، یا برای بهبود بهره‌وری سوخت در وسایل نقلیه کاهش دهند.

    سرجیو هویاس، استاد مهندسی هوافضا در دانشگاه پلی‌تکنیک والنسیا و یکی از نویسندگان این مطالعه، می‌گوید: «بیش از یک قرن است که پژوهش‌های مربوط به آشفتگی با معادلاتی بسیار پیچیده برای حل، آزمایش‌هایی بسیار دشوار برای اجرا و رایانه‌هایی بسیار ضعیف برای شبیه‌سازی واقعیت دست‌وپنجه نرم کرده است. اکنون هوش مصنوعی ابزاری نوین برای مقابله با این چالش در اختیار ما قرار داده که به پیشرفتی با پیامدهای عملی عمیق منجر شده است.»

    در مدل‌سازی آشفتگی، روش‌های کلاسیک تلاش می‌کنند تا با استفاده از معادلات فیزیکی یا با مشاهده ساختارهایی که به راحتی در آزمایش‌ها قابل رؤیت هستند، مانند گردابه‌ها، تأثیرگذارترین عناصر را شناسایی کنند.

    روش جدید، تمرکز را از پیش‌بینی صرف آشفتگی به درک بهتر سیستم تغییر می‌دهد. این روش کل جریان را بدون هیچ پیش‌فرضی بررسی کرده و هر نقطه از داده را یک به یک حذف می‌کند تا اهمیت آن را محاسبه کند.

    برخلاف فرضیات کلاسیک، گردابه‌ها در فواصل دور از دیواره (مرز بین هوای آشفته و آرام) اهمیت کمی داشتند. در عوض، تنش‌های رینولدز (اصطکاک ناشی از برخورد سیالات با سرعت‌های مختلف) در نزدیکی و فواصل بسیار دور از دیواره بیشترین تأثیر را داشتند، در حالی که رگه‌ها (نوارهای کشیده‌ای از هوای سریع و کند که موازی با جریان حرکت می‌کنند) در فواصل متوسط تأثیرگذار بودند.

    ریکاردو وینوئسا، دانشیار مهندسی هوافضا در دانشگاه میشیگان و یکی از نویسندگان مسئول این مطالعه می‌گوید: «اگر تمام دیدگاه‌های کلاسیک را کنار هم بگذارید، به بازسازی کل داستان نزدیک‌تر می‌شوید. اما اگر هر یک از دیدگاه‌های کلاسیک را به‌تنهایی در نظر بگیرید، تنها بخشی از ماجرا را خواهید داشت.»

    یک معمای حل‌نشده ریاضی

    تا به امروز، پژوهشگران نتوانسته‌اند به‌طور کامل درک کنند که جریان‌های آشفته چگونه حرکت می‌کنند یا انرژی خود را پراکنده می‌سازند. ریاضیات توصیف‌کننده حرکت سیالات از معادلاتی به نام معادلات ناویر-استوکس به دست می‌آید که برای جریان‌های آرام، قابل‌پیش‌بینی و آشفتگی‌های ملایم به‌خوبی کار می‌کنند.

    برای آشفتگی‌های شدید، یعنی تقریباً تمام جریان‌هایی که در عمل با آن‌ها سروکار داریم، این معادلات همچنان معتبرند، اما حل آن‌ها به قدرت محاسباتی عظیمی نیاز دارد.

    آشفتگی ذاتاً پدیده‌ای آشوبناک است که در آن گرادیان‌های سرعت می‌توانند بسیار بزرگ شوند و به رفتاری نزدیک به تکینگی برسند. در چنین شرایطی، میدان جریان ساختاری فراکتال‌مانند از خود نشان می‌دهد که با پیکربندی‌های فضایی بسیار پیچیده و درهم‌تنیده مشخص می‌شود.

    این رفتار پیچیده از تعامل ظریف بین جملات خطی و غیرخطی معادلات ناویر-استوکس ناشی می‌شود. این مسئله آن‌قدر بنیادی است که مؤسسه ریاضیات کلِی آن را به‌عنوان یکی از هفت «مسئله جایزه هزاره» معرفی کرده و یک میلیون دلار جایزه برای اثبات وجود و یکتایی یک جواب هموار برای این معادلات تعیین کرده است.

    هوش مصنوعی برای مطالعه آشفتگی: نگاهی نو به یک مسئله حل‌نشده در فیزیک
    نمایش لحظه‌ای ساختارهای منسجم گوناگون در جریان کانال. اعتبار: Nature Communications (۲۰۲۵). DOI: 10.1038/s41467-025-65199-9

    یک راهکار جایگزین برای مدل‌سازی

    اگرچه یک تکنیک محاسباتی به نام «شبیه‌سازی عددی مستقیم» می‌تواند بخش‌های کوچکی از جریان‌های آشفته را با دقت بالا مدل‌سازی کند، اما اجرای آن در مقیاس بزرگ بسیار پرهزینه است.

    شبیه‌سازی یک ثانیه پرواز یک هواپیمای ایرباس A320 در شرایط کروز، با سریع‌ترین ابررایانه جهان (با قدرت محاسباتی دو اگزافلاپس) حدود پنج ماه زمان می‌برد. حافظه مورد نیاز برای این کار نیز معادل حجم داده‌ای است که در طول یک ماه در کل اینترنت منتقل می‌شود.

    به‌عنوان یک راهکار جایگزین، تیم پژوهشی شبیه‌سازی عددی مستقیم را با هوش مصنوعی توضیح‌پذیر ترکیب کرد تا به بینش‌های جدیدی در مورد جریان‌های آشفته دست یابد. ابتدا، تیم پژوهشی از داده‌های شبیه‌سازی عددی مستقیم برای آموزش یک مدل هوش مصنوعی جهت پیش‌بینی یک جریان آشفته استفاده کرد. سپس، از روش «توضیحات افزایشی شِیپلی» (SHAP) برای محاسبه اهمیت هر ورودی در مدل پیش‌بینی‌کننده اولیه هوش مصنوعی بهره بردند. این رویکرد هر ورودی را حذف کرده و میزان تأثیر آن بر دقت پیش‌بینی را اندازه‌گیری می‌کند.

    وینوئسا می‌گوید: «روش SHAP مانند این است که هر بازیکن یک تیم فوتبال را یک به یک حذف کنیم تا بفهمیم هر فرد چگونه به عملکرد تیم کمک می‌کند. این کار به یافتن باارزش‌ترین بازیکنان کمک می‌کند.»

    هنگامی که این روش در عمل آزموده شد، ترکیب SHAP با یادگیری تقویتی عمیق از رویکردهای کلاسیک پیشی گرفت و اصطکاک روی بال هواپیما را تا ۳۰ درصد کاهش داد. برای نخستین بار، ما دقیقاً می‌دانیم کدام ساختارها در یک جریان آشفته بیشترین اهمیت را دارند.

    آندرس کرمادس، استادیار دانشگاه پلی‌تکنیک والنسیا و یکی دیگر از نویسندگان مسئول این مطالعه، می‌گوید: «این بدان معناست که ما می‌توانیم این نواحی را هدف قرار دهیم تا استراتژی‌های کنترلی برای کاهش پسا، بهبود احتراق و کاهش آلودگی شهری را به‌طور کارآمدتری توسعه دهیم، زیرا اکنون می‌توانیم دینامیک سیستم را پیش‌بینی کنیم.»

    پژوهشگران خاطرنشان می‌کنند که این تکنیک را می‌توان برای مسائل دیگری فراتر از آشفتگی نیز به کار برد.

    وینوئسا می‌افزاید: «برای هر مسئله فیزیکی، می‌توانید ویژگی‌های مهم و غیرمهم را شناسایی کرده و از آن برای بهینه‌سازی، کنترل یا سایر کاربردها در آینده استفاده کنید.»

