ادوبی برنامهٔ هوش مصنوعی برای تولید ویدئو، Firefly، را با یک ویرایشگر ویدئویی جدید که از ویرایشهای دقیق مبتنی بر دستورات متنی پشتیبانی میکند، بهروزرسانی میکند و همچنین مدلهای شخص ثالث جدیدی برای تولید تصویر و ویدئو، از جمله FLUX.2 از Black Forest Labs و Astra از Topaz، اضافه میکند.
تا کنون، Firefly تنها از تولید مبتنی بر دستورات متنی پشتیبانی میکرد، بنابراین اگر بخشی از ویدئو دلخواه شما نبود، مجبور بودید کل کلیپ را دوباره بسازید. با ویرایشگر جدید، میتوانید با استفاده از دستورات متنی، عناصر ویدئو، رنگها و زاویهٔ دوربین را ویرایش کنید؛ همچنین نمای جدیدی از خط زمان به دست میآوریم که به سادگی به شما اجازه میدهد فریمها، صداها و سایر ویژگیها را تنظیم کنید.
شرکت ابتدا ویرایشگر ویدئوی جدید را در اکتبر در نسخهٔ بتای خصوصی اعلام کرد و اکنون آن را برای تمام کاربران منتشر کرده است.
اعتبار تصویر:Adobe
شرکت اعلام کرد که با استفاده از مدل Aleph از Runway، کاربران میتوانند به Firefly دستورات خاصی بدهند، مانند «آسمان را به ابرپوشی تغییر دهید و کنتراست را کم کنید» یا «کمی به موضوع اصلی زوم کنید».
همچنین با مدل Firefly Video شرکت ادوبی، کاربران میتوانند کاری مانند بارگذاری یک فریم اولیه و یک ویدئوی مرجع از حرکت دوربین انجام دهند و از آن بخواهند زاویهٔ دوربین را برای ویدئویی که در حال ویرایش هستند، بازسازی کند.
شرکت همچنین اعلام کرد که کاربران میتوانند از مدل Astra شرکت Topaz Labs برای ارتقاء وضوح ویدئوها به 1080p یا 4K استفاده کنند. مدل تولید تصویر FLUX.2 از Black Forest Labs نیز بهزودی به برنامه اضافه میشود، به همراه ویژگی تختههای تعاملی.
شرکت گفت که FLUX.2 بهسرعت در تمام پلتفرمهای Firefly در دسترس خواهد بود و کاربران Adobe Express از ژانویه میتوانند از FLUX.2 استفاده کنند.
اعتبار تصویر:Adobe
با ارائهٔ مدلهای جدید توسط رقبا برای تولید تصویر و ویدئو، ادوبی میخواهد کاربران را بیشتر به استفاده از برنامهٔ خود ترغیب کند. بهعلاوه با بهروزرسانیهای جدید برنامهٔ Firefly، شرکت اعلام کرد که مشترکین پلنهای Firefly Pro، Firefly Premium، ۷٬۰۰۰ اعتبار و ۵۰٬۰۰۰ اعتبار، تا ۱۵ ژانویه میتوانند از تولید نامحدود توسط تمام مدلهای تصویر و مدل ویدئوی Adobe Firefly در برنامهٔ Firefly بهرهمند شوند.
ادوبی امسال تغییرات فراوانی در مدلها و برنامههای Firefly خود اعمال کرده است. در فوریه، شرکت یک سرویس اشتراکگذاری راهاندازی کرد که به کاربران امکان دسترسی به سطوح مختلف تولید تصویر و ویدئو را میداد؛ سپس برنامهٔ وب جدید Firefly را همراه با برنامههای موبایل در ادامهٔ سال عرضه کرد و پشتیبانی از مدلهای شخص ثالث بیشتری را در برنامهٔ Firefly اضافه کرده است.
یک جامعهٔ دیسکورد برای بازیکنان همجنسگرایان پس از اینکه یکی از مدیران آن و یک مدیر اجرایی Anthropic ربات چت هوش مصنوعی شرکت را بهاجبار در دیسکورد اعمال کردند، علیرغم اعتراضات اعضا، در وضعیت آشوبی قرار گرفته است.
کاربران رأی دادند تا Claude شرکت Anthropic را بهفقط در کانال مخصوص خود محدود کنند، اما جیسون کلینتون، معاون رئیس امنیت اطلاعات (CISO) Anthropic و یکی از مدیران این دیسکورد، این تصمیم را نادیده گرفت. طبق گفتهٔ اعضای این جامعهٔ دیسکورد که به شرط گمنامی با 404 Media مصاحبه کردند، دیسکوردی که پیش از این پرجنبوجوش بود، اکنون به یک شهر متروکه تبدیل شده است. آنها ربات چت و رفتار کلینتون پس از راهاندازی آن را مقصر میدانند.
Clubtails در حال اجرای یک کمپین تبلیغاتی تلویزیون متصل است که از طریق عوامل هوش مصنوعی، ارتباط بین آژانس Butler/Till و سامانه SSP PubMatic برقرار میشود. (clubtails.com)
این هشت دلیل برای افت رتبه میتواند به توضیح وضعیت بهروزرسانی هستهای گوگل کمک کند
دلایل متعددی وجود دارد که باعث میشود یک سایت بهواسطه بهروزرسانی الگوریتم هستهای رتبهاش را از دست بدهد. این دلایل ممکن است نشانگر تغییرات خاصی در نحوه تفسیر گوگل از محتوا، یک پرسوجوی جستجو یا هر دو باشند. این تغییر میتواند بهصورت ظریف، مانند بهروزرسانی زیرساختی که امکان قضاوتهای دقیقتر درباره مرتبط بودن و کیفیت را فراهم میکند، نیز باشد. در ادامه هشت دلیل رایج که معمولاً نادیده گرفته میشوند و میتوانند باعث از دست رفتن رتبهبندی یک سایت پس از بهروزرسانی هستهای گوگل شوند، آورده شده است.
آیا سایت در جای مناسب خود ردهبندی میشود؟
اگر سایت قبلاً رتبه خوبی داشته و اکنون اینکار را نمیکند، ممکن است آنچه من «رتبهبندی در جای درست» مینامم، اتفاق افتاده باشد. این به این معناست که قسمتی از الگوریتم گوگل به یک حفره (لوپ) که صفحه بهطور عمدی یا ناخواسته از آن استفاده میکرد، رسیدگی کرده و هماکنون صفحه را در جایگاهی که از ابتدا باید در آن قرار میگرفت، ردهبندی میکند.
تشخیص این موضوع دشوار است، زیرا ناشر ممکن است باور داشته باشد که صفحات وب یا لینکها به همان شکلی که پیشتر بودند، کامل بودند، اما در واقع مشکلی وجود داشته است.
تمگذاری موضوعی معیار مرتبط بودن را تعیین میکند
بخشی از فرآیند رتبهبندی شامل تعیین موضوع یک صفحه وب میشود. گوگل یکسال پیش تأیید کرد که یک سامانهٔ موضوعیسازی هستهای بخشی از فرآیند رتبهبندی است. مفهوم موضوعیت بهعنوان بخشی از الگوریتم رتبهبندی واقعیت دارد.
بهروزرسانی مشهور “Medic” در سال ۲۰۱۸، این بخش از الگوریتم گوگل را بهوضوح نشان داد. ناگهان، سایتهایی که پیشتر برای کلیدواژههای پزشکی مرتبط بودند، در نتایج پیدا نشدند، زیرا آنها به درمانهای سنتی میپرداختند نه به درمانهای پزشکی. آنچه رخ داد این بود که درک گوگل از معنای عبارات کلیدواژهای بهصورت دقیقتری متمرکز بر موضوع شد.
بیل اسلاوسکی درباره یک پتنت گوگل (Website representation vector) نوشت که روشی برای طبقهبندی وبسایتها بر اساس حوزههای دانش و سطوح تخصصی توصیف میکند؛ روشی که بهنظر میرسد مستقیماً با آنچه بهروزرسانی Medic دربارهٔ آن بود، همخوانی دارد.
پتنت بخشی از آنچه انجام میدهد را توصیف میکند:
«سیستم جستجو میتواند از اطلاعات یک پرسوجوی جستجو برای تعیین یک طبقهبندی خاص وبسایت که بیشترین پاسخگویی را به پرسش داشته باشد، استفاده کند و فقط نتایج جستجو با آن طبقهبندی خاص را برای صفحهٔ نتایج جستجو انتخاب نماید. برای مثال، در پاسخ به دریافت یک پرسوجوی مربوط به یک وضعیت پزشکی، سیستم جستجو ممکن است تنها وبسایتهای دستهٔ اول، مثلاً وبسایتهای نوشته شده توسط کارشناسان، را برای صفحهٔ نتایج جستجو انتخاب کند.»
درک گوگل از معنای مرتبط بودن، بهویژه از سال ۲۰۱۸ بهطور فزایندهای حول موضوعیت چرخید و در بهروزرسانیهای متوالی سالها بهدقت بیشتری اصلاح شد. بهجای تکیه بر لینکها و شباهت کلیدواژهها، گوگل روشی برای شناسایی و طبقهبندی سایتها بر پایهٔ حوزهٔ دانش (موضوع) معرفی کرد تا بهتر بتواند ارتباط بین پرسوجوهای جستجو و محتوا را درک کند.
برگشت به پرسوجوهای پزشکی، دلیل از دست رفتن رتبهبندی بسیاری از سایتها این بود که موضوعات آنها خارج از حوزهٔ دانش درمانهای پزشکی و علوم مرتبط بود. سایتهای مربوط به درمانهای سنتی و جایگزین بهطور دائم از رتبهبندی برای عبارات پزشکی حذف شدند و هیچیک از لینکها نمیتوانستند رتبه آنها را بازگردانند. همین اتفاق در بسیاری از موضوعات دیگر نیز رخ داد و همچنان بر رتبهبندیها تأثیر میگذارد، زیرا توانایی گوگل برای درک نکات ظریف مرتبطیت موضوعی بهروز میشود.
مثال از تمگذاری موضوعی
یک روش برای درک تمگذاری موضوعی این است که عبارات کلیدواژهای میتوانند بر پایهٔ موضوع تمگذاری شوند. برای مثال، عبارت کلیدواژهای «کت شالپوش بمبر» مرتبط با پوشاک نظامی، پوشاک پرواز و کتهای مردانه است. در زمان نوشتن این مقاله، شرکت Alpha Industries که یک تولیدکننده پوشاک نظامی است، در گوگل در رتبهٔ یک قرار دارد. Alpha Industries بهخوبی به پوشاک نظامی مرتبط است زیرا این شرکت نه تنها بر فروش پوشاک سبک نظامی تمرکز دارد، بلکه از ابتدا بهعنوان یک پیمانکار نظامی برای تولید پوشاک برای ارتش آمریکا فعالیت میکرد؛ بنابراین برای مصرفکنندگان بهوضوح با پوشاک نظامی مرتبط است.
