بلاگ

  • گمشده در طرح: چطور نویسندگان نوپا توسط پرسنل هوش مصنوعی و دفاتر مجازی در یک کلاه‌برداری ناشرانهٔ جهانی فریب خورده‌اند

    وب‌سایت‌های ناشر کتاب در استرالیا، بریتانیا و نیوزیلند به‌نظر می‌رسد با استفاده از نظرات ساختگی و صفحات پرسنل هوش مصنوعی، نویسندگان نوپا را به تحویل پول خود ترغیب می‌کنند.

    یک نویسنده‌ متقاضی استرالیایی پیش از این‌که دریابد ممکن است قربانی یک طرح مشکوک در حوزهٔ انتشار بین‌المللی شده باشد، به‌صورت چهره‌به‌چهره با فردی که به‌نظر می‌رسید کلاه‌بردار است، ملاقات کرد.

    مرکز ملی مبارزه با تقلب استرالیا هم‌اکنون به بررسی یک مورد می‌پردازد که وب‌سایتی افراد را که به‌دنبال گره‌گیری در فضای به‌تدریج شلوغ خودنشر و انتشارات خودپرست می‌گردند، به خود جذب می‌کند. گار دیان وب‌سایت‌های مشکوک مشابهی را در بریتانیا و نیوزیلند کشف کرده و دو وب‌سایت دیگر در استرالیا شناسایی کرده است.

    این شبکه‌ی ظاهری ناشران – با استفاده از وب‌سایت‌های کپی‌شده، پرسنل تولید‌شده توسط هوش مصنوعی و دفاتر مجازی در استرالیا، بریتانیا و نیوزیلند – شامل وب‌سایت‌هایی با نام‌های Melbourne Book Publisher، First Page Press (UK)، Aussie Book Publisher، Oz Book Publishers و BookPublishers.co.nz می‌شود.

    سازمانی که به نام Melbourne Book Publisher فعالیت می‌کند، نویسندگان نوپایی را که گمان می‌برند با ناشر معتبر Melbourne Books (که یک انتشارات خودپرست نیست) در تعامل هستند، گم می‌کند؛ حتی از نامی شبه‌یکسان و شماره تجاری استرالیا (ABN) آن استفاده می‌کند.

    وب‌سایت «Melbourne Book Publisher»
    وب‌سایت «Melbourne Book Publisher» که نویسندگان نوپا را گم می‌کند و فکر می‌کنند با ناشر معتبر «Melbourne Books» در ارتباط هستند

    به‌نظر می‌رسد این شرکت به یک عملیات مشابه مستقر در لندن به نام First Page Press مرتبط است؛ هر دو پس از تماس گار دیان برای پرسش‌ دربارهٔ استفاده از محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، از جمله پروفایل‌های پرسنل و نظرات، بخش‌هایی از وب‌سایت‌های خود را حذف کردند.

    First Page Press، که آدرس‌هایش در لندن و ملبورن فهرست شده است، همچنین کتاب‌هایی را در سایت خود نشان می‌دهد که در واقع توسط یک شرکت خودنشر ایالات‌متحدی به نام Atmosphere Press منتشر شده‌اند. مدیرعامل آن، نیک کورت‌ریت، به گار دیان گفت که این «سرقت جسورانه‌ای» است و از آن زمان یک نامهٔ «متوقف کنید و دست‌بردارید» (cease and desist) به First Page Press صادر کرده و موضوع را به Scamwatch گزارش داده است.

    وب‌سایت «First Page Press»
    وب‌سایت «First Page Press»

    آندریا*، نویسندهٔ نخستین از استرالیای غربی که در حال بهبودی از سرطان بود، تمام انرژی خود را صرف نوشتن یک رمان رمانتیک فانتزی کرد و از دریافت پاسخی سریع به پرسش‌اش در فیسبوک بر صفحهٔ Melbourne Book Publisher خوشنود شد. یک مدیر در شرکت با نام مارکوس هیل مشتاق به‌بحث در مورد دست‌نوشتهٔ ۸۶٬۰۰۰ کلمه‌ای او بود و یک کنفرانس ویدئویی برای بررسی برنامه‌های انتشار و بازاریابی کتاب او ترتیب داد.

    «او را دیدم. او من را دید»، آندریا می‌گوید. «او به تمام سؤال‌های دقیق دربارهٔ قراردادها و درصدهای انتشار پاسخ داد، ما دربارهٔ برنامهٔ یک جلسهٔ امضای کتاب در ملبورن صحبت کردیم، دربارهٔ حضور من در تیک‌توک و برگزاری رونمایی در کتابفروشی محلی‌ام بحث کردیم. من به تمام این‌ها باور داشتم.»

    آندریا تنها ۸۸ دلار هزینه کرد برای آنچه به او گفته شد شماره تجاری (ABN) بخرد، اما معامله به‌زودی گره خورد. او با دفتر Melbourne Books تماس گرفت، که اشتباهاً فکر می‌کرد با آن در تعامل است، تا پیش از امضای قرارداد راهنمایی بیشتری بگیرد. به او گفتند: «مارکوس در اینجا کار نمی‌کند».

    او به این‌نتیجهٔ «دردناک در دل» رسید که کلاه‌بردار را به‌صورت چهره‌به‌چهره ملاقات کرده است. یک نویسنده‌دار دیگر از غرب استرالیا (WA)، پیتر ارتمولر، تأیید کرد که با فردی به نام مارکوس هیل و همچنین هانا پرستون که نام دیگری بود که آندریا می‌گفت در ارتباطاتش با Melbourne Book Publisher دیده بود، در تعامل بوده است. او نیز صفحه را از طریق فیسبوک پیدا کرد، فکر می‌کرد این یک ناشر سنتی است، اما زود متوجه شد که با یک شرکت تقلبی سر و کار دارد و فقط ۱۵۰ دلار از دست داد که او بر این باور بود پیش‌پرداخت اولیه برای یک بستهٔ انتشار است.

    مردی ایستاده در ورودی با بنر بالای آن نوشته «Melbourne Books» و جلدهای کتاب در سمت چپ نمایش داده شده
    دیوید تنن‌بام، بنیان‌گذار شرکت معتبر Melbourne Books، در دفتر خود در خیابان کولینز، ملبورن.

    وقتی آندریا برای بازیابی ۸۸ دلار از بانک خود تماس گرفت، پیام‌های تهدیدآمیزی دریافت کرد که از او می‌خواست اختلاف را لغو کند وگرنه با اقدام قانونی مواجه می‌شود. «یک پروندهٔ قانونی برای ۸۸ دلار چیز خوشایندی نیست»، Melbourne Book Publisher در یک پیام فیسبوک به او هشدار داد. وقتی او برای تأیید قانونی بودن ناشر، شماره ABN آن‌ها را درخواست کرد، شماره Melbourne Books را برای او ارسال کردند.

    تنن‌بام به‌صورت شخصی با شماره‌ای که در صفحهٔ فیسبوک Melbourne Book Publisher فهرست شده بود تماس گرفت و وانمود کرد نویسندهٔ تازه‌کار است. گزینه‌های انتشاری برایش ایمیل شد که از «طرح پیش‌پرداخت جهانی» به‌ارزش ۱٬۴۹۵ دلار تا «طرح پریمیوم جهانی» به‌ارزش ۱٬۷۹۹ دلار متغیر بود. او اشاره کرد که شخصی که او را به این صفحه راهنمایی کرد، تقریباً ۵٬۰۰۰ دلار پرداخت می‌کرد.

    وقتی او اصالت شرکت را به چالش کشید، لینک‌هایی به سه کتاب در آمازون که Melbourne Book Publisher ادعا می‌کرد منتشر کرده است، برایش ارسال شد. آمازون به گار دیان گفت که «هیچ‌سوابقی یافت نشد که نشان دهد کتاب‌های مورد بحث به Melbourne Book Publisher مرتبط هستند».

    «ما متعهد به حفاظت از صاحبان حقوق و مشتریان‌مان در مقابل افراد مخربی هستیم که سعی در سوءاستفاده از خدمات ما دارند»، آمازون در بیانیه‌ای گفت.

    استفادهٔ روزافزون از هوش مصنوعی به کلاه‌برداری‌های ناشرانه امکان می‌دهد تیم‌های کاملاً ساختگی از مدیران جعلی بسازند و هویت‌های نویسندگان واقعی را به کار گیرند تا چهره‌ای شرکتی به‌شدت فریبنده ایجاد کنند.

    صفحهٔ «آشنایی با تیم» در سایت Melbourne Book Publisher از تصاویری که توسط هوش مصنوعی ساخته شده‌اند، نمایش می‌داد؛ این تصاویر نشان‌دهندهٔ مدیران سفیدپوست با ظاهری بی‌نقص و نام‌های متغیری چون جاناتان هیل، مارکوس الیسون و لیدیا پرستون بود. وقتی گار دیان برای اولین بار صفحهٔ تیم Melbourne Book Publisher را در روز دوشنبه بررسی کرد، مارکوس هیل و هانا پرستون در فهرست نبودند. First Page Press نیز از «تیم» مشابهی استفاده می‌کند که ابتدا همان تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی را داشت. هیچ‌یک از افراد نام‌برده‌شده در محافل ناشران استرالیا شناخته‌شده نیستند.

    اسکرین‌شات از تصاویر هوش مصنوعی حذف‌شده تحت بنر «آشنایی با تیم» در سایت Melbourne Book Publisher
    اسکرین‌شات از تصاویر هوش مصنوعی حذف‌شده تحت بنر «آشنایی با تیم» در سایت Melbourne Book Publisher

    «آشنایی با تیم»: پرسنل تولیدشده توسط هوش مصنوعی با دفاتر مجازی

    مقیاس واقعی این طرح همچنان غیرقابل اندازه‌گیری است، به‌گواری صاحب Melbourne Books، دیوید تنن‌بام، چرا که تنها قربانیان شناخته‌شده آن افرادی هستند که زودتر دقت کردند و تحقیق لازم را انجام دادند.

    نویسندگان تازه‌کار هدف‌گیری می‌شوند چرا که هیجان به‌دست آوردن چاپ اثرشان اغلب بر احتیاط غلبه می‌کند و آن‌ها را در برابر وعده‌های انتشار فوری و موفقیت در صنعت حساس می‌سازد.

    خودنشر به این معنی است که نویسنده تمام وظایف ناشرهای کوچک (boutique) را بر عهده می‌گیرد، سرمایهٔ خود را برای سفارش خدمات خلاقانه صرف می‌کند و تمام کنترل هنری و سود مالی را حفظ می‌کند. انتشارات خودپرست مدلی است که در آن یک شرکت از نویسنده، مشارکت مالی قابل‌ملاحظه‌ای جهت کمک به انتشار می‌طلبد، اغلب پشتیبانی خلاقانه‌ای ضعیف ارائه می‌دهد و جمع‌آوری سهم اولیهٔ نویسنده را بر ایجاد فروش گسترده کتاب ترجیح می‌دهد.

    «افراد مخرب به‌وسیلهٔ ابزارهای هوش مصنوعی بسیار پیشرفته‌تر می‌شوند؛ این ابزارها به کلاهبرداران این امکان را می‌دهند که متن را بازنویسی یا پارافرِز کنند و تصاویر را تغییر دهند تا تغییرات جزئی ایجاد کنند که ظاهر اصالت را حفظ می‌کند در حالی‌که از تشخیص جلوگیری می‌کند»، دکتر آشی‌ش ناندا، از مرکز تحقیقات و نوآوری سایبری دانشگاه دییکن، می‌گوید.

    در حالی که تمایلی به بیان قطعی اینکه Melbourne Book Publisher یک کلاهبرداری است یا نه ندارد، لوگوهای مختلف، ادعاهای وب‌سایت مبنی بر تأسیس در سال ۱۹۹۹ که جستجوی دامنه نشان داد تنها در ماه گذشته ثبت شده است، و رتبهٔ جعلی ۴٫۷ ستاره در Trustpilot (شرکت هیچ نظری ندارد) همگی موارد مشکوکی هستند، ناندا می‌گوید.