  • آی‌بی‌ام ۸۰۰۰ شغل را به‌دلیل هوش مصنوعی حذف کرد؛ سپس افراد بیشتری را استخدام کرد

    آی‌بی‌ام ۸۰۰۰ شغل را به‌دلیل هوش مصنوعی حذف کرد؛ سپس افراد بیشتری را استخدام کرد

    هوش مصنوعی به سرعت پیش می‌رود و شرکت‌های زیادی در صدد استفاده از آن برای کاهش نیروی کار خود هستند. آی‌بی‌ام به‌تازگی نیز اقدام مشابهی انجام داد اما به نتایج غیرمنتظره‌ای دست یافت.

    پس از حذف بیش از ۸۰۰۰ نفر از کارکنان و انتقال وظایف به‌سمت خودکارسازی مبتنی بر هوش مصنوعی، شرکت پی برد که همچنان به نیروی انسانی نیاز دارد؛ فقط در حوزه‌های دیگری.

    به گفتهٔ آروند کریشنا، مدیرعامل آی‌بی‌ام، شرکت پس از این اخراج‌ها در واقع تعداد کلی نیروی کار خود را افزایش داده است.

    ابزارهای هوش مصنوعی به کاهش کارهای تکراری یا روتین کمک کردند، اما این امر نیازهای جدیدی را در بخش‌های دیگر ایجاد کرد.

    آی‌بی‌ام مجبور شد مهندسان نرم‌افزار، متخصصان بازاریابی و دیگر متخصصان بیشتری را برای پشتیبانی از بخش‌های در حال رشد شرکت جذب کند.

    یک نمونه، AskHR است، چت‌بات هوش مصنوعی که آی‌بی‌ام برای کارهای اداری به کار می‌گیرد. این چت‌بات حدود ۹۴٪ از وظایف مرتبط با منابع انسانی را خودکار کرد و به صرفه‌جویی ۳٫۵ میلیارد دلار در بهره‌وری کمک کرد.

    در حالی که این باعث کاهش نیاز به برخی نقش‌ها شد، فرصت‌های جدیدی در موقعیت‌های فنی و خلاقی نیز بوجود آمد.

    این وضعیت نشان می‌دهد که هوش مصنوعی چگونه می‌تواند بازار کار را دگرگون کند. برخی از مشاغل ممکن است از بین بروند، اما با تغییر تمرکز شرکت‌ها مشاغل نوظهور نیز شکل می‌گیرند.

    با این حال، این موضوع نگرانی‌های جدی دربارهٔ کارگرانی که شغل خود را از دست می‌دهند، برانگیخته می‌کند. بسیاری ممکن است نیاز به بازآموزی یا ورود به حوزه‌های جدید داشته باشند، که می‌تواند دشوار باشد.

    گزارش‌های سازمان‌های جهانی این مسأله را برجسته می‌کنند. انجمن جهانی اقتصاد برآورد می‌کند که تا سال ۲۰۳۰، ۹۲ میلیون شغل ممکن است توسط هوش مصنوعی جایگزین شود، اگرچه تا ۱۷۰ میلیون شغل جدید نیز می‌توانند ایجاد شوند.

    آیا کارگران جابجا شده می‌توانند به این مشاغل جدید منتقل شوند، سؤال بزرگی است.

    سایر شرکت‌های بزرگ نیز به‌تازگی اخراج‌های عظیمی انجام داده‌اند؛ مایکروسافت، آمازون و اکسنتور از جمله این‌ها.

    در حالی که هوش مصنوعی به شرکت‌ها کمک می‌کند زمان و هزینه صرفه‌جویی کنند، مباحث پیرامون تأثیر آن بر کارگران به‌تدریج مهم‌تر می‌شوند.

  • دفاع از کاربران جستجو در برابر هرزنامهٔ سئوی پارازیتی

    تحقیقی که امروز دربارهٔ تلاش‌های ضدهرزنامهٔ ما اعلام شد، نادرست است و خطر آسیب به میلیون‌ها کاربر اروپایی را دارد.

    پاندو نایاک
    پاندو نایاک
    دانشمند ارشد جستجو
    حرف G در وسط صفحهٔ خاکستری

    مردم به گوگل می‌آیند چون به دنبال بهترین و مرتبط‌ترین نتایج هستند و نمی‌خواهند با هرزنامه سر و کار داشته باشند. سیاست ضدهرزنامهٔ جستجوی گوگل تنها به یک دلیل وجود دارد: حفاظت از افراد در برابر محتوای فریبکارانه، با کیفیت پایین و کلاهبرداری‌ها – و روش‌های مشکوکی که این موارد را ترویج می‌کنند.

    ما در کنار کمیسیون اروپا بر روی مجموعه‌ای از اقدامات برای حفاظت از مصرف‌کنندگان اروپایی کار کرده‌ایم، از جمله مبارزه با کلاهبرداری‌ها تحت قانون خدمات دیجیتال. به‌نقض، تحقیقی که امروز دربارهٔ تلاش‌های ضدهرزنامهٔ ما منتشر شد، نادرست است و خطر آسیب به میلیون‌ها کاربر اروپایی را دارد. این تحقیق نیز بی‌اساس است: یک دادگاه آلمانی پیش از این ادعای مشابهی را رد کرده و حکم داد که سیاست ضدهرزنامهٔ ما معتبر، معقول و به‌طور مستمر اعمال می‌شود.

    سیاست ضدهرزنامهٔ گوگل برای مقابله با تاکتیک‌های فریبکار پرداخت به‌ازای نمایش که نتایج ما را تخریب می‌کنند، اساسی است. جستجوی گوگل برای ارائهٔ نتایج معتبر طراحی شده و ما به‌شدت نگران هر گونه اقدامی هستیم که کیفیت نتایج‌مان را تحت‌تأثیر قرار دهد و نحوهٔ رتبه‌بندی وب‌سایت‌ها را مخدوش کند.

    چرا با سوءاستفاده از اعتبار سایت‌ها مبارزه می‌کنیم

    چند سال پیش، کاربران به‌صراحت اعلام کردند که نتایج جستجویشان تضعیف شده و پر از هرزنامه است، که ناشی از روند رو به رشد «سئوی پارازیتی» (که به‌عنوان «سوءاستفاده از اعتبار سایت» نیز شناخته می‌شود) بود. این‌گونه کار می‌کند: یک هرزنامه‌ساز ممکن است به ناشری پرداخت کند تا محتوا و پیوندهای خود را در وب‌سایت ناشر نمایش دهد؛ او با استفاده از رتبهٔ خوب ناشر سعی می‌کند کاربران را فریب دهد تا روی محتوای با کیفیت پایین کلیک کنند.

    به‌عنوان مثال، یک سایت وام کوتاه‌مدت فریب‌کار ممکن است به یک وب‌سایت معتبر پرداخت کند تا محتوای خود، از جمله پیوندهای مربوط به خدماتش، را منتشر کند. ما این را هرزنامه می‌دانیم، زیرا هم کاربران ما و هم سامانه‌هایمان فکر می‌کنند با وب‌سایتی معتبر در تعامل هستند، در حالی که در واقع با یک کلاهبردار روبه‌رو هستند. این شیوه در اشکال مختلفی ظاهر می‌شود، اما جوهرهٔ آن همواره یکسان است: یک طرح پرداخت به‌ازای نمایش که هدف آن فریب سامانه‌های رتبه‌بندی و کاربران است.

    بنابراین، در مارس ۲۰۲۴، سیاست ضدهرزنامهٔ خود را بر پایهٔ یک اصل دیرینه به‌روزرسانی کردیم: یک سایت نمی‌تواند برای بهبود رتبهٔ خود در جستجوی گوگل، پرداخت کند یا از روش‌های فریبکارانه استفاده کند. اگر این رفتار را اجازه می‌دادیم — اجازه می‌دادیم سایت‌ها از تاکتیک‌های مشکوک برای ارتقاء رتبهٔ خود استفاده کنند، به‌جای سرمایه‌گذاری در تولید محتوای با کیفیت بالا — این امر به عوامل مخرب این امکان را می‌داد تا سایت‌هایی که از این روش‌های هرزنامه‌ای استفاده نمی‌کنند، جابه‌جا شوند و جستجوی گوگل برای همه ضعیف شود.