تصویر صفحهای نشاندهنده تمگذاری موضوعی
بنابراین جای تعجب نیست که Alpha Industries در رتبهٔ ۱ برای «کت شالپوش بمبر» ظاهر میشود، چرا که تمام معیارهای مرتبط با موضوع این عبارت را دارا است:
خرید > پوشاک نظامی
خرید > پوشاک مردانه
اگر صفحهٔ شما پیشتر در رتبه بود و اکنون نیست، ممکن است تم موضوعی بهصورت واضحتری بازتعریف شده باشد. تنها راه برای بررسی این موضوع این است که سایتهای برتر رتبهبندی شده را مرور کنید؛ برای مثال، به تفاوتهای بین موقعیتهای نخست و دوم، یا گاهی موقعیتهای اول تا سه یا اول تا پنج نگاهی بیندازید. این دامنه بستگی به این دارد که موضوع چگونه تمگذاری شده است. در مثال رتبهبندیهای کت شالپوش بمبر، موقعیتهای اول تا سه بر پایهٔ «پوشاک نظامی» و «پوشاک مردانه» تمگذاری شدهاند. موقعیت سوم در مثال من متعلق به شرکت Thursday Boot است که بیشتر با «پوشاک مردانه» نسبت به «پوشاک نظامی» همخوانی دارد. شاید تصادفی نباشد که Thursday Boot Company بهخوبی با مد مردانه شناخته میشود.
این یک روش برای تجزیه و تحلیل نتایج جستجو (SERP) است تا دریابیم چرا برخی سایتها رتبه میگیرند و چرا برخی دیگر نمیگیرند.
شخصیسازی موضوع
گاهی اوقات تمهای موضوعی ثابت نمیمانند، زیرا نیتهای کاربران میتوانند تغییر کنند. در این صورت، باز کردن مرورگر جدید یا انجام جستجو دوباره در برگهٔ دیگری میتواند تم موضوعی را به نیت موضوعی متفاوتی تغییر دهد.
در مورد نتایج جستجوی «کت شالپوش بمبر»، سلسله مراتب تمهای موضوعی میتواند بهصورت زیر تغییر کند:
اطلاعاتی > مقالهای دربارهٔ کت شالپوش بمبر
خرید > پوشاک نظامی
خرید > پوشاک مردانه
دلیل این موضوع مستقیماً به نیاز اطلاعاتی کاربر مرتبط است که نیت و موضوع صحیح را تعیین میکند. در مثال فوق بهنظر میرسد تم «پوشاک نظامی» نیت اصلی کاربر برای این موضوع است، اما نیت اطلاعاتی/کشفی ممکن است بهعنوان پیوند نزدیک توسط شخصیسازی ایجاد شود. این میتواند بسته به جستجوهای قبلی، مکان جغرافیایی، دستگاه کاربر و حتی زمان روز متفاوت باشد.
نتیجهگیری این است که لزوماً مشکلی در سایت وجود ندارد؛ فقط برای نیت موضوعی خاصی ردهبندی میشود. بنابراین اگر موضوع بهدلیل شخصیسازی خاصی صفحهٔ شما را از رتبه خارج کرده باشد، راهحل این است که صفحهٔ دیگری ایجاد کنید که بر تم موضوعی اضافی که گوگل در حال رتبهبندی آن است، تمرکز داشته باشد.
اعتبار
بهصورت کلی، اعتبار میتواند بهعنوان یک تایید خارجی از تخصص یک وبسایت بهعنوان منبع اصلی برای یک محصول، خدمت یا موضوع محتوا دیده شود. در حالی که تخصص نویسنده به اعتبار سایت کمک میکند و اعتبار در یک موضوع میتواند بهصورت ذاتی در وبسایت وجود داشته باشد، در نهایت این اعتبار از طریق شناخت طرفهای سوم—کاربران، مشتریان و سایر وبسایتها (بهصورت ارجاع و لینک) بهگوگل اطلاع داده میشود.
موارد فوق را میتوان به چهار نکتهٔ زیر خلاصه کرد:
تخصص و تمرکز موضوعی از درون وبسایت ناشی میشود.
اعتبار، شناختهشدن آن تخصص است.
گوگل این شناخت را بهصورت مستقیم ارزیابی نمیکند.
سیگنالهای طرف سوم میتوانند اعتبار یک سایت را تأیید کنند.
به این موارد میتوان پتنتی که قبلاً دربارهٔ Website Representation Vector بحث کرد را اضافه کرد که نشان میدهد گوگل چگونه میتواند تخصص و اعتبار را شناسایی کند.
در حقیقت، گوگل محتوای مرتبط را انتخاب میکند و سپس با اولویت دادن به محتواهای تخصصی، آن را فیلتر مینماید.
اینجا گوگل توضیح میدهد که چگونه از E‑E‑A‑T استفاده میکند:
«سیستمهای خودکار گوگل برای استفاده از عوامل متنوعی برای رتبهبندی محتوای برتر طراحی شدهاند. پس از شناسایی محتوای مرتبط، سیستمهای ما هدف دارند تا آنهایی را که بهنظر بیشترین کمک را میکنند، اولویت دهند. برای این کار، ترکیبی از عواملی را شناسایی میکنند که میتوانند نشان دهند محتوا دارای جنبههای تجربه، تخصص، اعتبار و قابلیت اعتماد (E‑E‑A‑T) است.»
اعتبار فقط به تعداد دفعاتی که یک سایت در مورد یک موضوع منتشر میکند مربوط نمیشود؛ هر اسپمر میتواند این کار را انجام دهد. اعتبار باید فراتر از این باشد. E‑E‑A‑T یک استاندارد است که سایت شما باید بر اساس آن ارزیابی شود.
اگر در صفحهٔ دوم نتایج جستجو گیر کردید؟ به E‑E‑A‑T نگاهی بیندازید
در بحث E‑E‑A‑T، بسیاری از سئوکاران این تصور اشتباه را دارند که میتوانند این ویژگی را بهصورت مستقیم به وبسایتها اضافه کنند. اینطور نیست. در رویداد New York City Search Central Live 2025، جان مولر از گوگل تأیید کرد که E‑E‑A‑T چیزی نیست که بتوان به صفحات وب اضافه کرد.
او گفت:
«گاهی سئوکاران به ما میآیند یا میگویند که EEAT را به صفحات وب خود اضافه کردهاند. اینطور کار نمیکند. ببخشید، نمیتوانید تجربهها را روی صفحات وبتان بپاشید. این همانطوری است که اصلا معنایی ندارد.»
بهوضوح، محتوا ویژگیهای اعتبار، قابلیت اعتماد، تخصص و تجربه را منعکس میکند، اما این موارد چیزهایی نیستند که میتوان بهصورت دستی به محتوا اضافه کرد. پس این چیست؟
E‑E‑A‑T صرفاً یک معیار است که سایت شما باید بر پایهٔ آن ارزیابی شود. این معیار همچنین یک قضاوت ذهنی توسط بازدیدکنندگان سایت است. یک قضاوت ذهنی مانند طعم یک ساندویچ است که «عالی» بودن آن یک قضاوت ذهنی است؛ این یک نظر شخصی است.
یک مسألهای که سئوکارها بهراحتی تشخیص نمیدهند این است که محتوای آنها چه عنصر افزایشیای برای ارتقای سایت به صفحهٔ نخست SERP ندارد. اینچنین میتواند حس ناتوانی داشته باشد که رقبای شما در صفحهٔ نخست نتایج ظاهر میشوند در حالی که محتوای شما همانقدر خوب است.
این تفاوتها نشان میدهد که صفحات برتر ردهبندی آنها برای کاربران بهینه شدهاند. دلیل دیگر این است که افراد بیشتری از آنها آگاه هستند زیرا آنها رویکرد چندرسانهای به محتوا دارند، در حالی که سایت در صفحهٔ دوم عمومًا فقط از متن استفاده میکند.
رتبهبندیهای موقت
برخی رتبهها برای ماندگاری نیستند. این وضعیت معمولاً برای یک سایت یا صفحهٔ جدید است که در ابتدا ارتقاء رتبه میبیند. گوگل یک مرحلهٔ آزمون ایجاد میکند تا ببیند سایت جدید چگونه با بقیهٔ اینترنت هماهنگ میشود. بسیاری از سئوکارها بهدلیل موفقیت سایت جدیدشان در ارتقای سریع SERP جشن میگیرند. چیزی که بهندرت میشنوید این است که همان سایتها وقتی از SERP خارج میشوند چه میشود.
این مسألهٔ منفی نیست. این طبیعی است. بهسادگی به این معناست که گوگل سایت را بررسی کرده و اکنون زمان آن رسیده تا سایت در SERP بهدستآوردن جایگاه خود ادامه دهد.
آیا مشکلی در سایت وجود ندارد؟
بسیاری از ناشران سایتها از این که با وجود از دست رفتن رتبهها، گفته میشود مشکلی در سایت آنها وجود ندارد، دلزده میشوند. ممکن است وضعیت این باشد که سایت و صفحهٔ وب خوب هستند، اما صفحات رقبای آنها بهتراند. اینگونه موارد معمولاً زمانی رخ میدهند که محتوا خوب باشد و محتوای رقبا همسطح باشد ولی در جزئیات بهتر عمل میکند.
این نوع افت رتبهای است که بسیاری از سئوکاران و ناشران بهراحتی آن را نادیده میگیرند، زیرا سئوکارها معمولاً بهدنبال شناسایی «چه مشکلی» در سایت میگردند و وقتی مورد واضحی پیدا نمیشود، سعی میکنند مشکل را در بکلینکها یا موارد دیگر جستجو کنند.
اما گاهی مشکل از سایت نیست؛ صرفاً سایت با رقبایش برابر است.
چه عواملی میتوانند در رقبای شما برتر باشند؟
لینکها
تجربه کاربری
محتوای تصویری (به عنوان مثال، بازدیدکنندگان سایت در محتواهای تصویری بازتاب مییابند)
رویکرد چندرسانهای
گسترش قوی به مشتریان بالقوه
بازاریابی حضوری
ترویج شفاهی (Word‑of‑mouth)
تبلیغات بهتر
بهینهسازی برای افراد
رمز سئو: بهینهسازی برای مردم
بهینهسازی برای مردم یک نقطه کور رایج است. بهینهسازی برای مردم بخشی از بهینهسازی تبدیل (Conversion Optimization) است. بهینهسازی تبدیل به بررسی نکات ظریفی اشاره دارد که نشان میدهد صفحهٔ وب حاوی آنچه بازدیدکننده سایت نیاز دارد، باشد.