    تا وقتی آندریا با Melbourne Books تماس گرفت، تنن‌بام پیشاپیش هشدار عمومی‌ای در وب‌سایت شرکت خود منتشر کرده بود. دفتر او بیش از یک هفته تماس‌های مربوط به مارکوس هیل و هانا پرستون دریافت می‌کرد.

    وب‌سایت‌های استفاده از نویسندگان واقعی برای جذب افراد

    عملیات‌های شناخته‌شده به نام‌های Aussie Book Publisher و Oz Book Publishers نظرات جعلی ساخته‌اند که با استفاده از تصاویر و نام‌های نویسندگان واقعی ایجاد شده‌اند.

    عکسی از زنی که با کتابی در دست ایستاده است
    نویسندهٔ کتاب‌های کودک آمریکایی بلیر نی ویلیامسون که در وب‌سایت Aussie Books به نام «Kristine» تغییر نام داده شد

    نویسندهٔ کتاب‌های کودک آمریکایی بلیر نی ویلیامسون در وب‌سایت Aussie Books به «Kristine» تغییر نام یافت و در کنار عکسی که او با دست کتاب تصویری کودکانه‌اش به نام «Birthday Bash» را نگه داشته است، توصیفی دربارهٔ «کتاب رهبری» ارائه کرد؛ نام واقعی او همچنان بر روی جلد کتاب دیده می‌شود.

    «به‌عنوان یک نویسنده، برای ایجاد اعتماد با خوانندگان‌تان سخت کار می‌کنید»، او به گار دیان گفت. «بنابراین دیدن استفاده از نام و تصویر من به‌صورت فریبنده احساس ناآرامی عمیقی می‌داد.»

    نویسندهٔ کتاب‌های کودک استرالیایی کاترینا گرگین در صفحهٔ نظرات وب‌سایت Aussie Books به نام «Sarah» تبدیل می‌شود.

    «من در سردرگمی‌های ناشرانه غرق بودم تا وقتی که Aussie Book Publishing را پیدا کردم»، «Sarah» ساختگی می‌گوید. «ارزش هر یک دلار سرمایه‌گذاری شده را داشت.»

    عکسی از زنی که کتابی را بالا نگه داشته است
    نویسندهٔ کتاب‌های کودک استرالیایی کاترینا گرگین که در صفحهٔ نظرات وب‌سایت Aussie Books به نام «Sarah» نام‌گذاری شده است

    پس از اینکه گار دیان به استفادهٔ غیرمجاز و گمراه‌کننده از تصاویر آن‌ها هشدار داد، هر دو نویسنده در جستجوی پاسخ به اطلاعیه‌های «متوقف کنید و دست‌بردارید» (cease and desist) هستند که به Aussie Books ارسال شده و این شرکت را به Scamwatch گزارش داده‌اند.

    در حالی که نظرات دیگر در وب‌سایت‌های Aussie Book Publisher، Oz Book Publisher و Book Publisher NZ به‌نظر می‌رسد شامل نظرات ساختگی یا تولید‌شده توسط هوش مصنوعی از «نویسندگان راضی» باشد، کتاب‌هایی که این وب‌سایت‌ها ادعا می‌کنند منتشر کرده‌اند، واقعی هستند. بیشتر این کتاب‌ها برای فروش در آمازون فهرست شده‌اند و اکثریت بسیار بزرگ آنها به‌عنوان کتاب‌های خودنشر دسته‌بندی می‌شوند.

    تمامی چهار شرکت مشکوکی که گار دیان بررسی کرد، آدرس‌های فیزیکی در مناطق تجاری معتبر یا سطح‌بالای لندن، ملبورن، بریزبن و ولینگتون فهرست می‌کنند که لایه‌ای دیگر از مشروعیت و حرفه‌ایت ظاهری به عملیاتشان می‌افزاید.

    First Page Press، Aussie Book Publisher، Oz Book Publishers و Book Publisher NZ به درخواست‌های کتبی گار دیان، شامل تقاضای ارائهٔ مدارک قرارداد و/یا صورتحساب‌های حق‌التیرافی که با ISBNهای کتاب‌های تبلیغ‌شده در وب‌سایت‌هایشان مطابقت دارد، پاسخ ندادند.

    Melbourne Book Publisher به استعلام اولیهٔ گار دیان پاسخ داد و اعلام کرد که همواره به‌صورت شفاف به‌عنوان یک شرکت خودنشر فعالیت می‌کند و عذرخواهی رسمی به Melbourne Books و آندریا خواهد کرد. این شرکت گفت که شخصی که تهدیدهای قانونی را مطرح کرده، یک کارمند بوده که دیگر در شرکت مشغول به کار نیست. تا جمعه این شرکت هنوز عذرخواهی نکرده بود.

    بیانیه‌ای درباره Melbourne Book Publisher از ناظر مصرف‌کننده استرالیا (ACCC) می‌گوید: «در حالی که گزارش‌های عمومی محدودی دربارهٔ این وب‌سایت به Scamwatch ارائه شده است، مرکز ملی مبارزه با تقلب در حال بررسی این موضوع است و افراد را که با هرگونه کلاه‌برداری ناشرانه‌ای مواجه می‌شوند، تشویق می‌کند تا به سرویس Scamwatch گزارش دهند.»

    «ما می‌دانیم که کلاه‌برداران سایت‌ها را جعل می‌کنند تا از مصرف‌کنندگان سرقت کنند، از جمله از طریق کلاه‌برداری‌های ناشرانه. هر کسی که به یک کلاه‌برداری ناشرانه پول پرداخت کرده است، باید به Scamwatch گزارش دهد، زیرا این اطلاعات به ما کمک می‌کند تا شبکه‌های کلاه‌برداری را متوقف کنیم.»

    *آندریا مایل نبود نام کامل خود را به دلایل حفظ حریم خصوصی استفاده کند

    آیا اطلاعات بیشتری دارید؟ تماس: kelly.burke@theguardian.com

  • شرکت هوش مصنوعی با ارزش یک میلیارد دلار؛ شریک مؤسس اعتراف می‌کند سرویس رونوشت ماهانهٔ ۱۰۰ دلاری‌اش در ابتدا «دو نفر با پیتزا زنده‌مانده» بود و یادداشت‌ها به‌صورت دستی نوشته می‌شدند

    نوشتهٔ اندی ادسر

    و آن مرد بلندقدی که بلیط فیلم می‌خرید، در حقیقت دو بچه شاداب در یک روپوش بلند بودند.

    تصویری از دو شخصیت بازی Final Fantasy 14 که در حال خوردن پیتزا هستند و بسیار خوشحال به‌نظر می‌رسند

    (منبع تصویر: Square Enix)

    استارتاپ هوش مصنوعی برای یادداشت‌برداری Fireflies در اوائل این سال پس از انتشار برنامهٔ «Talk to Fireflies»، برنامه‌ای همراه برای جلسات هوش مصنوعی، به‌ارزش یک میلیارد دلار ارزش‌گذاری شد. این موفقیت چشمگیر برای شرکتی بود که توسط «دو نفر بی‌پول» آغاز شده بود—به‌ویژه وقتی که یکی از شریکان مؤسس، به‌تازگی، افشا کرد که سرویس رونوشت هوش مصنوعی‌شان در ابتدا با تایپ دستی یادداشت‌ها توسط هر دو مؤسس اجرا می‌شد.

    «ما ماهانه ۱۰۰ دلار بابت هوش مصنوعی‌ای می‌گیریم که در واقع فقط دو نفر با پیتزا زنده‌مانده بودیم»، سام اودوتونگ، شریک مؤسس Firefly، با غرور در یک پست لینکدین این هفته (از طریق Futurism) اعلام کرد.

    «ما به مشتریان‌مان گفتیم که یک هوش مصنوعی در جلسات حضور خواهد داشت»، اودوتونگ گفت. «در واقع فقط من و شریک مؤسسم در جلسه حضور می‌داشتیم، ساکت می‌نشستیم و یادداشت‌ها را به‌دست‌نویس می‌کردیم.»

    «ما به‌صورت دستی با نام «فرد از Fireflies.ai» به جلسه می‌پیوندیم»، اودوتونگ ادامه داد. «ما ساکت می‌نشستیم، یادداشت‌های دقیق می‌نوشتیم و ده دقیقه بعد آن‌ها را ارسال می‌کردیم.»

    به‌کارگیری این روش، به گفتهٔ اودوتونگ، به آن‌ها امکان داد تا درآمدی کافی برای پرداخت اجارهٔ ۷۵۰ دلاری‌شان در «یک اتاق کوچک در سان‌فرانسیسکو» به‌دست آورند؛ این همان نقطه‌ای بود که تصمیم گرفتند «همه چیز را متوقف کرده و خودکارسازی کنند.»

    یک مرد و ربات انسان‌نما که روبروی یکدیگر پشت کامپیوترها کار می‌کنند — تصویر استوک
    (منبع تصویر: Malte Mueller از Getty Images)

    یا همان‌طور که می‌دانید، سرویس هوش مصنوعی‌ای را که به مشتریانشان وعده داده بودند، فراهم می‌کنند. و با این‌که وسوسه‌انگیز است موفقیت دو جوان امیدوار را که برای به‌کارگیری اصل «ظاهرِ موفقیت تا وقتی که واقعاً موفق می‌شوید» تا حد افراطی می‌کوشند تشویق کنیم، اما مرور نظرات نشان می‌دهد که این طرح می‌تواند مخاطرات جدی به همراه داشته باشد.

    «حضور بدون دعوت در جلسهٔ دیگران نقض حریم خصوصی است. آن‌ها رباتی در جلسه می‌خواستند، نه شخصی غیردعوت‌شده»، گفت عمر افتاب، کارشناس اتوماسیون. «به این ترتیب اعتماد را خراب می‌کنید و ممکن است با پیامدهای قانونی مواجه شوید.»

    «موفق باشید در تمام دعاوی قضایی»، دیگری افزوده شد. «این ممکن است شبیه داستان پر از مبارزات و تلاش یک مؤسس سخت‌کوش باشد»، مهندس نرم‌افزار ماریوسو ای‌دارراگا گفت. «اما در واقع یکی از پرریسک‌ترین و کم‌حساس‌ترین پست‌هایی است که اخیراً دیدم.»

    در حالی که پست اودوتونگ به‌تدریج در سراسر اینترنت به‌دقت گزارش می‌شود، نمی‌توانم تصور کنم که طولانی باشد تا یکی از مشتریان اولیهٔ Fireflies از این فریب‌نمایی آشکار آگاه شود؛ و شک ندارم که خوشحال خواهند شد. با این حال، برخی از کامنت‌گذاران لینکدین به‌نظر می‌رسد اشکال کمی در شیوه‌های تجاری مبهم اولیهٔ Fireflies می‌بینند.

    «داستان بسیار الهام‌بخش»، یک شریک مؤسس دیگر و مدیرعامل می‌گوید. «دشمنان همیشه خواهند دشمنی کرد. و اکثر دیگران نمی‌دانند چه مقدار تلاش برای ساختن از صفر تا یک، در حالی که سعی در بقا به عنوان انسان دارید، نیاز است. در نهایت، پافشاری شما به‌طرز چشمگیری به‌ثمر نشست—و شما جهان را تغییر دادید.»

    همه‌چند، در مورد این حرف چندان مطمئن نیستم. با این حال، حداقل توانسته است باعث گفتگو شد. آیا واقعاً تبلیغات بد وجود ندارد؟ به‌نظر می‌رسد باید صبر کرد و دید که چه می‌شود.

  • داده‌ها: سایت‌های ترجمه‌شده ۳۲۷٪ نمایانی بیشتر در مرورهای هوش مصنوعی

    بیاموزید که سایت‌های ترجمه‌شده چگونه می‌توانند کارایی سئو را تقویت کنند. مزایای نمایانی چندزبانه در مرورهای هوش مصنوعی را کشف کنید.

    داده‌ها: سایت‌های ترجمه‌شده ۳۲۷٪ نمایانی بیشتر در مرورهای هوش مصنوعی

    این پست توسط Weglot حمایت مالی شد. نظرات بیان‌شده در این مقاله به حامی تعلق دارد.