    نمونه‌های سئوی پارازیتی برای قرص‌های لاغری
    نمونه‌های سئوی پارازیتی برای قرص‌های لاغری
    نمونه‌های سئوی پارازیتی برای وام‌های کوتاه‌مدت
    نمونه‌های سئوی پارازیتی برای وام‌های کوتاه‌مدت

    سیاست ضدهرزنامهٔ ما به ایجاد تساوی شرایط کمک می‌کند، به‌طوری که وب‌سایت‌هایی که از تاکتیک‌های فریبکارانه استفاده می‌کنند، نتوانند بر وب‌سایت‌های رقیبی که با محتوای خود به‌صورت مشروع رقابت می‌کنند، پیشی بگیرند. ما از بسیاری از این سازندگان کوچک شنیده‌ایم که از کار ما برای مبارزه با سئوی پارازیتی حمایت می‌کنند.

    ما کیفیت نتایج‌مان و کارمان در مبارزه با هرزنامه در جستجو را به‌طور جدی می‌گیریم. ما سیاست ضدهرزنامهٔ خود را از طریق یک فرایند بازبینی منصفانه و سخت‌گیرانه اعمال می‌کنیم، که شامل مسیر استیناف نیز می‌شود.

    قانون بازارهای دیجیتال اتحادیه اروپا در حال حاضر جستجو را برای کسب‌وکارها و کاربران اروپایی کمتر مفید کرده است. این بررسی جدید و شگفت‌انگیز خطر دارد به عوامل مخرب پاداش بدهد و کیفیت نتایج جستجو را کاهش دهد. کاربران اروپایی شایستگی بهتر را دارند و ما به دفاع از سیاست‌هایی که به مردم اجازه می‌دهد به نتایجی که در جستجو می‌بینند، اعتماد کنند، ادامه خواهیم داد.

  • Cloudflare نشان می‌دهد که قطعی‌های اینترنتی مسأله‌ای از نوع «آیا» نیستند — بلکه «چه‌وقت» است

    سومین قطعی بزرگ اینترنت در یک ماه، تنها نشانه‌ای دیگر است که نشان می‌دهد وب‌سایت‌ها به یک طرح پشتیبان نیاز دارند.

    سومین قطعی بزرگ اینترنت در یک ماه، تنها نشانه‌ای دیگر است که نشان می‌دهد وب‌سایت‌ها به یک طرح پشتیبان نیاز دارند.

    نماد خطا

    کلودفلیر تازه‌ترین غول زیرساخت وب است که در طول یک ماه سقوط کرد و تمام سایت‌ها، از جمله X، ChatGPT، Spotify، Canva و حتی سرویس ردیاب قطعی Downdetector را با پیام خطا برای ساعت‌ها صبح امروز جایگزین کرد. این آخرین مورد از یک سری قطعی‌هاست که مهدی دائودی، مدیرعامل و هم‌بنیان‌گذار پلتفرم نظارت بر عملکرد اینترنت Catchpoint، آن را به‌عنوان «زنگ هشدار» برای شرکت‌ها می‌داند.

    «همه همه تخم‌مرغ‌هایشان را در یک سبد می‌گذارند و سپس وقتی مشکلی پیش می‌آید شگفت‌زده می‌شوند»، می‌گوید دائودی. «مسئولیت این بر عهده شرکت است که اطمینان حاصل کند از تکرارپذیری و مقاومت کافی برخوردار باشد.»

    این قطعی پس از بروز مشکلاتی که Microsoft Azure و Amazon Web Services را در طی تنها یک هفته متوالی تحت تأثیر قرار داد، رخ داد و بخش‌های بزرگی از اینترنت را که برای حفظ عملکرد وب‌سایت‌های خود به ارائه‌دهندگان بزرگ متکی بودند، از کار انداخت. کلودفلیر به‌طور مشابه بخشی قابل‌توجهی از اینترنت را تأمین می‌کند. این شرکت وب‌سایت‌ها را با شبکه تحویل محتوا (CDN) خود آنلاین نگه می‌دارد و خدمات دیگری از جمله حفاظت در برابر حملات DDoS و DNS ارائه می‌دهد. سال گذشته، این شرکت اعلام کرد که حدود ۲۰٪ از وب از طریق شبکهٔ کلودفلیر عبور می‌کند. همچنین این شرکت ۳۵٪ از شرکت‌های فهرست Fortune 500 را سرویس می‌دهد، به‌علاوه «میلیون‌ها» مشتری دیگر.

    سرعت و رکورد امنیتی بالای کلودفلیر آن را به گزینه‌ای محبوب برای وب‌سایت‌ها در سراسر جهان تبدیل کرده است، اما این قطعی اخیر به تمرکز فزاینده صنعت زیرساخت وب اشاره می‌کند. پس از آن‌که قطعی AWS برنامه پیام‌رسان امن Signal را از کار انداخت، مرسدیت ویتاکر، رئیس سرویس، گفت شرکت چاره‌ای جز استفاده از یک ارائه‌کنندهٔ بزرگ خدمات ابری نداشت. او نوشت: «به‌طور عملی، تمام لایه‌ها توسط ۳‑۴ بازیکن در اختیار هستند.»

    «حتی انحراف‌های کوچک می‌توانند عواقب عظیمی داشته باشند.»

    اما حتی با این‌که شرکت‌ها به تعداد کمی از ارائه‌دهندگان زیرساخت وب متکی هستند، زنجیرهٔ اخیر قطعی‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها به طرح پشتیبان نیاز دارند. «قطع‌ها ادامه خواهند یافت و به‌صورت مداوم بیشتر می‌شوند. دامنهٔ اثر آن‌ها نیز در حال گسترش است»، مهدی دائودی به The Verge می‌گوید. «سؤال این است که، شما چه اقداماتی برای مقابله با آن انجام می‌دهید؟»

    اگرچه مایکروسافت و AWS قطع‌های خود را به مسائلی مرتبط با DNS — سیستمی که نام دامنهٔ وب‌سایت‌ها را به آدرس‌های IP تبدیل می‌کند — نسبت دادند، کلودفلیر علت قطع خود را به یک فایل واحد ردیابی کرد. «دلیل اصلی این قطع، یک فایل پیکربندی بود که به‌صورت خودکار برای مدیریت ترافیک تهدیدی تولید می‌شود»، به گفته سخنگوی کلودفلیر جکی داتن. «این فایل بیش از اندازهٔ مورد انتظار ورودی‌ها رشد کرد و منجر به سقوط در سیستم نرم‌افزاری شد که ترافیک چندین سرویس کلودفلیر را مدیریت می‌کند.»

    ممکن است عجیبی به نظر برسد که یک مشکل در یک فایل بتواند بخش‌های بزرگی از اینترنت را از کار بیندازد، اما برای شرکتی به‌اندازهٔ کلودفلیر این امر می‌تواند رخ دهد. «وقتی زیرساخت را در مقیاس کلودفلیر اداره می‌کنید، حتی انحرافات کوچک می‌توانند عواقب عظیمی داشته باشند»، راب لی، رئیس هوش مصنوعی و تحقیقات در مؤسسه SANS، به The Verge می‌گوید. «این پلتفرم‌ها برای سرعت طراحی شده‌اند، بنابراین هر چیزی که تصمیم‌گیری را به تأخیر بیندازد یا متوقف کند، می‌تواند به‌سرعت به‌صورت زنجیره‌ای گسترش یابد. در محیط‌های با عملکرد بالا، یک میلی‌ثانیه تأخیر می‌تواند به توقف کامل ترافیک منجر شود.»

    به‌نظری لی، فایلی پیکربندی مانند آنچه کلودفلیر توصیف می‌کند، «سیاست‌های امنیتی مسیریابی، تصمیمات تعادل بار، و توزیع ترافیک به‌صورت سراسری را هدایت می‌کند». اگر این فایل ناگهان در اندازه افزایش یابد، «می‌تواند باعث پردازش کندتر، مشکلات حافظه، رقابت پردازشگر (CPU) یا شکست‌های منطقی در سیستم‌های متکی به آن شود»، لی اضافه می‌کند.