گاهی این نیاز به شناخت و تایید شدن است. ممکن است تضمین باشد که شما در حال حاضر در دسترس هستید یا کسبوکار قابل اعتماد است.
به عنوان مثال، در سایت یک مشتری بنری در بالای صفحه قرار داشت که میگفت «مورد اعتماد بیش از ۲۰۰ شرکت از فهرست Fortune 500». این بنر بهصورت غیرکلامی گفت «ما قانونی و قابل اعتماد هستیم».
مثال دیگری این است که یک کسبوکار متوجه شد که بیشتر بازدیدکنندگان سایت، مادران پسران هستند؛ بنابراین بهینهسازی آنها بهسوی نمایش تصاویر مادران با پسران متمایل شد. این بهطور ظریف بازدیدکنندهٔ سایت را شناخته و تأیید میکند که محتوای ارائهشده برای آنهاست.
هیچکس سایتی را بهدلیل بهدست آوردن سئو زیاد دوست ندارد، اما مردم سایتهایی را که بهنوعی بازدیدکننده را شناخته و به او احترام میگذارند، دوست دارند. این همان «سِس سوز» است که برای ابزارهای سئو نامرئیست اما به سایتها کمک میکند تا نسبت به رقبای خود برتر باشند.
ممکن است مفید باشد که از تقلید مستقیم کارهای رقبای خود دوری کنید و روشهایی را برای تمایز سایت و دسترسی به مشتریان خود ایجاد کنید که مردم را جذب کند. منظورم از دسترسی، جستوجوی فعال مکانهایی است که مشتریان معمولی شما ممکن است در آن حضور داشته باشند و اینکه چگونه میتوانید در آنجا بهخوبی معرفی کنید. سیگنالهای طرف سوم مدتهاست که عوامل رتبهبندی قوی در گوگل محسوب میشوند، و اکنون با جستوجوهای هوش مصنوعی، آنچه مردم و دیگر سایتها دربارهٔ سایت شما میگویند، نقش بیشتری در رتبهبندیها پیدا میکند.
نکات کلیدی
بهروزرسانیهای هستهای گاهی اوقات رتبهبندی بیش از حد را اصلاح میکنند، نه اینکه سایتها را تنبیه کنند کاهش رتبهبندی گاهی نشان میدهد که گوگل مسیرهای حفرهدار را بسته و صفحات را در جایگاهی که از ابتدا باید در آن قرار میگرفتند، قرار میدهد، نه اینکه مشکلات جدیدی را شناسایی کند.
تمگذاری موضوعی دقیقتر شده است بهروزرسانیهای هستهای گاهی الگوریتمهای موجود را دقیقتر میکنند. گوگل بهطور فزایندهای محتوا را بر پایهٔ دستههای موضوعی و نیت کاربر رتبهبندی میکند، نه فقط بر اساس کلیدواژهها یا لینکها.
تمهای موضوعی میتوانند بهصورت پویا تغییر کنند نتایج جستجو ممکن است بین تمهای اطلاعاتی و تجاری جابهجا شوند، بسته به زمینهای مانند جستجوهای قبلی، مکان، دستگاه یا زمان روز.
اعتبار از طریق تأیید خارجی میشود شناخت کاربران، ارجاعات، لینکها و آگاهی گسترده میتواند دلیل این باشد که چرا یک سایت رتبه میگیرد و دیگری نمیگیرد.
سئو کنترل E‑E‑A‑T را در دست ندارد و نمیتوان آن را به یک فهرست چکلیست در صفحه محدود کرد در حالی که مفاهیم تخصص و اعتبار در محتوا ذاتی هستند، همچنان قضاوتهای عینیاند که میتوان از سیگنالهای خارجی استنتاج کرد؛ نه اینکه سئوکارها بتوانند آن را بهصورت مستقیم به محتوا اضافه کنند.
افزایشهای موقت رتبهبندی طبیعی است صفحات و سایتهای جدید بهصورت کوتاهمدت تست میشوند و سپس برای کسب جایگاه طولانیمدت باید از طریق عملکرد مداوم و پذیرش کاربران اینکار را انجام دهند.
رقبا ممکن است سادهتر برای کاربران بهتر باشند از دست رفتن رتبهها اغلب بهدلیل برتری رقبا در مسیرهای ظریف اما معنادار است، نه بهاین دلیل که سایت خسراندار خراب باشد.
بهینهسازی محوریتبهمردم یک مزیت رقابتی است سایتهایی که بهصورت احساسی، بصری و عملی با بازدیدکنندگان همصدا دارند، اغلب صفحات صرفاً بهدلیل سئو بهینهسازیشده را پشت سر میگذارند.
تغییرات رتبهبندی پس از یک بهروزرسانی هستهای گاهی بازتاب تصمیمات واضحتری دربارهٔ مرتبط بودن، اعتبار و سودمندی است تا اینکه مشکلات جدیدی در صفحات وب کشف شوند. با پیشرفت گوگل در درک موضوعات، صفحات بهطور فزایندهای بر پایهٔ همراستایی با هدف واقعی کاربران و منابعی که مردم پیشتر میشناسند و به آن اعتماد دارند، رقابت میکنند. مزیت پایدار از ساخت سایتی میآید که با بازدیدکنندگان واقعی همصدا باشد، توجهی فراتر از جستجو جلب کند و برای گوگل شواهد مستمری فراهم کند که کاربران آن را نسبت به گزینههای دیگر ترجیح میدهند. بازاریابی، رویکرد قدیمی «به مردم بگویید در مورد یک کسبوکار» برای ارتقای آن، نباید نادیده گرفته شود.
تصویر ویژه توسط Shutterstock/Silapavet Konthikamee
یک واکنش مخالف هوش مصنوعی در حال شکلگیری است. miniseries/E+/Getty Images
نسخهای از این داستان در خبرنامه Nightcap از CNN Business منتشر شد. برای دریافت آن در صندوق ایمیلتان، رایگان ثبتنام کنید اینجا.
نیویورک —
فرار از «slop»، خوراک مصنوعی تولید شده توسط هوش مصنوعی که بهتدریج به اسلایدهای همکاران، فیدهای رسانههای اجتماعی، رسانههای خبری و حتی لیستهای املاک ما نفوذ کرده است، دشوارتر میشود.
«slop» به همه چیز سرایت میکند، نوشت سردبیران Merriam‑Webster که «slop» را بهعنوان کلمهٔ سال ۲۰۲۵ انتخاب کردند. «مانند لجن، رسوب و کثیف، slop صدای مرطوب چیزی را دارد که نمیخواهید به آن دست بزنید.»
به همین دلیل، لحظهای وقت میگذارم تا به شیشهٔ پیشبینیام نگاه کنم و یکی از آن پیشبینیهای ناخواستهٔ پایانسال را مطرح کنم: سال ۲۰۲۶ سال بازاریابی «صددرصد انسانی» خواهد بود.
به حرف من گوش کنید.
«slop» هوش مصنوعی تمایل دارد تصاویری بیخطر مانند «Shrimp Jesus» یا سریال صابونی گربههای چشمدار را به یاد آورد. اما تصاویر slop در حال پیشرفت هستند و حتی برای ما که با اینترنت بزرگ شدهایم و خود را کارشناس یا حداقل شناسندهٔ نسبتاً ماهر محتوای تقلبی میدانیم، بحران اعتمادی ایجاد میکنند. نشانههای معمول — نورپردازی نامعمول، دستهای نادرست رندر شده، پسزمینههای نامتناسب — بهطور چشمگیری از بین رفتهاند.
یک اسکرول معمولی در TikTok حالا شبیه یک آزمون است: آیا تقلب را شناسایی کردید یا بدون فکر بر روی ویدئوی پر از خرگوشهای پرشکننده روی ترامپولین دو بار ضربه زدم؟ (شما میدانید که فریب خوردهاید! همهٔ ما همینطور شدیم!)
این احساس ناخوشایندی است که فریب خورده باشید. و نشانهای از واکنش مخالف قبلاً آغاز شده است.
ماه گذشته، غول رادیو و پادکست iHeartMedia یک شعار «انسان تضمینشده» را معرفی کرد و به کاربران وعده داد که از «شخصیتهای تولید شده توسط هوش مصنوعی» یا موسیقی تولید شده توسط هوش مصنوعی استفاده نخواهد کرد.
تحقیقات داخلی این شرکت صوتی مستقر در سانآنتونیو نشان داد که ۹۰٪ شنوندگان آن — حتی کسانی که خودشان از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند — میخواهند محتوای خود توسط انسانها تولید شود.
«مهم است که بهعنوان بازاریابان، به یاد داشته باشیم که در موقعیتی بسیار حساس در یک زمان پرآشوب، چه در آمریکا و چه در سراسر جهان، قرار داریم»، باب پیتمن، مدیرعامل iHeartMedia، در بیانیهای در پاییز جاری گفت. «مصرفکنندگان فقط بهدنبال راحتی نیستند — آنها به دنبال معنا هستند.»
یک هنرمند آنقدر از زوال اینترنت خسته شده بود که برنامهٔ مرورگری به نام Slop Evader ایجاد کرد؛ این افزونهٔ مرورگر جستجوهای وب را طوری فیلتر میکند که تنها نتایج پیش از نوامبر ۲۰۲۲ — قبل از انتشار ChatGPT — را نمایش دهد.
نتیجهگیری: ممکن است اشتباه کنم! تا کنون، واکنش مخالف هوش مصنوعی بسیار کوچکتر از مقیاس شرکتهای بزرگ آمریکایی است که معتقدند هوش مصنوعی آیندهٔ کل اقتصاد است. در نهایت، باید ببینیم آیا آزمایشهای بازاریابی ضد هوش مصنوعی بازدهی واقعی دارند یا نه.
با این حال، گمان میکنم هر چه والاستریت و مدیران ارشد بیشتر دربارهٔ درخشش هوش مصنوعی و پتانسیل بیپایان آن برای افزایش بهرهوری و حتی خلاقیت نظردهی کنند، مردم بیشتری آن را تله میدانند.
تا کنون تجربهٔ ما از چتباتها و مولدهای تصویر ترکیبی است. قطعاً، میتواند سرگرمکننده باشد که از سُورا بخواهیم ویدئویی از سگم که با بابانوئل بر فراز آسمانخط پاریس پرواز میکند، بسازد. و بله، گاهی یک چتبات نسبت به جستجوی معمولی وب وقتی به توصیههای سفر نیاز دارید، بهتر عمل میکند. اما این ابزارها همچنین یک تولیدکنندهٔ دیپفیک هستند که میتوانند بهسرعت اطلاعات نادرست را گسترش دهند (همانطوری که Grok از xAI در تیراندازی روز یکشنبه در ساحل باندی انجام داد) و مردم را به توهمات گاهی مرگبار میکشاند.