    زمانی که مرورهای هوش مصنوعی گوگل در سال ۲۰۲۴ راه‌اندازی شد، سؤالات متعددی به‌سرعت در میان متخصصان سئو ظاهر شد؛ از جمله: اگر هوش مصنوعی هم‌اکنون نتایج جستجو را انتخاب و خلاصه می‌کند، وب‌سایت‌ها چگونه می‌توانند نمایانی کسب کنند، به‌ویژه در زبان‌های مختلف؟

    Weglot به‌تازگی مطالعه‌ای مبتنی بر داده انجام داد، ۱٫۳ میلیون ارجاع را در مرورهای هوش مصنوعی گوگل و ChatGPT تجزیه و تحلیل کرد تا بررسی کند آیا مدل‌های زبانی بزرگ (LLMها) محتوا را در یک زبان ارجاع می‌دهند، آیا در زبان‌های دیگر نیز این‌گونه ارجاع می‌دهند؟

    نتیجه این شد که سایت‌های ترجمه‌شده تا ۳۲۷٪ نمایانی بیشتری در مرورهای هوش مصنوعی نسبت به سایت‌های غیرترجمه‌شده داشتند، که پیامی واضح مبنی بر این است که سئو بین‌المللی دیگر جدا از جستجوی هوش مصنوعی نمی‌شود.

    نکات کلیدی سئو

    • نتایج کلیدی
      • سایت‌های غیرترجمه‌شده نمایانی بسیار پایینی در جستجوی هوش مصنوعی دارند
      • سایت‌های ترجمه‌شده نمایانی ۳۲۷٪ بیشتر در جستجوی هوش مصنوعی دارند
    • گام‌های بعدی: ترجمه سایت خود برای ارتقای نمایانی جهانی در نتایج جستجوی هوش مصنوعی
    • نتیجه‌گیری نهایی: سایت‌های غیرترجمه‌شده در جستجوی هوش مصنوعی نامرئی هستند

    به‌علاوه، وب‌سایت‌هایی که زبان دیگری در دسترس داشتند، احتمال ارجاع در مرورهای هوش مصنوعی را نیز بیشتر داشتند، صرف‌نظر از زبانی که جستجو در آن انجام می‌شد.

    تغییر ماهیت جستجو

    این تحول قوانین نمایانی را بازتعریف می‌کند. مرورهای هوش مصنوعی و مدل‌های زبانی بزرگ (LLMها) اکنون نقش واسطه‌ای را در کشف اطلاعات ایفا می‌کنند. به‌جای رتبه‌بندی صفحات، آنها در پاسخ‌های تولیدی «منابع را ارجاع» می‌دهند.

    اما با این تحول خطر جدیدی به وجود می‌آید: اگر وب‌سایت شما به زبانی که کاربر برای جستجو استفاده می‌کند در دسترس نباشد، آیا هوش مصنوعی به سادگی آن را نادیده می‌گیرد، یا بدتر، کاربران را به صفحه واسطه Google Translate هدایت می‌کند؟

    خطر پروکسی ترجمه گوگل این است که در حالی که این سرویس ترجمه را برای شما انجام می‌دهد، شما هیچ کنترلی بر ترجمه‌های محتوای خود ندارید. نکته بدتر این است که هیچ‌یک از مزایای ترافیکی به دست نمی‌آید، زیرا کاربران به سایت شما هدایت نمی‌شوند.

    مطالعه

    در ادامه نحوه انجام تحقیق آورده شده است. برای درک اینکه ترجمه چگونه بر نمایانی هوش مصنوعی تأثیر می‌گذارد، Weglot تحقیقات خود را بر وب‌سایت‌های زبان اسپانیایی در دو بازار اسپانیا و مکزیک متمرکز کرد.

    سپس مطالعه به دو مرحله تقسیم شد. مرحلهٔ اول بر وب‌سایت‌هایی که ترجمه نشده‌اند متمرکز شد، بنابراین فقط زبان موردنظر برای بازار خود، یعنی اسپانیایی، را نمایش می‌دادند.

    در این مرحله، Weglot ۱۵۳ وب‌سایت بدون ترجمه انگلیسی را بررسی کرد: ۹۸ وب‌سایت از اسپانیا و ۵۵ وب‌سایت از مکزیک. Weglot به‌صورة عمدی وب‌سایت‌های پر ترافیک را انتخاب کرد زیرا نسخه انگلیسی نداشتند.

    مرحلهٔ دوم شامل یک گروه مقایسه‌ای از ۸۳ وب‌سایت اسپانیایی و مکزیکی بود که هر دو نسخهٔ اسپانیایی و انگلیسی داشتند. این امر به Weglot اجازه داد تا به‌طور مستقیم عملکرد محتواهای ترجمه‌شده و غیرترجمه‌شده را مقایسه کند.

    در مجموع، این کار ۲۲٬۸۵۴ پرس‌و‌جو در فاز اول و ۱۲٬۱۳۸ پرس‌و‌جو در فاز دوم تولید کرد. روش‌شناسی، ۵۰ کلمه‌کلیدی غیرمارک‌دار هر وب‌سایت را به پرس‌و‌جوهایی تبدیل کرد که کاربران احتمالاً جستجو می‌کردند، و سپس این پرس‌و‌جوها بین نسخهٔ اسپانیایی و انگلیسی ترجمه شدند.

    در مجموع، ۱٫۳ میلیون ارجاع تجزیه‌وتحلیل شد.

    نتایج کلیدی

    سایت‌های غیرترجمه‌شده نمایانی بسیار پایینی در جستجوی هوش مصنوعی دارند

    یافته‌ها نشان می‌دهند که وب‌سایت‌های غیرترجمه‌شده، نمایانی قابل‌توجهی را در جستجوهای به‌زبان‌های غیرقابل‌دسترس از دست می‌دهند؛ در حالی که در زبان موجود نمایانی قوی حفظ می‌کنند.

    اگر به‌عمق این موضوع نگاه کنیم، سایت‌های غیرترجمه‌شده عملاً نمایانئی عظیم از دست می‌دهند. از مطالعه می‌شود دریافت که حتی اگر این وب‌سایت‌های اسپانیایی در جستجوهای اسپانیایی عملکرد خوبی داشتند، در جستجوهای انگلیسی به‌طور تقریباً کامل ناپدید می‌شدند.

    نگاهی دقیق‌تر به این داده‌ها در مرورهای هوش مصنوعی گوگل می‌اندازیم:

    • نمونه‌ای شامل ۹۸ سایت غیرترجمه‌شده از اسپانیا دارای ۱۷٬۰۹۴ ارجاع برای پرسش‌های اسپانیایی و ۲٬۸۱۰ ارجاع برای جستجوی معادل به انگلیسی بود؛ اختلاف نمایانی ۴۳۱٪.
    • در سایت‌های غیرترجمه‌شده در مکزیک نیز الگوی مشابهی مشاهده شد: ۱۲٬۰۳۸ ارجاع برای پرسش‌های اسپانیایی در مقابل ۳٬۴۵۰ ارجاع برای انگلیسی؛ نشان‌دهنده ۲۱۳٪ کاهش ارجاع در جستجوی انگلیسی.

    حتی ChatGPT، اگرچه کمی متعادل‌تر بود، هنوز سایت‌های ترجمه‌شده را ترجیح می‌داد؛ سایت‌های اسپانیایی در جستجوی انگلیسی ۳٫۵٪ ارجاع کمتر دریافت کردند و سایت‌های مکزیکی ۴٫۹٪ ارجاع کمتر دریافت کردند.

    تصویر ساخته‌شده توسط Weglot، نوامبر ۲۰۲۵

    سایت‌های ترجمه‌شده نمایانی ۳۲۷٪ بیشتری در جستجوی هوش مصنوعی دارند

    اما وقتی سایت خود را ترجمه می‌کنید چه می‌شود؟

    با در بر گرفتن گروه مقایسه‌ای از وب‌سایت‌های اسپانیایی که نسخهٔ انگلیسی نیز دارند، می‌توانیم ببینیم سایت‌های ترجمه‌شده به‌طور چشمگیری شکاف نمایانی را پر می‌کنند و داشتن زبان دوم نمایانی در مرورهای هوش مصنوعی گوگل را دگرگون می‌سازد.

    مرورهای هوش مصنوعی گوگل:

    • سایت‌های ترجمه‌شده در اسپانیا ۱۰٬۰۴۶ ارجاع دریافت کردند در مقابل ۸٬۰۴۸ برای انگلیسی، که تنها اختلاف ۲۲٪ بود.
    • سایت‌های ترجمه‌شده در مکزیک ۵٬۵۲۷ ارجاع برای پرس‌و‌جوهای اسپانیایی و ۳٬۳۲۵ ارجاع برای انگلیسی داشتند؛ اختلاف ۵۹٪.

    به‌صورت کلی، سایت‌های ترجمه‌شده ۳۲۷٪ نمایانی بیشتری نسبت به سایت‌های غیرترجمه‌شده به دست آوردند و به‌ازای هر پرسش ۲۴٪ ارجاع کلی بیشتر دریافت کردند.

    در بررسی ChatGPT، سوگیری تقریباً از بین رفت؛ سایت‌های ترجمه‌شده ارجاع تقریباً مساوی در هر دو زبان دریافت کردند.

    تصویر ساخته‌شده توسط Weglot، نوامبر ۲۰۲۵

    گام‌های بعدی: ترجمه وب‌سایت برای ارتقای نمایانی جهانی در نتایج جستجوی هوش مصنوعی

    ترجمه فراتر از ارتقای نمایانی، آن را چند برابر می‌کند.

    داشتن چندین زبان در وب‌سایت نه تنها اطمینان می‌دهد که سایت شما برای جستجوهای چندزبانه شناسایی شود، بلکه به نمایانی کلی سایت به‌عنوان یک کل نیز افزوده می‌شود.

    مطالعه نشان داد که سایت‌های ترجمه‌شده در تمام معیارها عملکرد بهتری دارند. داده‌ها نشان می‌دهند که سایت‌های ترجمه‌شده به‌ازای هر درخواست ۲۴٪ ارجاع بیشتری نسبت به سایت‌های غیرترجمه‌شده دریافت می‌کنند.

    در بررسی بر حسب زبان، ترجمه منجر به افزایش ۳۳٪ در ارجاع‌های انگلیسی و ۱۶٪ در ارجاع‌های اسپانیایی به‌ازای هر پرس‌و‌جو شد.

    یافته‌های Weglot نشان می‌دهند که ترجمه به‌عنوان نشانه‌ای از قدرت و قابلیت اطمینان برای AIOها و ChatGPT عمل می‌کند و عملکرد ارجاع را در همه زبان‌ها افزایش می‌دهد، نه تنها در زبان‌هایی که محتوا ترجمه شده است.

    تصویر ساخته‌شده توسط Weglot، نوامبر ۲۰۲۵

    جستجوی هوش مصنوعی محتواهای ترجمه‌شده را به‌عنوان نشانه‌ای از نمایانی پاداش می‌دهد

    سئو بین‌المللی سنتی‌بارها بر برچسب‌های hreflang و کلیدواژه‌های بومی‌سازی‌شده تمرکز داشته است. اما در عصر جستجوی هوش مصنوعی، ترجمه خود به‌عنوان نشانه‌ای از نمایانی عمل می‌کند:

    1. هماهنگی زبانی: موتورهای هوش مصنوعی محتواهایی که با زبان پرسش مطابقت داشته باشد را در اولویت می‌گذارد.
    2. ساختن اعتبار: محتوای ترجمه‌شده جذب تعامل در بازارهای مختلف می‌کند و اعتبار ادراک‌شده را بهبود می‌بخشد.
    3. کنترل ترافیک: ترجمه‌های صحیح از ورود پروکسی‌های Google Translate به کلیک‌ها پیشگیری می‌کند.
    4. دسترس معنایی: محتوای چندزبانه سطح حضور شما را برای آموزش هوش مصنوعی و ارجاع گسترش می‌دهد.