    AWS نیز مقصر «اتوماسیون معیوب» را برای بروز زنجیره‌ای از مشکلات که منجر به آخرین قطعی گستردهٔ آن شد، اعلام کرد — نوع خطایی که احتمال تکرار دارد. «آیا هر بار که کلودفلیر عطسه می‌کند، نسبت به آن شکایت می‌کنید؟» می‌گوید دائودی. «یا قصد دارید راه‌حل‌های خود را دور آن بسازید؟»

  • دورۀ جست‌وجوی قدیمی گوگل به پایان رسیده – این‌جا نگاهی دقیق به سئو در سال ۲۰۲۶ می‌اندازیم

    کتاب الکترونیکی جدید ما دربارهٔ روندهای سئو، بینش‌ها و تغییرات کلیدی استراتژی را که بازاریابان برای برتری در کانال‌های کشف پراکنده نیاز دارند، در بر می‌گیرد.

    دورۀ جست‌وجوی قدیمی گوگل به پایان رسیده – این‌جا نگاهی دقیق به سئو در سال ۲۰۲۶ می‌اندازیم

    سال‌ها، اکوسیستم پیش‌بینی‌پذیر و گاهی به‌راحتی قابل سوءاستفادهٔ گوگل، این تصور را القا کرد که موفقیت در سئو از طریق تولید هرنوع محتوا و پر کردن فهرست‌های بررسی به‌دست می‌آید، نه از درک کاربران.

    در دوران جریان عظیم ترافیک بالای قیف (Top‑of‑Funnel) و رتبه‌بندی سخاوتمندانهٔ محتوای کم‌کیفیت، بسیاری از بازاریابان این موضوع را درک نکردند و زمان‌بندی و حفره‌های قانونی را با توانمندی واقعی اشتباه می‌گرفتند. گوگل به‌صورت غیرقصدی این اعتماد بیش از حد را با پاداش‌دادن به پر کردن بیش از حد کلیدواژه، مقالات سطحی و کتابچه‌های فرمولی که ارتباطی با تخصص واقعی نداشتند، تقویت کرد.

    آن روزها به پایان رسیده‌اند. امروزه، آشفتگی هوش مصنوعی در نتایج جستجو (SERPs)، کشف پراکنده در شبکه‌های اجتماعی و ربات‌های چت مولد هوش مصنوعی، و ظهور سامانه‌های عامل‌محور، نشان دادند که تاکتیک‌های قدیمی سئو چقدر نازک و ناپایدار بودند.

    سئو در حال مرگ نیست؛ بالاخره در حال رشد و بلوغ است.

    و بازاریابانی که از این پس موفق می‌شوند، همان کسانی هستند که:

    • رفتار مخاطبان را درک کنید.
    • اعتماد بسازید.
    • دستیابی به توجه معتبر در سراسر پلتفرم‌ها، قالب‌ها و محیط‌های مبتنی بر هوش مصنوعی.

    به همین دلیل ما SEO Trends 2026 را ایجاد کردیم؛ جامع‌ترین تحلیل سالانه‌ای که تا کنون داشته‌ایم.

    این کتاب‌الکترونیکی نشان می‌دهد کشف محتوا به کجا در حال تغییر است، رفتار جستجو چگونه در حال تحول است و در حال حاضر چه کارهایی برای برترین سئوکارها مؤثر است.

    و این گزارش بر پایهٔ بینش‌های مستقیم از برخی از معتبرترین فعالان این صنعت ساخته شده است.

    در نسخهٔ امسال، خواهید آموخت:

    • چگونه در یک محیط کشف مبتنی بر هوش مصنوعی، نمایانی خود را حفظ کنید.
    • کدام پلتفرم‌ها و انواع محتوا به‌عنوان موتورهای جدید اعتماد ظاهر می‌شوند.
    • چرا تجربهٔ برند اکنون به همان اندازهٔ محتویات داخل صفحه بر رتبه‌بندی‌ها تأثیر می‌گذارد.
    • تغییر استراتژیک تک و مهمی که سئوکارها برای سال ۲۰۲۶ باید انجام دهند.

    یافتهٔ کلیدی #1: سئو به مسیرهای کشفی جدید تقسیم می‌شود

    کشاکش کشفی فراتر از ده لینک آبی (نتایج) پیش رفته است. کاربران اکنون پیش از رسیدن به وب‌سایت، بین TikTok، Reddit، YouTube، ChatGPT، Gemini و دستیارهای هوش مصنوعی جابه‌جا می‌شوند.

    نسل Z به‌تنهایی، هر ۱۰ جستجو، یکی را با Google Lens آغاز می‌کند و ۲۰٪ از این جستجوها هدف تجاری دارند.

    محتوای سنتی TOFO (بالای قیف) به‌دلیل اینکه سامانه‌های هوش مصنوعی به‌تدریج آن را خلاصه می‌کنند، جایگاهی از دست داده است.

    چرا برای سئو مهم است: نمایانی اکنون مستلزم حضور مستمر در چندین پلتفرم است، نه فقط در جستجو.

    بیاموزید چگونه استراتژی محتوایی و پلتفرمی خود را مطابق این تغییر بازتخصیص کنید. برای دریافت کتاب راهنمای تاکتیکی، کتاب الکترونیکی SEO Trends 2026 را دانلود کنید.

    یافتهٔ کلیدی #2: محتوایی که هوش مصنوعی نمی‌تواند تکرار کند، نتایج را به‌دست می‌آورد

    سئوکاران برتر گزارش دادند که محتوای برتر در سال ۲۰۲۶، آن دسته از محتواها هستند که هوش مصنوعی به‌راحتی نمی‌تواند آن‌ها را تقلید کند: نظرات بی‌پرده، تجارب دست‌اول، بینش‌های غنی از داده‌ها و روایت‌های چندرسانه‌ای.

    شِلِی والش تأکید می‌کند که مصاحبه‌های ویدئویی و قالب‌های مبتنی بر تجربه «در شبکه‌های اجتماعی، نتایج جستجو و مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) نمایانی می‌یابند» دقیقاً به این دلیل که شامل دیدگاه انسانی هستند.

    فرصت سئو: سئوکاران باید در قالب‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که به‌وضوح حس انسانی داشته باشند. انتشار تنها «محتوای مفید» کافی نیست؛ شما به محتوایی نیاز دارید که از سوا خوردن سایر صفحات مصون بماند.

    برای کشف روندهای محتوایی سئو‑محور که در سال ۲۰۲۶ نمایانی می‌یابند، کتاب الکترونیکی را دانلود کنید.

    یافتهٔ کلیدی #3: هوش مصنوعی هم‌اکنون یک ضرورت رقابتی و تهدید است

    دستیارهای هوش مصنوعی و چت‌بات‌ها به‌سرعت به‌عنوان کانال پیش‌فرض کشف برای میلیون‌ها کاربر تبدیل می‌شوند.

    مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) اکنون پرسش‌های اطلاعاتی را که پیش‌تر ترافیک وب‌سایت‌ها را تغذیه می‌کردند، جذب می‌کنند و برندها را بر پایهٔ اشاره‌های شخص ثالث، احساسات و سیگنال‌های اعتبار در سراسر پلتفرم‌ها ارزیابی می‌نمایند.

    با این حال، این سامانه‌ها در همان زمان خطرات جدیدی معرفی می‌کنند:

    • نتایج جستجو کوتاه‌شده.
    • توهم‌ها.
    • منطق رتبه‌بندی نامشخص.

    همان‌طور که کیتی مورتون اشاره می‌کند، گوگل تمایل دارد کاربران را در سرویس‌های خود نگه دارد، گاهی به‌قیمت کاهش کیفیت جستجو.

    چرا برای سئو در سال ۲۰۲۶ مهم است: اگر شما نحوهٔ تفسیر سامانه‌های هوش مصنوعی از برند خود را شکل ندهید، آن‌ها روایت دیگری را استخراج می‌کنند.