ممکن است مصرفکنندگان و خلاقان تازه شروع به تسلیم شدن کرده باشند. یا دستکم، برخی چیزها را ترجیح میدهند که هنوز توسط دستهای انسانی ساخته شده باشند.
با تحول ترجیحات مصرفکنندگان، کسبوکارهای کوچک میتوانند در سال نو از این نکات بهرهبرداری کنند تا همگام با آنها پیشرفت کنند.
نظرهای بیانشده توسط همکاران Entrepreneur صرفاً نظرات خودشان است.
نکات کلیدی
محتوای ویدئویی کوتاهمدت دیگر یک گزینهٔ لوکس نیست؛ به یک ضرورت در استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی و شخصیسازی، محور اصلی تعامل مدرن با مشتریان هستند؛ ۷۱٪ مصرفکنندگان انتظار دارند تعاملات برند بهصورت شخصیسازی شده باشد.
ادغام اصالت و ساختن جامعه، در کنار سازگاری با رفتارهای جدید جستجو مانند رسانههای اجتماعی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، برای دیدهشدن و رشد کسبوکار حیاتی است.
با شروع فصل خریدهای تعطیلات، «لحظهٔ حاضر» بهعنوان اوج مصرف و ارتباط سالیانه در پیشصحنه کسبوکارهای هر اندازهای قرار گرفته است. در این دورهٔ شلوغ، صاحبان کسبوکار باید همچنان برای «آنچه بعداً میآید» در ترجیحات مصرفکنندگان آماده باشند.
هوش مصنوعی (AI)، بینشهای مبتنی بر داده، محتوای کوتاهمدت، ایجاد جامعه و موارد دیگر نقش مهمی ایفا خواهند کرد، اما این عوامل چگونه میتوانند برای کارآفرینان شکل بگیرند؟ این چهار روند را در نظر بگیرید تا کسبوکار شما سال بهسال مقصدی مورد طلب مشتریان شود.
درک روندهای محتوا
محتوای ویدئویی از «دارای بودن مفید» به نقطهٔ اصلی بازاریابی مدرن تبدیل شده است. در سال گذشته، ۸۹٪ از کسبوکارها گزارش دادند که از ویدئو بهعنوان ابزار بازاریابی استفاده میکنند، که نسبت به ۶۳٪ در سال ۲۰۱۷ افزایش یافته است؛ اما بسیاری نیز اعلام کردند که با اجرای آن مواجهاند. برای کسانی که یاد میگیرند چگونه بهصورت استراتژیک ویدئو را بپذیرند، فرصت در انتظاری است. چه شما یک کارآفرین تکنفره باشید و چه تیم خود را در حال گسترش داشته باشید، اتخاذ رویکرد «ویدئو اول» توانایی شما برای ارتباط با مخاطبان را فراتر از محتوای متنی یا تصویری ارتقا میدهد.
ویدئوی کوتاهمدت همچنان در پلتفرمهای محبوبی چون یوتیوب، اینستاگرام و تیکتوک حاکم است. قالبهای کوتاهمدت بهعنوان اصلیترین روش تعامل مصرفکنندگان با رسانهها شناخته میشوند. نکتهٔ مثبت این است که برای پیوستن به این روند در حال رشد، نیازی به تولید انبوه برندهای بزرگ نیست.
محتوای اصیل و پشتصحنه که تیم، محصولات یا حل مشکلات شما را نشان میدهد، اغلب نسبت به ویدئوهای بیش از حد صیقلی عملکرد بهتری دارد. کلید موفقیت، تداوم و قرارگیری استراتژیک در پلتفرمهایی است که مخاطبان شما در آن وقت میگذرانند. اینستاگرام و فیسبوک فرصتهایی برای جذب توجه والدین فراهم میکنند، در حالی که یوتیوب به جذب مخاطبان جوانتر میپردازد.
همانطور که در خلق محتوای ویدئویی اعتماد مییابید، خواهید دید که این محتوا بهطبیعیگی ادامهای از روایت برند شما میشود — داستانتان را بهروشهای متفاوتی بیان میکند که هم برای مشتریان فعلی و هم برای کسانی که تازه شما و کسبوکارتان را کشف میکنند، طنیندار میشود.
شخصیسازی از طریق دادهها و فناوری
هوش مصنوعی چگونگی ارتباط ما را تغییر داده است و همچنان در حال تحول است؛ زیرا مصرفکنندگان به دنبال شخصیسازی بیشتری هستند، در حالی که انتظار دارند اصالت همواره در ذهنشان باقی بماند. یک نظرسنجی Deloitte نشان داد که ۷۱٪ از مصرفکنندگان اکنون انتظار تجربههای شخصیسازیشده را دارند و افرادی که این تجربهها را دریافت میکنند، بهصورت وفاداری و هزینه بالاتر به برندها پاداش میدهند.
اما در زمینه فناوری نکتهٔ حیاتی وجود دارد: برندهایی که استاندارد را تعیین میکنند، از هوش مصنوعی صرفاً بهخاطر هوش مصنوعی استفاده نمیکنند. در عوض، هوش مصنوعی را بهطور مثبت میپذیرند و در عین حال رعایت قوانین استفاده از داده و شفافیت را مدنظر دارند.
برای یک کارآفرین، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند راهحلی برای رفع نیاز رو به رشد باشند، نظیر تقسیمبندی لیست ایمیل کسبوکار شما. برای مثال، هوش مصنوعی میتواند بهعمق عادات خرید مصرفکنندگان نگاهی بیندازد که به شما امکان میدهد شخصیسازی ایمیلهای خود را بدون ساعتها کار دستی ارتقا بدهید. اما زمانی که دادهها و فناوری کار سنگین را انجام میدهند و شما صحت آنها را بررسی کردهاید، یک کار نهایی باید تکمیل شود: افزودن لمس شخصی شما برای حفظ صدای اصیل. گاهی این ممکن است نیاز به نگاهی دوباره به اطلاعات، بازگشت به تختهکاغذ یا کاری بسیار سادهتر داشته باشد.
بهعنوان مثال، میتوانید از هوش مصنوعی برای ایجاد پیشنویس اولیهٔ یادداشت قدردانی از مشتری استفاده کنید، اما آن را به لحن خود تنظیم و بهعنوان یادداشت دستی به سفارشها یا پیام ویدئویی شخصی برای مشتریان VIP ارسال کنید. مشتریان تفاوت را احساس میکنند، زیرا ارتباط هوشمندانه و بهموقع همراه با مراقبت واقعی دریافت میکنند. گامهای کوچک، شتاب بزرگ ایجاد میکنند.
ساختن اصالت و جامعه
در دنیایی که بهتدریج آنلاین میشود، ارتباط یک ارزش طلایی است. مردم بهدنبال تعاملات اصیل با برندهایی هستند که ارزشهایشان را بازتاب میدهند و بهصورت مستمر مراقبت واقعی نشان میدهند؛ و نسلهای جوان بهویژه بهسوی ارتباط شفاف و قابلدسترس که معنایی ارائه میدهد، جذب میشوند.
آگهی سینمایی تعطیلاتی فروشگاه UPS با عنوان «تأیید هویت انسانی» بهخوبی این احساس را به تصویر میکشد. این فیلم کوتاه که توسط کارگردان مشهور گیا کوپولا ساخته شده، نشان میدهد چگونه دقت و تفکر عمیق میتواند ارتباطی اصیل ایجاد کند و روح واقعی فصل را در محیط دیجیتالی به تصویر بکشد. شخصیت اصلی داستان به زیباییای میرسد که از انتخاب دقیق یک هدیه برای دریافتکننده حاصل میشود؛ نمادی از خدمات واقعی، شخصی و برنده جوایز فروشگاه UPS.
اگرچه ممکن است به همان ترتیب هدایای فیزیکی به مشتریان ندهید، یک ارتباط طولانیمدت میتواند هدیهای بزرگ باشد که میتوانید ارائه کنید. در سال جدید با حضور پیوسته، پاسخگویی شخصی به سؤالات و نقدهای مشتریان و بهاشتراکگذاری انگیزهٔ واقعی خود برای راهاندازی کسبوکار، جامعهای بسازید. یک قدم فراتر رفته و با کارآفرینان دیگر در پروژههای خیریه یا اجتماعی که با هدف کسبوکار شما همسو هستند (مانند انبار غذا، برنامهٔ مشاورهٔ کودک یا آثار هنری برای یک رویداد) همکاری کنید.
محتوایی که توسط کارمندان شما تولید میشود، اصالت را بیشتر تقویت میکند. وقتی تیم شما تجربیات روزمرهٔ خود را بهعنوان بخشی از شرکت به اشتراک میگذارد، ارزشها، فرهنگ و محصولات شما را از طریق صدای کارشناسان منتقل میکند. مشتریان این روایتهای شخصی را میپسندند؛ زیرا حس میکنند اینها بدون فیلتر و واقعی هستند. رفتن فراتر از پستهای اسکریپتشدهٔ شبکههای اجتماعی، یک سیستم تولید محتوا را به وجود میآورد که توسط افراد واقعی که به کاری که انجام میدهید باور دارند، تغذیه میشود.
دور شدن از جستجوی سنتی
فضای جستجو — موتور کشف مشتریان — بهطور اساسی در حال تحول است. مخاطبان جوانتر (مانند Millennials و Gen Z) اکنون به پلتفرمهای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای یافتن راهنماییها روی میآورند. در واقع، ۴۱٪ از کاربران Gen Z اکنون بهصورت پیشفرض برای یافتن پاسخها به رسانههای اجتماعی مراجعه میکنند، در مقابل ۳۲٪ که از موتورهای جستجوی سنتی استفاده میکنند. و نیمی از مصرفکنندگان در حال حاضر از جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند. این نشاندهندهٔ افزایش وابستگی به محتوا، اینفلوئنسرها و هوش مصنوعی بهعنوان منابع مورد اعتماد اطلاعات است.
پلتفرمهای اجتماعی و ابزارهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی امروزه بهعنوان موتورهای کشف برای پیشنهادات محصول، کسبوکارهای محلی و الهامهای سبک زندگی عمل میکنند. برای ارتقاء استراتژی بهینهسازی موتور جستجو (SEO) بهعنوان مالک یک کسبوکار کوچک، باید در جایی که مشتریانتان واقعا بهدنبال هستند، قابلنمایش باشید: در پلتفرمهای اجتماعی که مرور میکنند و در نتایج جستجوی هوش مصنوعی که به سؤالهایشان پاسخ میدهند.