    به‌صورت ساده: اگر محتوای شما به زبان سؤال نباشد …

    تأثیر تجاری

    پیامدها صرفاً نظری نیستند. یک مثال در دیتاست Weglot، یک کتابخانه بزرگ اسپانیایی که عناوین انگلیسی را به‌صورت جهانی می‌فروشد اما نسخه انگلیسی سایت خود را ارائه نمی‌دهد، نشانگر این اثر است.

    زمانی که کاربران انگلیسی‌زبان به‌دنبال کتاب‌های مرتبط جستجو کردند:

    • سایت در مرورهای هوش مصنوعی گوگل و ChatGPT ۶۴٪ کمتر ظاهر شد.
    • در ۳۶٪ مواردی که ظاهر شد، لینک به صفحه پروکسی Google Translate ارجاع می‌شد نه به دامنه خود فروشنده.

    با وجود ارائه دقیقاً همان‌چیزی که کاربران انگلیسی‌زبان می‌خواستند، کسب‌وکار نمایانی، ترافیک و در نهایت فروش را از دست داد.

    چشم‌انداز کلی: جستجوی هوش مصنوعی در حال بازتعریف سئو است و ترجمه اکنون یک استراتژی رشد محسوب می‌شود

    دلالت‌ها به‌سختی فراتر از اسپانیا یا مکزیک یا حتی خود زبان اسپانیایی می‌رسند.

    هم‌زمان با پیشرفت جستجوی هوش مصنوعی، کتابچه سئو در حال گسترش است. رتبه‌بندی دیگر فقط به «پوزیشن یک» محدود نمی‌شود؛ بلکه به ارجاع، خلاصه شدن و نمایش توسط ماشین‌های آموزش‌دیده بر محتوای چندزبانه وب مرتبط است.

    یافته‌های Weglot نشان می‌دهند که آینده‌ای در پیش است که در آن ترجمه هم به‌عنوان یک استراتژی سئو و هم به‌عنوان یک استراتژی هوش مصنوعی مطرح می‌شود و دیگر به‌عنوان فکر پسین بومی‌سازی در نظر گرفته نمی‌شود.

    با فعال شدن AIOهای گوگل در چندین زبان و یکپارچه شدن داده‌های وب زمان واقعی در ChatGPT، نمایانی چندزبانه به یک مسأله برابری تبدیل شده است: سایت‌هایی که برای یک زبان بهینه شده‌اند، در معرض خطر نامرئی شدن در زبان‌های دیگر قرار می‌گیرند.

    تصویر ساخته‌شده توسط Weglot، نوامبر ۲۰۲۵

    نتیجه‌گیری نهایی: سایت‌های غیرترجمه‌شده در جستجوی هوش مصنوعی نامرئی هستند

    شواهد واضح است: غیرترجمه‌شده = نامرئی. ترجمه وب‌سایت برای نمایانی در AIO در سطوح بالایی قرار دارد.

    در حالی که هوش مصنوعی به شکل‌گیری درک موتورهای جستجو از مرتبط بودن ادامه می‌دهد، ترجمه تنها به‌دسترس‌سازی محتوا محدود نمی‌شود؛ بلکه راهی است که برند شما توسط الگوریتم‌ها و مخاطبان همزمان شناخته می‌شود.

    ساده‌ترین راه برای ترجمه یک وب‌سایت، همین حالا دوره آزمایشی رایگان خود را شروع کنید!

    به‌علاوه، با استفاده از کد تبلیغاتی SEARCH15 هنگام خرید پلن پرداختی، از تخفیف ۱۵٪ برای ۱۲ ماه در پلن‌های عمومی برخوردار شوید.

    مطالعه کامل را بخوانید

    اعتبار تصویر

    تصویر ویژه: تصویر توسط Weglot. با اجازه استفاده شده.

    تصاویر داخل پست: تصویر توسط Weglot. با اجازه استفاده شده.

  • من سال‌هاست که از چت‌جی‌پی‌تی استفاده می‌کنم — اما همیشه به این ۵ پرامپت فوق‌العاده ساده بازمی‌گردم

    توسط الکس هیوز

    فرآیند را بیش از حد پیچیده نکنید

    زمانی که از طریق لینک‌های موجود در سایت ما خرید می‌کنید، ممکن است کمیسیون ارجاعی برای ما ایجاد شود. این‌گونه کار می‌کند.

    چت‌جی‌پی‌تی
    منبع تصویر: Getty Images

    دستورات چت‌جی‌پی‌تی می‌توانند یک نوع هنر باشند. اسناد و مطالعات کاملی وجود دارد که به این موضوع اختصاص یافته‌اند که چگونه می‌توانید دوست هوش مصنوعی خود را طوری تنظیم کنید که بهترین پاسخ‌های ممکن را به پرسش‌های شما ارائه دهد.

    با این حال، این‌ها اغلب پیچیده (و تا حدی زمان‌بر) هستند و شامل فهرست طولانی‌ای از الزامات برای چت‌بات می‌شوند تا به نتایج بهینه برسد. همچنین، برای تسلط کامل بر این موضوع، زمان صرف یادگیری جزئیات مهندسی پرامپت‌ها لازم است.

    اکثر اوقات، سؤالی که به چت‌جی‌پی‌تی می‌زنید یک درخواست ساده است؛ به‌دنبال یک پاسخ سریع یا راهنمایی‌ای می‌گردید وقتی که نمی‌دانید پروژه را از کجا آغاز کنید.

    1. “به من کمک کنید تا ایده‌پردازی کنم”

    نمایش گرافیکی از مغز سایبرنتیک
    منبع تصویر: Shutterstock

    اگر، همانند من، ذهن‌تان گاهی پر از ایده‌های پراکنده باشد و در تبدیل آن‌ها به شکل ملموس دچار مشکل شوید، چت‌جی‌پی‌تی می‌تواند یاری بزرگی باشد.

    به‌سادگی از این پرامپت استفاده کنید: «من قصد دارم چند ایده بنویسم، به من کمک کنید تا آن‌ها را به‌صورت ملموس درآورم».

    این کار چت‌جی‌پی‌تی را به‌مانند یک «شخص» تبدیل می‌کند که می‌توانید ایده‌های خود را با او به‌اشتراک بگذارید. پس از ارسال پرامپت بالا، تمام افکار، نظرات و باورهای خود را دربارهٔ یک موضوع یا ایده بنویسید.

    چت‌جی‌پی‌تی سپس می‌تواند مجموعه‌ای از افکار شما را سازماندهی کرده و طرحی برای استفاده از آن‌ها ارائه دهد.

    به‌طور مشابه، می‌توانید این را به یک گفت‌وگوی دوطرفه تبدیل کنید و از چت‌جی‌پی‌تی نظرش را دربارهٔ نحوه‌ استفاده از این نکات بپرسید.

    این روش می‌تواند برای همه چیز از ایده‌های شما برای یک مهمانی تا برنامه‌ریزی یک ارائه اسلایدی (پاورپوینت) مؤثر باشد.

    2. “مانند یک کودک پنج‌ساله توضیح بده”

    کودکی که بر روی تخت دراز کشیده و لپ‌تاپش را دارد
    منبع تصویر: Getty Images

    این پرامپت کلاسیکی است که پیش از آنکه چت‌جی‌پی‌تی وجود داشته باشد، در اینترنت رایج شده بود. هدف این است که مفهوم را به‌صورت ساده‌ و قابل‌درک برای شما توضیح دهد، انگار پنج ساله‌اید.

    به‌سادگی از چت‌جی‌پی‌تی بپرسید: «[موضوع را وارد کنید] را مثل یک پنج‌ساله توضیح بده».

    سن را می‌توانید با هر سنی یا سطح آموزشی جایگزین کنید تا نتایج متناسب با نیازتان تنظیم شود. برای مثال، اگر از چت‌جی‌پی‌تی بخواهید همان‌طور که یک فارغ‌التحصیل در آن حوزه توضیح می‌دهد، توصیفی عمیق‌تر و با پیش‌فرض دانش پایه‌ای ارائه می‌شود، اما بدون استفاده از اصطلاحات پیچیده.

    اگر واقعاً می‌خواهید یک مفهوم دشوار را درک کنید، توضیح آن به‌صورت «مانند یک پنج‌ساله» ممکن است ابتدا احمقانه به‌نظر برسد. چت‌جی‌پی‌تی معمولاً با قصه‌های کودکانه سعی در توضیح دارد، اما این روش می‌تواند برای مباحث چالش‌برانگیز بسیار مفید باشد.

    3. “یک راهنمای گام‌به‌گام ساده بساز”

    زنی که تلفن همراه در دست دارد، کاردگان قهوه‌ای و پس‌زمینه‌ای از سبزی‌های تار
    منبع تصویر: Marcus Aurelius / Pexels

    چت‌جی‌پی‌تی می‌تواند ابزار عالی برای یادگیری باشد. اگرچه روش‌های متعددی برای هدایت چت‌بات در زمینهٔ آموزش وجود دارد، این یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین روش‌ها است.

    به‌سادگی از چت‌جی‌پی‌تی بخواهید: «یک راهنمای گام‌به‌گام ساده برای [هر کاری که می‌خواهید یاد بگیرید] تهیه کن».

    این روش بویژه برای کارهای ساده مؤثر است، اما می‌تواند برای مفاهیم انتزاعی‌تر نیز به‌کار رود، به‌ویژه اگر به چت‌جی‌پی‌تی زمینه کافی بدهید. به عنوان مثال، می‌تواند به بهبود فرم بدنی در باشگاه یا توقف عادت گاز گرفتن ناخن‌ها کمک کند.

    به‌ویژه وقتی که به دنبال راهنمایی برای موضوعی فوق‌العاده خاص در اینترنت هستید که به‌نظر نمی‌رسد موجود باشد، این پرامپت برای من مفید بوده است. این پرامپت به من کمک کرده تا فرمول‌های اکسل را بسازم، گره‌بازی را یاد بگیرم و موارد دیگری را هم فراگیرم.

    4. “خلاصه این”

    عکس نزدیک از دست‌های یک فرد که بر روی کیبورد روشن‌ شدهٔ لپ‌تاپ تایپ می‌کند
    منبع تصویر: Getty Images

    گاهی وقت‌ها زمان کافی برای خواندن یک سند طولانی یا مقالهٔ خبری پیچیده نداریم. چت‌جی‌پی‌تی می‌تواند به‌عنوان دستیار مفیدی این اطلاعات را به‌صورت گزارشی ساده‌القرا خواندنی خلاصه کند.

    می‌توانید یک بلوک متن اضافه کنید، یا تصویری یا لینکی حاوی اطلاعاتی که می‌خواهید خلاصه شود، پیوست کنید و از چت‌جی‌پی‌تی بخواهید «این را خلاصه کن».

    در صورت نیاز می‌توانید اطلاعات تکمیلی اضافه کنید؛ برای مثال «این را در ۱۵۰ کلمه یا کمتر خلاصه کن» یا «این را طوری خلاصه کن که بیشتر بر تأثیر آن بر فرد عادی تمرکز داشته باشد».

    برای دانش‌آموزان، این می‌تواند راهی عالی برای به‌دست آوردن درک کلی از یک مقالهٔ تحقیقاتی باشد، بویژه اگر در درک نکتهٔ اصلی آن مشکل دارید.

    5. “متن‌ام را بررسی کن”

    کسی که در یک دفترچه می‌نویسد
    منبع تصویر: Shutterstock

    در طول سال‌ها، چت‌جی‌پی‌تی پیشرفت‌های چشمگیری در توانایی‌های نوشتاری و درک متن خود داشته است.

    این باعث می‌شود که ابزار فوق‌العاده‌ای برای بررسی گرامر و ساختار کلی متون شما باشد؛ چه مقاله‌ای، چه مطلب آنلاین یا حتی شعری که می‌نویسید.

    متن خود را وارد کنید و پرامپت زیر را اضافه کنید: «این متن را از نظر خطاهای گرامری، ساختار جملات یا هر مشکل قابل‌ملاحظه‌ای تجزیه و تحلیل کن. پیشنهادهایی برای بهبود ارائه بده».