    راهنمایی‌های لازم را از برترین متخصصان سئو در صنعت در SEO Trends 2026 دریافت کنید.

    یافتهٔ کلیدی #4 & پیش‌بینی‌های سئو برای ۲۰۲۶

    برای دسترسی به مجموعهٔ کامل پیش‌بینی‌های ۲۰۲۶، کتاب الکترونیکی کامل را دانلود کنید.

    جستجو سریع‌تر از همیشه در حال تغییر است، اما خط اصلی واضح است: سئو در حال تبدیل به یک رشته بازاریابی جامع و چندپلتفرمی است.

    مسیرهای کاربری اکنون از طریق عوامل هوش مصنوعی، فیدهای اجتماعی، انجمن‌های جامعه، نتایج تصویری، رابط‌های چت و تنها گاهی نتایج جستجوی سنتی می‌پیچند. برندها باید در هر مکانی که کاربران به‌دنبال اطلاعات می‌گردند، حضور داشته باشند و اطمینان حاصل کنند که هر نقطه تماس، وضوح، اعتبار و اعتماد را تقویت می‌کند.

    موفق‌ترین تیم‌ها در سال ۲۰۲۶ این موارد را انجام خواهند داد:

    • سرمایه‌گذاری عمیق در درک مخاطبان.
    • ایجاد محتوایی که انتظارات انسانی را برآورده کند، نه افسانه‌های الگوریتمی.
    • ساخت جوامع مالکیتی برای کاهش وابستگی به پلتفرم‌ها.
    • نظارت بر نحوهٔ ظاهر شدن، خلاصه شدن و ارجاع سامانه‌های هوش مصنوعی به محتوای شما.
    • اولویت‌بندی تبدیل و وفاداری به‌جای صرفاً ترافیک.

    اگر می‌خواهید استراتژی جستجوی خود را برای آینده تضمین کنید و حضور برند خود را در تمام موتورهای کشف تقویت کنید، امروز SEO Trends 2026 را دانلود کنید. این واضح‌ترین نقشه راهی است که تا کنون برای عبور با اطمینان از دوران جستجوی هوش مصنوعی منتشر کرده‌ایم.

    هم‌اکنون کتاب الکترونیکی کامل را دریافت کنید و استراتژی‌تان برای سال ۲۰۲۶ را بر پایهٔ داده، نه حدس و گمان، بسازید.

  • قطعی سرویس Cloudflare منجر به افزایش خطاهای 5xx می‌شود: چه تأثیری بر سئو دارد

    قطعی Cloudflare باعث بروز خطاهای 5xx در بسیاری از سایت‌ها شده است. در ادامه می‌بینید گوگل چگونه با جهش‌های کوتاه سرور برخورد می‌کند و در گزارش‌های سئو چه نکاتی را باید دنبال کنید.

    • جهش‌های کوتاه 5xx عمدتاً سرعت خزیدن گوگل را کاهش می‌دهند و اگر زمان فعال‌سازی به‌سرعت بازگردد، معمولاً باعث کاهش دائمی رتبه نمی‌شوند.
    • گوگل می‌گوید مشکلات 5xx چندروزه می‌توانند باعث کاهش رتبه شوند، اما صفحات معمولاً پس از ثبات سرورها دوباره باز می‌گردند.
    • اگر تگ‌های رضایت یا ردیابی تحت تأثیر قرار گرفته باشند، ممکن است خلل در گزارش‌های GA4 و تبلیغات کلیکی (PPC) مشاهده کنید.
    قطعی Cloudflare باعث جهش خطاهای 5xx: چه تأثیری بر سئو دارد

    حادثهٔ Cloudflare باعث پاسخ‌های 5xx برای بسیاری از سایت‌ها و برنامه‌های پشت شبکهٔ آن می‌شود که به این معنی است که کاربران و خزنده‌ها ممکن است با همان خطاها مواجه شوند.

    از منظر سئو، این نوع قطعی اغلب بدتر از آن‌چه به نظر می‌رسد به نظر می‌آید. انفجارهای کوتاه‌مدت خطاهای 5xx معمولاً ابتدا رفتار خزیدن را تحت تأثیر قرار می‌دهند، پیش از این‌که به رتبه‌بندی بلندمدت اثر بگذارد؛ اما جزئیات مهمی وجود دارد که شایستهٔ توجه است.

    چیزی که احتمالاً می‌بینید

    سایت‌هایی که به Cloudflare به‌عنوان CDN یا پراکسی معکوس وابسته‌اند، ممکن است در حال حاضر صفحهٔ عمومی «خطای داخلی سرور 500» را نشان دهند یا به‌کل بارگذاری نشوند. در عمل، تمام این دسته از پاسخ‌ها به‌عنوان خطای سرور در نظر گرفته می‌شوند.

    اگر Googlebot هنگام وقوع این اتفاق به‌صورت همزمان خزیده شود، همان پاسخ‌های 5xx که کاربران می‌بینند را ثبت می‌کند. ممکن است فوراً در Search Console چیزی مشاهده نکنید، اما در چند روز آینده می‌توانید افزایش در خطاهای سرور، کاهش در فعالیت خزیدن، یا هر دو را ببینید.

    به‌خاطر داشته باشید که داده‌های Search Console به ندرت زمان واقعی هستند و معمولاً حدود ۴۸ ساعت تاخیر دارند. یک خط ثابت در GSC امروز می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که گزارش هنوز به‌روز نشده است. اگر نیاز دارید تأیید کنید که Googlebot در حال حاضر با خطاها مواجه است، باید لاگ‌های دسترسی خام سرور خود را بررسی کنید.

    این می‌تواند حس اضطراری در رابطه با رتبه‌بندی ایجاد کند. درک این‌که گوگل در گذشته چگونه برخورد خود با مشکلات موقت سرور را توصیف کرده و نمایندگان گوگل امروز چه می‌گویند، می‌تواند مفید باشد.

    چگونگی برخورد گوگل با جهش‌های کوتاه 5xx

    گوگل پاسخ‌های 5xx را به‌عنوان نشانه‌ای از بارگذاری بیش از حد یا عدم دسترسی سرور دسته‌بندی می‌کند. بر اساس مستندات Search Central گوگل درباره کدهای وضعیت HTTP، خطاهای 5xx و 429 باعث می‌شوند خزنده‌ها به‌طور موقت سرعت خود را کاهش دهند و URLهایی که به‌صورت مستمر خطای سرور می‌دهند، در صورتی که مشکل حل نشود، می‌توانند در نهایت از فهرست حذف شوند.

    پست وبلاگی گوگل با عنوان «چگونه با زمان‌بندی توقف برنامه‌ریزی‌شده سایت مقابله کنیم» راهنمایی مشابهی برای بازه‌های نگهداری ارائه می‌دهد؛ توصیه می‌کند برای توقف موقت از وضعیت 503 استفاده شود و تأکید می‌کند که پاسخ‌های 503 طولانی‌مدت می‌توانند به‌عنوان نشانه‌ای از عدم دسترس بودن محتوا تعبیر شوند.

    در یک پست اخیر در Bluesky، جان مولر، حامی جستجوی گوگل، همان پیام را به زبانی ساده‌تری تأیید کرد. مولر نوشت:

    «خب. 5xx = سرعت خزیدن گوگل کم می‌شود، اما دوباره به حالت قبلی برمی‌گردد.»

    او افزود:

    «اگر به‌مدت چند روز در وضعیت 5xx بماند، ممکن است برخی موارد از دست بروند، اما حتی در این صورت، آن‌ها به‌سرعت دوباره ظاهر می‌شوند.»

    به‌طور کلی، مستندات و نظرات مولر خط‌مشی نسبتاً واضحی را ترسیم می‌کنند.

    توقف کوتاه‌مدت معمولاً مشکل جدی در رتبه‌بندی نیست. صفحات قبلاً فهرست‌ شده معمولاً برای مدتی در فهرست باقی می‌مانند، حتی اگر به‌صورت مختصر خطا را بازگردانند. وقتی دسترسی به حالت عادی برگردد، خزیدن دوباره سرعت می‌گیرد و نتایج جستجو عموماً تثبیت می‌شوند.