رویکرد برنده ترکیبی از هر دو است. بهعنوان مثال، یک دانشجوی دانشگاه ممکن است از طریق یک ویدئوی TikTok شما را کشف کند، سپس با مرور نقدهای Google Maps اعتبار شما را تأیید نماید و پس از آن از ChatGPT برای دریافت توصیههای مربوط به دستهٔ شما استفاده کند. هر نقطه تماس مهم است.
بهعنوان قدم بعدی، از صحت و نمایان بودن اطلاعات کسبوکار خود در چندین کانال کشف اطمینان حاصل کنید — اینستاگرام، Google Maps، فیسبوک و/یا تیکتوک. مشتریان راضی را تشویق کنید تا تجارب خود را بهاشتراک بگذارند و به نقدها و نظرات بهسرعت پاسخ دهید. این تعامل مستمر به پلتفرمها (و مدلهای هوش مصنوعی) نشان میدهد که شما یک کسبوکار فعال و درگیر هستید که این امر نمایانی شما را بهبود میبخشد و شهرتتان را تقویت میکند.
بازاریابی برای دنیای آینده نیازمند چابکی، اصالت و آمادگی برای پذیرش فناوریهای در حال تحول است، در حالی که ارتباط را حفظ میکند؛ این دقیقاً تعریف سرویس مشتری برتر و به یادماندنی است. خبر خوب این است که کارآفرینان توانایی ذاتی برای انعطافپذیری، پاسخ سریع به روندها و ساختن روابط اصیل در مقیاس بزرگ را دارند.
برتری رقابتی شما از تمایز حاصل میشود. با سرمایهگذاری در این چهار روند بازاریابی، حضوری ایجاد خواهید کرد که مشتریان به یاد میآورند، توصیه میکنند و دوباره بازدید میکنند.
نکات کلیدی
محتوای ویدئویی کوتاهمدت دیگر یک گزینهٔ لوکس نیست؛ به یک ضرورت در استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی و شخصیسازی، محور اصلی تعامل مدرن با مشتریان هستند؛ ۷۱٪ مصرفکنندگان انتظار دارند تعاملات برند بهصورت شخصیسازی شده باشد.
ادغام اصالت و ساختن جامعه، در کنار سازگاری با رفتارهای جدید جستجو مانند رسانههای اجتماعی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، برای دیدهشدن و رشد کسبوکار حیاتی است.
با شروع فصل خریدهای تعطیلات، «لحظهٔ حاضر» بهعنوان اوج مصرف و ارتباط سالیانه در پیشصحنه کسبوکارهای هر اندازهای قرار گرفته است. در این دورهٔ شلوغ، صاحبان کسبوکار باید همچنان برای «آنچه بعداً میآید» در ترجیحات مصرفکنندگان آماده باشند.
هوش مصنوعی (AI)، بینشهای مبتنی بر داده، محتوای کوتاهمدت، ایجاد جامعه و موارد دیگر نقش مهمی ایفا خواهند کرد، اما این عوامل چگونه میتوانند برای کارآفرینان شکل بگیرند؟ این چهار روند را در نظر بگیرید تا کسبوکار شما سال بهسال مقصدی مورد طلب مشتریان شود.
برایان لاگارد، بنیانگذار پروژه نولا، در جلوی دیواری از صفحهنمایشها که فیدهای شبکه گسترده دوربینهای جرمگیری این سازمان غیرانتفاعی را در مقر نیواورلئین در تاریخ ۴ دسامبر نشان میدهد، ایستاده است. این سیستم هزاران دوربین در سطح شهر را زیر نظر دارد تا به نیروی انتظامی یاری رسانده و ایمنی عمومی را ارتقا دهد.
نیواورلئین، مهد جشن و سرور خیابان بوربون، تبدیل به اولین شهر آمریکایی شده است که یک شبکه شناسایی چهره زنده دارد. چگونگی شکلگیری این وضعیت، داستانی از ابتکار خصوصی و عدم اقدام سیاسی است و ممکن است سرنخی برای آینده کاربردهای ایمنی عمومی این فناوری نظارتی باشد.
پلیسهای سراسر کشور به طور معمول پس از وقوع جرم از شناسایی چهره استفاده میکنند تا شناسایی متهمان ضبطشده در دوربینها را سرعت بخشند. اما شناسایی چهره زنده، که میتواند شخصی را که در حال حرکت در شهر است به صورت لحظهای شناسایی و ردیابی کند، آهستهتر پذیرفته شده است. به جز تجربههای جداگانه، ادارات پلیس از این فناوری اجتناب کردهاند، زیرا نگران واکنش منفی نسبت به حریم خصوصی هستند.
در نیواورلئین، این فناوری توسط یک سازمان خصوصی غیرانتفاعی به نام پروژه نولا معرفی شد که در سال ۲۰۰۹ توسط یک افسر پیشین پلیس به نام برایان لاگارد تأسیس شد.
«من یکی از افرادی بودم که سالها پیش در یک ماشین گرم مینشستیم و عکسها و ویدیوهای گنگسترها میگرفتیم»، او میگوید. در سالهای پس از طوفان کاترینا، زمانی که اداره پلیس به شدت کمبود نیروی انسانی داشت، او میگوید واضح شد که شهر به دوربینهای بیشتری نیاز دارد. «من زود متوجه شدم که این میتواند یک ضریب نیروی مؤثر باشد. یک ضریب نیروی شگفتانگیز.»
او میگوید پروژه نولا به عنوان یک مرکز تجمیعی برای فیدهای ویدئویی بیش از ۵٬۰۰۰ دوربین که بر روی اموال خصوصی «داوطلبان» نصب شدهاند، عمل میکند؛ این افراد هزینهٔ اتصال سالانه را میپردازند.
این حجم عظیم ویدئوها باعث شد که در سال ۲۰۲۲، او قابلیت شناسایی چهره زنده را به سیستم اضافه کند.
«ما میتوانیم درخواستهای «سوزن در کاه» را پردازش کنیم و نتایج بسیار موفقیتآمیز را به مراتب سریعتر ببینیم»، او میگوید. «و احتمال اینکه چیزی را از دست بدهیم نیز کمتر است.»
عبدالعزیز برای NPR
حدود ۲۰۰ تا از پیشرفتهترین دوربینهای شبکه اکنون این قابلیت را دارند. در دفاتر پروژه نولا، که در ساختمانی در پردیس دانشگاه نیواورلئین واقع شده است، مانیتورهای این دوربینها به طور مداوم چهرههای افراد ناشناس را که در محلهٔ فرانسوی قدم میزنند، جستجو میکنند. وقتی چهرهای با یکی از تقریباً ۲۵۰ فرد موجود در «فهرستهای داغ» پروژه نولا مطابقت داشته باشد، صدای یک کامپیوتر به کارمندان هشدار میدهد.
«این همان «فهرست داغ سطح دو» است»، لاگارد هنگام صدای هشدار توضیح میدهد. «این شخصی است که اخیراً دیدهایم، مسلح، و در فعالیتهای باند دخیل است.»
در روزهای شلوغ، لاگارد میگوید صدها همخوانی وجود دارد. برخی اهداف توسط سازمانهای فدرال، ایالتی یا محلی مطلوب هستند. دیگران افرادی هستند که لاگارد به صورت خودجوش و به دلیل مشارکت ظاهری آنها در جرائم جدی، ردیابی میکند.
او میگوید این اطلاعات وقتی به سطحی معین برسد، به نیروی انتظامی منتقل میشود.
«ما فقط نمیگوییم «آه، کسی در یک محله مواد مخدر میفروشد و فکر میکنیم او بد است»،» او میگوید. «ما نشان میدهیم: «این فرکانس فروش مواد مخدر است. این نوع مواد مخدر است که میفروشند. این افراد مسلح هستند و رفتار تهاجمی دارند.»
اما همکاری پروژه نولا با پلیس شهر در بهار به یک مانع برخورد کرد.
اگرچه لاگارد میگوید از ابتدا نسبت به استفادهاش از شناسایی چهره شفاف بوده است، این موضوع همچنان بسیاری را شگفتزده کرد وقتی مقالهای از واشنگتن پست در ماه مه جزئیات اولین سیستم اینچنین در کشور را برای نیواورلئین منتشر کرد.
«این در واقع مقررات محلی پلیس نیواورلئین (NOPD) را نقض کرد»، سارا ویتینگتون، مدیر حقوقی ACLU لوئیزیانا، میگوید. او بیان میکند که قانون محلی «اجازهٔ استفاده از شناسایی چهره را میدهد، اما اجازهٔ استفاده از این نوع شناسایی زندهٔ چهره توسط یک نهاد شخص ثالث را نمیدهد.»
کریس گریتهَن/گتی ایمیجز
سرپرست آن کِرکپاتریک میگوید او در آوریل، پیش از انتشار خبر، تصمیم گرفت همکاری با پروژه نولا ممکن است مخالف مقررات شهر باشد؛ بنابراین این همکاری را متوقف کرد.
«ما تا زمانی که مطمئن نشویم که در چارچوب قانون هستیم، به خصوص واضحاً، اجازهٔ هشدار لحظهای به افسرها نمیدهیم»، کِرکپاتریک میگوید.
با این حال، توقف کِرکپاتریک ناشی از مخالفت با فناوری نیست؛ برعکس، او شناسایی چهره زنده را به عنوان یک ابزار ارزشمند در اجرای قانون میبیند.
«ما با پروژه نولا در حربه نیستیم — میخواهم مطمئن شوم که ما در این باره درک مشترکی داریم. اما این یک کسبوکار خصوصی است»، او میگوید. «و شما نمیتوانید نگرانیهای حریمخصوصی خود را از طریق شرکتهای خصوصی کنترل کنید.»
قانون فدرال به طور خاص نحوهٔ استفادهٔ نیروی انتظامی از شناسایی چهره زنده را تنظیم نمیکند، اما دیوان عالی در پرونده United States v. Jones حکم کرد که پلیس برای استفاده از فناوری به منظور دنبالکردن مداوم یک شخص، باید دلیل احتمالی و حکم داشته باشد.
پروفسور حقوق دانشگاه واشنگتن، رایان کالو، که به طور گسترده دربارهٔ قانون فناوری نوشته است، میگوید وضعیت نیواورلئین شبیه یک «بازی پوستهای» برای این مسئولیت قانونی است.
«نگرانی من این است که اگر نظارت توسط «جامعه» انجام شود، توسط افرادی که بازیگر رسمی نیستند، این میتواند از این حفاظتها دور شود»، کالو هشدار میدهد.