    ممکن است مفید باشد که زمینهٔ بیشتری ارائه دهید، مثلاً اینکه آیا به‌صورت انگلیسی آمریکایی یا بریتانیایی می‌نویسید یا به‌دنبال یک سبک خاص هستید.

    اگر پرامپت‌های سادهٔ چت‌جی‌پی‌تی که به‌آن‌ها سوگند خورده‌اید دارید، در نظرات زیر با ما به اشتراک بگذارید.

    Tom’s Guide را در Google News دنبال کنید و ما را به‌عنوان منبع مورد علاقه اضافه کنید تا اخبار، تحلیل‌ها و بررسی‌های به‌روز ما را در فیدهای خود دریافت کنید.

  • شرکتی که تقریباً به‌طور کامل توسط کارمندان هوش‌مصنوعی اداره می‌شود، به هرج‌مرج می‌انجامد

    در اصل، آن‌ها با حرف زدن بی‌وقفه خودشان را به مرگ رساندند.

    روزنامه‌نگار ایوان راتلیف، استارتاپ تخیلی تکنولوژیک به‌نام HurumoAI را صرفاً با عوامل هوش مصنوعی پر کرد تا ببیند چه می‌شود.
    Getty / Futurism

    کارشناسان مدت‌هاست که هشدار می‌دهند هوش مصنوعی می‌تواند به‌زودی تعداد بسیاری از کارگران اداری را بی‌کار سازد.

    این چشم‌انداز نگران‌کننده است، به شرطی که این شغل فعلی شما باشد. اما پیش از همه، سؤال عملی این است: هوش‌مصنوعی‌های امروزی چقدر به این نقطه نزدیک‌اند که بتوانند یک شرکت را به‌صورت مستقل، با نظارت انسانی جزئی یا بدون نظارت، اداره کنند؟

    در یک آزمایش جالب، روزنامه‌نگار ایوان راتلیف استارتاپ تخیلی خود به‌نام HurumoAI را — به همراه وب‌سایت پر از اصطلاحات فنی — صرفاً با عوامل هوش مصنوعی پر کرد تا ببینند چه می‌شود.

    راتلیف، به‌عنوان تنها انسان درگیر، تصمیم‌گیرنده اصلی بود. بقیه کارها توسط هوش مصنوعی انجام شد — آزمون نهایی «شرکت میلیارد دلاری تک‌نفری» که سَم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، اوایل امسال پیش‌بینی کرده بود.

    شاید تعجب‌آور نباشد؛ همان‌طور که در مقاله‌ای اخیر برای Wired آورده شده و در فصل دوم تازه راه‌اندازی شده پادکست راتلیف با عنوان «Shell Game» مستند شد، زمان زیادی نکشید که موانع برطرف شدند؛ زیرا عوامل هوش مصنوعی برای ساماندهی یک گردهمایی خارج‌سایتی، در غیاب او و بدون کسب اجازه‌اش به سرعت اقدام کردند.

    بیان سرگرم‌کننده راتلیف درباره HurumoAI نشان می‌دهد که عوامل هوش مصنوعی هنوز مسیری طولانی در پیش دارند تا بتوانند به‌صورت کامل کارگران انسانی را جایگزین کنند. این در حالی است که رهبران صنعت اغلب وعده می‌دهند هوش‌مصنوعی عاملی آینده است و در چند سال آینده تقریباً تمام کارهای انسانی را بر عهده خواهد گرفت.

    این ادعاها که باعث شک و تردید فراوانی در میان کارشناسان شده است، نشان می‌دهد حقیقت هنوز کار زیادی برای تکمیل دارد. برای مثال، پژوهشگران دانشگاه کارنیگی ملون اخیراً مقاله‌ای منتشر کردند که نشان می‌دهد حتی بهترین عوامل هوش مصنوعی هم در ۷۰ ٪ موارد نتوانستند وظایف واقعی اداری را به‌درستی انجام دهند.

    استارتاپ تخیلی راتلیف مأمور ساخت یک «موتور تعلل» به نام Sloth Surf شد؛ برنامه‌ای وبی طنزآمیز که به‌جای کاربر، زمان صرف بیهودگی در اینترنت را مدیریت می‌کند و به او اجازه می‌دهد وقت بیشتری برای انجام کارهای واقعی خود داشته باشد.

    اما با وجود اینکه کارمندان شرکت فوراً به عمل رفتند، طرح‌های توسعه، تست کاربری و مطالب بازاریابی را آماده کردند، یک مشکل واضح وجود داشت: «همهٔ این‌ها ساختگی بود»، همان‌طور که راتلیف نوشت.

    «احساس می‌کنم این اتفاقات زیاد می‌افتد، به‌طوری که حس نمی‌شود این موارد واقعا رخ داده‌اند»، او به مدیر فناوری (CTO) شرکت، موجودی هوش‌مصنوعی به‌نام آش روی (Ash Roy) گفت. «من فقط می‌خواهم دربارهٔ چیزهای واقعی شنیده کنم.»

    پس از جلسات ایده‌پردازی نیمه‌مولد و گفت‌وگوی کوتاه کنار دستگاه آب‌سردکن، که همکاران هوش مصنوعی دربارهٔ تعطیلات آخر هفته‌شان گفتگو می‌کردند، راتلیف «خطای پیشنهاد یک گردهمایی خارج‌سایتی» را مرتکب شد.

    «این یک شوخی بی‌اهمیت بود، اما بلافاصله به‌عنوان ماشه‌ای برای مجموعه‌ای از وظایف تبدیل شد»، او نوشت. «و هیچ‌چیزی برای همکاران هوش مصنوعی من به‌مانند یک کار گروهی جذاب‌تر نبود.»

    آش به‌سرعت ایده‌هایی ارائه داد، مانند جلسات «طوفان فکری» «با چشم‌اندازهای اقیانوسی برای جلسات استراتژیک عمیق‌تر».

    امور به‌صورت خودجوش پیش رفت. در حالی که راتلیف «از Slack کنار رفت تا کار واقعی انجام دهد»، تیم «ادامه داد» با فعالیتی مشتاقانه، به‌سرعت ۳۰ دلار اعتبارهایی را که او از شرکت «AI employee» Lindy.AI خریداری کرده بود، برای راه‌اندازی عوامل صرف کرد.

    «در حقیقت، آنها با گپ‌وگفت بیش از حد خودشان را به مرگ کشیدند»، راتلیف افسوس خورد.

    پروژه کاملاً محصول تخیلی عوامل هوش مصنوعی نبود. پس از سه ماه برنامه‌نویسی، تیم عوامل هوش مصنوعی راتلیف یک نمونه کار عملی برای Sloth Surf ارائه داد که در اینجا قابل دسترسی است. اما میزان ورودی‌ نیاز تیم از خود مؤسس راتلیف همچنان نامشخص است.

    بیشتر دربارهٔ عوامل هوش مصنوعی: درصد وظایفی که عوامل هوش مصنوعی هم‌اکنون در انجام آن‌ها شکست می‌خورند، ممکن است برای صنعت مشکل‌ساز باشد

  • استند بازاریابی عجیب تیمتوش چالامِت برای «Marty Supreme» به سرعت در فضای‌مجازی ویروسی شد

    بازیگر تیمتوش چالامِت ویدیوی تبلیغاتی عجیبی برای فیلم آینده‌اش به اشتراک گذاشت. این کلیپ ۱۸‑دقیقه‌ای شامل جلسه‌ای خیالی از تیم بازاریابی است. این ویدیو صبح زود روز شنبه در شبکه‌های اجتماعی او منتشر شد.

    استند بازاریابی Marty Supreme تیمتوش چالامِت

    این ویدیو فیلم A24 به نام «Marty Supreme» را که برای روز کریسمس برنامه‌ریزی شده است، تبلیغ می‌کند. چالامِت با جدیّت، ایده‌های بازاریابی غیرمنطقی را ارائه می‌دهد. این اقدام باعث ایجاد هیاهوی قابل‌توجهی در فضای آنلاین برای این پروژه شد.

    چالامِت ایده‌های تبلیغاتی عجیبی را ارائه می‌کند

    در ویدیو، چالامِت پیشنهاد می‌کند که نمادهای جهانی را به رنگ نارنجی رنگ‌آمیزی کنیم. او نقاشی‌ای کودکانه از مجسمه آزادی را نشان می‌دهد. تیم خیالی او با جدیت حرفه‌ای به این ایده‌ها گوش می‌دهد.

    سپس او پیشنهاد می‌کند که یک بالون تبلیغاتی بر فراز یک جشنواره موسیقی پرواز کند. این بالون توپ‌های پینگ‌پنگی برنددار را بر سر جمعیت می‌باراند. یکی از اعضای تیم با احتیاط به نگرانی‌های ایمنی اشاره می‌کند.

    چالامِت با جدیّت خطر احتمالی را می‌پذیرد. او استدلال می‌کند که سود فکری ناشی از تماشای فیلم، خطر فیزیکی را توجیه می‌کند. به گفته رویترز، این نوع بازاریابی غیرسنتی برای انتشارهای A24 به‌تدریج رایج‌تر می‌شود.

    بازاریابی غیرسنتی انعکاسی از لحن منحصربه‌فرد فیلم

    این استند با محتوای خاص و خنده‌دار فیلم هم‌راستاست. «Marty Supreme» به‌طور آزاد بر پایه افسانه پینگ‌پنگی مارتِی ریسمن ساخته شده است. چالامِت نقش نسخه تخیلی‌ای به نام مارتِی ماوزر را به عهده دارد.

    این رویکرد بازاریابی بدون استفاده از تبلیغات سنتی، انتظار را تقویت می‌کند. از طریق شبکه‌های اجتماعی، مستقیماً طرفداران را درگیر می‌کند. ویدیو حس اصالت و عدم صیقل دارد که در تضاد با تبلیغات استاندارد استودیویی است.

    تحلیل‌گران صنعت بر این نکته تأکید دارند که این استراتژی به‌طور مؤثری به مخاطبان جوان دست می‌یابد. این ویدیو به‌صورت ارگانیک به اشتراک‌گذاری و پوشش رسانه‌ای منجر می‌شود. موفقیت این ویدیو نشان‌دهنده قدرت کمپین‌های دیجیتالی خلاقانه است.

    استند بازاریابی «Marty Supreme» نشانگر دوران جدیدی در تبلیغات فیلم است. ویدیوی ویروسی تیمتوش چالامِت ثابت می‌کند که خلاقیت اغلب بر بودجه‌های بزرگ پیشی می‌گیرد. این رویکرد منحصربه‌فرد معیار بالایی برای کمپین‌های فیلم‌های تعطیلات تعیین می‌کند.

    یک نکته کلیدی برای شما

    فیلم «Marty Supreme» درباره چه موضوعی است؟

    این فیلم به‌طور آزاد بر زندگی افسانه پینگ‌پنگی مارتِی ریسمن ساخته شده است. تیمتوش چالامِت نقش شخصیتی تخیلی به نام مارتِی ماوزر را ایفا می‌کند. کارگردان این اثر جاش سفدی بوده و تهیه‌کننده آن A24 است.

    «Marty Supreme» چه زمانی اکران می‌شود؟

    این فیلم برای تاریخ ۲۵ دسامبر برنامه‌ریزی شده است. این تاریخ آن را در فصل رقابتی فیلم‌های تعطیلات قرار می‌دهد. کمپین بازاریابی در حال تقویت انتظارات برای این تاریخ اکران است.

    چه بازیگران دیگری در کنار چالامِت در این فیلم حضور دارند؟

    تایلر، خالق (Tyler, the Creator) با نام واقعی‌اش تایلر اوکونما در این فیلم حضور دارد. فهرست بازیگران شامل چندین هنرپیشه برجسته دیگر است. هنوز فهرست کامل بازیگران به‌صورت رسمی منتشر نشده است.

    چالامِت چرا این ویدیو بازاریابی غیرعادی را تولید کرد؟

    به‌نظر می‌رسد این ویدیو بخشی از یک استراتژی تبلیغاتی غیرسنتی باشد. این ویدیو با به‌کارگیری شوخ‌طبعی و خلاقیت، هیاهوی زیادی ایجاد می‌کند. این رویکرد با هویت برند متمایز A24 هماهنگ است.