    تصویر زمانی تغییر می‌کند که خطاهای سرور به‌صورت الگو پدیدار شوند. اگر Googlebot برای مدت طولانی پاسخ‌های 5xx دریافت کند، می‌تواند URLها را به‌طور مؤثر از دست رفته در نظر بگیرد. در این حالت، صفحات تا زمانی که خزنده‌ها مجدداً پاسخ‌های پایدار و موفق دریافت کنند، ممکن است از فهرست حذف شوند و بازگرداندن آن‌ها زمان بیشتری بخواهد.

    نتیجه‌گیری عملی این است که یک حادثه زیرساختی تک‌باره عمدتاً نگرانی در حوزهٔ خزیدن و اطمینان‌پذیری است. مشکلات سئویی پایدار معمولاً زمانی ظاهر می‌شوند که خطاها به‌مرور زمان پس از پایان اولیه قطعی ادامه یابند.

    راهنمایی‌های تکمیلی گوگل درباره خطاهای 5xx را ببینید:

    • کاهش سرعت خزیدن Googlebot؟ مولر به خطاهای سرور اشاره می‌کند
    • چرا Google Search Console خطاهای سرور 5XX را گزارش می‌دهد
    • گوگل درباره تأثیر سئو کدهای وضعیت 503

    فواصل گزارش‌گیری در تجزیه‌وتحلیل و تبلیغات کلیکی

    برای بسیاری از سایت‌ها، Cloudflare فقط جلوی صفحات HTML نیست؛ بنرهای رضایت‌نامه، مدیران تگ و اسکریپت‌های شخص ثالث مورد استفاده برای تجزیه‌وتحلیل و تبلیغات نیز ممکن است به سرویس‌هایی که از طریق Cloudflare عبور می‌کنند وابسته باشند.

    اگر پلتفرم مدیریت رضایت یا مدیر تگ شما در طول قطعی کند یا در دسترس نبود، این ممکن است بعدها به‌صورت خلل در گزارش‌های GA4 و پلتفرم‌های تبلیغاتی ظاهر شود. رویدادهای رضایت ممکن است ارسال نشوند، تگ‌ها ممکن است زمان‌سنجی شوند و برخی نشست‌ها یا تبدیل‌ها ممکن است اصلاً ثبت نشوند.

    افزودن یادداشتی دربارهٔ حادثهٔ امروز در تجزیه‌وتحلیل‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای و در نظر گرفتن آن به‌عنوان یک خلل ردیابی، ایمن‌تر است تا پیش از واکنش با تغییرات پیشنهادی یا تغییرات بودجه بر پایهٔ چند ساعت داده‌های پرنوسان، این نکته را مدنظر داشته باشید.

    چه کاری باید انجام دهید اگر تحت تأثیر قرار گرفتید

    اگر فکر می‌کنید در اثر قطعی امروز تحت تأثیر قرار گرفته‌اید، ابتدا با اطمینان از اینکه مشکل واقعا به Cloudflare مرتبط است و نه به سرور اصلی یا کد برنامه‌تان، شروع کنید. مانیتورینگ زمان عملیاتی خود و هر پیام وضعیت از Cloudflare یا میزبان خود را بررسی کنید تا بدانید مهندسی‌تان را به کجا متمرکز کنید.

    سپس زمان‌بندی را ثبت کنید. زمان اولین مشاهدهٔ خطاهای 5xx و زمانی که وضعیت به حالت عادی بازگشت را یادداشت کنید. افزودن یک یادداشت در تجزیه‌وتحلیل‌ها، Search Console و گزارش‌های رسانه‌ای، توضیح هر افت ترافیک یا تبدیل را در مرور عملکردهای بعدی آسان‌تر می‌کند.

    در روزهای آینده، به گزارش آمار خزیدن و پوشش ایندکس در Search Console، به‌همراه لاگ‌های سرور خود، نگاهی داشته باشید. هدف این است که تأیید کنید فعالیت خزیدن پس از پایان حادثه به الگوی معمول خود بازگردد و نرخ خطاهای سرور به سطح عادی برگشت کند. اگر نمودارها ثابت شوند، می‌توانید قطعی را به‌عنوان یک رویداد محدود در نظر بگیرید.

    اگر به‌جای آن، پس از اعلام رفع مشکل توسط Cloudflare همچنان به مشاهدهٔ پاسخ‌های 5xx افزایش‌یافته ادامه دهید، بهتر است این وضعیت را به‌عنوان یک مشکل خاص سایت در نظر بگیرید.

    به‌طور کلی نیازی به تغییر محتوا، لینک‌ داخلی یا سئوی صفحه‌ای صرفاً به‌خاطر یک قطعی کوتاه Cloudflare ندارید. بازگرداندن پایداری اولویت است.

    در نهایت، از فشار برای فشار دادن دکمهٔ «Validate Fix» در Search Console به‌محض بازگشت سایت به‌صورت آنلاین خودداری کنید. اگر اعتبارسنجی را در حالی که اتصال هنوز ناپایدار است انجام دهید، بررسی شکست می‌خورد و باید منتظر بازنشانی دوره باشید. بهتر است تا زمانی که صفحهٔ وضعیت «Resolved» را برای ۲۴ ساعت کامل نشان دهد، صبر کنید و سپس اعتبارسنجی کنید.

    همچنین ببینید: چگونه کشف‌پذیری، قابلیت خزیدن و رتبه‌بندی را بهبود دهیم

    • ابزارهای رشد تعطیلات 2025 و هوش مصنوعی برای صاحبان کسب‌وکارهای کوچک

    نگاهی به آینده

    پس از اینکه Cloudflare تحقیقات خود را به‌پایان رساند، اصلی‌ترین نکته‌ای که باید دنبال کنید این است که آیا معیارهای خزیدن، خطا و تبدیل شما به حالت عادی بازگشته‌اند یا نه. اگر این‌طور باشد، جهش 5xx صبح امروز احتمالاً به‌عنوان یک یادداشت فرعی در گزارش‌های شما باقی می‌ماند و نه به‌عنوان نقطهٔ عطفی در عملکرد ارگانیک یا پرداختی شما.
    ما را در گوگل دنبال کنید

  • VGK و بنیاد Southwest Gas برای پاک‌سازی و تعمیر کتاب‌های مدارس کم‌برخوردار در لاس‌وگاس به یکدیگر می‌پیوندند

    VGK و Southwest Gas بیش از ۵۰۰۰ کتاب را برای مدارس در دره لاس‌وگاس پاک‌سازی می‌کنند

    تصویر Southwest Gas

    توسط وگاس گلدن نایتس

    در روز شنبه، ۱۵ نوامبر، اعضای سازمان وگاس گلدن نایتس با بنیاد Southwest Gas برای پاک‌سازی و تعمیر کتاب‌ها جهت کودکان و مدارس در جوامع کم‌برخوردار همکاری کردند. این تلاش بخشی از برنامه Building Lives Up Everywhere (BLUE) بود؛ که یک ابتکار داوطلبانه کارکنان Southwest Gas است و در آن پرسنل زمان خود را به ایجاد تأثیر مثبت در جامعه لاس‌وگاس اختصاص می‌دهند.

    پخش‌کننده گلدن نایتس، دارن میلار و اعضای بازیگری VGK شامل چانس و Vegas Vivas برای بازسازی و پاک‌سازی بیش از ۵۰۰۰ کتاب در برنامه Spread the Word Nevada برای مدارس کم‌برخوردار در سراسر دره لاس‌وگاس همکاری کردند. میلار، چانس و دیگر اعضای سازمان VGK، به همراه بیش از ۱۰۰ داوطلب، صبح را با جعبه‌بندی و مرتب‌سازی بیش از ۳۷۰۰ کتاب به پایان رساندند.