او اشاره میکند که نیروی انتظامی در طول سالها از روشهای مشابهی برای فناوریهای نظارتی دیگر استفاده کرده است، همچون خرید پروندههای مرتبط با متهمان احتمالی از فروشندگان دادههای خصوصی.
در پروژه نولا، لاگارد میگوید که نسبت به حریم خصوصی بسیار محتاط است.
«هر یک از ما چیزی برای محافظت دارد»، او میگوید. «ما این سیستم را هر روز، تقریباً تمام روز، برای ردیابی مجرمان خشونتآمیز استفاده میکنیم. ما قدرت این فناوری را میبینیم؛ میبینیم که اگر در دستهای نادرست و بدون نظارت باشد، چطور میتواند سوءاستفاده شود.»
عبدالعزیز برای NPR
لاگارد میگوید اقدامات محافظتی او شامل دریافت شماره پرونده برای هر درخواست شناسایی چهره از نیروی انتظامی به منظور تأیید وجود یک تحقیق مشروع است. او همچنین یک وبسایت برنامهریزی کرده است که در آن پروژه نولا تعداد درخواستهای شناسایی چهرهای که دریافت میکند و از کدام نهادها میباشد را افشا کند.
او میگوید پروژه نولا هنوز برای سازمانهای فدرال و ایالتی جستجو انجام میدهد. همچنین همچنان اطلاعات را به NOPD میفرستد، زیرا این سازمان پیگیری میکند که چه کسی را در جستجوی خود دارد. وقتی دوربین آنها را شناسایی میکند، به پلیس «نکات بدون درخواست» میفرستد.
لاگارد میگوید، در تجزیه و تحلیل نهایی، او معتقد است که سیستم او نسبت به یک سیستم دولتی که ممکن است قابل کنترل باشد، مسئولیتپذیرتر است، زیرا دوربینهای پروژه نولا بر روی اموال خصوصی نصب میشوند و توسط «داوطلبان» میزبانی میشوند.
«این انتخاب جامعه است. اگر میخواهند، این کار را انجام میدهند. اگر نمیخواهند، این کار را انجام نمیدهند»، او میگوید. «و اگر میخواهند و انجام میدهند و سپس بعداً فکر کنند «دیگر نمیخواهیم این کار را انجام دهیم»، میتوانند خود دوربینها را قطع کنند!»
در همین حال، شهر در تصمیمگیری دربارهٔ خواستههای خود تعلل کرده است. پس از خبر واشنگتن پست، یکی از اعضای شورای شهر پیشنویس قانونی ارائه داد تا همکاری پلیس با ارائهدهندگان شخص ثالث دادههای شناسایی چهره را رسمیسازی کند. این قانونگذاری همچنین قوانین و الزامات گزارشگیری برای این فناوری پیشنویس کرد؛ اما به پیش نرفت.
همچنین بحثی دربارهٔ اجازه به شهر برای ساخت یک سیستم شناسایی چهره زندهٔ خود وجود داشته است، چیزی که سرپرست پلیس NOPD، کِرکپاتریک، حمایت میکند؛ اما سارا ویتینگتون از ACLU میگوید این ایده به دلیل ترس از از دست دادن کنترل بر آن توسط نهادهای دیگر — بهویژه با توجه به افزایش اخیر اجرای فدرال مهاجرت در جنوب لوئیزیانا — به تعلل افتاده است.
«هیچ قانونی شهری نمیتواند مردم را محافظت کند، اگر دولت فدرال یا دولت ایالتی وارد عمل شده و بگویند: «خب، شما این سیستم را ساختهاید و ما آمدیم»،» میگوید.
اما بدون یک ممنوعیت واضحتر برای استفاده پلیس از شناسایی چهره این سازمان غیرانتفاعی، ویتینگتون میگوید: «به نظر میرسد ما به طور پیشفرض به یک مدل خصوصی رفتهایم.»
عبدالعزیز برای NPR
دوربینهای نصبشده در بیرون از «تری لِگد دگ» در محله فرانسوی نیواورلئین، در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۲۵ چهرههای عابران را اسکن میکنند. این دستگاهها از فناوری شناسایی چهره برای جستجوی متخلفان خشونتآمیز و دستورات قضایی استفاده میکنند، هرچند اکثر عابران از نظارت بیاطلاع هستند.
در خیابان بوربون، اکثر مردم هنوز از اینکه بسیاری از دوربینهای نصب شده بر فراز سرشان میتوانند نام افراد را با چهره آنها مطابقت دهند، بیاطلاعند.
«اگر توسط شهر انجام شود، حداقل میتوانند بگویند: «شما ما را برای این موقعیت انتخاب کردید تا این کارها را انجام دهیم». ولی اگر توسط یک سازمان غیرانتفاعی باشد، وضعیت متفاوت است.»
اما تیم بلیک، صاحب بار «تری لِگد دگ»، دیدگاه مخالفی دارد. او نه تنها یک دوربین توانمند به شناسایی چهرهٔ زنده را در بالای درب ورودی خود میزبانی میکند، بلکه دوربین دیگری را که توسط پروژه نولا داخل بار نصب شده، دارد که دارای قابلیت دید حرارتی است و میتواند اسلحههای مخفی را تشخیص دهد.
عبدالعزیز برای NPR
«من نسبت به ده سال پیش هوادار بزرگتری برای سامانههای نظارتی، بهویژه پروژه نولا، هستم»، او میگوید. «احساس امنیت بیشتری میکنم، پرسنل من نیز احساس امنیت میکند. مردم وقتی میدانند تحت نظارت هستند، رفتار خاصی نشان میدهند — متأسفانه، متأسفانه!»
برای بلیک، کشور به دوربینهای بیشتری مانند اینها نیاز دارد که توسط رستورانها، مدارس، شهرها یا هر کسی که مایل به استقرار آنهاست، اداره شود.
«از نظر من، هرچه افراد بیشتری به این نوع فناوری دسترسی داشته باشند، ایمنی همه بیشتر میشود»، او میگوید.
کاربران شبکههای اجتماعی ویدئویی را که ادعا میشود از دوربین مداربستهٔ یک فروشگاه مشروبات الکلی بهدست آمده است، بهاشتراک میگذارند؛ در این ویدیو یک دزد نقابدار را میبینیم که فروشگاه را غارت کرده، بهسراغ مشروبات رفته و پس از آن در سرویس بهداشتی فروشگاه بیهوش کشف میشود: یک راکون. در حالی که داستان شگفتانگیز واقعا رخ داده است، ویدئوی دوربین مداربسته تقلبی است و توسط هوش مصنوعی تولید شده است.
در تاریخ ۴ دسامبر، کاربران شبکههای اجتماعی در سراسر جهان شروع به بهاشتراکگذاری تصاویری از داستانی شگفتانگیز کردند: یک راکون که به فروشگاه مشروبات الکلی در اشلند، ویرجینیا نفوذ کرد. پس از شکستن چندین بطری و نوشیدن تمام آنها، این راکون در سرویس بهداشتی فروشگاه کشف شد که در حالت بیهوش به سر میبرد.
کمی پس از انتشار این عکسها، ویدئویی که ادعا میشود بهدوربین مداربستهٔ فروشگاه مشروبات الکلی تعلق داشته باشد، بهصورت آنلاین نیز ظاهر شد. این فیلم نشان میدهد که راکون یک بطری را میشکند و سپس مایع جاری را مینوشد. پس از تخریب یک راهرو کامل از فروشگاه، این حیوان بهنازکدست به سمت سرویس بهداشتی میرود که در آن بیهوش میشود.
این ویدئو از زمان انتشار در X در ۶ دسامبر، بیش از ۸۰۰٬۰۰۰ بازدید به دست آورده است. پروفایلهایی که ابتدا این ویدئو را به اشتراک گذاشتند ممکن است شبیه حسابهای خبری به نظر برسند، اما اگر به تاریخچهٔ آنها نگاهی بیاندازید، میبینید که تنها ویدئوهای ویروسی را به اشتراک میگذارند.
این ویدئویی که در X بهاشتراک گذاشته شد – ادعای داشتن از دوربین مداربستهٔ یک فروشگاه مشروبات الکلی که توسط یک راکون غارت شده بود – در واقع توسط هوش مصنوعی ساخته شده است. منبع: X
در حالی که داستان و عکسهای بهاشتراکگرفتهشده در اینترنت واقعی هستند، این ویدئو تقلبی است.
ویدئوی تولید شده توسط هوش مصنوعی
این ویدئوی تقلبی دوربین مداربسته در واقع توسط هوش مصنوعی تولید شده است.
اگرچه در نگاه اول ویدئو واقعی بهنظر میرسد، اما با دقت بیشتری میبینید که برچسبهای شراب و قیمتها بهصورت متنهای بیمعنی نوشته شدهاند. این یک نشانه واضح است که هوش مصنوعی برای ساخت این ویدئو به کار رفته است، زیرا هوش مصنوعی هنوز در تولید متن درست با مشکل مواجه است.
سرنخ دیگری که نشان میدهد این ویدئو اصیل نیست، این است که راهرویی که در ویدئو نشان داده شده متفاوت از راهرویی است که در فیسبوک توسط سرویس نجات حیوانات شهرستان هانوور منتشر شده است، ظاهر میشود. در فروشگاه واقعی، جعبههای مقوایی بسیاری بین بطریها وجود دارد. اما این جعبهها در ویدئوی تولید شده توسط هوش مصنوعی بهکل مشاهده نمیشوند.
در واقع فیلمهای واقعی از دوربینهای مداربستهٔ فروشگاه موجود است. اما این تصاویر نسبت به ویدئوی تقلبی بسیار کمتر واضح هستند – فضای فروشگاه و راهروها بهنظر میرسد که بههم ریختهاند. افزون بر این، بخشی از فیلمهای واقعی بهصورت سیاه‑سفید ضبط شدهاند، در حالی که فیلم تولیدشده توسط هوش مصنوعی به رنگ است.
ویدئوهای واقعی از دوربینهای مداربستهٔ فروشگاه در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شدند.
سازمان حفاظت و پناهگاه حیوانات شهرستان هانوور در فیسبوک بهمنظور ارائهٔ بهروزرسانی دربارهٔ راکون دزد اقدام کرد.
«پس از چند ساعت خواب و بدون هیچ نشانهای از جراحت (به جز شاید یک خماری و انتخابهای نادرست زندگی)، او بهصورت ایمن به طبیعت بازگردانده شد و امید است که آموخته باشد نفوذ و شکستهکردن پاسخ نیست.»
این مقاله از نسخهٔ اصلی به زبان فرانسوی توسط برنا دالدورف ترجمه شده است.