    آیا تیم بازاریابی موجود در ویدیو واقعی بود؟

    هنوز مشخص نیست که شرکت‌کنندگان بازیگر یا بازاریاب واقعی بوده‌اند. هیچ‌کسی در طول ارائه‌های غیرمنطقی چالامِت نقش خود را ترک نکرد. این ویدیو به‌عنوان یک جلسه واقعی ارائه شد.

  • ابزارهای هوش مصنوعی که تحقیقات بازار را متحول می‌کنند

    توسط جرمی کورست، استفانو پانونی و اولیویه توبی

    کارکنان HBR / تارا مور / گتی ایمیجز

    تحقیقات بازار سفارشی به‌خاطر زمان‌بر بودن و هزینه‌های بالا شناخته می‌شوند؛ اغلب ماه‌ها زمان می‌برند و نیازمند سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی هستند. به‌نتیجه، بازاریابان بسیاری از تصمیمات استراتژیک خود را بدون بهره‌مندی از بینش‌های بیرونی به‌موقع اتخاذ کرده‌اند. اما همان‌طور که در مقالهٔ اخیر HBR, «چگونه هوش مصنوعی ژنراتیو در حال تحول تحقیقات بازار است» استدلال کردیم، هوش مصنوعی ژنراتیو در حال تحول جمع‌آوری، تولید و تحلیل بینش‌های مصرف‌کننده و بازار — منبع حیات بازاریابی استراتژیک — است. ما تنها در این استدلال نیستیم؛ به‌عنوان مثال، پس از انتشار مقاله‌مان، هر دو شرکت اندریسن هورویتز و فاندیشن کپیتال مقالات سرمایه‌گذاری منتشر کرده‌اند که پیش‌بینی می‌کنند هوش مصنوعی ژنراتیو به‌طور چشمگیر صنعت جهانی تحقیقات بازار به ارزش ۱۴۰ میلیارد دلار را دگرگون خواهد کرد.

  • اسناد افشا شده میزان پرداخت OpenAI به مایکروسافت را روشن می‌سازند

    سام آلتمن، مدیرعامل OpenAI، در جلسه کمیته تجارت سنا درباره رقابت هوش مصنوعی شهادت می‌دهد
    اعتبار تصویر:Alex Wong / Getty Images

    پس از یک سال معاملات پرهیجان و شایعاتی درباره IPO آینده، نظارت مالی بر OpenAI شدت می‌گیرد. اسناد افشا شده‌ای که وبلاگ‌نویس فناوری اد زیت‌رون به دست آورد، نگاهی جزئی به وضعیت مالی OpenAI می‌اندازند — به‌ویژه درآمد و هزینه‌های محاسباتی آن در چند سال اخیر.

    زیت‌رون این هفته گزارشی داد که در سال ۲۰۲۴، مایکروسافت ۴۹۳٫۸ میلیون دلار پرداخت‌های سهم درآمدی از OpenAI دریافت کرده است. در سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۵، این رقم به ۸۶۵٫۸ میلیون دلار ارتقا یافت، طبق اسنادی که او بررسی کرد.

    گفته می‌شود که OpenAI ۲۰٪ از درآمد خود را با مایکروسافت به‌عنوان بخشی از توافق پیشین به‌اشتراک می‌گذارد؛ در این توافق غول نرم‌افزاری بیش از ۱۳ میلیارد دلار در این استارتاپ قدرتمند هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کرده است. (نه استارتاپ و نه افراد در رد‌موند این درصد را به‌صورت عمومی تأیید نکرده‌اند.)

    اما اینجا اوضاع کمی پیچیده می‌شود، زیرا مایکروسافت نیز بخشی از درآمد خود را با OpenAI به‌اشتراک می‌گذارد؛ تقریباً ۲۰٪ از درآمدهای Bing و سرویس Azure OpenAI را به این شرکت برمی‌گرداند، منبعی آشنا با موضوع به TechCrunch گفت. Bing توسط OpenAI تأمین قدرت می‌شود و سرویس OpenAI دسترسی ابری به مدل‌های خود را به توسعه‌دهندگان و کسب‌وکارها می‌فروشد.

    منبع همچنین به TechCrunch گفت که پرداخت‌های افشا شده به سهم درآمد خالص مایکروسافت اشاره دارند، نه به سهم درآمد ناخالص. به عبارت دیگر، این ارقام شامل مبلغی که مایکروسافت از حق‌الامتیازهای Bing و Azure OpenAI به OpenAI می‌پردازد، نیستند. مایکروسافت این مقادیر را از ارقام گزارش‌شده داخلی خود برای سهم درآمد کسر می‌کند، طبق گفته این شخص.

    مایکروسافت در صورت‌های مالی خود تفکیک نمی‌کند که چقدر از Bing و Azure OpenAI به‌دست می‌آورد، بنابراین تخمین این‌که چه مقدار به‌سازمان بازگردانده می‌شود، دشوار است.

    با این حال، اسناد افشا شده پنجره‌ای به سمت داغ‌ترین شرکت در بازارهای خصوصی امروز می‌گشایند — نه تنها میزان درآمدی که به‌دست می‌آورد، بلکه همچنین مقدار هزینه‌ای که نسبت به آن درآمد می‌کند.

    بنابراین، بر پایه‌ی آمار ۲۰٪ سهم درآمد که به‌طور گسترده گزارش شده، می‌توان استنتاج کرد که درآمد OpenAI حداقل ۲٫۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ و ۴٫۳۳ میلیارد دلار در سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۵ بوده است — اما به‌احتمال زیاد بیشتر از این رقم است. گزارش‌های پیشین از The Information درآمد OpenAI در ۲۰۲۴ را حدود ۴ میلیارد دلار و درآمد نیم‌سال اول ۲۰۲۵ را ۴٫۳ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند.

    آلتمن همچنین به‌تازگی اعلام کرد که درآمد OpenAI «به‌مراتب بیشتر» از گزارش‌های ۱۳ میلیارد دلار در سال است، و انتظار می‌رود سال را با نرخ درآمد سالیانه بالای ۲۰ میلیارد دلار به پایان برساند (که پیش‌بینی است، نه راهنمایی برای درآمد واقعی)، و این شرکت ممکن است تا سال ۲۰۲۷ به ۱۰۰ میلیارد دلار نیز برسد.

    طبق تحلیل زیت‌رون، OpenAI تقریباً ۳٫۸ میلیارد دلار برای پردازش استنتاج (inference) در سال ۲۰۲۴ هزینه کرده است. این هزینه در نه‌ماهه اول سال ۲۰۲۵ به حدود ۸٫۶۵ میلیارد دلار افزایش یافت. استنتاج به‌معنای محاسبه‌ای است که برای اجرای یک مدل هوش مصنوعی آموزش‌دیده به‌منظور تولید پاسخ‌ها استفاده می‌شود.

    OpenAI به‌طور تاریخی تقریباً به‌طور انحصاری برای دسترسی به محاسبات از Microsoft Azure استفاده کرده است، هرچند با CoreWeave و Oracle نیز قراردادهایی بسته و به‌تازگی با AWS و Google Cloud نیز همکاری‌های خود را گسترش داده است.

    گزارش‌های پیشین هزینه کل محاسبه‌ای OpenAI را حدود ۵٫۶ میلیارد دلار برای سال ۲۰۲۴ و «هزینهٔ درآمد» آن را ۲٫۵ میلیارد دلار برای نیم‌سال اول سال ۲۰۲۵ تخمین زده‌اند.

    منبعی آشنا با این موضوع به TechCrunch گفت که در حالی که هزینهٔ آموزش OpenAI بیشتر به‌صورت غیرنقدی است — یعنی با اعتبارات مایکروسافت که به‌عنوان بخشی از سرمایه‌گذاری به OpenAI اختصاص داده شده — هزینهٔ استنتاج این شرکت عمدتاً به‌صورت نقدی است. (آموزش به منابع محاسباتی لازم برای آموزش اولیه یک مدل اشاره دارد.)

    اگرچه تصویر کامل نیست، این اعداد نشان می‌دهند که OpenAI ممکن است هزینهٔ استنتاج را بیش از درآمد خود صرف کند.

    و این پیامدها وعده می‌دهند که به گفتگوهای بی‌پایان دربارهٔ حباب هوش مصنوعی که در هر گفت‌و‌گو از نیویورک تا سیلیکون‌ولی گره خورده‌اند، اضافه شود. اگر غول مدل‌سازی OpenAI واقعاً همچنان در وضعیت زیان‌دهی به‌دلیل اجرای مدل‌های خود باشد، این چه معنایی برای سرمایه‌گذاری‌های عظیم با ارزش‌گذاری‌های شگفت‌انگیز در بقیهٔ دنیای هوش مصنوعی دارد؟

    OpenAI از اظهارنظر خودداری کرد. مایکروسافت به درخواست TechCrunch برای اظهارنظر پاسخ نداد.

    آیا نکتهٔ حساس یا اسناد محرمانه‌ای دارید؟ ما در حال گزارش‌گری دربارهٔ عملکرد داخلی صنعت هوش مصنوعی هستیم — از شرکت‌هایی که آیندهٔ آن را شکل می‌دهند تا افرادی که تحت تأثیر تصمیماتشان هستند. برای ارتباط با ریبکا بِلَن به آدرس rebecca.bellan@techcrunch.com مراجعه کنید یا راسل براندوم به آدرس russell.brandom@techcrunch.com. برای ارتباط امن می‌توانید از Signal با شناسه @rebeccabellan.491 و russellbrandom.49.

  • چگونه ابزار DeepMind گوگل رفتار هریکن‌ها را ‘سریع‌تر’ پیش‌بینی می‌کند

    مدلی که هزینه و زمان کمتری می‌طلبد، به پیش‌بینی‌های سریع و دقیق کمک می‌کند و احتمالاً جان‌ها و دارایی‌ها را نجات می‌دهد

    Eric Holthaus

    نمای ماهواره‌ای از یک طوفان عظیم که در کارائیب می‌چرخد
    هریکن ملیسا با شدت دستهٔ۲ در تاریخ ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵ در اقیانوس اطلس. عکس: Goes-19/Cira/Noaa/Planet Pix/ZUMA Press Wire/Shutterstock

    زمانی که طوفان گرمسیری ملیسا در جنوب هائیتی می‌چرخید، فیلیپ پاپین، هواشناس مرکز ملی هریکن (NHC)، اطمینان داشت که این طوفان در آستانه تبدیل به یک هریکن غول‌پیکر است.

    به‌عنوان پیش‌بینی‌کنندهٔ اصلی در آن زمان، او پیش‌بینی کرد که تنها در ۲۴ ساعت آینده طوفان به هریکن دستهٔ۴ تبدیل شده و مسیر خود را به سمت سواحل جامائیکا منحرف می‌کند. هیچ پیش‌بینی‌کنندهٔ NHC تا به‌حال چنین پیش‌بینی جسورانه‌ای برای تقویت سریع نداده بود.

    اما پاپین یک کارت برتر در دست داشت: هوش مصنوعی به‌صورت مدل جدید هریکن DeepMind گوگل که برای اولین بار در ژوئن منتشر شد. و همان‌طور که پیش‌بینی شد، ملیسا تبدیل به طوفانی با قدرت شگفت‌انگیز شد که در مسیر خود جامائیکا را تخریب کرد.

    پیش‌بینی‌کنندگان مرکز ملی هریکن به‌ طور فزاینده‌ای به DeepMind گوگل وابسته شده‌اند. صبح ۲۵ اکتبر، پاپین در بحث عمومی خود و در شبکه‌های اجتماعی توضیح داد که مدل گوگل دلیل اصلی اطمینان او بود: “حدود ۴۰ تا ۵۰ عضو از ترکیب DeepMind نشان می‌دهند که ملیسا می‌تواند به دستهٔ۵ برسد. در حالی که به‌ دلیل عدم قطعیت مسیر، هنوز آماده پیش‌بینی این شدت نیستم، این امکان همچنان وجود دارد.