    عکس 2769

    با کمک سازمان VGK و بنیاد Southwest Gas، دانش‌آموزان در سراسر دره به کتاب‌های تمیز، ایمن و باکیفیت دسترسی خواهند داشت تا به آموزش خود کمک کنند. هر ماه، کتاب‌های تازه تمیز و زیبا شده به مدارس کم‌درآمد لاس‌وگاس ارسال می‌شوند تا مسیر یادگیری دانش‌آموزان گسترش یابد. داوطلبان جلد کتاب‌ها را تمیز کردند، پارگی یا شکاف صفحات را تعمیر کردند و برچسب‌ها را حذف کردند تا اطمینان حاصل شود کتاب‌ها در بهترین وضعیت برای دانش‌آموزان قرار دارند.

    این اولین باری نیست که گلدن نایتس و Southwest برای داشتن تأثیر مثبت بر کودکان در دره لاس‌وگاس همکاری می‌کنند. در ماه فوریه، وگاس گلدن نایتس و Southwest Gas با هم همکاری کردند تا تخت‌خواری ساخته و به کودکان نیازمند در جامعه لاس‌وگاس اهداء کنند تا مکان‌های امنی برای خواب داشته باشند. پیش از آن، در آوریل ۲۰۲۴، گلدن نایتس و Southwest Gas پارک شهر خواهران آنسان را احیا کردند؛ با کاشت بیش از ۲۵ درخت و پاک‌سازی بیش از ۴۴۰ پوند زباله از این پارک.

  • جنبه تاریک بازاریابی «همیشه فعال»

    همکاری‌های بی‌پایان و پیوندهای ستاره‌ای هزینه‌ای به‌دنبال داشته‌اند؛ باعث می‌شود برندهای لوکس بیش از حد در معرض نمایش باشند و به‌صورت یکدست و قابل تعویض به‌نظر برسند. آیا صنعت نیاز دارد تا ماشین بازاریابی خود را بازتنظیم کند؟

    یک سیل از کمپین‌های به‌سرستاره، همکاری‌ها و لحظات پرآوازه بازاریابی باعث کاهش بازدهی شده است؛ زیرا مصرف‌کنندگان در تشخیص محتوای یک برند از دیگری دچار مشکل می‌شوند.
    یک سیل از کمپین‌های به‌سرستاره، همکاری‌ها و لحظات پرآوازه بازاریابی باعث کاهش بازدهی شده است؛ زیرا مصرف‌کنندگان در تشخیص یک برند از دیگری مشکل دارند. (کلاژ BoF)

    نوشته

    • Haley Crawford,
    • Diana Pearl

    نکات کلیدی

    • با پیگیری دیده شدن مداوم از طریق پیوندهای ستاره‌ای و لحظات فرهنگی، برندهای لوکس حس فراوانی و خستگی را به‌وجود آورده‌اند، نه جهان‌های متمایز یا آرزوبرانگیز.
    • برندهای موفق بر خودآگاهی و وضوح خلاقانه تمرکز می‌کنند و کمپین‌هایی می‌سازند که هویت اصلی و طنین عاطفی خود را بازتاب می‌دهند، نه صرفاً برای دنبال کردن ویروسی شدن.
    • هم‌زمان با پیشرفت معیارهای بازاریابی فراتر از دیده شدن، موفقیت به‌تدریج وابسته به این است که داستان‌سرایی برند چقدر با ارزش‌ها و درک مصرف‌کنندگان هم‌راستا باشد، نه فقط به میزان توجهی که جذب می‌کند.

    زمانی که جیمی چُو کمپین پاییز ۲۰۲۵ خود را با حضور سیدنی سوئینی رونمایی کرد، برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی انتخاب این ستاره را سرزنش کردند؛ چرا که پس از تبلیغ جنجالی «جینز خوب» آمریکن ایگل که این بازیگر در آن حضور داشت، این تصمیم به‌نظرشان نامناسب می‌آمد. اما این مسأله مسأله‌ای گسترده‌تر در صنعت لوکس را نشان داد: شیوع یکسانی.

    کمپین جیمی چُو که در آن سوئینی به‌عنوان «کاراکترهای» مختلف برای نشان دادن لوازم جانبی گوناگونش ظاهر شد، دومین بار بود که برند این بازیگر را تحت نور قرار داد (اولین بار در تابستان ۲۰۲۴). این کمپین همچنین یکی از بسیاری از کمپین‌های با حضور این ستاره بود که چهره‌ی برندهای مختلفی همچون خطوط زیبایی Laneice و Dr. Squatch بوده است. و در حالی که تنوع خط کفش‌های جیمی چُو را نشان می‌داد، کمپین عمدتاً فاقد زاویهٔ روایتی بود که آن را از دیگر کمپین‌های لوکس متمایز می‌کرد.

    چند ماه پیش، Givenchy کمپین پاییزی خود را که اولین بار تحت رهبری خالق جدید سارا برتون بود، با حضور مدل کایا گربر که همانند سوئینی در تعداد بی‌شماری از کمپین‌های برندها از مانگو تا DKNY دیده شده است، به نمایش گذاشت. این آگهی‌ها قصد داشتند رابطهٔ خلاقانهٔ زنان در محیط کار را نشان دهند و لحظاتی به‌نظر صادقانه بین گربر و کارگردان کمپین، هالینا راین، با دست‌نامه در دست، به تصویر بکشند.

    این مثال نشانگر مشکلی بزرگ‌تر در صنعت است. کتاب‌ راهنمای بازاریابی لوکس — ترکیبی از همکاری‌های پرزرق و برق و کمپین‌های به‌سرستاره، نمایش‌های صحنه‌پذیر برجسته با حضور اینفلوئنسرهای به‌روز و هم‌سویی با دارایی‌های فرهنگی داغ، چه «Wicked» باشد و چه US Open — بازدهی کاهشی به‌بار می‌آورد.

    برای بسیاری از برندها، بازاریابی به یک بازی بی‌پایان برای کسب برتری در جذب توجه مصرف‌کننده تبدیل شده است، به‌قیمتی از خلاقیت و روایت‌سرایی جذاب. در نتیجه، خریداران که گزینه‌های بی‌پایانی برای سرگرمی دارند، یاد گرفته‌اند برندها را نادیده بگیرند.

    «ما در عصر شلوغی محتوا زندگی می‌کنیم»، گفت هالی سوپرانو، مشاور ارشد بازاریابی اینفلوئنسر برای پلتفرم خلاقیت‌نقش‌ساز Traackr. راه‌حل این است که «روی روایت‌های کمتر ولی استراتژیک تمرکز کنیم تا واقعاً مخاطب بتواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند و احساسی را تجربه کند»، او افزود.

    مضروب توسط لوکس

    در میانهٔ رکود لوکس، در حالی که نگرش مصرف‌کنندگان آمریکا در نوامبر به پایین‌ترین سطح تاریخ خود نزدیک می‌شد، بازاریابان برای بقا به دنبال جلب توجه شدند.

    اما این استراتژی برای بسیاری از برندها نتیجه معکوس داشته و احساس می‌کند که لوکس دیگر ارزش هزینه را ندارد. جریان بی‌پایانی از کپسول‌ها، مجموعه‌ها و همکاری‌ها — که همگی از طریق نمایش‌های بی‌شمار، فرش سرخ و فعال‌سازی‌ها بازاریابی می‌شوند — برای مصرف‌کنندگان به‌مانند یک مه‌آلودی تبدیل شده است؛ آن‌ها به‌ سختی می‌توانند پیگیری کنند که چه کسی محتوای مشاهده‌شده را منتشر می‌کند یا چه چیزی یک برند را از دیگری متمایز می‌کند.

    یا همان‌طور که رئیس ساعت‌ها و جواهرات شانل، فریدریک گرانژیه، در مصاحبه‌ای برای روزنامهٔ سوئیسی Le Temps گفت: «مصرف‌کنندگان از ضربه‌خوردن توسط لوکس خسته شده‌اند.»