با تحول ترجیحات مصرفکنندگان، کسبوکارهای کوچک میتوانند در سال نو با بهرهگیری از این نکات، همراه این تغییرات پیشرفت کنند.
نظراتی که توسط نویسندگان Entrepreneur بیان میشوند، متعلق به خودشان است.
نکات کلیدی
محتوای ویدئوی کوتاهمدت از یک گزینهٔ لوکس به یک ضرورت در استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی و شخصیسازی، اساسیترین عوامل تعامل مدرن با مشتریان هستند؛ بهطوریکه ۷۱٪ مصرفکنندگان انتظار دارند تعاملات برند بهصورت شخصیسازیشده باشد.
یکپارچهسازی اصالت و ساخت جامعه، بههمراه سازگاری با رفتارهای جدید جستجو همچون شبکههای اجتماعی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، برای دیده شدن و رشد کسبوکار حیاتی است.
با شروع فصل خریدهای تعطیلات، لحظهٔ حاضر که اوج مصرف و ارتباط سال را نشان میدهد، در مرکز توجه کسبوکارهای همهاندازه قرار دارد. در میان این فصل شلوغ، صاحبان کسبوکار باید برای «چیزی که بعداً میآید» در ترجیحات مصرفکنندگان هم آماده باشند.
هوش مصنوعی (AI)، بینشهای مبتنی بر دادهها، محتوای کوتاهمدت، ساخت جامعه و موارد دیگر نقش ایفا خواهند کرد، اما اینها برای کارآفرینان چگونه میتوانند شکل بگیرند؟ این چهار روند را در نظر بگیرید تا کسبوکار خود را سال بهسال به مقصدی موردتقاضای مشتریان تبدیل کنید.
مرتبط: آمریکاییها در این فصل تعطیلات ۹۷۹ میلیارد دلار هزینه میکنند — اینجا نشان میدهیم که کسبوکار شما چگونه میتواند سهم بزرگتری از این هزینهها بهدست آورد
درک روندهای محتوا
محتوای ویدئویی از وضعیت «خوشایند برای داشتن» به ستون فقرات بازاریابی مدرن تبدیل شده است. در سال گذشته، ۸۹٪ کسبوکارها گزارش دادند که از ویدئو بهعنوان ابزار بازاریابی استفاده میکنند، که نسبت به سال ۲۰۱۷ که فقط ۶۳٪ بود، افزایش چشمگیری است؛ اما بسیاری نیز از مشکلات اجرایی رنج میبرند. برای کسانی که یاد میگیرند ویدئو را بهطور استراتژیک بپذیرند، فرصت در انتظار است. چه یک کارآفرین تکنفره باشید و چه تیمتان را در حال گسترش، اتخاذ رویکرد اولویتدادن به ویدئو، توانایی شما را برای ارتباط با مخاطبان بهطوری فراتر از محتوای صرفاً متنی یا تصویری تقویت میکند.
ویدئوی کوتاهمدت همچنان در پلتفرمهای محبوبی همچون یوتیوب، اینستاگرام و تیکتوک تسلط دارد. فرمتهای کوتاهحجم اکنون اصلیترین روش مصرفکنندگان برای تعامل با رسانهها هستند. بهترین نکته این است که برای پیوستن به این روند رو به رشد، نیازی به تولید بزرگمقیاس برندهای بزرگ نیست.
محتوای صادقانه و پشت‑صحنه که تیم، محصولات یا حلمسئلههای شما را به نمایش میگذارد، اغلب نسبت به ویدئوهای بیشازحد صیقلی عملکرد بهتری دارد. کلید موفقیت، ثبات و قرارگیری استراتژیک در پلتفرمهایی است که مخاطبانتان زمان خود را در آنها میگذرانند. اینستاگرام و فیسبوک فرصتهایی برای جلب توجه والدین فراهم میکنند، در حالی که یوتیوب بهویژه جوانان را جذب میکند.
هرچند که اعتماد بهنفس خود را در تولید محتوای ویدئویی تقویت میکنید، این فرایند تبدیل به ادامهٔ طبیعی روایت برند شما میشود — داستانتان را به روشهای مختلفی بیان میکند که هم با مشتریان فعلی و هم با افرادی که تازه شما و کسبوکارتان را میشناسند، همخوانی داشته باشد.
شخصیسازی از طریق دادهها و فناوری
هوش مصنوعی (AI) نحوهٔ ارتباط ما را دگرگون کرده است و همچنان در حال تکامل است زیرا مصرفکنندگان بهدنبال شخصیسازی بیشتر هستند — در حالی که انتظار دارند اصالت در اولویت باقی بماند. یک نظرسنجی از Deloitte نشان داد که ۷۱٪ مصرفکنندگان امروزه انتظار تجربههای شخصیسازیشده را دارند و کسانی که این تجربهها را دریافت میکنند، بهصورت وفاداری و هزینهگذاری بیشتر به برندها پاداش میدهند.
اما در زمینه فناوری تمایز مهمی وجود دارد: برندهایی که استانداردها را تعریف میکنند، هوش مصنوعی را صرفنظر از هدف استفاده نمیکنند. بلکه هوش مصنوعی را بهصورت مثبت میپذیرند در حالی که به اصول استفاده از دادهها و شفافیت پایبند هستند.
برای یک کارآفرین، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند راهحلی برای رفع یک نیاز در حال رشد باشند، مثلاً تقسیمبندی فهرست ایمیل کسبوکار. برای مثال، هوش مصنوعی میتواند نگاهی عمیقتر به عادات خرید مصرفکنندگان داشته باشد، که این امکان را میدهد تا شخصیسازی ایمیلهای خود را بدون ساعتها کار دستی بهبود بخشید. با این حال، هنگامی که دادهها و فناوری کار سنگین را انجام میدهند و شما دقت را بررسی کردهاید، یک کار نهایی باقی میماند: افزودن لمس شخصی خود برای حفظ صدای اصیل. این گاهی ممکن است مستلزم بازنگری دقیق اطلاعات، بازگشت به صفحه نقاشی یا کاری بسیار سادهتر باشد.
بهعنوان مثال، از هوش مصنوعی برای ایجاد پیشنویس اولیهی یادداشت تقدیر از مشتری استفاده کنید، اما آن را به صدای خودتان تطبیق دهید و بهصورت یادداشت دستنویس به سفارشات یا پیام ویدئویی شخصی برای مشتریان ویژه ارسال کنید. مشتریان این تفاوت را احساس میکنند، زیرا ارتباط هوشمند و بهموقعی همراه با مراقبت صمیمی دریافت میکنند. گامهای کوچک، شتابی بزرگ ایجاد میکنند.
مرتبط: ۷ ایده نوآورانه بازاریابی که به برند شما کمک میکند در این فصل تعطیلات برجسته شود
تقویت اصالت و جامعه
در دنیایی که بهتدریج بهصورت آنلاین رشد میکند، ارتباط یک ارز ارزشمند است. مردم به دنبال تعاملات صادقانه با برندهایی هستند که ارزشهایشان را بازتاب میدهند و بهطور مستمر مراقبت واقعی را نشان میدهند؛ و نسلهای جوانتر بهسوی ارتباط شفاف و قابلدرک که معنا منتقل میکند، جذب میشوند.
تبلیغ سینمایی تعطیلاتی فروشگاه UPS با عنوان «تایید انسان بودن» بهخوبی این احساس را به تصویر میکشد. این فیلم کوتاه که توسط کارگردان مشهور جیا کوپولا ساخته شده است، نشان میدهد چگونه توجه به جزئیات ارتباط صادقانهای ایجاد میکند و روح واقعی فصل را در محیطی دیجیتال به تصویر میکشد. شخصیت اصلی ما بهدنبال یافتن زیبایی بیبدیل است که از انتخاب دقیق هدیه با در نظر گرفتن دریافتکننده ناشی میشود و خدمات واقعی، شخصی و برنده جایزهٔ فروشگاه UPS را بازتاب میدهد.
اگرچه ممکن است به همان شکل هدیههای فیزیکی به مشتریان ندهید، یک ارتباط سالانه میتواند هدیهای بزرگ برای آنها باشد. در سال نو جامعهای بسازید با حضور مداوم، پاسخ شخصی به پرسشها و نظرات مشتریان و به اشتراکگذاری انگیزهٔ صادقانهٔ خود برای راهاندازی کسبوکار. گام بیشتری بردارید و با دیگر کارآفرینان در زمینههای خیریه یا پروژههای جامعهای که با هدف کسبوکارتان همراستا است، همکاری کنید (مانند غذاخانه، برنامه مشاوره برای کودکان یا آثار هنری برای یک رویداد).
محتوای تولیدشده توسط کارکنان شما اصالت را بیش از پیش تقویت میکند. وقتی تیم شما تجربیات روزمرهٔ خود را بهعنوان بخشی از شرکت به اشتراک میگذارند، ارزشها، فرهنگ و محصولات شما را بهعنوان صداهای متخصص منتقل میکنند. مشتریان این روایتهای شخصی را میطلبند زیرا حس میکنند بیفیلتر و واقعی هستند. فراتر رفتن از پستهای اسکریپتدار در شبکههای اجتماعی، دستگاهی از محتوا را ایجاد میکند که توسط افراد واقعی که به کاری که انجام میدهید باور دارند، تغذیه میشود.
دور شدن از جستجوی سنتی
چشمانداز جستجو — موتوری که مشتریان توسط آن کشف میشوند — بهطور بنیادی در حال تحول است. مخاطبان جوانتر (مانند نسل میلینیال و نسل Z) برای یافتن اطلاعات به پلتفرمهای اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی مولد روی میآورند. در واقع، ۴۱٪ کاربران نسل Z اکنون برای پاسخگویی به سؤالات خود بهصورت پیشفرض به شبکههای اجتماعی مراجعه میکنند، در مقابل ۳۲٪ که از موتورهای جستجوی سنتی استفاده میکردند. و نصف مصرفکنندگان هماکنون از جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی بهره میبرند. این نشاندهندهٔ وابستگی رو به رشد به محتوا، اینفلوئنسرها و هوش مصنوعی بهعنوان منابع معتبر اطلاعات است.
پلتفرمهای اجتماعی و ابزارهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی اکنون بهعنوان موتورهای کشف برای پیشنهادهای محصول، کسبوکارهای محلی و الهامگیریهای سبک زندگی عمل میکنند. برای پیشرفت استراتژی بهینهسازی موتور جستجو (SEO) بهعنوان مالک یک کسبوکار کوچک، باید در جایی که مشتریان شما بهدنبال اطلاعات میگردند، حضور داشته باشید: در پلتفرمهای اجتماعی که مرور میکنند و در نتایج جستجوی هوش مصنوعی که سؤالاتشان را میپرسند.