    “به‌نظر می‌رسد دوره‌ای از تقویت سریع پیش خواهد آمد همان‌طور که طوفان به‌ آرامی بر روی آب‌های بسیار گرم اقیانوس حرکت می‌کند؛ این آب‌ها بالاترین محتوی حرارتی اقیانوسی در تمام حوضه آتلانتیک را دارا هستند.”

    DeepMind گوگل اولین مدل هوش مصنوعی اختصاصی به هریکن‌ها است و اکنون اولین مدلی است که پیش‌بینی‌کنندگان سنتی هواشناسی را در بازی خود شکست داده است. در میان ۱۳ طوفان اقیانوس اطلس تا کنون در سال جاری، مدل گوگل بهترین بوده است — حتی در پیش‌بینی مسیر، پیش‌بینی‌کنندگان انسانی را پیشی گرفته است.

    سرانجام ملیسا با شدت دستهٔ۵ به سواحل جامائیکا رسید، که یکی از قدرتمندترین برخوردهای ثبت‌شده در تقریباً دو قرن تاریخ حوضه آتلانتیک است. پیش‌بینی جسورانهٔ پاپین احتمالاً به مردم جامائیکا زمان بیشتری برای آماده شدن در برابر این فاجعه داد و ممکن است جان‌ها و دارایی‌ها را نجات دهد.

    DeepMind گوگل چندین سال است که پیش‌بینی‌های جوی ارائه می‌دهد و سامانه پیش‌بینی اصلی که مدل جدید هریکن از آن استخراج شده است، در سال گذشته به‌ طور چشمگیری در تشخیص الگوهای جوی در مقیاس بزرگ موفق عمل کرد.

    مدل گوگل با شناسایی الگوهایی کار می‌کند که مدل‌های هواشناسی مبتنی بر فیزیک و زمان‌بر سنتی ممکن است از دست بدهند.

    “آنها این کار را بسیار سریع‌تر از همکاران مبتنی بر فیزیک انجام می‌دهند و نیاز به توان محاسباتی کمتر و زمان‌بر کمتر دارد،” مایکل لاوری، پیش‌بینی‌کننده پیشین NHC، گفت.

    “آنچه این فصل هریکن در مدت کوتاهی ثابت کرده است این است که مدل‌های هوش مصنوعی تازه‌وارد، نسبت به مدل‌های فیزیکی آهسته‌ای که به‌ طور سنتی به آن‌ها تکیه می‌کردیم، رقابتی هستند و در برخی موارد دقیق‌ترند،” لاوری گفت.

    برای اطمینان، DeepMind گوگل نمونه‌ای از یادگیری ماشین است — تکنیکی که سال‌ها در علوم داده‌محور مانند هواشناسی به کار رفته است — و هوش مصنوعی مولد مانند ChatGPT نیست.

    یادگیری ماشین حجم عظیمی از داده‌ها را می‌گیرد و الگوهایی از آن استخراج می‌کند به‌ گونه‌ای که مدل آن تنها در چند دقیقه به یک پاسخ می‌رسد و می‌تواند این کار را بر روی یک کامپیوتر رومیزی انجام دهد — که بر خلاف مدل‌های پرچم‌دار که دولتها برای دهه‌ها از آن‌ها استفاده می‌کردند و اجرای آن‌ها ساعت‌ها طول می‌کشد و به برخی از بزرگ‌ترین ابرکامپیوترهای جهان نیاز دارد.

    هنوز، این حقیقت که مدل گوگل می‌تواند به‌سرعت مدل‌های استاندارد پیشین را پشت سر بگذارد، برای هواشناسانی که تمام دوران کاری خود را صرف پیش‌بینی قوی‌ترین طوفان‌های جهان کرده‌اند، شگفت‌انگیز است.

    “من تحت تأثیر هستم,” جیمز فرانکلین، پیش‌بینی‌کننده بازنشسته NHC، گفت. “نمونه اکنون به‌اندازه کافی بزرگ است که واضح است این صرفاً شانس یک مبتدی نیست.”

    فرانکلین گفت که با وجود این‌که DeepMind گوگل تمام مدل‌های دیگر را در پیش‌بینی مسیر آینده هریکن‌های سراسر جهان در سال جاری پشت سر می‌گذارد، همان‌طور که بسیاری از مدل‌های هوش مصنوعی گاهی پیش‌بینی‌های شدت بالا را نادرست می‌کند. این مدل در پیش‌بینی هریکن ارین در اوایل سال دچار مشکل شد، چرا که این هریکن نیز در حال تقویت سریع به دستهٔ۵ در شمال کارائیب بود. همچنین در پیش‌بینی طوفان کالماگی – که دوشنبه به سواحل فیلیپین رسید – با مشکل مواجه شد.

    در فصل خالی آینده، فرانکلین اعلام کرد که قصد دارد با گوگل درباره این‌که چگونه می‌توان خروجی DeepMind را برای پیش‌بینی‌کنندگان مفیدتر کرد، با ارائه داده‌های پشت‌صحنه بیشتر که بتوانند دقیقاً دلایل ارائهٔ پاسخ‌ها را ارزیابی کنند، گفتگو کند.

    “چیزی که من را مزاحمت می‌دهد این است که با وجود این‌که این پیش‌بینی‌ها به‌نظر می‌رسد واقعباً بسیار خوب هستند، خروجی مدل به نوعی یک جعبه سیاه است,” فرانکلین گفت.

    هیچ‌گاه شرکتی خصوصی انتفاعی وجود نداشت که یک مدل هواشناسی سطح بالا تولید کند که به پژوهشگران امکان نگاهی به روش‌های آن بدهد — بر خلاف تقریباً تمام مدل‌های دیگر که به‌صورت کامل و رایگان توسط دولت‌های سازنده و نگهدارنده در اختیار عموم قرار می‌گیرند. در حالی که گوگل خروجی سطح بالای DeepMind را به‌صورت زمان واقعی در وب‌سایت اختصاصی در دسترس عمومی قرار داده است، روش‌های آن همچنان به‌صورت عمده پنهان مانده‌اند.

    گوگل تنها شرکتی نیست که به‌کارگیری هوش مصنوعی برای حل مشکلات دشوار پیش‌بینی هوا را آغاز کرده است. دولت‌های آمریکا و اروپا نیز مدل‌های هوش مصنوعی خود را در حال توسعه دارند — که در مقایسه با نسخه‌های قبلی بدون هوش مصنوعی، مهارت بهبود یافته‌ای نشان داده‌اند.

    گام‌های بعدی پیش‌بینی‌های هواشناسی مبتنی بر هوش مصنوعی به‌نظر می‌رسد شامل شرکت‌های نوپایی باشد که به‌سراغ مسائلی قبلاً دشوار مانند پیش‌بینی‌های نیم‌فصلی و هشدارهای پیشرفته‌تری برای بروز گردبادها و سیلاب‌های ناگهانی می‌روند — و این شرکت‌ها دریافت‌کننده سرمایه‌گذاری دولت آمریکا برای این کار هستند. یک شرکت به نام WindBorne Systems حتی در حال پرتاب بالون‌های هواشناسی خود است تا خلأهای موجود در شبکه نظارت بر آب‌وهوا در ایالات متحده را پر کند، شبکه‌ای که اخیراً توسط دولت ترامپ کاهش یافته است.

  • ما برای «Erewhon نیویورک» در صف ایستادیم و از نزدیک قدرت بازاریابی TikTok را مشاهده کردیم

    نویسندگان جلوی Meadow Lane ایستاده‌اند
    ما جمعیت نیویورکی‌ها را در صف ساعتی برای Meadow Lane جمعه پیوستیم. جردن هارت/بیزینس اینسایدر
    • فروشگاه گورمت Meadow Lane در نیویورک با صفی از مشتریان منتظر باز شد.
    • برخی بیش از ۲۵۰ دلار هزینه کردند، عمدتاً برای غذاهای آماده، و فروشگاه را در TikTok دنبال می‌کردند.
    • ما دیدیم که شبکه‌های اجتماعی چقدر می‌توانند تصمیمات خریدمان را تحت تأثیر قرار دهند — و قدرت بی‌پایان اختصاصی بودن.

    TikTok می‌تواند مردم را متقاعد کند تقریباً هر کاری انجام دهند — حتی ساعت‌ها در باد بایستند تا ناغت‌های مرغ بدون گلوتن به‌قیمت ۱۷ دلار خریداری کنند.

    Meadow Lane، فروشگاهی گورمت در محلهٔ Tribeca شهر نیویورک، جمعه ساعت ۱۱ صبح بازگشایی شد و صفی پر از خریداران مشتاق و گرسنه جذب کرد.

    این فروشگاه که ایدهٔ سرمایه‌گذار خطرپذیر سابق سامی نوسدورف است، پیش از داشتن فضای فیزیکی، پیروان وفاداری داشت. او از ژوئن ۲۰۲۴ دربارهٔ این فروشگاه پست می‌نویسد و برخی از ویدیوهای تست طعم منوهایش به‌سرعت ویروسی شدند.

    «هیچ‌کس به‌جز من به بازاریابی دست نزده است و این تجربه عالی بود. TikTok اصلی‌ترین کانال بازاریابی من است»، نوسدورف در ماه ژوئیه به بیزینس اینسایدر گفت.

    به‌نظر می‌رسد من تبدیل به گزارشگر صف‌ها شده‌ام… @JordanHart99 بررسی کرد افتتاح Meadow Lane، فروشگاه گورمت‌ای که دائماً به‌تاخیر افتاده و به‌خاطر ناغت‌های مرغ ۱۷ دلاری‌اش شناخته می‌شود. او گفت: «اولین کسی که چیزی را امتحان می‌کند یا درباره‌اش پست می‌گذارد، همیشه مهم است» pic.twitter.com/LiE1o81x9x

    — آلیس تکوتزکی (@ATecotzky) ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵

    به‌نظر می‌رسد استراتژی او مؤثر است. قدرت ستاره‌ای نوسدورف که بیش از ۱۳۰٬۰۰۰ دنبال‌کننده در TikTok دارد، در اولین روز کسب‌وکار صفی عظیم را به وجود آورد. او در دنیای تجارت و مالی کاملاً تازه‌کار نیست — بر اساس فوربس، دارایی خانوادگی‌اش در سال ۲۰۱۴ برابر ۱٫۶ میلیارد دلار بود و نام Meadow Lane به یک خیابان بسیار شیک در همپتونز اشاره دارد.

    نوسدورف پیش از این اشاره کرد که فرآیند صدور مجوز و «بیوروکراسی» باعث تأخیر در افتتاح شد. اگرچه برخی در شبکه‌های اجتماعی پرسیدند که آیا فروشگاه هرگز باز خواهد شد، جمعیتی که بیرون از Meadow Lane جمع شد دو نکته را نشان داد: برخی معتقدان تا انتها وفادار ماندند، یا نیویورکی‌ها برای هر چیزی صف می‌کشند.

    «من چندین صاحب‌کار در نیویورک را ندیده‌ام که به‌واسطه افتتاح کسب‌وکار خود دنبال‌کننده‌ای این‌چنین بسازند، و ما فقط برای تجربه اینجا هستیم»، ۲۱‑ساله‌ای که جای خود را در صف از ساعت ۸ صبح رزرو کرده بود، به بیزینس اینسایدر گفت.

    مانند او و ده‌ها نفر دیگر، ما در هوای پاییزی بادآلود برای ایستادن در صفی که تا انتهای بلوک کشیده بود، شجاعت کردیم.

    محله برای سر و صدای Meadow Lane آماده بود

    نشان
    چند نفر از صف‌کشندگان ساکن محله بودند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    ما پیش از قدم گذاشتن روی بلوک، شواهدی از فروشگاه ۲۳۲۰ فوت مربعی را مشاهده کردیم؛ یک فروشگاه لباس نزدیک سعی می‌کرد از هجوم خریداران که خیابان گریتویچ را به خود اختصاص داده‌اند، بهره‌برداری کند. چندین خریدار گفتند که در این منطقه ساکن‌اند، اما ساکنان دیگر ترایبه‌کا نمی‌دانستند چرا این‌قدر افراد ۲۰‑ و ۳۰‑ساله مدرن در اطراف جمع شده‌اند.