    به‌جای رقابت برای ویروسی شدن در کوتاه‌مدت، برندهایی که در این محیط اشباع‌شده برجسته می‌شوند، بر آنچه آن‌ها را متمایز می‌کند تمرکز می‌کنند — به‌عبارت دیگر، روی آنچه در مقابل آن‌ها قرار دارد.

    «تا حدودی باید ساده‌سازی کنید»، گفت میلتون پدرزا، بنیان‌گذار و مدیرعامل مشاوره‌گر Luxury Institute.

    به‌عنوان مثال، کمپین اکتبر Moncler که با حضور رابرت دی‌نِرو و آل پچینو اجرا شد، بر ارزش اصلی برند — گرما — تکیه کرد و این را به دوستی چنددهه‌ای بین این دو بازیگر پیوند داد. با تمرکز بر احساس، برند بر اساس پلتفرم عملکرد برند Launchmetrics، جایگاه برتر رسانه‌های مالک‌دار خود در سال را به دست آورد.

    داستان‌سرایی خودآگاه

    در کمپین سپتامبر برای احیای کیف پدینگتون Chloé که اوج شهرت خود را در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ داشت، برند کاندل جنر را به کار گرفت — قدم‌گام در مسیر بسیاری از برندهای دیگر از پرادا تا Alo Yoga.

    با وجود حضور گسترده‌اش، این کمپین به‌طور فوق‌العاده‌ای از سوی مخاطبان پذیرش شد و به موج دوم محبوبیت کیف طراحی‌شده توسط فیبی فیلو کمک کرد. نکتهٔ مخفی؟ جنر در کنار سلبریتی‌های دیگری که در دنیای مد به همان اندازه شناخته‌شده نیستند، از جمله ایمی لُو وود (از سریال «لاله سفید») و خواننده آنا (از گروه کی‌پاپ Meovv) حضور یافت. در این تبلیغات، آن‌ها به‌عنوان پاریسی‌های جذاب نقش‌آفرینی کردند و کیف‌های پدینگتون خود را به‌سبک کلاسیک Chloé در شهر به نمایش می‌گذاشتند.

    این کمپین همچنین مؤثر بود چون فقط نیازی به استخدام این‑دخترها به‌عنوان بخشی از یک کمپین کلیشه‌ای نداشت؛ وضعیت «دخترهای شهر» آن‌ها به‌خودی مرکز DNA کیف است. در واقع، دو دهه پیش، Chloé به‌همین‌صورت از این‑دخترهای آن زمان همچون لینزی لوهن و میگان فاکس استفاده کرد تا به کیف اعتبار بدهد.

    چهره‌های مشهور همچنان جزئی مهم از کمپین‌های موفق هستند، اما نیازی نیست که کل پازل را تشکیل دهند.

    در کمپین بهاری خود به نام «صنعت زبان ماست»، Bottega Veneta به صنایع‌دستی که در بافتن چرم «intrecciato» به کار می‌رود، پرداخته است. این تبلیغات اگرچه شامل نام‌های شناخته‌شده‌ای نظیر جولیان مور، تایلر، The Creator و زدی اسمت بود، اما تمرکز بر داستان‌های آنان دربارهٔ چگونگی استفاده از دست‌های خود در هنر خودشان بود.

    این کمپین همچنین به‌طور خاصی با Bottega Veneta هماهنگ بود. تحت رهبری خلاق ماتیو بلیزی و ادامه‌دار توسط لوزی تروتر، صنایع‌دستی به‌عنوان عنصر مرکزی جذابیت برند شناخته می‌شود؛ به‌خصوص که با گسترش تجاری‌سازی لوکس، این مهارت به‌صورت فزاینده‌ای نادر و تازه به‌نظر می‌رسد.

    «مصرف‌کنندگان می‌خواهند برند آنها را متقاعد کند که برندینگ، فلسفه، ارزش‌ها و زیبایی‌شناسی آن با خودشان هم‌راستا باشد»، گفت هانوشکا تونی، مدیرعامل پلتفرم فروش مجدد لوکس Sellier.

    این استراتژی می‌تواند برای برندهای مبتنی بر روند (و همچنین سازندهٔ روند) نیز مؤثر باشد. Miu Miu با روایت داستان‌هایی که ریشه در جشن زنانگی دارد، به مدت سال‌ها به‌دست‌آوردهای خوبی دست یافته است؛ چه از طریق فروش مینیتاک‌های زنانهٔ جسورانه و دامنه‌حالات، چه از طریق مجموعهٔ رویدادهای «کلوپ ادبی» که در آن زنان به آثار نویسندگان زن می‌پردازند. برای رونمایی ماه آگوست عطر جدید خود، Miutine، این برند عطر را به همراه میکروفن‌های مینیاتوری و مجموعه‌ای از سؤال‌ها برای پاسخ در دوربین به خالقان ارسال کرد؛ به این ترتیب به هواداران ابزارهایی داد تا بازاریابی بدون اسکریپت بسازند که بار دیگر بر تجربهٔ زنانگی متمرکز باشد.

    هوشمندانه‌ترین بازاریابان فرصتی برای تحول می‌بینند. رابرت بورک، مشاور لوکس، گفت که در حالی که این صنعت بدون شک در نقطهٔ تحول قرار دارد، احتمالاً برندها را مجبور می‌کند تا خلاق‌تر شوند و فراتر از سر و صدا به دنبال راه‌هایی برای ایجاد نقاط تماس خاص و به‌یادماندنی باشند که از طریق آن‌ها مشتریان می‌توانند لحظه‌ای واقعی از ارتباط با دنیای برند را احساس کنند.

    «فرمول قدیمی که تا این حد مؤثر بوده و بسیار پیش‌بینی‌پذیر بود، دیگر کاربردی نیست»، گفت بورک. «این فرصت بزرگی است. گاهی این بازنشانی‌های سخت برای همه مفیدند.»

    فریب‌خورده توسط معیارها

    پرهیز از دنبال کردن ویروسی شدن همچنین نیازمند بازنگری در چگونگی ارزیابی موفقیت بازاریابی توسط برندهاست.

    یکی از معیارهای استاندارد بازاریابی در صنعت مد، ارزش رسانه‌های به‌دست‌آمده (Earned Media Value) است که میزان دیده شدن یا ویروسی شدن یک لحظه بازاریابی را محاسبه می‌کند. اما در حالی که این معیار معیار کلی برای تعداد نگاه‌ها به یک آگهی فراهم می‌کند، موفق به انتقال ادراک مصرف‌کننده نمی‌شود.

    به‌طور عمده، این معیارها اطلاعات کمی دربارهٔ این که آیا محتوا منعکس‌کنندهٔ آنچه خالقش می‌خواهد بگوید، می‌دهد؛ به‌جای آن، بر دیده شدن اولویت می‌دهند.

    چندین پلتفرم در حال اصلاح معیارهای خود برای ارائهٔ تصویر کامل‌تری هستند. Launchmetrics در ماه اوت به‌روزرسانی‌ای برای نمرهٔ ارزش تأثیر رسانه‌ای خود اعمال کرد و با استفاده از هوش مصنوعی، گفتگوها و محتوای آنلاین را گردآوری کرده و میزان هم‌سویی لحظات بازاریابی با ادراک مشتری از هویت برند را اندازه‌گیری می‌کند، به گفتهٔ آلیسون برینج، مدیر بازاریابی Launchmetrics.

    ابزار تحلیل هوش مصنوعی BoF به نام Insights Brand Pulse، گفتگوهای پیرامون لحظات مختلف بازاریابی را تجزیه و تحلیل می‌کند. Traackr نیز با نمرهٔ «سرزندگی برند» (Brand Vitality Score) میزان هم‌سویی محتوا با هویت برند را ارزیابی می‌نماید.

    البته، هیچ معیاری به‌تنهایی نمی‌تواند به‌طور کامل نشان دهد که یک کمپین چگونه عمل می‌کند و نمی‌توان آن را «به‌صورت جداگانه» بررسی کرد، گفت الکس روتز، مدیر تحقیق و بینش در CreatorIQ.