رویکرد موفق ترکیبی از هر دو است. برای مثال، یک دانشجوی دانشگاه ممکن است شما را از طریق یک ویدئوی تیک‑توک کشف کند، سپس با بررسی نظرات Google Maps از صحت شما اطمینان یابد و پس از آن از ChatGPT برای دریافت توصیههای مرتبط با دستهٔ شما سؤال کند. هر نقطهٔ تماس مهم است.
مرتبط: چگونه فروش حضوری خود را در فصل تعطیلات فراتر از تعطیلات گسترش دهید
بهعنوان گام بعدی، اطمینان حاصل کنید که اطلاعات کسبوکار شما دقیق و در چندین کانال کشفی (مانند اینستاگرام، Google Maps، فیسبوک و/یا تیکتوک) قابل مشاهده است. مشتریان راضی را تشویق کنید تا تجربههای خود را بهاشتراک بگذارند و بهسرعت به نظرات و کامنتها پاسخ دهید. این تعامل مستمر به پلتفرمها (و مدلهای هوش مصنوعی) نشان میدهد که شما یک کسبوکار فعال و درگیر هستید؛ که این کار باعث بهبود دیده شدن شما و تقویت شهرتتان میشود.
بازاریابی برای دنیای آینده به چابکی، اصالت و تمایل به پذیرش فناوریهای در حال تحول در حالی که ارتباط را حفظ میکند، نیاز دارد؛ این دقیقاً تعریف خدمات مشتری برجسته و بهیادماندنی است. خبر خوب این است که کارآفرینان بهطور ذاتی توانایی انعطافپذیری، واکنش سریع به روندها و ساختن روابط اصیل در مقیاس بزرگ را دارند.
مزیت رقابتی شما از تمایز بهدست میآید. با سرمایهگذاری در این چهار روند بازاریابی، حضور برندی ایجاد میکنید که مشتریان به یاد میآورند، توصیه میکنند و دوباره به آن باز میگردند.
نکات کلیدی
محتوای ویدئوی کوتاهمدت از یک گزینهٔ لوکس به یک ضرورت در استراتژیهای بازاریابی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی و شخصیسازی، اساسیترین عوامل تعامل مدرن با مشتریان هستند؛ بهطوریکه ۷۱٪ مصرفکنندگان انتظار دارند تعاملات برند بهصورت شخصیسازیشده باشد.
یکپارچهسازی اصالت و ساخت جامعه، بههمراه سازگاری با رفتارهای جدید جستجو همچون شبکههای اجتماعی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، برای دیده شدن و رشد کسبوکار حیاتی است.
با شروع فصل خریدهای تعطیلات، لحظهٔ حاضر که اوج مصرف و ارتباط سال را نشان میدهد، در مرکز توجه کسبوکارهای همهاندازه قرار دارد. در میان این فصل شلوغ، صاحبان کسبوکار باید برای «چیزی که بعداً میآید» در ترجیحات مصرفکنندگان هم آماده باشند.
هوش مصنوعی (AI)، بینشهای مبتنی بر دادهها، محتوای کوتاهمدت، ساخت جامعه و موارد دیگر نقش ایفا خواهند کرد، اما اینها برای کارآفرینان چگونه میتوانند شکل بگیرند؟ این چهار روند را در نظر بگیرید تا کسبوکار خود را سال بهسال به مقصدی موردتقاضای مشتریان تبدیل کنید.
دور زدن از آشغال، محتوای بیکیفیت تولیدشده توسط هوش مصنوعی که به اسلایدهای همکاران، فیدهای رسانههای اجتماعی، رسانههای خبری و حتی آگهیهای املاک نفوذ کرده، سختتر شده است.
«آشغال به همهجا میریزد»، نوشت ویراستاران Merriam-Webster که واژه «آشغال» را بهعنوان واژهٔ سال ۲۰۲۵ انتخاب کردند. «مانند لجن، گلگل و آلای خاکی، آشغال صدایی مرطوب دارد که نشانگر چیزی است که نمیخواهید لمس کنید.»
به همین دلیل است که لحظهای به کرهٔ بلورین خود نگاهی میاندازم و یکی از پیشبینیهای ناخوشایند انتهای سال را میگویم: سال ۲۰۲۶ سال بازاریابی «صددرصد انسانی» خواهد شد.
به حرف من گوش کنید.
آشغال هوش مصنوعی معمولاً تصاویری بیضرر مثل «عیسی میگو» یا سریالهای گربهای با چشمهای بزرگ را به یاد میآورد. اما این تصاویر بهتدریج پیچیدهتر میشوند و برای حتی کسانی که با اینترنت بزرگ شدهاند و خود را کارشناس یا حداقل شکارچی مناسبی از محتوای تقلبی میدانند، بحران اعتمادی ایجاد میکند. نشانههای معمول — نورپردازی غیرطبیعی، دستهای ناهماهنگ، پسزمینههای نامتناسب — بهطور قابلتوجهی صاف شدهاند.
یک اسکرول ساده در TikTok اکنون حس یک آزمون دارد: آیا تقلب را شناسایی کردید یا بهصورت بیتوجهی دوبار روی ویدئوی خرگوشهای پرشکننده روی طنابپر کلیک کردید؟ (میدانید که فریب خوردهاید! همهٔ ما همینطور شدیم!)
احساس ناخوشایندی است که فریب خوردیم. و نشانهای از واکنش مخالف هماکنون آغاز شده است.
ماه گذشته، غول رادیو و پادکست iHeartMedia شعاری با عنوان «انسانی تضمینشده» را معرفی کرد و به کاربران وعده داد که از «شخصیتهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی» یا پخش موسیقی تولیدشده توسط هوش مصنوعی استفاده نخواهد کرد.
تحقیقات داخلی این شرکت صوتی مستقر در سانآنتونیو نشان داد که ۹۰٪ از شنوندگان — حتی کسانی که خود از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند — میخواهند محتواهایشان توسط انسان ساخته شود.
«مهم است که بهعنوان بازاریابان به یاد داشته باشیم که در موقعیتی بسیار نازک در دوران پرنوسان، چه در آمریکا و چه در سراسر جهان، قرار داریم»، گفت باب پیتمن، مدیرعامل iHeartMedia، در بیانیهای که این پاییز منتشر کرد. «مصرفکنندگان تنها به دنبال راحتی نیستند — آنها به دنبال معنا هستند.»
iHeartMedia تنها نیست. اوایل این ماه، ویراستاران The Tyee، یک سایت خبری مستقل در کانادا، تصمیم خود برای اتخاذ سیاست عدم استفاده از هوش مصنوعی را اعلام کردند و گفتند که «خبرنگاری که توسط هوش مصنوعی نوشته یا تولید شده است» را منتشر نخواهند کرد. (البته این یک خبرگزاری کوچک است و بهندرت یا بههیچیک از رسانههای بزرگ تعهد مشابهی داشتهاند. اما چندین روزنامهٔ مشهور که بهسرعت هوش مصنوعی را پذیرفتهاند، اکنون با پیامدهای آن مواجه هستند؛ بهویژه واشنگتن پست که اخیراً یک ربات پادکست پر از خطا منتشر کرده که بهطور گسترده مورد انتقاد قرار گرفته است.)
در هالیوود، جایی که هوش مصنوعی اغلب بهعنوان تهدیدی وجودی دیده میشود، برخی خالقان این پیام را بهوضوح به مخاطبان منتقل میکنند. «این برنامه توسط انسانها ساخته شده است» در بخش اعتبارات سریال «Pluribus»، مجموعهٔ موفق Apple TV که توسط خالق «Breaking Bad» وینس گیلیگان ساخته شده، دیده میشود. دیگران بهصورت فعال علیه «تیلی نورود»، «بازیگری» تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مبارزه میکنند؛ سازندگان او سوگند میخورند که تیلی بیشتر یک آزمایش دیجیتال است و نه تلاشی برای جایگزینی بازیگران انسانی.
در Pinterest، سایتی که برای تختههای مد و الهامگیری از عروسیها مرجع است، پذیرش هوش مصنوعی توسط این شرکت کاربران وفادار خود را دچار فاصلهگذاری میکند، همانطور که همکارم Ramishah Maruf ماه گذشته گزارش داد. همچنین در سراسر نیویورک، تبلیغات متروی دستگاه ضبط هوش مصنوعی قابلپوشیدن به نام «Friend» هدف خرابکاریهای مستمر شدهاند و عابران را ترغیب میکنند تا پیامهایی مانند «هوش مصنوعی دوست شما نیست» و «با همسایهتان صحبت کنید» بنویسند.
یک هنرمند بهحدی از زوال اینترنت خسته شد که افزونهٔ مرورگری به نام Slop Evader را ایجاد کرد؛ این افزونه جستجوهای وب را طوری فیلتر میکند که تنها نتایج پیش از نوامبر ۲۰۲۲ — پیش از انتشار ChatGPT — را نشان دهد.
نتیجهگیری: ممکن است اشتباه کنم! تا کنون، واکنش مخالف به هوش مصنوعی نسبت به بخش گستردهای از شرکتهای آمریکایی که معتقدند هوش مصنوعی آیندهٔ کل اقتصاد است، بسیار کمرنگ است. در نهایت باید ببینیم آیا آزمایشهای بازاریابی ضد هوش مصنوعی میتوانند بازده واقعی داشته باشند یا نه.
با این حال، گمان میکنم هرچه وال استریت و مدیران عالیرتبه دربارهٔ درخشش هوش مصنوعی و پتانسیل بیپایان آن برای افزایش بهرهوری و حتی خلاقیت اظهار نظر کنند، مردم بیشتری آن را بهعنوان دام میبینند.
تا بهحال تجربهٔ زندگیمان با چتباتها و مولدهای تصویر ترکیبی از مثبت و منفی بوده است. مطمئناً گفتن به سُورا برای ساختن ویدئویی از سگم که با سانتاکلوز در آسمان پاریس پرواز میکند، میتواند سرگرمکننده باشد. و بله، گاهی یک چتبات بهتر از جستجوی معمولی وب برای دریافت توصیههای سفر است. اما در عین حال یک تولیدکنندهٔ دیپفیک است که میتواند بهسرعت اطلاعات نادرست را گسترش دهد (همانطور که Grok از xAI در تیرۀ حادثهٔ تیراندازی در ساحل بوندی یکشنبه انجام داد) و افراد را بهسوی توهمات، گاهی مرگبار، سوق دهد.
ممکن است مصرفکنندگان و خلاقان تازه تصمیم به گفتن «کافی شد» گرفته باشند. یا حداقل، ترجیح دهند برخی چیزها هنوز بهدست انسانها ساخته شوند.