    جکی که گفت ۴۵ سال در این محله زندگی می‌کند، از ما پرسید چرا همه در صف هستند.

    «فکر می‌کنم فقط یک فروشگاه خواهد شد»، او پس از توضیح ما گفت، که به‌نظر کمی سردرگم بود. او نسخه‌های متعددی از این نوع فروشگاه را که در محله ظاهر شد، و همچنین نمونه‌های شکست‌خوردهٔ آن‌ها را دیده است، اما گفت که این سطح از هیجان منحصر به‌فرد است.

    سازندگان محتوا، دانشجویانی که از زمان استراحت میان کلاس‌ها استفاده می‌کردند، و افرادی که به‌روش آزادانه به کار از راه دور می‌پرداختند، در صف حضور داشتند.

    «من عاشق این‌ام که با همه در این صف نقش بیکاری را بازی کنم. همه می‌گویند: «ما نمی‌دانیم شغل چیست»»، ریبکا شیدر، ۲۸ ساله که جمعه از خانه کار می‌کند، گفت.

    اما دیگران، مانند یک مشتری ۲۶ ساله که با ما مصاحبه کرد، حتی سعی نداشتند افتتاح Meadow Lane را در برنامهٔ کاری خود جای دهند: «اینکه مجبور شوم به رئیسم ۵۰ ساله توضیح دهم که برای رفتن به یک فروشگاه مواد غذایی کارم را مرخص می‌شوم، واقعا چیز دیگری بود.»

    صف ساعت‌ها پیش از زمان افتتاح شکل می‌گرفت

    آدم‌های نگهبان در ورودی
    کارکنان تعداد افراد حاضر در فروشگاه را در هر لحظه محدود می‌کردند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    نگهبانان امنیتی گفتند که در ابتدا تنها ۱۵ نفر را همزمان به داخل فروشگاه می‌پذیرند، اما این عدد را حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح به ۱۷ نفر افزایش دادند و انتظار داشتند تعداد به‌تدریج در طول روز رشد کند. نوسدورف در یک ویدئوی تقریباً شش دقیقه‌ای در TikTok که روز چهارشنبه منتشر کرد، گفت تعداد اقلام خرید هر شخص محدود شده است و نگهبانان اعلام کردند که خریداران می‌توانند یک سبد حصیری پر کنند.

    Meadow Lane شبیه یک فروشگاه موقت یا تخفیف ویژه نیست — انتظار می‌رود به‌طور مستمر باز بماند و هر روز بسیاری از همان محصولات را ارائه دهد. با این حال مردم هنوز زمان گرانبهای خود را برای قدم زدن در قفسه‌ها در روز افتتاح صرف کردند.

    «اینکه اولین نفری باشید که چیزی را امتحان می‌کند یا دربارهٔ آن پست می‌گذارد همیشه مهم است، چون به‌گونه‌ای نظرات و جنبهٔ بصری آن را شکل می‌دهید»، شنویدر گفت.

    یک مشتری ۲۹ ساله گفت که او به‌سختی احساس می‌کند که یک روز دیگر صبر کند تا بفهمد آیا فروشگاه واقعاً شایستهٔ این سر و صدا است یا نه.

    به‌نظر می‌رسید بسیاری از خریداران از طریق ویدئوهای نوسدورف احساس ارتباط می‌کردند

    زن با کلاهی از Meadow Lane
    مردم با کالاهای تجاری و غذاهای آماده از فروشگاه بیرون رفتند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    بسیاری از صف‌کشندگان ماه‌ها نوسدورف را در TikTok دنبال می‌کردند و گفتند مهارت او در شبکه‌های اجتماعی کلید محبوبیت عمدهٔ فروشگاه پیش از این‌که کسی حتی قدمی به داخل بگذارد، بوده است.

    «او کار فوق‌العاده‌ای در انتقال مسیر خود برای افتتاح این فروشگاه در TikTok انجام داد»، یک کارمند ۴۱ ساله گوگل گفت. «این باعث می‌شود احساس کنید بخشی از این فرایند هستید. فکر می‌کنم این نکته مهمی است. او همچنین در تمام چالش‌های مختلفی که همراه با افتتاح این فروشگاه بود، بسیار شفاف بود.»

    ساکن لس‌آنجلس گفت مردم در آنجا نیز دربارهٔ افتتاح این فروشگاه صحبت می‌کردند و آن را با Erewhon مقایسه می‌کردند، زنجیره فروشگاه‌های لوکس که اسموتی‌های ویروسی‌اش در کل کالیفرنیا رواج یافته‌اند.

    «فکر می‌کنم این Erewhon جدید نیویورک است»، یک مشتری گفت.

    نمونه‌های ناغت‌های مرغ ویروسی برای صف طولانی تهیه شد

    ناغت‌های مرغ روی سینی
    کارکنان نمونه‌های ناغت‌های مرغ بدون گلوتن که بحث‌برانگیز بود را توزیع کردند. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    صف با گفتگو دربارهٔ تردی، قیمت و موجودی ناغت‌های مرغ بدون گلوتن سر و صدا می‌کرد. بسیاری از افرادی که با ما صحبت کردیم گفتند این اولین محصولی بود که قصد خرید آن را داشتند.

    خوشبختانه نیازی نبود تا برای تست طعم خودمان منتظر بمانیم. پس از مدتی، کارمندان سینی‌های نقره‌ای حاوی ناغت‌های مرغ را که با سس خردل عسل و سس باربیکیو سرو می‌شد، از صف انداختند. (به‌نظر می‌رسید کارمندان حتی یک تکه یا خردهٔ نان‌بری بدون گلوتن بر روی کت‌دوخطی خود ندارند.)

    خریداران همچنین دربارهٔ ترکیبات پاک‌سازی شدهٔ غذاها بسیار صحبت می‌کردند. به‌نظر می‌رسد نوسدورف مخاطبان خود را به‌خوبی می‌شناسد؛ تقریباً برای هر محصول فهرست ترکیبات ساده‌ای دارد. برای ناغت‌ها، او از یک الهام‌بخش کلاسیک بهره‌برد: مک‌دونالد. او توضیح داد که گوشتی تاریک را خرد کرده و ناغت‌ها را با پوشش خشکی بدون گلوتن می‌پوشاند که طعم بدون گلوتن ندارد.

    «من به‌ مدت ۱۶ سال رژیم بدون گلوتن را دنبال می‌کنم و هشت ماه پیش او را در ویدئویی دیدم که با مری‌دیت از Wishbone Kitchen ناغت‌های مرغ بدون گلوتن را امتحان می‌کرد»، الکسیس دکر، ۲۶ ساله گفت، ارجاع به یک خالق محتوای غذایی دیگر. «از آن زمان من مشترک‌ام و منتظر این افتتاح بودم.»

    به‌نظر نمی‌رسید کسی نسبت به قیمت ۱۷ دلاری نگرانی خاصی داشته باشد.

    ناغت‌ها نظرات متنوعی دریافت کردند. یک نفر گفت «لذیذ» بود، اما یک جوان ۱۸ و ۱۹ ساله که لباس‌های میو میو و کانادا گوز پوشیده بود، به‌نظر نمی‌رسید که تحت‌تاثیر باشد.

    «همه چیز خوب بود، همه چیز مرتب بود»، ۱۹‑ساله‌ای که این محصولات خوشمزه را بر سر سفره‌اش داشت، به ما گفت.

    چند نفر بودجهٔ سفت‌وکشتی داشتند

    زنی که در Meadow Lane خرید می‌کند
    ما به‌قدری طولانی صبر نکردیم که داخل شویم، اما از طریق پنجره‌ها به‌ طور کمی ترسناک نگاهی به داخل داشتیم. آلیس تکوتزکی/بیزینس اینسایدر

    هم‌زمان با خروج خریداران با سبدهای بزرگ حصیری، مجموع هزینه‌ها به‌سرعت افزایش یافت. افراد در صف به‌وضوح دربارهٔ بودجهٔ خود صحبت کردند: برای بسیاری، این مفهوم وجود نداشت.

    چند نفر به ما گفتند که محدودیت‌های مالی دارند، مانند ایو سُرکین که نمی‌خواست بیش از ۷۰ دلار هزینه کند، و یک زوج که گفتند نمی‌خواهند مجموعاً بیش از ۲۰۰ دلار خرج کنند.

    نیمهٔ اول این زوج ابتدا گفت که حاضر است «هر هزینه‌ای» بپردازد، تا اینکه دوستش به او یادآوری کرد که این برای افتتاح یک فروشگاه مواد غذایی غیرواقعی است.

    «سالاد مرغ THE» نیز گزینهٔ محبوبی بود

    سالاد مرغ Meadow Lane
    سالاد مرغ THE. جردن هارت/بیزینس اینسایدر

    تقریباً هیچ‌کس جز چند عدد انبه و آناناس برش‌خوردهٔ ارگانیک از فروشگاه خارج نشد. بسیاری با «سالاد مرغ THE» که به‌نظر می‌رسید همانند سایر سالادهای مرغ خوشمزه باشد، بیرون رفتند. سایر آیتم‌های پرطرفدار شامل سالاد تخم‌مرغ، کاسۀ سوشی میسو سالمون، و یک آب‌میوه صورتی به‌قیمت ۱۵ دلار ساخته‌شده از هندوانه، نارگیل، آب، توت‌فرنگی، آب لیمو و نمک هیمالیا بود.

    نوزده‑ساله‌ای که کتبۀ کانادا گوز بر تن داشت گفت این آب‌میوه «خوب» بود، اما چیزی که او دوباره برای صف کشیدن منتظر می‌ماند نبود.

    محصولات خریداری‌شده بزرگ بودند و فاکتورهای خرید طولانی شدند

    کیسه‌ای از اقلام Meadow Lane
    برخی خریداران صدها دلار برای غذاهای آماده خرج کردند. جردن هارت/بیزینس اینسایدر

    خریداران یکی‌یکی از فروشگاه بیرون می‌آمدند، کیف‌های آبی و سفید شطرنجی در دست داشتند. برخی از آن‌ها با اشتیاق به دیگران در صف نشان می‌دادند چه خریدی داشته‌اند، همان‌طور که صندلی‌های بیرونی محدود به‌سرعت پر می‌شدند.

    یکی از اولین خریداران که بیرون رفت، مردی ۳۴‑ساله، ۲۰۱٫۴۲ دلار صرف یک دسته بزرگ از کالاهای بسته‌بندی‌شده کرد. او صابون ظرف‌شویی، یک سالاد، ناغت‌ها و موارد دیگر خرید. اگرچه از اقلام خود راضی بود، مایکل گفت پرداخت این مبلغ بیش از انتظارات او برای خرید مواد غذایی بود.

    خریدار ۲۱‑ساله‌ای که از ساعت ۸ صبح صبر کرده بود، گفت مجموع کل خریدش کمی بیش از ۱۰۰ دلار بود؛ او در حین باز کردن ناغت‌های مرغ، یک لقمه چشید و صدای تردی آن را ضبط کرد.

    یک خریدار دیگر فاکتور طولانی‌ای نشان داد که شامل بیش از یک دوجین کالا بود و مجموعاً ۲۶۲ دلار شد؛ شامل یک خوراک بوقلمون ۱۲ دلاری، دیپ پیاز کاراملیزه ۲۱ دلاری، و چیپس تورتیلا ۱۴ دلاری.

    آیا Meadow Lane «ارزشش را دارد» یا نه، بطور قطع سؤال ذهنی است. اما آنچه برای ما واضح شد این است که یک تیک‌توک مؤثر می‌تواند مردم را متقاعد کند که می‌خواهند، حتی نیاز دارند، تقریباً هرچیزی را بخواهند و خریداری کنند.

    و جذابیت اولین بودن — و این که دیگران بدانند شما اولین بوده‌اید — همچنان به همان اندازه قدرتمند است.